﻿1
00:00:08,591 --> 00:00:09,724
‫بچه که بودم،

2
00:00:09,725 --> 00:00:11,101
‫دلم می‌خواست کلارک کنت باشم

3
00:00:11,102 --> 00:00:12,561
‫با روزنامه‌نگاری دنیا رو نجات بدم

4
00:00:12,562 --> 00:00:14,896
‫- تا حالا این روزنامه رو خوندی؟
‫- آره، مزخرفه

5
00:00:14,897 --> 00:00:17,274
‫- تو…
‫- قراره سر و سامونش بدیم

6
00:00:17,275 --> 00:00:19,234
‫البته بهتره اول بری دیدنِ رئیست،
‫بعداً حرف می‌زنیم

7
00:00:19,235 --> 00:00:22,237
‫من ازمرالدا گرند هستم، سردبیر اجرایی

8
00:00:22,238 --> 00:00:24,698
‫مسئولیت بخش آنلاین ت. ت. ت. هم با منه

9
00:00:24,699 --> 00:00:26,324
‫برای سِمت سردبیر ارشد استخدام شدم

10
00:00:26,325 --> 00:00:27,868
‫- بالادستِ ازمرالدا؟
‫- بله

11
00:00:27,869 --> 00:00:29,870
‫ند ژن سوسک داره

12
00:00:29,871 --> 00:00:33,582
‫دیدید هر چی می‌زنید تو سرش،
‫باز زنده می‌مونه؟ ند هم همینه

13
00:00:33,583 --> 00:00:36,293
‫جایزه‌ی برترین پوشش خبری در مطبوعات
‫می‌رسه به تروث‌تلر تولیدو

14
00:00:36,294 --> 00:00:37,419
‫ایول!

15
00:00:37,420 --> 00:00:39,754
‫وای، خدا! بی‌نهایت ممنونم

16
00:00:39,755 --> 00:00:42,466
‫- برنده‌ی این جایزه کسی نیست جز… میر پریتی
‫- وایِ من

17
00:00:43,234 --> 00:00:46,761
‫اسکار مارتینز
‫برنده‌ی جایزه‌ی جورچین آقای عدد

18
00:00:46,762 --> 00:00:48,889
‫ای با… مرده‌شورتو ببرن!

19
00:00:48,890 --> 00:00:52,601
‫- فکر کنم وقتشه از هم جدا بشیم
‫- رابطه‌مون از اون دست رابطه‌ها نبود

20
00:00:52,602 --> 00:00:54,853
‫اما واسه من بود، یه‌جورایی

21
00:00:54,854 --> 00:00:57,063
‫- خیال کردی خودم دلم نمی‌خواد بوست کنم؟
‫- نمی…

22
00:00:57,064 --> 00:00:59,191
‫می‌خوام ببوسمت.
‫با این کار عین آب‌خوردن

23
00:00:59,192 --> 00:01:01,002
‫فاتحه‌ی شغل‌مون رو می‌خونیم

24
00:01:02,445 --> 00:01:03,945
‫خدایا

25
00:01:03,946 --> 00:01:05,131
‫پشمام

26
00:01:06,657 --> 00:01:08,575
‫وقتی یه‌شبه به همه‌ی آرزوهات می‌رسی

27
00:01:08,576 --> 00:01:10,702
‫چیکار می‌کنی؟

28
00:01:10,703 --> 00:01:12,787
‫حریص‌تر میشی

29
00:01:12,788 --> 00:01:14,289
‫بهش میگن تخته‌گاز رفتن

30
00:01:14,290 --> 00:01:17,876
‫دو شب پیش، همه‌ی جوایز
‫روزنامه‌نگاری اوهایو رو درو کردیم

31
00:01:17,877 --> 00:01:21,296
‫الان هم بهترین موقع‌ست که
‫مارو رو سرکیسه کنیم

32
00:01:21,297 --> 00:01:25,008
‫یه لیست از خواسته‌هام دارم، خب؟
‫سرجمع صدهزار دلار میشه

33
00:01:25,009 --> 00:01:27,469
‫امروز قراره کلش رو نقد کنم

34
00:01:27,470 --> 00:01:29,888
‫هورا

35
00:01:29,889 --> 00:01:31,139
‫آخ

36
00:01:31,140 --> 00:01:34,309
‫- هوی. چراغ قرمزه
‫- خیلی‌خب

37
00:01:34,310 --> 00:01:36,937
‫مهم اینه که بدونی کِی پا پیش بذاری و…

38
00:01:36,938 --> 00:01:39,564
‫- با توئم ها، مرتیکه‌ی هویج…
‫- …از مارو تقاضا کنی

39
00:01:39,565 --> 00:01:41,024
‫گیب، رفیق شفیق خودم

40
00:01:41,025 --> 00:01:43,985
‫اجازه هست پرسنل افتخارآفرین
‫نشریه‌ی تروث‌تلر تولیدو رو

41
00:01:43,986 --> 00:01:45,362
‫معرفی کنم خدمتتون؟

42
00:01:45,363 --> 00:01:47,322
‫اسکار، به داداشمون بگو
‫سر چی جایزه گرفتی

43
00:01:47,323 --> 00:01:50,951
‫بله، برای جورچین آقای عدد.
‫اسمش به گوشتون نخورده؟

44
00:01:50,952 --> 00:01:52,661
‫قراره امروز عصر بریم مکارونی بارن

45
00:01:52,662 --> 00:01:54,287
‫مشروب بزنیم و جشن بگیریم

46
00:01:54,288 --> 00:01:56,039
‫زیتی‌هاش تو کل منطقه زبون‌زده

47
00:01:56,040 --> 00:01:57,832
‫بسته‌ی طبقه‌ی نُهم،
‫از طرف آقای مارو پاتنام

48
00:01:57,833 --> 00:02:00,377
‫- برگام، مارو برامون گل خریده
‫- وای

49
00:02:00,378 --> 00:02:02,170
‫آخرین باری که گل گرفتم،
‫واسه جشن فارغ‌التحصیلیِ دبیرستان بود

50
00:02:02,171 --> 00:02:04,339
‫ای دل غافل، چرا به عقل خودم نرسید؟!

51
00:02:04,340 --> 00:02:07,384
‫چی… چی از گل بهتره؟

52
00:02:07,385 --> 00:02:09,844
‫- سبد میوه و شکلات؟
‫- بادکنک

53
00:02:12,306 --> 00:02:13,783
‫ببرش بالا، بالا

54
00:02:18,020 --> 00:02:19,938
‫هاها!

55
00:02:27,863 --> 00:02:30,782
‫- آره، آره، آره
‫- ند، محض رضای خدا خاموشش کن!

56
00:02:34,161 --> 00:02:36,788
‫- چی شده؟
‫- چشم‌هات رو باز کن، رفیق

57
00:02:36,789 --> 00:02:38,206
‫یه بنده‌خدا مُرده

58
00:02:38,207 --> 00:02:40,834
‫سیری، صدا رو کم کن

59
00:02:40,835 --> 00:02:43,753
‫پخش ترانه‌ی «برای چی باید کم کنم؟» از
‫دی‌جی اسنیک و لیل جان

60
00:02:43,754 --> 00:02:45,714
‫نه. خاموشش کن، خاموش

61
00:02:45,715 --> 00:02:48,592
‫- ند!
‫- سیری، من… سیری! قطعش کن!

62
00:02:50,261 --> 00:02:52,363
‫کی؟ کی مُرده؟

63
00:02:53,097 --> 00:02:54,556
‫بیل پترسون فوت کرده

64
00:02:58,144 --> 00:02:59,811
‫یکی از بچه‌های بخش سافتیز

65
00:02:59,812 --> 00:03:03,023
‫یکی از آدم‌هایی که ماه‌هاست
‫داری باهاشون کار می‌کنی

66
00:03:05,067 --> 00:03:06,776
‫بیل!

