﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
سرمووی مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::Sermovie::.

2
00:00:03,710 --> 00:00:05,670
‫هوی.

3
00:00:08,040 --> 00:00:09,300
‫سلام.

4
00:00:09,380 --> 00:00:12,720
‫من نوواکم، کسی که قراره بهتون یاد بده.

5
00:00:12,800 --> 00:00:14,260
‫خوشبختم.

6
00:00:15,300 --> 00:00:17,720
‫خـ ـ خوشبختیم.

7
00:00:19,510 --> 00:00:20,810
‫چقدر سفت و سخت.

8
00:00:21,310 --> 00:00:22,730
‫درک می‌کنم.

9
00:00:23,310 --> 00:00:25,690
‫کارمون از نظر اجتماعی ضروریه،

10
00:00:25,770 --> 00:00:28,650
‫ولی شکنجه‌ی مرتدا به کنار، حتی سروکله زدن باهاشون...

11
00:00:28,730 --> 00:00:30,570
‫زیاد خوش‌آیند نیست.

12
00:00:32,280 --> 00:00:35,820
‫حتی هنوز به دخترم نگفتم واقعاً کارم چیه.

13
00:00:36,910 --> 00:00:39,030
‫ولی خیالتون راحت.

14
00:00:39,120 --> 00:00:41,040
‫بهش عادت می‌کنین.

15
00:00:41,830 --> 00:00:47,500
‫بگذریم، چیزی که بیشتر از همه باید آماده‌ش باشین

16
00:00:48,000 --> 00:00:48,880
‫اینه.

17
00:00:50,090 --> 00:00:51,960
‫می‌دونین این چیه؟

18
00:00:52,460 --> 00:00:52,910
‫عا...

19
00:00:52,980 --> 00:00:53,760
‫نه.

20
00:00:54,420 --> 00:00:59,640
‫میزان کاغذبازی موردنیاز بعد از بازپرسی
‫حتی یه‌دونه مرتده.

21
00:01:00,350 --> 00:01:04,140
‫که یعنی، این شغل عین چی عذابه.

22
00:01:05,560 --> 00:01:08,150
‫ولی چیزی که می‌خواین بدونین،

23
00:01:08,230 --> 00:01:11,480
‫اینه که کارآمدترین روش برای ارتقاء رتبه چیه، نه؟

24
00:01:11,570 --> 00:01:12,400
‫ها؟

25
00:01:12,980 --> 00:01:16,110
‫این روش منه.

26
00:01:16,200 --> 00:01:20,080
‫اسقف اعظم به‌شدت رو تئوری‌ها و کیهان حساسن.

27
00:01:20,580 --> 00:01:25,790
‫اگه برای اون مسائل داوطلب بشین، تو چشمش میاین.

28
00:01:25,870 --> 00:01:30,540
‫بعدم، جای اینکه کلی وقت صرف یه هدف کله‌گنده کنین،

29
00:01:30,630 --> 00:01:33,300
‫برین سراغ تعداد زیادی از کوچیکاش.

30
00:01:33,380 --> 00:01:36,800
‫هرچی تعداد بیشتر باشه، شهرتتون هم بالاتر می‌ره.

31
00:01:37,840 --> 00:01:39,430
‫سوالی هست؟

32
00:01:41,050 --> 00:01:42,890
‫عـ ـ عام...

33
00:01:42,970 --> 00:01:46,140
‫چرا اسقف اعظم رو کیهان حساسیت دارن؟

34
00:01:46,810 --> 00:01:47,940
‫عا...

35
00:01:48,020 --> 00:01:49,940
‫خب، می‌دونی،

36
00:01:50,020 --> 00:01:52,230
‫یه‌زمانی، اسقف اعظم ستاره‌شناسی می‌خوند.

37
00:01:52,320 --> 00:01:53,150
‫ها؟!

38
00:01:52,320 --> 00:01:53,150
‫ها؟!

39
00:01:53,230 --> 00:01:56,400
‫با این‌حال، الان حسابی ازش بیزاره.

40
00:01:56,490 --> 00:02:00,870
‫همچین مواقعی، به‌نظرم تو گذشته
‫یه‌چیز بد پیش اومده.

41
00:02:00,950 --> 00:02:03,990
‫تجربیات جوانی تا آخر عمر به آدم می‌چسبن.

42
00:02:04,990 --> 00:02:06,540
‫سوال دیگه‌ای هست؟

43
00:02:07,750 --> 00:02:11,420
‫اگه نه که تو اتاق بازپرسی ادامه می‌دیم.

44
00:02:12,000 --> 00:02:12,880
‫بریم.

45
00:02:14,500 --> 00:02:17,590
‫اوه، سلام، آنتونی-سان.

46
00:02:18,340 --> 00:02:20,340
‫فکر کردم سروصدا شنیدم.

47
00:02:20,430 --> 00:02:22,300
‫شما بازپرسا اینجا چیکار می‌کنین؟

48
00:02:20,430 --> 00:02:22,300
‫بازپرس رو قسمت پیش تفتیش عقاید ترجمه کردم؛ که همونم درسته،
‫ولی ترجیح می‌دم بازم شغل‌شون رو به‌عنوان «بازپرس» ترجمه کنم.

