﻿1
00:01:18,800 --> 00:01:25,800

<font color="#2b838b">سرمووی مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم</font>
<font color="#f4f2f0">Sermovie</font>

2
00:01:26,000 --> 00:01:33,000



3
00:01:34,000 --> 00:01:38,650
‫«خاندان اژدها»

4
00:01:38,700 --> 00:01:44,100
‫«فصل یکم، قسمت دهم»
‫«ملکه مشکی»

5
00:01:47,300 --> 00:01:55,300
‫[وینترفل]

6
00:01:55,500 --> 00:02:00,750
‫[گری‌واتر واچ]

7
00:02:00,950 --> 00:02:04,000
‫[اولداستونز]

8
00:02:04,200 --> 00:02:09,200
‫[ریور ران]

9
00:02:16,750 --> 00:02:25,900
‫[دریفت‌مارک]

10
00:02:29,859 --> 00:02:31,611
‫پس اینجایی.

11
00:02:41,204 --> 00:02:44,165
‫«مار دریا» قراره بمیره، مگه نه؟

12
00:02:46,208 --> 00:02:49,295
‫- لوک...
‫- من نمی‌تونم لرد جزر و مد باشم.

13
00:02:49,378 --> 00:02:51,964
‫پدربزرگ بزرگ‌ترین دریانورد تاریخ بود.

14
00:02:52,048 --> 00:02:54,592
‫من قبل از این که کشتی
‫از بندرگاه حرکت کنه،

15
00:02:54,675 --> 00:02:56,469
‫دریازده می‌شم.

16
00:02:56,552 --> 00:02:58,429
‫همه‌چی رو خراب می‌کنم.

17
00:02:59,555 --> 00:03:01,933
‫نمی‌خوام دریفت‌مارک به من برسه.

18
00:03:02,016 --> 00:03:03,476
‫بهتر بود به سر ویموند می‌رسید.

19
00:03:03,559 --> 00:03:06,771
‫آدم که سرنوشتش رو انتخاب نمی‌کنه لوک.
‫سرنوشت آدم رو انتخاب می‌کنه.

20
00:03:06,854 --> 00:03:09,815
‫پدربزرگ که تصمیم ولیعهد شدن
‫یا نشدنت رو به خودت سپرده بود.

21
00:03:10,733 --> 00:03:12,026
‫خودت بهمون گفته بودی.

22
00:03:16,530 --> 00:03:19,241
‫خب، می‌خوای بدونی حقیقت از چه قرار بود؟

23
00:03:22,203 --> 00:03:23,829
‫وحشت کرده بودم.

24
00:03:25,289 --> 00:03:27,750
‫اون موقع چهارده ساله بودم.

25
00:03:27,833 --> 00:03:30,211
‫همسن خودت بودم.

26
00:03:30,962 --> 00:03:32,213
‫آمادگیش رو نداشتم...

27
00:03:32,296 --> 00:03:35,466
‫که ملکه هفت قلمرو باشم.

28
00:03:35,549 --> 00:03:38,761
‫ولی وظیفه‌ام از این قرار بود.

29
00:03:38,844 --> 00:03:41,305
‫من هم به مرور زمان متوجه شدم...

30
00:03:41,389 --> 00:03:43,641
‫باید واسه ارثم تلاش کنم.

31
00:03:45,434 --> 00:03:46,978
‫من عین تو نیستم.

32
00:03:47,061 --> 00:03:49,230
‫- از چه نظر نیستی پسر عزیزم؟
‫- من این‌قدر...

33
00:03:52,274 --> 00:03:55,319
‫بی‌نقص نیستم.

34
00:04:02,368 --> 00:04:06,539
‫من اصلا بی‌نقص نیستم.

35
00:04:06,622 --> 00:04:07,373
‫پدرم مراقبم بود...

36
00:04:07,456 --> 00:04:10,459
‫و کمکم کرد واسه اجرای وظایفم آماده بشم.

37
00:04:10,543 --> 00:04:14,380
‫مادر تو هم همین کار رو
‫در حقت می‌کنه.

38
00:04:14,463 --> 00:04:16,048
‫صبحتون به خیر شاهدخت.

39
00:04:16,132 --> 00:04:18,968
‫صبح به خیر سر لورنت.

40
00:04:19,051 --> 00:04:20,720
‫شاهدخت رینیس همین الان
‫با اژدها سر رسیدن.