67
00:03:06,777 --> 00:03:09,070
‫وایِ من! چرا؟

68
00:03:09,071 --> 00:03:11,740
‫وای، بیل!

69
00:03:12,992 --> 00:03:14,343
‫کی آهنگ رو قطع کرد؟

70
00:03:14,390 --> 00:03:25,390
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

71
00:03:41,389 --> 00:03:44,623
‫« روزنامه »
‫« فصل دوم، قسمت اول »

72
00:03:45,203 --> 00:03:48,794
‫« درخشش بزرگ ت.ت.ت
‫در جوایز روزنامه‌نگاری اوهایو »

73
00:03:48,819 --> 00:03:51,756
‫آره، آخر هفته‌ی جادویی‌ای بود

74
00:03:53,074 --> 00:03:54,574
‫جادویی؟

75
00:03:54,575 --> 00:03:57,118
‫مگه من مینی‌ماوسم؟

76
00:03:57,119 --> 00:03:58,721
‫منظورم اینه که
‫به لحاظ حرفه‌ای ترکوندیم

77
00:03:59,789 --> 00:04:03,583
‫لحظه‌شماری می‌کردم یکشنبه تموم بشه و
‫دوشنبه بیام سر کار

78
00:04:03,584 --> 00:04:05,353
‫سابقه نداشته همچین حسی داشته باشم

79
00:04:06,295 --> 00:04:09,130
‫اما، خب… دلم برای بیل سوخت

80
00:04:09,131 --> 00:04:10,840
‫بچه‌های سافتیز هر وقت یه جنسی می‌فروشن،

81
00:04:10,841 --> 00:04:13,343
‫گونگِ پشتِ‌سرِ ‫ادلولا رو به صدا درمیارن

82
00:04:13,344 --> 00:04:14,969
‫وای!

83
00:04:14,970 --> 00:04:17,972
‫بیل از اون شخصیت‌ها بود که
‫می‌مُرد واسه غافلگیرکردنِ بقیه

84
00:04:17,973 --> 00:04:19,474
‫عاشق این بود ‫بره محکم بکوبه روی گانگ

85
00:04:19,475 --> 00:04:21,142
‫من‌بعد هر صدای بلند و

86
00:04:21,143 --> 00:04:22,686
یهویی‌ای بشنوم، یادش می‌افتم

87
00:04:22,687 --> 00:04:25,980
‫می‌تونستیم به جوایز آخر هفته و
‫افتخاراتمون بنازیم،

88
00:04:25,981 --> 00:04:29,567
‫یا اینکه کی رو گول زدن
‫تا خرخره مشروب بخوره،

89
00:04:29,568 --> 00:04:34,823
‫منتها خب، مارو تأکید داره
‫فقط به بیل بپردازیم

90
00:04:34,824 --> 00:04:38,076
‫- معلوم شد چطور مُرده؟
‫- گویا توی آتیش‌سوزی سوخته

91
00:04:38,077 --> 00:04:39,994
‫چقدر دردناک

92
00:04:39,995 --> 00:04:42,372
‫بیچاره بیل. بیل، بیل، بیل

93
00:04:42,373 --> 00:04:45,542
‫بیل… بیل همونیه که
‫ماه‌گرفتگی داشت دیگه، نه؟

94
00:04:45,543 --> 00:04:46,543
‫نه

95
00:04:49,088 --> 00:04:53,007
‫مُرده؟ بیلِ ما؟

96
00:04:53,008 --> 00:04:54,360
‫نه، نه، نه

97
00:04:55,720 --> 00:05:00,324
‫مُرده. بیلِ ما. از دنیا رفته

98
00:05:01,475 --> 00:05:03,184
‫آره، همینه. باریکلا

99
00:05:03,185 --> 00:05:04,728
‫مُرده

100
00:05:04,729 --> 00:05:06,146
‫بیلِ ما

101
00:05:06,147 --> 00:05:07,939
‫از دنیا رفته

102
00:05:07,940 --> 00:05:11,317
‫مارو، می‌خواستم بابت آهنگ و رقصمون

103
00:05:11,318 --> 00:05:12,902
‫عذرخواهی کنم

104
00:05:12,903 --> 00:05:14,738
‫- عیبی نداره، رفیق
‫- نمی‌دونستم. من خبر نداشتم

105
00:05:14,739 --> 00:05:18,366
‫- تو شوک بودی
‫- بیلِ نازنین

106
00:05:18,367 --> 00:05:20,452
‫یعنی روحش الان رفته اون دنیا؟

107
00:05:20,453 --> 00:05:23,538
‫می‌دونم حقوقش برمی‌گرده به خزانه‌ی شرکت و

108
00:05:23,539 --> 00:05:25,665
‫خرجِ زنده‌ها میشه؛

109
00:05:25,666 --> 00:05:29,002
‫چه‌بسا یه بخشیش هم برسه به
‫نشریه‌ی محبوبش، تروث‌تلر

110
00:05:29,003 --> 00:05:33,631
‫نه، چون این کار حکم
‫تُف‌انداختن روی قبرش رو داره

111
00:05:33,632 --> 00:05:37,260
‫روراست بگم، یه‌جو احترام هم
‫برات قائل نبود، ند

112
00:05:37,261 --> 00:05:39,554
‫- از نظرش همه‌تون پخمه‌ای بیش نبودید
‫- راست میگه

113
00:05:39,555 --> 00:05:40,972
‫راستش، ازمرالدا،

114
00:05:40,973 --> 00:05:45,059
‫اصلاً در جریان نبودم که
‫تو و بیل این‌قدر با هم صمیمی بودید

115
00:05:45,060 --> 00:05:46,561
‫بله که بودیم

116
00:05:46,562 --> 00:05:48,730
‫ازمرالدا کلاً یک‌بار با بیل لب گرفت

117
00:05:48,731 --> 00:05:51,733
‫اون هم توی ماشینش
‫جلوی درِ مکارونی بارن

118
00:05:51,734 --> 00:05:54,652
‫بعید می‌دونم از اون روز به بعد
‫اصلاً باهاش چشم‌توچشم شده باشه

119
00:05:54,653 --> 00:05:57,655
‫با این اوضاع،
‫امروز می‌تونید به کارتون برسید؟

120
00:05:57,656 --> 00:06:00,241
‫صد البته. باید پای حقیقت ایستاد

121
00:06:00,242 --> 00:06:03,077
‫چه دردناک باشه چه هزینه‌بردار

122
00:06:03,078 --> 00:06:06,581
‫راستش، من یکی که فکر می‌کنم
‫به مرخصی باحقوق نیاز دارم

123
00:06:06,582 --> 00:06:08,666
‫بعداً سر جزئیاتش با هم کنار میایم

124
00:06:08,667 --> 00:06:12,629
‫ولی راستش، الان از تنهایی می‌ترسم

125
00:06:12,630 --> 00:06:16,132
‫ببین آخه… نگاه کن، دارم می‌لرزم

126
00:06:16,133 --> 00:06:17,842
‫- تو هم آدمی دیگه
‫- نمی‌تونم

127
00:06:17,843 --> 00:06:19,594
‫- همه توی این غم با هم شریکیم
‫- دست خودم نیست. آره

128
00:06:19,595 --> 00:06:21,930
‫به‌نظرم یه مطلب درجه‌یک
‫در وصف بیل بنویسیم

129
00:06:21,931 --> 00:06:24,349
‫- از حق نگذریم، اسوه‌ی انسانیت بود
‫- اوهوم

130
00:06:24,350 --> 00:06:25,767
‫اصلاً می‌دونی چیه؟

131
00:06:25,768 --> 00:06:28,561
‫می‌تونیم بی‌معطلی بذاریمش
‫روی بخش آنلاین ت. ت. ت.