49
00:02:22,390 --> 00:02:24,010
‫خب...

50
00:02:24,100 --> 00:02:27,310
‫اسقف اعظم می‌خواست به تازه‌واردا روحیه بده.

51
00:02:27,390 --> 00:02:28,810
‫تازه‌وارد؟

52
00:02:28,890 --> 00:02:30,730
‫ولمون کن.

53
00:02:31,310 --> 00:02:34,730
‫شما بازپرسا همینطوری هم خرج‌تون زیاده.

54
00:02:34,820 --> 00:02:36,570
‫و دارین نیروی جدیدم می‌گیرین؟

55
00:02:37,070 --> 00:02:41,410
‫بیخیال حالا. یه روحانی نباید سر پول حساس باشه، نه؟

56
00:02:41,910 --> 00:02:43,490
‫مثل همیشه بی‌خبری.

57
00:02:44,080 --> 00:02:45,080
‫گوش بده.

58
00:02:45,160 --> 00:02:48,120
‫چه بحث جنگ‌های صلیبی باشه، و چه حفظ کلیسا،

59
00:02:48,200 --> 00:02:49,750
‫دوتاش پول می‌خواد.

60
00:02:49,830 --> 00:02:53,080
‫وقتشه یاد بگیری پول واقعاً چه ارزشی داره.

61
00:02:53,590 --> 00:02:57,300
‫نمی‌دونم چطور انقدر اسقف اعظم ازت خوششون اومده،

62
00:02:57,380 --> 00:03:00,380
‫ولی یه بازپرس باید جایگاهشو بشناسه.

63
00:03:04,390 --> 00:03:05,390
‫حله.

64
00:03:05,470 --> 00:03:07,270
‫چشم.

65
00:03:08,220 --> 00:03:10,440
‫ابلهیت اسقف اعظم حد و مرز نداره.

66
00:03:14,860 --> 00:03:16,900
‫اون کی بود؟

67
00:03:16,980 --> 00:03:21,400
‫شاید یه معاون کشیش؟

68
00:03:21,490 --> 00:03:23,660
‫عنوان رسمیشو نمی‌دونم.

69
00:03:23,740 --> 00:03:27,620
‫ساده‌تر بگم، پسر اسقف اعظمه.

70
00:03:28,120 --> 00:03:30,540
‫پسرشون؟ مگه مجرد نیستن؟

71
00:03:31,330 --> 00:03:33,250
‫معلومه که هست.

72
00:03:33,750 --> 00:03:34,670
‫تو دید عموم البته.

73
00:03:38,050 --> 00:03:42,130
‫خب، خودمونو جمع‌جور کنیم
‫و برگردیم سر تمرین تو اتاق بازپرسی.

74
00:03:44,500 --> 00:03:49,260
‫پشت هم فریاد می‌زنم

75
00:03:49,300 --> 00:03:52,340
‫حتی اگه در این شب...

76
00:03:53,340 --> 00:03:56,470
‫تاریک، یه هیولا بشم

77
00:03:57,930 --> 00:04:03,020
‫می‌خوام اینو همینجا باقی بذارم...

78
00:04:03,770 --> 00:04:06,650
‫این راز رو

79
00:04:07,980 --> 00:04:10,030
‫کم کم، می‌خورم

80
00:04:11,820 --> 00:04:18,410
‫ستاره‌های سرخ و آبی، از آینده به گذشته

81
00:04:18,580 --> 00:04:20,790
‫یکی یکی می‌خورم

82
00:04:22,420 --> 00:04:25,500
‫اگه چندین بار لهشون کنم،

83
00:04:26,290 --> 00:04:30,260
‫وقتی آب شدن می‌نوشمشون

84
00:04:30,470 --> 00:04:35,340
‫هنگامی که از بالای تبه به ستاره‌ها می‌نگرم

85
00:04:35,340 --> 00:04:40,640
‫من نیز این تنهایی رو حس می‌کنم

86
00:04:41,100 --> 00:04:42,980
‫هنگام طلوع...

87
00:04:43,810 --> 00:04:48,320
‫وقتی که دستانم لکه‌دار شدن، دیگه...

88
00:04:49,150 --> 00:04:50,490
‫فراموش کرده‌ام

89
00:04:50,650 --> 00:04:57,700
‫این دنیا به‌طرز راحتی ناقصه

90
00:04:57,990 --> 00:05:00,950
‫برای همین می‌خوام بدونم

91
00:05:01,000 --> 00:05:08,340
‫ولی اگه مثل یه هیولا، به دورِ دور فریاد بکشم

92
00:05:08,630 --> 00:05:12,420
‫باز هم ناپدید می‌شه

93
00:05:13,960 --> 00:05:19,470
‫قسمت یازدهم

94
00:05:13,960 --> 00:05:19,470
وحشت

95
00:05:16,640 --> 00:05:17,730
‫عا، راستی.