41
00:04:20,803 --> 00:04:24,348
‫خواستن سریعا با خودتون
‫و شاهزاده دیمون دیدار کنن.

42
00:04:26,000 --> 00:04:41,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی و iredprincess»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

43
00:04:42,825 --> 00:04:44,952
‫شاهدخت رینیس تارگرین.

44
00:04:45,036 --> 00:04:46,620
‫ممنون سر لورنت.

45
00:04:50,624 --> 00:04:52,251
‫سلام شاهدخت رینیس،

46
00:04:52,334 --> 00:04:55,129
‫امیدی هست که از بهبود
‫لرد کورلیس خبر آورده باشین؟

47
00:04:55,212 --> 00:04:56,255
‫ویسریس از دنیا رفته.

48
00:05:03,012 --> 00:05:05,723
‫من هم در غمتون شریکم شاهدخت.

49
00:05:05,806 --> 00:05:08,893
‫پسرعموی من، پدر شما...

50
00:05:10,269 --> 00:05:11,353
‫قلب رؤوفی داشت.

51
00:05:23,032 --> 00:05:25,284
‫اتفاقات دیگه‌ای هم رخ داده.

52
00:05:25,367 --> 00:05:28,287
‫اگان در مقام جانشینش تاج‌گذاری کرده.

53
00:05:35,753 --> 00:05:37,588
‫براش تاج‌گذاری گرفتن؟

54
00:05:39,090 --> 00:05:41,634
‫ویسریس چطور مرد؟

55
00:05:41,717 --> 00:05:43,928
‫متوجه نشدم.

56
00:05:44,011 --> 00:05:46,097
‫- چند وقت پیش از دنیا رفته؟
‫- احتمالا دیروز یا پریروز.

57
00:05:46,180 --> 00:05:47,139
‫تا ملکه داشت آماده‌سازی‌های...

58
00:05:47,223 --> 00:05:48,057
‫لازمه رو انجام می‌داد،
‫من رو تو اتاقم حبس کرده بودن.

59
00:05:48,140 --> 00:05:49,308
‫ویسریس رو کشته‌ان.

60
00:05:52,228 --> 00:05:56,690
‫الیسنت ازتون خواست
‫با اگان بیعت کنین.

61
00:05:57,983 --> 00:06:01,028
‫همین‌طوره.

62
00:06:01,904 --> 00:06:04,824
‫- من قبول نکردم.
‫- با این حال، هنوز زنده‌این.

63
00:06:07,576 --> 00:06:11,330
‫روحانی اعظم تاج اگان رو
‫تو سرای اژدهایان بر سرش گذاشت.

64
00:06:11,413 --> 00:06:14,333
‫خودم قبل از فرارم با میلیس،
‫شاهد مراسمشون بودم.

65
00:06:14,416 --> 00:06:16,919
‫در ملأ عام براش تاج‌گذاری گرفتن.

66
00:06:17,002 --> 00:06:20,131
‫این‌طوری از نظر مردم پادشاه بر حقشون می‌شه.

67
00:06:20,214 --> 00:06:23,425
‫اون ملکه جنده برادرم رو به قتل رسوند
‫و تاج و تختش رو قاپید.

68
00:06:23,509 --> 00:06:26,095
‫شما هم می‌تونستین
‫همه‌شون رو به خاطر کارشون بسوزونین.

69
00:06:26,178 --> 00:06:28,430
‫مسلما به احتمال زیاد
‫به خاطر این خیانت جنگی رخ می‌ده.

70
00:06:29,890 --> 00:06:31,642
‫هوم.

71
00:06:33,227 --> 00:06:36,188
‫اما وظیفه شروع اون جنگ
‫رو دوش من نیست.

72
00:06:36,272 --> 00:06:38,232
‫صرفا از روی وفاداری
‫به شوهرم و خاندانم...

73
00:06:38,315 --> 00:06:40,818
‫با عجله اومدم بهتون هشدار بدم.

74
00:06:43,112 --> 00:06:45,072
‫حزب سبز دارن میان سراغت رینیرا.

75
00:06:46,282 --> 00:06:47,366
‫سراغ بچه‌هات هم میان.

76
00:06:49,451 --> 00:06:51,495
‫بهتره همین الان از دراگن‌استون بری.

77
00:07:11,182 --> 00:07:13,684
‫بچه‌ام داره به دنیا میاد.