132
00:06:28,562 --> 00:06:31,523
‫به‌جای اخبار اون شب نحس،
‫تیتر بزنیم:

133
00:06:31,524 --> 00:06:35,735
‫«به‌راستی که اسوه‌ی انسانیت بود،
‫از طرف مارو پاتنام»

134
00:06:35,736 --> 00:06:38,613
‫یعنی وسط تیتر بنویسیم:
‫«از طرف مارو پاتنام»؟

135
00:06:38,614 --> 00:06:40,448
‫مهم‌ترین بخشش هم همینه دیگه، آره

136
00:06:40,449 --> 00:06:42,450
‫با درشت‌ترین فونت. خفه‌شو

137
00:06:42,451 --> 00:06:44,077
‫- دست‌مریزاد، ازمرالدا
‫- آره

138
00:06:44,078 --> 00:06:46,454
‫ند، نظرت چیه تیمت رو دور هم جمع کنی؟

139
00:06:46,455 --> 00:06:48,081
‫یه متن خاص و استثنایی قلم بزنید

140
00:06:48,082 --> 00:06:50,291
‫می‌دونی، یه چیزی که خانواده‌ش
‫بتونن قاب کنن بزنن به دیوار

141
00:06:50,292 --> 00:06:51,626
‫- به‌یادِ بیل
‫- به‌یادِ بیل

142
00:06:51,627 --> 00:06:53,962
‫- به‌یادِ بیل
‫- به‌یادِ بیل

143
00:06:53,963 --> 00:06:56,297
‫نه، نه، نه

144
00:06:56,298 --> 00:06:57,298
‫چیزه… چیز…

145
00:06:58,509 --> 00:06:59,968
‫دست گلت درد نکنه

146
00:06:59,969 --> 00:07:01,302
‫واقعاً ممنونم

147
00:07:01,303 --> 00:07:02,971
‫- همه‌چی روبه‌راه میشه
‫- نمیشه

148
00:07:02,972 --> 00:07:04,848
‫درست میشه

149
00:07:04,849 --> 00:07:05,682
‫آروم باش

150
00:07:05,683 --> 00:07:07,826
‫ند، حرکت قشنگی بود، رفیق

151
00:07:10,688 --> 00:07:12,480
‫جای خالیش بدجور حس میشه

152
00:07:12,481 --> 00:07:15,900
‫اینجا بدون اون سوت‌وکور شده

153
00:07:15,901 --> 00:07:18,361
‫اگه بنا بود بین بچه‌های این طبقه
‫قرعه‌ی مرگ به نام یکی بیفته،

154
00:07:18,362 --> 00:07:19,988
‫صددرصد اون شخص بیل نبود

155
00:07:19,989 --> 00:07:22,365
‫صرفاً بر اساس سود شرکت و
‫ضریب محبوبیت،

156
00:07:22,366 --> 00:07:24,450
‫الکساندر می‌رفت صدر لیست

157
00:07:24,451 --> 00:07:25,994
‫اما حکمت خدا این بود که
‫بیل رو ازمون بگیره

158
00:07:25,995 --> 00:07:29,163
‫رو حرفِ خدا هم که نمیشه حرف زد.
‫شاید اَل نفر بعدی باشه.

159
00:07:29,164 --> 00:07:31,684
‫خلاصه، خودم پیش‌قدم شدم و
‫آستین‌ها رو زدم بالا

160
00:07:32,626 --> 00:07:34,544
‫در جایگاه مسئول فروش؛

161
00:07:34,545 --> 00:07:36,170
‫به عشق خودِ بیل

162
00:07:36,171 --> 00:07:38,899
سایز پاش هم به‌قدری گنده‌ست که
حالا حالا پُرشدنی نیست

163
00:07:38,915 --> 00:07:45,915
آوامووی در شبکه های اجتماعی
@AvaMovie_in

164
00:08:08,871 --> 00:08:11,456
‫به‌نظرت مرگ بیل مناسب تیتر صفحه‌ی اوله، ند؟

165
00:08:11,457 --> 00:08:14,626
‫آره. فانی‌بودنِ بشر. جهان‌شموله

166
00:08:14,627 --> 00:08:16,377
‫همه‌مون داریم روی لبه‌ی تیغ راه می‌ریم

167
00:08:16,378 --> 00:08:18,379
‫احتمال داره همین امشب
‫یکی بیاد بکُشتت

168
00:08:18,380 --> 00:08:19,672
‫- عجب
‫- اوهوم

169
00:08:19,673 --> 00:08:21,341
‫معمولاً هم کار یکی از آشناهاست

170
00:08:21,342 --> 00:08:23,051
‫- ارادت
‫- چه‌خبر، رفقا؟

171
00:08:23,052 --> 00:08:24,118
‫خب، امروز یکی از

172
00:08:24,119 --> 00:08:27,180
‫پسرهای بخش دستمال توالت
‫فوت کرده، ماروین

173
00:08:27,181 --> 00:08:29,015
‫درسته، بری

174
00:08:29,016 --> 00:08:31,893
‫میر، یه زحمتی بکِش و کادر مربوط
‫به جوایز رو کوچیک‌تر کن

175
00:08:31,894 --> 00:08:34,312
‫- امروز وقتِ فخرفروشی نیست
‫- چشم

176
00:08:34,313 --> 00:08:36,415
‫- اوه
‫- کوچیک‌تر

177
00:08:37,107 --> 00:08:38,566
‫- اوه
‫- کوچیک‌تر

178
00:08:38,567 --> 00:08:40,234
‫کوچیک‌تر. یه‌کم بیشتر

179
00:08:40,235 --> 00:08:42,362
‫کوچیک‌تر

180
00:08:42,363 --> 00:08:44,447
‫- وای…
‫- آره، الان خوب شد

181
00:08:44,448 --> 00:08:46,699
‫حالا بفرستش اون گوشه،
‫تهِ صفحه. آره

182
00:08:46,700 --> 00:08:48,743
‫- مطمئن‌اید؟
‫- زشته تو این شرایط

183
00:08:48,744 --> 00:08:52,038
‫خیلی‌خب، امروز کی قراره
‫روی زندگی‌نامه و مرگِ بیل کار کنه؟

184
00:08:52,039 --> 00:08:55,750
‫- نیکول. نیکول پیگیره
‫- همه باید روش کار کنید

185
00:08:55,751 --> 00:08:57,669
‫بچه‌ها، ازتون می‌خوام

186
00:08:57,670 --> 00:09:00,296
‫متنی بنویسید که بشه
‫شاهکارِ سابقه‌ی کاریتون

187
00:09:00,297 --> 00:09:02,507
‫زیر و بم زندگی این بنده‌ی خدا رو دربیارید

188
00:09:02,508 --> 00:09:04,884
‫می‌خوام با جادوی کلمات،
‫روحش رو راهیِ والهالا کنیم

189
00:09:04,885 --> 00:09:06,886
‫- همگی، پا شید! بریم تو کارش
‫- بیل!

190
00:09:06,887 --> 00:09:09,430
‫- به‌یادِ بیل! به‌یادِ بیل!
‫- آره

191
00:09:09,431 --> 00:09:10,598
‫- خیلی‌خب
‫- گوه توش!