96
00:05:18,230 --> 00:05:20,770
‫قبل از اینکه بریم تو، یه سوال دارم.

97
00:05:20,860 --> 00:05:23,400
‫تاحالا هیچکدوم‌تون با یه مرتد حرف زده؟

98
00:05:24,530 --> 00:05:25,900
‫نـ ـ نه.

99
00:05:25,990 --> 00:05:27,950
‫البته که نه.

100
00:05:28,030 --> 00:05:29,410
‫معلوم بود.

101
00:05:30,870 --> 00:05:33,540
‫فقط نیازه مواظب یه‌چیز باشین.

102
00:05:34,870 --> 00:05:36,660
‫دروغگوهای ماهری‌ان.

103
00:05:36,750 --> 00:05:38,580
‫گول نخورین.

104
00:05:47,550 --> 00:05:49,090
‫یـ ‌ـ یه زن؟

105
00:05:51,140 --> 00:05:52,720
‫آره.

106
00:05:52,810 --> 00:05:55,310
‫می‌دونی، بیشتریاشون همینن.

107
00:05:57,140 --> 00:05:59,560
‫دیروز دستگیر شد.

108
00:06:00,150 --> 00:06:03,150
‫می‌گه هیچی راجع به قداس سیاه نمی‌دونه.

109
00:06:04,230 --> 00:06:06,990
‫ولی گزارشات زیادی داشتیم،

110
00:06:07,070 --> 00:06:09,320
‫برای همین به‌دقت باید بررسیش کنیم.

111
00:06:10,660 --> 00:06:13,240
‫وظیفه‌تون برای امروز

112
00:06:13,740 --> 00:06:15,330
‫یادگیری پایه‌هاست.

113
00:06:16,330 --> 00:06:17,330
‫پیچ انگشتی.

114
00:06:24,050 --> 00:06:25,340
‫بیدار شو.

115
00:06:31,640 --> 00:06:33,430
‫صبحت بخیر.

116
00:06:33,930 --> 00:06:37,850
‫همونطور که دیروزم پرسیدم، لطفاً
‫راجع به قداس سیاه حرف بزن.

117
00:06:37,930 --> 00:06:41,480
‫همچنین نیازه اسم همکاراتو هم لو بدی.

118
00:06:41,560 --> 00:06:44,400
‫این‌همه بهت گفتم!

119
00:06:44,480 --> 00:06:46,480
‫هیچی نمی‌دونم!

120
00:06:47,780 --> 00:06:50,360
‫اینو بذار دور انگشتش.

121
00:06:50,450 --> 00:06:51,280
‫ها؟

122
00:07:02,460 --> 00:07:04,460
‫هـ ـ هوی!

123
00:07:05,460 --> 00:07:08,510
‫خب، هنوزم حرفی نداری بزنی؟

124
00:07:08,590 --> 00:07:10,630
‫گفتم که. هیچی نمی‌دونم!

125
00:07:12,970 --> 00:07:13,680
‫بچرخونش.

126
00:07:13,780 --> 00:07:14,160
‫ها؟

127
00:07:19,230 --> 00:07:20,270
‫زودباش.

128
00:07:33,240 --> 00:07:37,120
‫می‌دونیم داخل اون جنگل رفت‌آمد داشتی.

129
00:07:37,910 --> 00:07:40,660
‫کی راجع به اونجا بهت گفت؟

130
00:07:40,750 --> 00:07:42,670
‫حتماً یه همکار داری.

131
00:07:43,790 --> 00:07:47,300
‫مگه تو هم اندازه‌ی من دلت نمی‌خواد زود تموم بشه؟

132
00:07:48,380 --> 00:07:50,380
‫گفتم...

133
00:07:51,170 --> 00:07:53,430
‫رفته بودم غذا پیدا کنم،

134
00:07:53,930 --> 00:07:56,050
‫و کارم به اون جنگل کشید.

135
00:07:56,140 --> 00:07:57,430
‫برام چاره‌ای نمی‌ذاریا.

136
00:07:57,510 --> 00:07:58,890
‫بیشتر بچرخونش.

137
00:07:58,970 --> 00:08:02,140
‫و ـ ولی بیشتر از اینـ-

138
00:08:02,230 --> 00:08:03,520
‫انجامش بده.

139
00:08:03,600 --> 00:08:06,940
‫این چیزیه که تو دستورات نوشته شده.

140
00:08:09,360 --> 00:08:11,400
‫وگرنه کارمون تموم نمی‌شه.

141
00:08:32,420 --> 00:08:34,550
‫خب، می‌تونی درش بیاری.

142
00:08:37,390 --> 00:08:38,550
‫بعدی تویی.

143
00:08:39,560 --> 00:08:41,310
‫هنوز دست چپش مونده.

144
00:08:47,060 --> 00:08:49,820
‫لطفاً... بسه دیگه.

145
00:08:51,070 --> 00:08:52,900
‫پس حرف بزن.