78
00:07:21,150 --> 00:07:22,151
‫هنوز کلی به پایان دوره بارداریشون مونده.

79
00:07:22,234 --> 00:07:24,862
‫نباید الان زایمان کنن.

80
00:07:24,945 --> 00:07:27,781
‫ولی خیر سرم دارم می‌کنم.

81
00:07:27,865 --> 00:07:31,493
‫آروم باشین شاهدخت. بفرمایین.

82
00:07:31,577 --> 00:07:35,039
‫قبلا پنج بار همین روند رو تکرار کردیم.

83
00:07:35,122 --> 00:07:37,499
‫روحیه‌تون رو نبازین
‫که ششمین بار هم عین قبلی‌ها پیش بره.

84
00:07:37,583 --> 00:07:39,960
‫ولم کنین، ولم کنین،
‫ولم کنین، ولم کنین!

85
00:07:40,044 --> 00:07:42,880
‫آخ، آخ، آخ.

86
00:07:46,342 --> 00:07:48,093
‫می‌خوام سراسر نواحی جزیره
‫گشت مستقر کنیم...

87
00:07:48,177 --> 00:07:51,555
‫و اگه کشتی کوچکی به خشکی نشست، رؤیتش کنن.

88
00:07:51,639 --> 00:07:53,891
‫اگه حزب سبز الان حمله کنه،
‫مخفیانه حمله می‌کنه،

89
00:07:53,974 --> 00:07:55,976
‫مستقیما حمله نمی‌کنه.

90
00:07:56,060 --> 00:07:57,811
‫تعداد افرادمون واسه
‫احاطه کردن جزیره کافی نیست،

91
00:07:57,895 --> 00:08:00,564
‫ولی می‌تونیم قوی‌تر از خودشون جلوه کنیم.

92
00:08:04,109 --> 00:08:05,527
‫اژدهابانان رو اعزام کنین.
‫مبارزان ماهری هستن.

93
00:08:05,611 --> 00:08:08,030
‫- اصلا وقت تلف نکنین.
‫- رو چشمم جناب شاهزاده.

94
00:08:21,043 --> 00:08:24,964
‫- این دیگه چه کاری بود؟
‫- ببخشید.

95
00:08:25,047 --> 00:08:27,007
‫شاید بهتر باشه کمتر...

96
00:08:27,091 --> 00:08:28,842
‫بهشون سخت بگیرین
‫که بتونن...

97
00:08:28,926 --> 00:08:30,344
‫آموزه‌هاتون رو یاد بگیرن جناب شاهزاده.

98
00:08:30,427 --> 00:08:33,889
‫مادر گرامیتون گفته باید ببیندتون!

99
00:08:35,891 --> 00:08:37,559
‫با جفتتون کار داره.

100
00:08:37,643 --> 00:08:40,312
‫مادر؟

101
00:08:43,357 --> 00:08:44,942
‫پشم‌هام.

102
00:08:46,402 --> 00:08:48,779
‫شاهدخت.

103
00:08:59,790 --> 00:09:02,084
‫پدربزرگتون، پادشاه ویسریس، از دنیا رفته.

104
00:09:02,167 --> 00:09:03,502
‫ویسریس؟

105
00:09:03,586 --> 00:09:06,547
‫حزب سبز ولیعهدی من رو رد کرده...

106
00:09:06,630 --> 00:09:08,382
‫و تخت آهنین رو تصاحب کردن.

107
00:09:12,428 --> 00:09:14,221
‫اگان رو شاه کردن.

108
00:09:15,597 --> 00:09:17,516
‫- می‌خوایم چیکار کنیم؟
‫- فعلا کاری نمی‌کنیم.

109
00:09:17,600 --> 00:09:21,061
‫- خب، دیمون کجاست؟
‫- چه بدونم.

110
00:09:21,145 --> 00:09:22,730
‫دیوانه شده.

111
00:09:24,940 --> 00:09:26,233
‫رفته نقشه جنگش رو بریزه.

112
00:09:27,443 --> 00:09:30,321
‫- دیمون رو به من بسپارین.
‫- جیس.

113
00:09:31,113 --> 00:09:32,239
‫جاسریس.

114
00:09:37,828 --> 00:09:41,498
‫ادعای سلطنت من هرچقدر هم معتبر باشه،
‫تو الان ولیعهدم هستی.

115
00:09:41,582 --> 00:09:44,585
‫تا من دستور ندادم،
‫هیچ کاری نمی‌کنین.