192
00:09:10,599 --> 00:09:11,825
‫والهالا کجاست دیگه؟

193
00:09:17,147 --> 00:09:18,147
‫سلام، چه‌خبر؟

194
00:09:22,778 --> 00:09:24,404
‫میزونِ میزونم

195
00:09:24,405 --> 00:09:25,547
‫چطور مگه؟

196
00:09:26,365 --> 00:09:29,492
‫با هم دوست بودید پس؟

197
00:09:29,493 --> 00:09:31,119
‫عین دوتا هم‌سنگر بودیم

198
00:09:31,120 --> 00:09:33,121
‫با همدیگه کلی ماجرای پشم‌ریزون
‫پشتِ‌سر گذاشتیم

199
00:09:33,122 --> 00:09:36,040
‫- سرِ فروختن دستمال توالت؟
‫- دقیقاً

200
00:09:36,041 --> 00:09:39,210
‫- سرگرمی خاصی هم داشت؟
‫- گمونم با آشپزی خیلی حال می‌کرد

201
00:09:39,211 --> 00:09:41,629
‫هر بار می‌گفتم آخر هفته چیکارها کردی،

202
00:09:41,630 --> 00:09:44,590
‫فقط می‌گفت پای گاز بود،

203
00:09:44,591 --> 00:09:46,759
‫مشغول آشپزی و پخت‌وپز

204
00:09:46,760 --> 00:09:49,637
‫دستِ تقدیر رو می‌بینید؟
‫طرف عشق پخت‌وپز بود و

205
00:09:49,638 --> 00:09:51,180
‫آخرسر هم خودش کباب شد

206
00:09:51,181 --> 00:09:52,348
‫آره

207
00:09:55,936 --> 00:09:57,520
‫کس دیگه‌ای هم کشته شد؟

208
00:09:57,521 --> 00:09:59,022
‫نه. تنها فوتی ایشون بوده

209
00:09:59,023 --> 00:10:00,648
‫دامنه‌ی حریق به واحدهای مجاور سرایت نکرد

210
00:10:00,649 --> 00:10:03,901
‫احیاناً به بقیه‌ی اهالی ساختمون خبر نداده؟

211
00:10:03,902 --> 00:10:06,946
‫یا چه‌می‌دونم، خودش رو فدا نکرده که
‫جونِ بقیه رو نجات بده؟

212
00:10:06,947 --> 00:10:08,781
‫- فداکاری‌ای چیزی؟
‫- نه، نه

213
00:10:08,782 --> 00:10:10,158
‫دست‌وپاش رو گم کرده بود و

214
00:10:10,159 --> 00:10:11,125
‫عین یه حیوون زجرکش شده

215
00:10:11,126 --> 00:10:12,910
‫رد ناخن‌هاش قشنگ روی در مونده

216
00:10:12,911 --> 00:10:15,013
‫به‌نظرتون مرگ دردناکی داشته؟

217
00:10:15,998 --> 00:10:17,016
‫بله

218
00:10:18,459 --> 00:10:19,959
‫آدم مزخرفی بود

219
00:10:19,960 --> 00:10:21,878
‫اسلحه‌ش رو نشونِ بچه‌هام داده بود

220
00:10:21,879 --> 00:10:24,172
‫خب، یعنی کهنه‌سربازی چیزی بوده؟

221
00:10:24,173 --> 00:10:25,173
‫هوی!

222
00:10:26,258 --> 00:10:29,802
‫توی این محله،
‫کسی زر اضافه نمی‌زنه

223
00:10:29,803 --> 00:10:31,804
‫بسپاریدش به خودم.
‫سلام، چطوری، ستون؟

224
00:10:31,805 --> 00:10:34,640
‫- ببینید، ما نمی‌خوایم آدم‌فروشی کنید
‫- برید رد کارتون، شازده‌ها

225
00:10:34,641 --> 00:10:36,017
‫ما از کلانتری نیومدیم ها. فقط می‌خوایم…

226
00:10:36,018 --> 00:10:37,935
‫مطمئنم شنیدی چی گفتم

227
00:10:37,936 --> 00:10:39,395
‫- گمونم باید بریم
‫- آره

228
00:10:39,396 --> 00:10:40,897
‫- آره، بریم
‫- شرمنده

229
00:10:40,898 --> 00:10:43,316
‫می‌خوام ۱۰۰ هزار دلار بودجه
از مارو درخواست کنم

230
00:10:43,317 --> 00:10:45,068
‫اون‌وقت خروجی کارتون شده این خزعبلات؟

231
00:10:45,069 --> 00:10:47,236
‫دستِ‌کم یه تعریف الکی هم نتونستید
‫از زیر زبون کسی بکِشید بیرون؟

232
00:10:47,237 --> 00:10:49,822
‫ند، این یارو هفت‌خط روزگار بود

233
00:10:49,823 --> 00:10:51,699
‫نه، کلاً انرژی منفی از
‫سر و روش می‌بارید، رفیق

234
00:10:51,700 --> 00:10:53,659
‫خب، با این تفاصیل،
‫چی توی روزنامه بنویسیم؟

235
00:10:53,660 --> 00:10:58,372
‫بنویسیم اسلحه نشون می‌داده به بچه‌ی مردم و
‫توی آتیش زجرکُش شده؟

236
00:11:01,168 --> 00:11:05,421
‫تا این لحظه نمی‌دونستم چطوری جون داده،
‫ولی الان قشنگ فهمیدم

237
00:11:05,422 --> 00:11:06,589
‫چرا، ند؟

238
00:11:06,590 --> 00:11:09,550
‫- خیلی بی‌عاطفه‌ای
‫- شر… شرمنده

239
00:11:09,551 --> 00:11:13,137
‫خب، چی از بیلِ نازنینم دستگیرتون شده؟

240
00:11:13,138 --> 00:11:15,973
‫را… راستش، کلی اطلاعات گیرمون اومده، مارو

241
00:11:15,974 --> 00:11:17,683
‫- معرکه میشه
‫- خوبه

242
00:11:17,684 --> 00:11:19,102
‫مکارونی بارن از الان

243
00:11:19,103 --> 00:11:21,104
‫رسماً میشه مراسم بزرگداشتِ بیل

244
00:11:21,105 --> 00:11:23,898
‫مهمونی خودمون چی پس؟
‫جشن جایزه‌ی روزنامه‌نگاری‌مون چی؟

245
00:11:23,899 --> 00:11:25,858
‫نه، فکر فوق‌العاده‌ایه

246
00:11:25,859 --> 00:11:27,360
‫بی‌نهایت به‌جاست، بله

247
00:11:27,361 --> 00:11:29,445
‫با این حساب، بی‌خیال مشروب پیروزی می‌شیم و

248
00:11:29,446 --> 00:11:31,114
‫کوکتل بیل با یخ سفارش می‌دیم

249
00:11:31,115 --> 00:11:33,801
‫شخصاً پیگیری می‌کنم
‫ویسکی فایربال قاتیش نکنن

250
00:11:35,869 --> 00:11:37,203
‫خوب قلق مراسم دستش اومد

251
00:11:37,204 --> 00:11:39,288
‫مطلب‌تون سر وقت حاضر میشه؟

252
00:11:39,289 --> 00:11:41,541
‫- بله، بله. حتماً
‫- خیلی‌خوب. خوبه

253
00:11:41,542 --> 00:11:44,877
‫می‌خوام امروز توی مراسم
‫با صدای رسا جلوی همه بخونمش

254
00:11:44,878 --> 00:11:47,380
‫مادر و خواهر بیل هم میان

255
00:11:47,381 --> 00:11:48,756
‫آها

256
00:11:48,757 --> 00:11:50,925
‫چه عالی. اطاعت میشه، قربان

257
00:11:50,926 --> 00:11:55,304
‫چکیده‌ی افتخاراتِ این انسان والا رو
‫توی تاریخ ثبت می‌کنیم

258
00:11:55,305 --> 00:11:57,140
‫همین فرمون برید جلو، بچه‌ها

259
00:11:57,141 --> 00:11:58,141
‫دستتون درد نکنه

260
00:11:59,059 --> 00:12:01,102
‫عجب فتوشاپ جذابی

261
00:12:01,103 --> 00:12:03,354
‫« بیلی که من می‌شناختم »
‫« ازمرالدا گرند »

262
00:12:03,355 --> 00:12:07,251
‫- کِیف کردی؟
‫- تعطیلات آخر هفته خوش گذشت، نه؟

263
00:12:08,485 --> 00:12:09,902
‫آره، محشر بود

264
00:12:09,903 --> 00:12:11,487
‫گمونم به همه‌ی بچه‌ها خوش گذشت

265
00:12:11,488 --> 00:12:14,240
‫میگما، بی‌زحمت همه رو جمع می‌کنی
‫توی اتاق کنفرانس؟