146
00:08:53,400 --> 00:08:57,620
‫عمراً اتفاقی به اون جنگل رسیده باشی.

147
00:08:57,700 --> 00:08:59,990
‫یکی بهت گفت.

148
00:08:57,700 --> 00:08:59,990
‫چرا؟

149
00:09:00,490 --> 00:09:02,250
‫چرا این بلا داره سر من میاد؟

150
00:09:03,370 --> 00:09:04,410
‫بچرخونش.

151
00:09:05,580 --> 00:09:08,380
‫اگه واقعاً هیچی ندونه چی؟

152
00:09:10,630 --> 00:09:11,500
‫انجامش بده.

153
00:09:20,180 --> 00:09:22,310
‫خـ ـ خدایا...

154
00:09:30,860 --> 00:09:32,110
‫نمی‌تونم.

155
00:09:32,820 --> 00:09:35,030
‫اوه؟ صحیح.

156
00:09:36,780 --> 00:09:38,570
‫قابل درکه.

157
00:09:40,620 --> 00:09:42,370
‫کارت خوب بود.

158
00:09:42,870 --> 00:09:46,290
‫پس اینطور که شد، برمی‌گردیم سراغ تو.

159
00:09:48,000 --> 00:09:49,040
‫زودباش.

160
00:09:54,710 --> 00:09:56,880
‫لـ ـ لطفاً تمومش کن!

161
00:09:56,970 --> 00:09:57,930
‫حرف می‌زنم!

162
00:09:58,010 --> 00:09:59,930
‫همسایه‌م، آنا بهم گفت!

163
00:10:00,010 --> 00:10:02,180
‫برادر کوچیک‌ترم مریضه،

164
00:10:02,260 --> 00:10:05,680
‫و بهم گفت اگه برم قداس سیاه، می‌تونم
‫گیاه دارویی به‌دست بیارم!

165
00:10:06,890 --> 00:10:11,520
‫من... جادوگر نیستم.

166
00:10:12,690 --> 00:10:14,440
‫فقط دنبال دارو بودم.

167
00:10:15,440 --> 00:10:17,320
‫فکرشو نمی‌کردم این اتفاق بیوفته.

168
00:10:20,320 --> 00:10:22,700
‫ببخشید، آنا.

169
00:10:23,280 --> 00:10:27,460
‫لطفاً منو ببخش.

170
00:10:24,420 --> 00:10:27,460
‫بابت اطلاعات ممنون.

171
00:10:28,620 --> 00:10:30,920
‫خب، بیاین استراحت کنیم.

172
00:10:33,590 --> 00:10:35,960
‫بابت کاری که کردم معذرت می‌خوام.

173
00:10:36,050 --> 00:10:37,970
‫اشکال نداره.

174
00:10:38,050 --> 00:10:40,720
‫درک می‌کنم چرا سختته. روز اولته.

175
00:10:41,300 --> 00:10:45,640
‫ولی بازم، اگه می‌خوای زود کارت تموم بشه، باید نظرتو عوض کنی.

176
00:10:46,270 --> 00:10:50,480
‫ولی این واقعاً روش درستیه؟

177
00:10:51,060 --> 00:10:52,900
‫شاید دروغ بگن

178
00:10:52,980 --> 00:10:54,730
‫تا از درد فرار کنن.

179
00:10:54,820 --> 00:10:57,490
‫نمی‌شه یکم بیشتر باهاشون حرف زد؟

180
00:10:57,990 --> 00:10:59,200
‫عشق خداوند می‌تونـ-

181
00:10:59,270 --> 00:10:59,900
‫جواب نه‌ـه.

182
00:11:05,740 --> 00:11:07,040
‫گوش بده.

183
00:11:07,540 --> 00:11:10,750
‫اصلاً ماها نفوذی نداریم.

184
00:11:11,250 --> 00:11:13,250
‫وظیفه‌مون انجام کاریه که بهمون گفته شده.

185
00:11:14,250 --> 00:11:16,750
‫بعدشم، اگه یه‌چیزی یاد گرفته باشم،

186
00:11:16,840 --> 00:11:19,800
‫اینه که مرتدا هرکاری که لازم باشه می‌کنن.

187
00:11:19,880 --> 00:11:24,300
‫اونا با شیطان قرارداد بستن تا دنیا رو عوض کنن.

188
00:11:24,890 --> 00:11:28,390
‫می‌دونی برای جلوگیری از اون،

189
00:11:28,890 --> 00:11:33,520
‫و حفظ دنیای الان‌مون، چی مهمه؟

190
00:11:39,990 --> 00:11:41,150
‫وحشت.

191
00:11:47,910 --> 00:11:48,740
‫وحشت؟

192
00:11:52,040 --> 00:11:52,740
‫نوواک-سان!

193
00:11:52,840 --> 00:11:53,620
‫ها؟

194
00:11:55,210 --> 00:11:57,210
‫یه دستور اعزام فوری براتون اومده!

195
00:11:57,710 --> 00:11:58,880
‫یه گزارش رسیده.