116
00:09:58,807 --> 00:10:01,060
‫امروز صبح غرابی از راه رسیده بود.

117
00:10:01,143 --> 00:10:02,644
‫تب «مار دریا» بهبود یافته...

118
00:10:02,728 --> 00:10:04,521
‫و ایون‌فال رو ترک کرده.

119
00:10:04,605 --> 00:10:08,025
‫- مقصدش کجاست؟
‫- مقصدش مشخص نیست جناب شاهزاده.

120
00:10:08,108 --> 00:10:09,902
‫به نزدیک‌ترین متحدینمون غراب می‌فرستیم:

121
00:10:09,985 --> 00:10:13,197
‫لرد دارکلین، لرد ماسی...

122
00:10:13,280 --> 00:10:16,408
‫- و لرد بار امون.
‫- دیمون!

123
00:10:16,492 --> 00:10:18,744
‫می‌خواین با حکیم صحبت کنین جناب شاهزاده؟

124
00:10:26,543 --> 00:10:28,796
‫خودم شخصا با اژدها
‫می‌رم ریورلند...

125
00:10:28,879 --> 00:10:30,214
‫تا از حمایت لرد تالی
‫اطمینان حاصل کنم.

126
00:10:30,297 --> 00:10:31,882
‫اصلا چنین کاری نمی‌کنین.

127
00:10:34,802 --> 00:10:37,596
‫مادرم حکم کرده تا در بستر زایمانه،
‫هیچ کاری نکنیم.

128
00:10:44,103 --> 00:10:46,605
‫چه خوب که تشریف آوردین
‫شاهزاده جوان.

129
00:10:46,688 --> 00:10:49,608
‫باید با ورماکس گشت هوایی بدین.

130
00:10:49,692 --> 00:10:50,275
‫مگه نشنیدین چی گفتم؟

131
00:10:54,405 --> 00:10:55,823
‫غراب‌ها رو بفرستین لرد بارتیموس.

132
00:10:59,159 --> 00:11:00,119
‫رو چشمم.

133
00:11:00,202 --> 00:11:01,787
‫سر استفون رو احضار کنین.

134
00:11:01,870 --> 00:11:04,957
‫اعضای گارد سلطنتیمون
‫باید بیان رو کوه اژدها.

135
00:11:05,040 --> 00:11:08,085
‫باهام بیا.
‫معنای راستین وفاداری رو نشونت می‌دم.

136
00:11:14,883 --> 00:11:18,470
‫شما در مقام شوالیه‌های
‫گارد سلطنتی سوگند خورده بودین.

137
00:11:18,554 --> 00:11:21,014
‫کل شنل سفید پوشان
‫سوگند خوردن جناب شاهزاده.

138
00:11:22,474 --> 00:11:24,768
‫سوگند خوردین به کی خدمت کنین؟

139
00:11:24,852 --> 00:11:28,772
‫من اول در حضور پادشاه جاهاریس
‫سوگند خورده بودم جناب پادشاه.

140
00:11:28,856 --> 00:11:30,065
‫بعدش هم وقتی اعلی‌حضرت،

141
00:11:30,149 --> 00:11:32,401
‫پادشاه ویسریس، جانشینشون شدن،
‫در حضور ایشون سوگند خوردم.

142
00:11:32,484 --> 00:11:33,652
‫سلسله راستین حکومت
‫براتون قابل احترامه؟

143
00:11:35,279 --> 00:11:37,114
‫- بله.
‫- بله جناب شاهزاده.

144
00:11:43,871 --> 00:11:45,747
‫به خاطر دارین...

145
00:11:45,831 --> 00:11:49,543
‫پادشاه ویسریس پیش از مرگش،
‫اعلام کرده بود چه کسی ولیعهدشه؟

146
00:11:52,087 --> 00:11:55,007
‫شاهدخت رینیرا ولیعدشونه.

147
00:11:55,090 --> 00:11:56,925
‫هوم.

148
00:11:57,009 --> 00:12:00,721
‫بابت خدمات درازمدتتون
‫به دربار سپاس‌گزارم.

149
00:12:01,680 --> 00:12:04,433
‫واسه همین بهتون حق انتخاب می‌دم.

150
00:12:26,997 --> 00:12:31,877
‫از نو سوگند بخورین که رینیرا ملکه‌تونه...

151
00:12:31,960 --> 00:12:34,379
‫و شاهزاده جاسریس ولیعهد تخت آهنینه.