266
00:12:14,241 --> 00:12:18,095
‫- باید مقاله‌ی بیل رو تموم کنیم
‫- آها. آره

267
00:12:20,914 --> 00:12:22,290
‫خیلی‌خب، تا اینجا هر چی

268
00:12:22,291 --> 00:12:24,167
توی فرم‌ گزینش ‫این بابا بوده، از دَم دروغه

269
00:12:24,168 --> 00:12:26,919
‫شماره‌تلفن خونه‌ش با سه‌تا ۵ شروع میشه و

270
00:12:26,920 --> 00:12:28,880
‫کلمه‌ی ایلینوی رو غلط نوشته

271
00:12:28,881 --> 00:12:30,256
‫نه، درسته که

272
00:12:30,257 --> 00:12:32,675
‫ولی هیچ پرونده‌ی تحصیلی‌ای
‫از مدرسه‌ش ثبت نشده

273
00:12:32,676 --> 00:12:34,468
‫اقلاً نه با این اسمی که ما می‌شناختیمش

274
00:12:34,469 --> 00:12:36,179
‫این رو توی کشوی میزش پیدا کردم

275
00:12:36,180 --> 00:12:38,264
‫به‌نظرت قبلاً ارتشی بوده، میر؟

276
00:12:38,265 --> 00:12:40,850
‫تا جایی‌که من می‌دونم،
‫مال هیچ‌کدوم از یگان‌های آمریکا نیست

277
00:12:40,851 --> 00:12:42,768
‫وایسا ببینم، فامیلیش اینجا مشخصه

278
00:12:42,769 --> 00:12:45,038
‫- ایگوروف
‫- ایگوروف؟

279
00:12:46,398 --> 00:12:48,691
‫مگه دزد دریایی‌ان که نشان نظامی‌شون
‫عکس جمجمه‌ست؟!

280
00:12:48,692 --> 00:12:51,360
‫بچه‌ها، الان پیج ساوندکلادِ
‫بیل ایگوروف رو پیدا کردم

281
00:12:51,361 --> 00:12:54,989
‫فقط یه تک‌آهنگ بیرون داده به اسم
‫«مورفین و بستنی»

282
00:12:54,990 --> 00:12:57,408
‫♪ پشیمونم از روزهایی که ♪

283
00:12:57,409 --> 00:13:01,037
‫♪ افسار زندگیم رو دادم دستِ نفرت ♪

284
00:13:01,038 --> 00:13:04,498
‫♪ عیار آدم‌ها رو با رنگِ پوستشون می‌سنجیدم ♪

285
00:13:04,499 --> 00:13:07,043
‫♪ اینطوری باشی بهت میگن نژادپرست ♪

286
00:13:07,573 --> 00:13:11,580
‫♪ تا اینکه با یه دختر خوشگل آشنا شدم ♪

287
00:13:12,551 --> 00:13:17,072
‫♪ اهل پرو بود و کل زندگیم رو کرد زیر و رو ♪

288
00:13:17,304 --> 00:13:20,056
‫تراویس، میشه قطعش کنی؟

289
00:13:20,057 --> 00:13:22,225
‫قرار نیست هر کی خلاقیتش گل کرد
‫بره تو کار هنر

290
00:13:22,226 --> 00:13:25,853
‫خب، پرچمی که دستشونه،
‫مال گروه واگنره

291
00:13:25,854 --> 00:13:27,688
‫- مزدورن
‫- چی؟

292
00:13:27,689 --> 00:13:29,523
‫این مرتیکه دیگه چه خریه؟!

293
00:13:30,609 --> 00:13:32,235
‫دیدی؟

294
00:13:32,236 --> 00:13:34,153
‫بله. الو؟

295
00:13:34,154 --> 00:13:37,448
‫بله، ۱۰ دقیقه‌ای خودمون رو می‌رسونیم.
‫عالیه. ممنون.

296
00:13:37,449 --> 00:13:40,409
‫- کی بود؟
‫- سردخونه. بقایای بیل اونجاست

297
00:13:40,410 --> 00:13:42,078
‫گفتن می‌تونیم بریم اونجا و
‫سؤال‌هامون رو بپرسیم

298
00:13:42,079 --> 00:13:45,098
‫- میر، بریم
‫- بریم. من عاشق سردخونه‌ام

299
00:13:45,999 --> 00:13:47,250
‫راستی، تراویس هم بیاد

300
00:13:47,251 --> 00:13:49,126
‫تراویس، تو هم بیا، داداش

301
00:13:49,127 --> 00:13:50,670
‫با وانت تو می‌ریم

302
00:13:50,671 --> 00:13:52,088
‫من اصلاً وانت ندارم

303
00:13:52,089 --> 00:13:53,589
‫یه‌جورایی بهم بر خورد

304
00:13:53,590 --> 00:13:57,277
‫من یه سواریِ ساده و کوچیک دارم.
‫دو دَر هم هست

305
00:14:00,472 --> 00:14:01,889
‫آتش‌سوزی ساعت ۱ نیمه‌شب
‫توی آشپزخونه شروع شده

306
00:14:01,890 --> 00:14:03,349
‫ساعت یک شب چی‌ می‌پخته؟

307
00:14:03,350 --> 00:14:05,935
‫- گوشت کباب می‌کرده؟
‫- برای بی‌خانمان‌ها مثلاً؟

308
00:14:05,936 --> 00:14:08,020
‫جسد رو نشونمون بدید، جناب.
‫بذارید ببینیمش.

309
00:14:08,021 --> 00:14:10,147
‫وای

310
00:14:10,148 --> 00:14:11,232
‫بیل

311
00:14:11,233 --> 00:14:13,276
‫سرش کدوم‌طرفه؟

312
00:14:13,277 --> 00:14:16,195
‫- یا خدا، اون درازه چیه آویزونه؟
‫- آلتش نیست؟

313
00:14:16,196 --> 00:14:17,863
‫نه، آلتش همون اول جزغاله شد

314
00:14:17,864 --> 00:14:22,326
‫چیزی که خیال می‌کردیم آلتشه،
‫معلوم شد استخون دنبالچه‌ش بوده

315
00:14:22,327 --> 00:14:23,953
‫آلت تناسلی به‌شدت ظریف و آسیب‌پذیره

316
00:14:23,954 --> 00:14:25,288
‫مثل اسفنج می‌مونه

317
00:14:25,289 --> 00:14:26,831
‫اولین عضویه که
‫توی آتیش‌سوزی گُر می‌گیره

318
00:14:26,832 --> 00:14:31,294
‫متأسفانه مثانه‌ی بیل هم
‫پُر از الکل بوده

319
00:14:31,295 --> 00:14:32,628
‫در نتیجه،

320
00:14:32,629 --> 00:14:34,005
‫آلتش رسماً نقش فتیله‌ی

321
00:14:34,006 --> 00:14:36,340
‫کوکتل مولوتف رو داشته

322
00:14:36,341 --> 00:14:38,259
‫واقعیتش، چند مورد مشابه دیگه هم
‫به پُستم خورده

323
00:14:38,260 --> 00:14:40,261
‫شواهد حاکی از اینه که
‫با مشتقات اشتعال‌زا سروکار داشته

324
00:14:40,262 --> 00:14:42,680
‫اشتعال‌زا؟
‫خب، عاشق آشپزی بود

325
00:14:42,681 --> 00:14:44,682
‫شاید در تدارک یه ‌غذای اعیونی بوده؟

326
00:14:44,683 --> 00:14:47,351
‫مگه اینکه شیشه‌ی مرغوب رو
‫جزو غذاهای اعیونی در نظر بگیرید