196
00:11:58,960 --> 00:12:02,260
‫چی؟ چرا من؟

197
00:12:02,340 --> 00:12:04,930
‫درگیر تمرین‌ دادن این تازه‌واردام.

198
00:12:05,010 --> 00:12:08,260
‫خود اسقف انتخابتون کردن.

199
00:12:12,100 --> 00:12:13,810
‫پس انگار چاره‌ای ندارم.

200
00:12:14,310 --> 00:12:17,230
‫بقیه‌شو باید از یکی دیگه بشنوین.

201
00:12:17,310 --> 00:12:19,650
‫تا بعد.

202
00:12:20,400 --> 00:12:22,820
‫این‌بار چیه؟ دوباره بحث کیهانه؟

203
00:12:22,900 --> 00:12:24,160
‫انگار همینطوره.

204
00:12:28,410 --> 00:12:29,700
‫ببخشید.

205
00:12:29,790 --> 00:12:32,410
‫مجبور شدی جای من شکنجه‌ش بدی.

206
00:12:35,040 --> 00:12:37,380
‫خب، بهم مدیون شدی.

207
00:12:39,090 --> 00:12:41,010
‫صحیح. ممنون.

208
00:12:42,470 --> 00:12:43,340
‫اون مرده...

209
00:12:43,840 --> 00:12:45,550
‫اصلاً خم به ابروش نیومد.

210
00:12:48,140 --> 00:12:52,060
‫اگه ما هم به‌اندازه‌ی کافی ادامه بدیم، مثل
‫اون بهش عادت می‌کنیم؟

211
00:12:53,390 --> 00:12:54,520
‫معلوم نیست.

212
00:12:55,810 --> 00:12:57,730
‫درهرصورت، باید ادامه بدیم.

213
00:12:59,690 --> 00:13:00,690
‫به‌خاطر...

214
00:13:01,980 --> 00:13:03,860
‫بشریت.

215
00:13:11,490 --> 00:13:12,450
‫ها؟

216
00:13:12,540 --> 00:13:13,790
‫اوکجی هستم!

217
00:13:13,870 --> 00:13:15,870
‫کم کم وقتشه.

218
00:13:15,960 --> 00:13:18,080
‫باید سمت شهر راه بیوفتیم!

219
00:13:18,580 --> 00:13:21,340
‫حله! فقط باید این نامه رو بنویسم.

220
00:13:23,460 --> 00:13:24,840
‫خب، می‌تونه بمونه برای بعد.

221
00:13:26,010 --> 00:13:27,380
‫بعداً انجامش می‌دم.

222
00:13:40,770 --> 00:13:42,530
‫مشتاق دیدار!

223
00:13:42,610 --> 00:13:45,610
‫همچنین، یولنتا-سان.

224
00:13:46,110 --> 00:13:47,030
‫سلام.

225
00:13:49,030 --> 00:13:50,950
‫خب... به سلامتی!

226
00:13:49,870 --> 00:13:50,950
‫به سلامتی!

227
00:13:59,540 --> 00:14:01,170
‫راستی،

228
00:14:02,170 --> 00:14:04,710
‫اگه اجازه‌ هست بپرسم،

229
00:14:05,630 --> 00:14:08,510
‫پیشرفتی داشتین؟

230
00:14:09,300 --> 00:14:10,180
‫آره.

231
00:14:10,680 --> 00:14:14,520
‫برای همین گفتم بیاین اینجا.

232
00:14:16,560 --> 00:14:18,100
‫تموم شد.

233
00:14:22,110 --> 00:14:24,070
‫جدی؟

234
00:14:24,150 --> 00:14:25,940
‫خب، بخوام دقیق بگم،

235
00:14:26,440 --> 00:14:31,070
‫تا حدی پیش رفته که مشکلی ندارم عمومیش کنم.

236
00:14:32,410 --> 00:14:36,370
‫پس یعنی حتی الانم...

237
00:14:36,870 --> 00:14:37,710
‫آره.

238
00:14:38,870 --> 00:14:39,710
‫الان...

239
00:14:41,330 --> 00:14:42,250
‫همین حین صحبتامون...

240
00:14:44,040 --> 00:14:45,050
‫همین لحظه...

241
00:14:58,560 --> 00:15:01,270
‫داریم حرکت می‌کنیم.

242
00:15:08,320 --> 00:15:15,160
‫بازم، فکر کردن به اینکه فقط
‫ ما حقیقتو می‌دونیم هنوزم عجیبه.

243
00:15:15,950 --> 00:15:20,250
‫آره، اصلاً باورم نمی‌شه.

244
00:15:21,000 --> 00:15:22,310
‫منم همینطور.

245
00:15:22,770 --> 00:15:23,150
‫ها؟

246
00:15:23,790 --> 00:15:28,260
‫درحالی که توضیحات ریاضی مدارهای کیهانی تکمیل شده،

247
00:15:28,760 --> 00:15:32,220
‫هنوز از نظر فلسفه‌ی طبیعی، چیزای زیادی بی‌توضیح مونده.

248
00:15:32,800 --> 00:15:34,930
‫اونا مشکلات الان به بعدن.