327
00:14:47,352 --> 00:14:49,812
‫قاچاقچیِ شیشه بوده؟

328
00:14:49,813 --> 00:14:52,023
‫- آخه…
‫- خدا لعنتش کنه

329
00:14:53,650 --> 00:14:55,293
‫ای خدا

330
00:15:02,367 --> 00:15:05,137
‫کن هستم

331
00:15:06,371 --> 00:15:10,291
‫خیر، بیل فعلاً حضور نداره،
‫یه سر رفته بیرون

332
00:15:10,292 --> 00:15:12,585
‫پس، کارتون افتاده دستِ یه آدم مطمئن

333
00:15:12,586 --> 00:15:14,187
‫چه خدمتی از دستم ساخته‌ست؟

334
00:15:15,255 --> 00:15:16,422
‫درسته

335
00:15:16,423 --> 00:15:20,843
‫بفرمایید چه حجمی مد نظرتونه؟

336
00:15:20,844 --> 00:15:22,345
‫بیست گرم

337
00:15:22,346 --> 00:15:25,931
‫کاملاً درست حدس زدید؛

338
00:15:25,932 --> 00:15:28,160
‫بنده اهل کشوری‌ام که
‫مقیاسش متری و گرمیه

339
00:15:30,854 --> 00:15:33,522
‫آره، چند روزی میشه که
‫درگیرم و به هم ریخته

340
00:15:33,523 --> 00:15:36,233
‫کارم شده نشخوار فکری
‫درباره‌ی اینکه عمر چقدر کوتاهه

341
00:15:36,234 --> 00:15:38,069
‫البته این هم هست که فاصله‌ی
‫صبحونه تا ناهار

342
00:15:38,070 --> 00:15:39,445
‫خیلی دیر می‌گذره

343
00:15:39,446 --> 00:15:41,030
‫طبق محاسبات بنده،

344
00:15:41,031 --> 00:15:42,573
‫این آخر هفته یه رخنه‌ی عاطفی

345
00:15:42,574 --> 00:15:44,325
‫توی دل دتریک به‌وجود اومده

346
00:15:44,326 --> 00:15:46,744
‫دقیقاً هم همون حفره‌ایه که
‫می‌خوام پُرش کنم

347
00:15:46,745 --> 00:15:50,599
‫می‌خوام خودم رو تموم و کمال بچپونم اون تو

348
00:15:52,384 --> 00:15:55,169
‫البته که منظورم رابطه‌ی معنوی و افلاطونیه

349
00:15:55,170 --> 00:15:57,880
‫فقط در حد یه رفاقت ساده

350
00:15:59,925 --> 00:16:01,759
‫میشه لطفاً این تیکه رو از اول بگیریم؟

351
00:16:01,760 --> 00:16:05,554
‫- پشم‌ریزون بود، نه؟
‫- مخ آدم سوت می‌کشه، داداش

352
00:16:05,555 --> 00:16:07,932
‫- جیک‌توجیک بودید؟
‫- نه، نه اون‌قدر

353
00:16:07,933 --> 00:16:10,601
‫سخته با کسی صمیمی بشی،
‫وقتی ازت حساب می‌برن

354
00:16:10,602 --> 00:16:13,270
‫یه سؤال، امشب بعد از
‫مکارونی بارن پایه‌ای بریم

355
00:16:13,271 --> 00:16:16,273
‫تا خرخره مست کنیم و به گا بریم؟

356
00:16:16,274 --> 00:16:18,109
‫- دوشنبه‌ست ها
‫- دقیقاً

357
00:16:18,110 --> 00:16:20,111
‫دوشنبه‌ها اوشیز
‫روی مارگاریتاش تخفیف می‌ذاره

358
00:16:20,112 --> 00:16:21,904
‫این یعنی مشروب ارزون

359
00:16:21,905 --> 00:16:24,198
‫به‌اضافه‌ی حداقل پنج‌تا
‫پرستار اورژانس جیگر که

360
00:16:24,199 --> 00:16:25,783
‫همین بغل شیفتشون تموم شده

361
00:16:25,784 --> 00:16:27,010
‫نظرته؟

362
00:16:28,412 --> 00:16:30,204
‫- بزن بریم. آره
‫- پایه‌ای؟ داداش

363
00:16:30,205 --> 00:16:32,123
‫- دمت‌گرم
‫- دورهمی پسرونه راه انداختید؟

364
00:16:32,124 --> 00:16:36,103
‫- چه‌خبر؟
‫- راه داره من هم باهاتون بیام؟

365
00:16:37,045 --> 00:16:38,671
‫آخه قرار بود با هم…

366
00:16:38,672 --> 00:16:41,590
‫- برنامه داشتیم…
‫- مشروبش با من

367
00:16:41,591 --> 00:16:42,633
‫- خیلی‌خب
‫- جدی؟

368
00:16:42,634 --> 00:16:44,301
‫- آره
‫- ایول

369
00:16:44,302 --> 00:16:45,719
‫- آره، بریم غوغا کنیم
‫- دقیقاً

370
00:16:45,720 --> 00:16:48,806
‫روحم هم خبر نداشت
‫ند این‌قدر عاشق مارگاریتا باشه

371
00:16:48,807 --> 00:16:50,992
‫یا اصلاً تو کفِ پرستارهای اورژانس

372
00:16:52,477 --> 00:16:55,122
‫صرفاً جالبه. فقط همین

373
00:16:57,190 --> 00:17:01,128
‫بسیارخب. پس، شد یه بسته‌ی ۱۲تایی

374
00:17:01,987 --> 00:17:04,155
‫با همون نرخ ویژه

375
00:17:04,156 --> 00:17:06,657
‫رقمش دقیقاً چقدر بود جسارتاً؟

376
00:17:06,658 --> 00:17:07,658
‫یا خودِ خدا

377
00:17:09,327 --> 00:17:12,121
‫بیل واسه یه بسته‌ی ۱۲تایی
‫این‌همه ملت رو تیغ می‌زده؟

378
00:17:12,122 --> 00:17:13,164
‫دمش گرم

379
00:17:13,165 --> 00:17:14,665
‫می‌دونستم بیل فروشنده‌ی قهاریه

380
00:17:14,666 --> 00:17:16,083
‫ولی نه دیگه تا این حد

381
00:17:16,084 --> 00:17:18,794
‫نبوغش ذاتیه.
‫دوبله‌سوبله کشیده رو جنس.

382
00:17:18,795 --> 00:17:20,337
‫بی‌نظیره

383
00:17:20,338 --> 00:17:22,047
‫فقط خدا به دادِ فرشته‌های تو آسمون برسه؛

384
00:17:22,048 --> 00:17:23,966
‫مبادا بیل جیبشون رو خالی کنه

385
00:17:23,967 --> 00:17:26,677
‫چون بیل واسه خودش گرگی بود توی معامله

386
00:17:26,678 --> 00:17:29,138
‫حالا چیکار کنیم؟
‫روزنامه تا ۶ باید بره برای چاپ

387
00:17:29,139 --> 00:17:31,682
‫می‌دونم. فقط… اصلاً…

388
00:17:31,683 --> 00:17:33,350
‫وای، خدا. سرم درد می‌کنه

389
00:17:33,351 --> 00:17:34,661
‫بسپارش به من، رئیس

390
00:17:35,937 --> 00:17:37,396
‫نیازی نیست، بری

391
00:17:37,397 --> 00:17:40,191
‫وای

392
00:17:40,192 --> 00:17:41,525
‫- آروم باش
‫- برگام. واقعاً…

393
00:17:41,526 --> 00:17:44,462
‫- آروم باش
‫- چه حس خوبی داره

394
00:17:47,115 --> 00:17:48,758
‫خیلی‌خب. ند

395
00:17:49,868 --> 00:17:50,868
‫ند؟

396
00:17:50,869 --> 00:17:52,119
‫می‌تونیم کادر جوایز رو

397
00:17:52,120 --> 00:17:53,787
‫برگردونیم بالای صفحه‌ی اول؟

398
00:17:53,788 --> 00:17:56,248
‫نه این‌که فکر کنید تنها دغدغه‌ام اینه ها

399
00:17:56,249 --> 00:17:58,292
‫آخه به مامانم این‌طوری گفتم

400
00:17:58,293 --> 00:18:00,211
‫با این وضعیت، ابداً

401
00:18:00,212 --> 00:18:01,629
‫- خیلی‌خب
‫- شرمنده

402
00:18:01,630 --> 00:18:04,465
‫بری. دوستت دارم

403
00:18:04,466 --> 00:18:08,069
‫مثل این‌که اصلاً شب جوایزی در کار نبوده

404
00:18:09,054 --> 00:18:10,095
‫مثل این‌که

405
00:18:10,096 --> 00:18:12,515
‫اصلاً شب جوایزی در کار نبوده

406
00:18:17,812 --> 00:18:19,104
‫ازمرالدا، ازت ممنونم

407
00:18:19,105 --> 00:18:20,272
‫بابت چاپ این عکس زیبا

408
00:18:20,273 --> 00:18:22,233
‫ضمناً، متنی رو هم که روی سایت منتشر کردی،
‫نشون مادر بیل دادم