249
00:15:35,640 --> 00:15:37,220
‫راجع به اون.

250
00:15:37,810 --> 00:15:39,680
‫از الان می‌خواین چیکار کنین؟

251
00:15:40,680 --> 00:15:43,440
‫وقتی آماده‌سازی‌‌های نهاییم تموم شد،

252
00:15:43,520 --> 00:15:46,480
‫می‌رم سمت یه جمهوری تو جنوب غربی.

253
00:15:46,570 --> 00:15:50,150
‫شنیدم اونجا از نظر تحقیقاتی آزادی بیشتری هست.

254
00:15:51,820 --> 00:15:52,780
‫بعدشم،

255
00:15:52,860 --> 00:15:56,870
‫راهب ارشد صومعه‌ی مرکزی داره شایعات بدی
‫راجع بهم پخش می‌کنه.

256
00:15:56,950 --> 00:15:59,500
‫بیخیال لباس روحانیم می‌شم و بین محققا مخفی می‌شم.

257
00:16:00,450 --> 00:16:03,080
‫درهرصورت دیگه نیازی به روحانیت ندارم.

258
00:16:04,330 --> 00:16:11,090
‫برای جور کردن خورد و خوراکم، به‌عنوان معلم ‫برای اشراف
‫یا ثروتمندایی که علاقه به علم دارن کار می‌کنم.

259
00:16:11,170 --> 00:16:13,180
‫وقتی بسترش جور شد،

260
00:16:13,260 --> 00:16:15,260
‫دنبال فرصت برای انتشارش می‌گردم.

261
00:16:15,890 --> 00:16:18,180
‫پس قراره از روستا برین؟

262
00:16:18,680 --> 00:16:19,680
‫آره.

263
00:16:19,770 --> 00:16:21,230
‫اوکجی-سان، می‌دونستین؟

264
00:16:22,100 --> 00:16:23,770
‫آره.

265
00:16:23,850 --> 00:16:25,900
‫هرچند همین اخیراً بهم گفتن،

266
00:16:27,560 --> 00:16:29,480
‫وقتی بادنی-سان برن،

267
00:16:29,570 --> 00:16:32,360
‫منم می‌خوام برم یه شهر دیگه.

268
00:16:32,860 --> 00:16:33,700
‫یه شهر؟

269
00:16:34,280 --> 00:16:35,110
‫آره.

270
00:16:35,200 --> 00:16:37,200
‫یه‌جا یه کار پیدا می‌کنم

271
00:16:37,780 --> 00:16:39,660
‫و چندسالیو صرف پول جمع کردن می‌کنم.

272
00:16:40,160 --> 00:16:43,160
‫دارم به دانشگاه رفتن فکر می‌کنم.

273
00:16:44,000 --> 00:16:44,920
‫جان؟

274
00:16:44,000 --> 00:16:44,920
‫جان؟

275
00:16:45,000 --> 00:16:47,880
‫یکم بهش علاقه‌مند شدم.

276
00:16:48,960 --> 00:16:51,510
‫هیچ برنامه‌ای برای آینده ندارم.

277
00:16:51,590 --> 00:16:53,050
‫گفتم امتحانش کنم.

278
00:16:52,750 --> 00:16:53,720
‫چی می‌گی؟

279
00:16:54,720 --> 00:16:57,510
‫به‌نظر من که هدف عالی‌ایه!

280
00:16:57,590 --> 00:16:58,800
‫تمام تلاشتونو بکنین!

281
00:16:59,600 --> 00:17:03,060
‫و یولنتا-سان، شما چی؟ آینده‌تون چی؟

282
00:17:04,180 --> 00:17:07,940
‫ارشدم، کولبه-سان ارتقاء رتبه گرفت،

283
00:17:08,020 --> 00:17:12,360
‫و ازم دعوت کرده عضو گروه تحقیقاتی
‫ستاره‌شناسی جدیدش بشم.

284
00:17:12,860 --> 00:17:15,820
‫فعلاً اونجا کار می‌کنم.

285
00:17:17,160 --> 00:17:18,740
‫و یه‌زمانی،

286
00:17:19,240 --> 00:17:23,080
‫می‌خوام یه رساله به اسم خودم منتشر کنم.

287
00:17:23,160 --> 00:17:25,000
‫به اسم خودتون؟

288
00:17:25,080 --> 00:17:25,910
‫آره.

289
00:17:26,000 --> 00:17:28,330
‫الان، اصلاً نمی‌تونم از خودم اسمی ببرم.

290
00:17:29,330 --> 00:17:34,010
‫ولی اگه همچین رسمی بسازم، ممکنه کار آیندگان راحت‌تر بشه.

291
00:17:34,510 --> 00:17:37,340
‫یه‌روزی، شاید آینده‌ای...

292
00:17:38,010 --> 00:17:41,930
‫و محیطی وجود داشته باشه که همه
‫به‌طور برابر بتونن داخلش یاد بگیرن.