409
00:18:22,234 --> 00:18:26,195
‫خیلی خوشحالم که بیل رو
‫از این زاویه‌ی پُرافتخار می‌بینم

410
00:18:26,196 --> 00:18:28,447
‫به‌عمرم ندیدم کسی با این‌همه عزت و احترام
‫درباره‌ی پسرم حرف بزنه

411
00:18:28,448 --> 00:18:31,259
‫من حرف زدم. من زدم، مامان

412
00:18:32,118 --> 00:18:34,453
‫غم آخرتون باشه

413
00:18:34,454 --> 00:18:36,806
‫یادمه بیل رو می‌دیدم که…

414
00:18:39,376 --> 00:18:42,169
‫بچه‌های تیم ند روزنامه‌ی
‫تروث‌تلر تولیدو رو می‌چرخونن

415
00:18:42,170 --> 00:18:44,171
‫شاهکاری مُفصل در وصف پسرتون، بیل

416
00:18:44,172 --> 00:18:46,173
‫نوشتن که فردا میره برای چاپ

417
00:18:46,174 --> 00:18:49,969
‫گفتم اگه اجازه بفرمایید، بدم ند همین‌جا
‫با صدای رسا برامون قرائتش کنه

418
00:18:51,763 --> 00:18:55,307
‫نظرتون چیه بعدِ ند،
‫من دست‌نوشته‌ی خودم رو بخونم؟

419
00:18:55,308 --> 00:18:56,809
‫همون تیتری که زدم

420
00:18:56,810 --> 00:18:58,227
‫همچنین برای تسلای دلم

421
00:18:58,228 --> 00:18:59,645
‫هر برنامه‌ای داری اجرا کن

422
00:18:59,646 --> 00:19:00,312
‫ممنونم

423
00:19:00,313 --> 00:19:02,982
‫مارو، میشه یه لحظه خصوصی صحبت کنیم؟

424
00:19:02,983 --> 00:19:04,567
‫- حتماً
‫- خوشبختم

425
00:19:04,568 --> 00:19:07,987
‫واویلتا! گروه واگنر؟

426
00:19:07,988 --> 00:19:09,321
‫تیتر یک بخش آنلاین ت. ت. ت.

427
00:19:09,322 --> 00:19:12,324
‫از قول من درج کرده
‫اون اسوه‌ی انسانیت بوده

428
00:19:12,325 --> 00:19:14,910
‫- باورم نمیشه
‫- آره، ناجوره

429
00:19:14,911 --> 00:19:17,454
‫راستی، امکانش هست
‫صدهزار دلار بودجه بدی

430
00:19:17,455 --> 00:19:19,849
‫- بابت اضافه‌کاری و لپ‌تاپ جدید؟
‫- چی؟

431
00:19:21,001 --> 00:19:22,251
‫نه

432
00:19:22,252 --> 00:19:23,836
‫ند، این واقعیه؟

433
00:19:23,837 --> 00:19:27,548
‫بله، بله. متأسفانه، بله

434
00:19:27,549 --> 00:19:29,717
‫خب، چی بگم والا

435
00:19:29,718 --> 00:19:31,778
‫گمونم آدم‌شناس خوبی نیستم

436
00:19:33,513 --> 00:19:35,180
‫پس، نخونمش دیگه؟

437
00:19:35,181 --> 00:19:37,575
‫ند، اسم نشریه‌مون رو یادت رفته؟

438
00:19:39,144 --> 00:19:40,144
‫خیلی‌خب

439
00:19:40,145 --> 00:19:43,022
‫بیل آدم پیچیده‌ای بود

440
00:19:43,023 --> 00:19:46,692
‫سرش تو لاک خودش بود و
‫دستمال توالت می‌فروخت

441
00:19:46,693 --> 00:19:48,611
‫کیف می‌کرد توی پویش جمع‌آوری کنسرو کریسمس،

442
00:19:48,612 --> 00:19:50,529
‫نمادِ حرف «ای» شرکت انرویت رو بپوشه و

443
00:19:50,530 --> 00:19:52,031
‫دل بچه‌ها رو به‌دست بیاره،

444
00:19:52,032 --> 00:19:55,510
‫هرچند احتمالاً دل نوجوون‌های بیشتری رو
‫شاد می‌کرد…

445
00:19:56,578 --> 00:19:59,663
‫چون علاوه‌ بر اون، تولیدکننده و
‫توزیع‌کننده‌ی شیشه بود

446
00:19:59,664 --> 00:20:01,540
‫- چی؟
‫- تازه کجاشو دیدید؟!

447
00:20:01,541 --> 00:20:04,585
‫۴۷‏ فقره کشته‌ی تأییدشده
‫توی سابقه‌ی مزدوریش ثبت شده

448
00:20:04,586 --> 00:20:07,379
‫از یکی از مزدورهای هم‌رزمش…

449
00:20:07,380 --> 00:20:09,256
‫یعنی از دوستِ دوران خدمتش استعلام گرفتم

450
00:20:09,257 --> 00:20:10,466
‫اوهوم

451
00:20:10,467 --> 00:20:12,635
‫اهل سِیر و سیاحت بود

452
00:20:12,636 --> 00:20:18,599
‫به همه جای دنیا سفر کرده بود؛
‫کنگو، سوریه، دارفور

453
00:20:18,600 --> 00:20:21,977
‫این همون بیلیه که ما می‌شناختیم.
‫یه لجن به‌تموم‌معنا.

454
00:20:21,978 --> 00:20:24,855
‫- اون باری که دزدی کرده بود رو…
‫- هی، ازمرالدا

455
00:20:24,856 --> 00:20:27,191
‫اگه اشتباه نکنم اصرار داشتی
‫نفر آخر سخنرانی کنی، نه؟

456
00:20:27,192 --> 00:20:29,610
‫- بله، ولی راستش، ترجیح میدم سکوت کنم
‫- حضار عزیز!

457
00:20:29,611 --> 00:20:33,072
‫حضار محترم، معشوقه‌ی بیل، ازمرالدا

458
00:20:33,073 --> 00:20:34,490
‫معرف حضور همگی هست

459
00:20:34,491 --> 00:20:37,451
‫می‌خواد چند کلمه‌ای در وصفِ
شاهزاده‌ی رؤیاهاش صحبت کنه

460
00:20:37,452 --> 00:20:39,286
‫- ممنون
‫- قربونت

461
00:20:39,287 --> 00:20:41,121
‫همگی یه کفِ مرتب به افتخار ازمرالدا گرند

462
00:20:45,919 --> 00:20:47,670
‫عرض کنم که…

463
00:20:47,671 --> 00:20:50,297
‫بله، گردِ هم اومدیم به یادِ بیل عزیز، درسته

464
00:20:50,298 --> 00:20:52,049
‫ولی باید هدف اصلی و

465
00:20:52,050 --> 00:20:55,886
‫اولیه‌ی جشن امشب رو فراموش نکنیم

466
00:20:55,887 --> 00:21:00,391
‫اون‌همه جایزه‌ای که
‫به روزنامه‌ی تروث‌تلر رسید!

467
00:21:00,392 --> 00:21:02,434
‫سه جایزه‌ی بزرگ!

468
00:21:02,435 --> 00:21:04,728
‫یه دست و هورای مرتب

469
00:21:06,765 --> 00:21:09,149
‫بابت تموم زحماتتون ممنونم، بچه‌ها

470
00:21:09,150 --> 00:21:10,651
‫- قربونت
‫- خوبه

471
00:21:10,652 --> 00:21:13,946
‫میر، آخرش چی رفت روی صفحه‌ی اول؟

472
00:21:13,947 --> 00:21:15,989
‫بفرما
« مرگ فروشنده‌ی دستمال توالت در آتش‌سوزی ناشی از پخت شیشه »

473
00:21:15,990 --> 00:21:18,117
‫خب، کاچی به از هیچی

474
00:21:18,118 --> 00:21:21,745
‫- چی بگم والا
‫- خیلی‌خب، ۶ شد. همگی خسته نباشید

475
00:21:21,746 --> 00:21:24,915
‫دم همگی گرم. خودم می‌فرستمش چاپخونه

476
00:21:24,916 --> 00:21:26,125
‫خوبه

477
00:21:26,126 --> 00:21:27,644
‫فردا می‌بینمت پس؟

478
00:21:28,294 --> 00:21:29,753
‫بله

479
00:21:29,754 --> 00:21:31,630
‫- فردا می‌بینمتون، دوستان!
‫- شب به‌خیر، ند

480
00:21:31,631 --> 00:21:32,899
‫- شب به‌خیر
‫- شب خوش

481
00:21:49,524 --> 00:21:50,667
‫وای

482
00:22:04,581 --> 00:22:06,081
‫چیکار می‌کنی؟

483
00:22:06,082 --> 00:22:08,459
‫باورم نمیشه اصلاً تابلو نکردیم

484
00:22:08,460 --> 00:22:10,085
‫رسماً… همه رو گذاشتیم سرِ کار

485
00:22:10,086 --> 00:22:13,172
‫- آره، همه‌شون رو گول زدی
‫- خودت هم خیلی طبیعی بودی

486
00:22:13,173 --> 00:22:15,299
‫یه جاهایی جدی‌جدی حس کردم
‫داری چپ‌چپ نگاهم می‌کنی

487
00:22:15,300 --> 00:22:17,509
‫خب، آره، کل امروز طوری رفتار کردی که
‫انگار وجود خارجی ندارم

488
00:22:17,510 --> 00:22:19,470
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫امروز عین صد سال گذشت.

489
00:22:19,471 --> 00:22:21,531
‫ولی لااقل فهمیدیم از پسش برمیایم، نه؟

490
00:22:23,099 --> 00:22:24,451
‫رأس ساعت ۶:۰۱ هم…

491
00:22:25,685 --> 00:22:27,352
‫- شیفتمون تموم شده
‫- خیلی‌خب. آره

492
00:22:27,353 --> 00:22:30,939
‫ولی، حالا که باید از بقیه پنهون‌کاری کنیم،

493
00:22:30,940 --> 00:22:33,376
‫دلیل نمیشه از خودم هم قایمش کنی

494
00:22:35,236 --> 00:22:37,404
‫- نمی‌دونستی؟
‫- نه

495
00:22:37,405 --> 00:22:39,114
‫خیال می‌کردم می‌دونی

496
00:22:39,115 --> 00:22:41,450
‫واقعاً روانی‌ای

497
00:22:41,451 --> 00:22:42,868
‫ولی حق داشتی

498
00:22:42,869 --> 00:22:44,620
‫خیلی‌خب، امشب چیکاره‌ای؟

499
00:22:44,621 --> 00:22:45,871
‫خب، می‌دونی چیه؟

500
00:22:45,872 --> 00:22:48,707
‫با بچه‌ها می‌ریم پی دختربازی

501
00:22:48,708 --> 00:22:51,543
‫صرفاً واسه ردگم‌کُنی، پس…

502
00:22:51,544 --> 00:22:54,129
‫- تشکر کنم؟
‫- قابلت رو نداشت

503
00:22:54,130 --> 00:22:55,798
‫فرداشب چطوره؟

504
00:22:55,799 --> 00:22:59,593
‫- نه، با خانمی که لاتاری بُرده مصاحبه دارم
‫- خیلی‌خب

505
00:22:59,594 --> 00:23:02,346
‫خیلی‌خب. خب، شاید بتونیم
‫آخر هفته برنامه بچینیم

506
00:23:02,347 --> 00:23:03,889
‫- باشه؟
‫- باشه

507
00:23:03,890 --> 00:23:06,058
‫- می‌برمت یه جا
‫- باشه

508
00:23:06,059 --> 00:23:07,309
‫جدی؟

509
00:23:07,310 --> 00:23:08,685
‫لطفاً…

510
00:23:08,686 --> 00:23:10,521
‫من رو ببخش
‫بابت حرفی که می‌خوام بزنم

511
00:23:10,522 --> 00:23:11,664
‫خیلی‌خب

512
00:23:13,516 --> 00:23:15,567
‫میلف‌بازهای من کجان؟

513
00:23:17,403 --> 00:23:19,238
‫یوهو!

514
00:23:19,239 --> 00:23:21,406
‫آهای! آماده‌اید به مراد دلتون برسید؟

515
00:23:21,407 --> 00:23:22,908
‫ترتیب یه چندتا پرستار رو بدیم؟

516
00:23:22,909 --> 00:23:24,576
‫سر این مورد نمی‌تونم کوتاه بیام

517
00:23:24,577 --> 00:23:26,537
‫- پرستارها قهرمان‌های جامعه‌ان، خب؟
‫- صد البته

518
00:23:26,538 --> 00:23:27,621
‫- درست صحبت کن
‫- قبول دارم

519
00:23:27,622 --> 00:23:29,540
‫من مخلص تموم قهرمان‌ها هستم؛

520
00:23:29,541 --> 00:23:31,124
‫چه با لباس فرم چه لباس شخصی

521
00:23:31,125 --> 00:23:32,685
‫آخه کی دلش می‌خواد
‫با یه بی‌عرضه بخوابه؟

522
00:23:33,628 --> 00:23:35,921
‫- سه‌تا مجرد در حال خیابون‌گردی؟
‫- همینو بگو

523
00:23:35,922 --> 00:23:39,675
‫- آخرین باری که عاشق شدید، کِی بود؟
‫- همم

524
00:23:39,722 --> 00:23:41,722
‫« پس از تیتراژ ادامه دارد… »

525
00:23:47,141 --> 00:23:49,601
‫وقتِ نمایشه

526
00:23:49,602 --> 00:23:50,936
‫بدو، کن

527
00:23:50,937 --> 00:23:54,273
‫یه بسته‌ی ۱۲تایی رول دستمال توالت،
‫خدمتِ شما

528
00:23:54,274 --> 00:23:56,775
‫جسارتاً اگه مرحمت بفرمایید،
‫بدم نمیاد اون ۱۰ هزار دلار بی‌زبون رو ببینم

529
00:23:56,776 --> 00:23:58,485
‫- ناخالصی که نداره؟
‫- خالصِ خالصه

530
00:23:58,486 --> 00:24:01,113
‫معرکه‌ست. دولایه، خدای کیفیته

531
00:24:01,114 --> 00:24:04,759
‫- بُرش که نخورده؟
‫- خب، پرفراژ شده‌ست که خیلی کاربردیه

532
00:24:06,202 --> 00:24:09,997
مته دیگه، نه؟

533
00:24:09,998 --> 00:24:11,582
‫مت…

534
00:24:11,583 --> 00:24:13,292
آمفتامین؟

535
00:24:13,293 --> 00:24:15,460
‫آره، با اجازه پس. خدانگهدارت

536
00:24:15,461 --> 00:24:17,004
‫وقتشه بری خونه، کن

537
00:24:17,028 --> 00:24:37,028
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