293
00:17:42,010 --> 00:17:43,930
‫اگه می‌تونم به ساختش کمک کنم...

294
00:17:44,430 --> 00:17:47,850
‫عا، ولی فعلاً فقط یه رویائه.

295
00:17:49,020 --> 00:17:49,860
‫یه رویا؟

296
00:17:51,900 --> 00:17:56,610
‫اوه، چیزه... سنپایم تو انجمن می‌گفت...

297
00:17:57,700 --> 00:17:59,700
‫رویا داشتن خوبه.

298
00:18:02,790 --> 00:18:07,410
‫این روزا، حس می‌کنم بالأخره دارم می‌فهمم منظورش چی بود.

299
00:18:10,460 --> 00:18:13,050
‫تا وقتی که یه رویا داشته باشم،

300
00:18:13,550 --> 00:18:17,220
‫حس می‌کنم می‌تونم مقابل
‫یه هفته فاجعه دووم بیارم.

301
00:18:17,720 --> 00:18:20,720
‫واقعاً چیز باارزشیه.

302
00:18:21,800 --> 00:18:23,810
‫آره، موافقم.

303
00:18:24,310 --> 00:18:26,140
‫عا، راستی.

304
00:18:26,230 --> 00:18:30,650
‫اوکجی-سان، کتابی که داشتین می‌نوشتین چی شد؟

305
00:18:30,730 --> 00:18:34,650
‫راستش یکم پیش تمومش کردم.

306
00:18:34,730 --> 00:18:37,820
‫واقعاً؟ خوشحال می‌شم بخونمش!

307
00:18:37,900 --> 00:18:41,660
‫عا، ولی برای خوندن ننوشتمش.

308
00:18:42,240 --> 00:18:45,410
‫صرفاً نوشتمش تا افکارمو مرتب کنم.

309
00:18:45,490 --> 00:18:46,450
‫فایده نداره.

310
00:18:46,540 --> 00:18:50,250
‫وقتی با کلمات چیزی بیان می‌کنین، حیفه به اشتراک نذارینش!

311
00:18:50,750 --> 00:18:52,380
‫یولنتا، سلام.

312
00:18:55,170 --> 00:18:57,840
‫ها؟! چرا اینجایی؟

313
00:18:59,470 --> 00:19:03,550
‫برای کارم اومده بودم این اطراف، گفتم غافل‌گیرت کنم.

314
00:19:03,640 --> 00:19:06,720
‫از همکارات پرسیدم کجایی.

315
00:19:07,220 --> 00:19:09,560
‫واقعاً؟

316
00:19:09,640 --> 00:19:11,310
‫غافل‌گیر که شدم.

317
00:19:11,900 --> 00:19:13,690
‫اوه، ببخشید عزیزان.

318
00:19:13,770 --> 00:19:16,150
‫قصد مزاحمت نداشتم.

319
00:19:16,650 --> 00:19:19,780
‫ببخشید. معرفی می‌کنم.

320
00:19:21,030 --> 00:19:22,530
‫ایشون پدرمه.

321
00:19:23,660 --> 00:19:27,660
‫سلام. پدر یولنتا، نوواک هستم.

322
00:19:28,660 --> 00:19:30,540
‫امکانش هست بشینم؟

323
00:19:30,620 --> 00:19:32,290
‫البته. بفرمایید.

324
00:19:39,720 --> 00:19:42,590
‫ر ـ راستی، پدر یولنتا-سان،

325
00:19:43,390 --> 00:19:46,350
‫شـ ـ شما کارتون چیه؟

326
00:19:46,430 --> 00:19:48,470
‫اون، چیزه...

327
00:19:48,560 --> 00:19:52,560
‫بیاین بگیم به کلیسا کمک می‌کنم.

328
00:19:52,640 --> 00:19:56,320
‫همونطور که دیدین، هیچوقت بهم جزئیات نمی‌ده.

329
00:19:56,400 --> 00:20:00,110
‫وقتی یه مرد پیش خانواده‌شه، دلش
‫می‌خواد کارشو فراموش کنه.

330
00:20:00,190 --> 00:20:02,240
‫نیازی نیست خودداری کنی.

331
00:20:02,320 --> 00:20:04,870
‫درهرصورت، شما هم به خداوند خدمت می‌کنی، نه؟

332
00:20:04,950 --> 00:20:07,080
‫می‌شه گفت یکم پیچیده‌ست.

333
00:20:09,660 --> 00:20:11,710
‫و ـ واقعاً؟

334
00:20:15,630 --> 00:20:16,960
‫اگه امکانش هست بپرسم...

335
00:20:17,040 --> 00:20:20,340
‫شما چطور دخترمو می‌شناسین؟

336
00:20:21,800 --> 00:20:26,220
‫به‌نظر نمیاد با آزمایشگاه کنت پیست دخلی داشته باشین.

337
00:20:26,300 --> 00:20:29,560
‫اون، چیزه...

338
00:20:29,640 --> 00:20:34,020
‫همونطور که از ظاهرم مشخصه، تو کلیسای روستا کار می‌کنم.

339
00:20:34,100 --> 00:20:37,020
‫پس احتمالاً نباید زیاد نوشیدنی بخورید!

340
00:20:39,270 --> 00:20:43,450
‫در کنارش تحقیقات مربوط به ستاره‌شناسی
‫و نجوم هم انجام می‌دیم.

341
00:20:44,910 --> 00:20:45,990
‫تحقیقات؟

342
00:20:46,070 --> 00:20:48,530
‫مدتی پیش،

343
00:20:48,620 --> 00:20:51,500
‫جلوی تابلو اعلانات شهر دخترتون رو دیدیم.

344
00:20:51,580 --> 00:20:54,040
‫خیلی آگاه هستن،

345
00:20:54,540 --> 00:20:57,880
‫برای همین هر چندوقت یک‌بار هم رو
‫می‌بینیم تا دانش ردوبدل کنیم.

346
00:20:59,090 --> 00:21:00,130
‫اوه؟

347
00:21:05,220 --> 00:21:07,970
‫چقدر بی‌نظیر!

348
00:21:08,050 --> 00:21:10,140
‫انقدر تأثیرگذار بود، یه لحظه زبونم بند اومد.

349
00:21:10,220 --> 00:21:11,390
‫ها؟

350
00:21:11,470 --> 00:21:15,270
‫هم روحانی‌اید، و هم محقق؟ حتماً خیلی کوشا هستید.

351
00:21:15,350 --> 00:21:19,270
‫باعث خجالتمه، ولی من خیلی تنبلم.

352
00:21:19,360 --> 00:21:20,520
‫اینطور نیست.

353
00:21:20,610 --> 00:21:23,780
‫کوشایی من در مقایسه با دخترتون هیچی نیست.

354
00:21:23,860 --> 00:21:25,900
‫فرد خیلی هوشیار و خردمندی هستن.

355
00:21:26,490 --> 00:21:27,610
‫ها؟

356
00:21:27,700 --> 00:21:28,910
‫خب...

357
00:21:28,990 --> 00:21:30,910
‫خیلی ممنون!

358
00:21:30,990 --> 00:21:35,160
‫راستش، شنیدن این حرف‌ها یکی از شادترین لحظات زندگیمه.

359
00:21:35,250 --> 00:21:37,920
‫بیخیال، انقدر اغراق نکن. خجالت می‌کشم.

360
00:21:38,000 --> 00:21:40,920
‫ازت تعریف کردن، ایرادش چیه؟

361
00:21:41,000 --> 00:21:43,840
‫یکم فروتنی به جایی بر نمی‌خوره.

362
00:21:48,930 --> 00:21:50,930
‫خب دیگه، اینجا راه‌مون از هم جدا می‌شه.

363
00:21:51,850 --> 00:21:53,930
‫بابت حضور یهوییش معذرت می‌خوام.

364
00:21:54,430 --> 00:21:55,640
‫چیزی نبود.

365
00:21:55,730 --> 00:21:57,270
‫بیاین بازم یه‌وقت همو ببینیم.

366
00:22:10,660 --> 00:22:11,580
‫ها؟

367
00:22:12,910 --> 00:22:13,910
‫در...

368
00:22:14,620 --> 00:22:16,040
‫در امانیم!

369
00:22:16,790 --> 00:22:19,250
‫چت شده؟

370
00:22:19,330 --> 00:22:21,000
‫تمام مدت رفتارت عجیب بود.

371
00:22:21,500 --> 00:22:23,550
‫بازم یه‌چیز عجیب دیگه مربوط به رعیت‌هاست؟

372
00:22:23,630 --> 00:22:25,760
‫اصلاً اینطور نیست!

373
00:22:25,840 --> 00:22:27,920
‫الان،

374
00:22:28,010 --> 00:22:31,010
‫تو بزرگ‌ترین خطر زندگیم بودم!

375
00:22:31,090 --> 00:22:31,930
‫چی؟

376
00:22:33,010 --> 00:22:35,020
‫همین چندوقت پیش،

377
00:22:35,100 --> 00:22:39,020
‫یه‌جایی پدر یولنتا-سان رو دیدم.

378
00:22:44,860 --> 00:22:47,940
‫و اگه درست یادم باشه، اون فرد-

379
00:22:48,990 --> 00:22:51,620
‫شما دوتا، یه لحظه وقت دارین؟

380
00:23:01,790 --> 00:23:02,790
‫سلام.

381
00:23:04,290 --> 00:23:05,960
‫مگه با یولنتا-سان نرفتین؟

382
00:23:06,710 --> 00:23:09,340
‫دخترمو تنها فرستادم.

383
00:23:09,930 --> 00:23:12,220
‫هنوز کار دارم.

384
00:23:13,430 --> 00:23:14,350
‫کار؟

385
00:23:18,060 --> 00:23:19,940
‫راستش...

386
00:23:20,020 --> 00:23:22,480
‫من یه بازپرسم.

387
00:23:22,500 --> 00:23:30,500


388
00:23:31,000 --> 00:23:41,000