152
00:12:39,009 --> 00:12:41,261
‫وگرنه...

153
00:12:41,345 --> 00:12:42,846
‫اگه حامی اون غاصب هستین،
‫همین الان بگین...

154
00:12:45,390 --> 00:12:46,850
‫که سریع و باشرف بمیرین.

155
00:12:48,894 --> 00:12:51,230
‫ولی اگه بخواین خیانت کنین،

156
00:12:51,313 --> 00:12:54,775
‫اگه الان بیعت کنین
‫و بعدا تغییر جناح بدین،

157
00:12:57,486 --> 00:13:00,447
‫مطمئن باشین قبل از مرگتون...

158
00:13:00,531 --> 00:13:01,490
‫فریاد سر می‌دین.

159
00:13:07,663 --> 00:13:08,789
‫شاهدخت، بذارین کمکتون کنیم.

160
00:13:12,167 --> 00:13:14,044
‫نه.

161
00:13:16,463 --> 00:13:19,132
‫- برین بیرون!
‫- شاهدخت، خواهش می‌کنیم.

162
00:13:19,216 --> 00:13:21,093
‫- برین بیرون.
‫- نباید تنهایی زایمان کنین شاهدخت.

163
00:13:21,176 --> 00:13:22,135
‫بذارین کمکتون کنیم.

164
00:16:47,382 --> 00:16:49,092
‫نمی‌خوام اذیتتون کنم برادران.

165
00:17:12,574 --> 00:17:14,242
‫سوگند می‌خورم با تمام قوا...

166
00:17:17,078 --> 00:17:18,705
‫از ملکه محافظت کرده...

167
00:17:19,998 --> 00:17:22,834
‫و در راه ایشون خون بدم.

168
00:17:27,756 --> 00:17:29,841
‫همسری اختیار نکرده،

169
00:17:30,592 --> 00:17:32,928
‫زمینی تصاحب نکرده...

170
00:17:34,346 --> 00:17:35,680
‫و بچه‌دار نمی‌شم.

171
00:17:35,764 --> 00:17:38,934
‫رازدار ایشون می‌مونم،

172
00:17:39,601 --> 00:17:42,479
‫از فرمانشون پیروی کرده،

173
00:17:42,562 --> 00:17:46,066
‫هم‌رکاب ایشون گشته
‫و از نام و شرفشون دفاع می‌کنم.

174
00:18:11,675 --> 00:18:13,093
‫درود بر شما ملکه.

175
00:19:56,237 --> 00:20:00,116
‫ملکه رینیرا تارگرین،
‫اولین ملکه با این نام،

176
00:20:00,200 --> 00:20:04,204
‫ملکه آندال‌ها، روینارها
‫و نخستین انسان‌ها،

177
00:20:04,287 --> 00:20:07,832
‫حکمران هفت قلمرو
‫و محافظ سرزمین.

178
00:20:11,544 --> 00:20:13,046
‫علیاحضرت.

179
00:20:21,596 --> 00:20:23,431
‫بفرمایین شراب ملکه.

180
00:20:26,309 --> 00:20:27,644
‫ممنون رینا.

181
00:20:28,603 --> 00:20:29,813
‫بیا.

182
00:20:54,295 --> 00:20:55,255
‫- شرایطمون از چه قراره؟
‫- سی شوالیه،

183
00:20:55,338 --> 00:20:58,883
‫صد کماندار و سیصد نیروی مسلح داریم.

184
00:20:58,967 --> 00:21:00,719
‫دفاع از دراگن‌استون نسبتا راحته،

185
00:21:00,802 --> 00:21:02,053
‫ولی اگه بخوایم با ارتشمون...

186
00:21:02,137 --> 00:21:04,389
‫جایی رو فتح کنیم،
‫خیلی چیزها کم داریم.

187
00:21:04,472 --> 00:21:06,850
‫به افراد وفادارم از نگهبانان شهر خبر دادیم.

188
00:21:06,933 --> 00:21:07,851
‫عده‌ایشون ازم حمایت می‌کنن،

189
00:21:07,934 --> 00:21:09,060
‫ولی نمی‌دونم چند نفر بشن.

190
00:21:09,144 --> 00:21:12,063
‫خاندان‌های کلتیگار، استانتون، ماسی،

191
00:21:12,147 --> 00:21:15,525
‫دارکلین و بار امون از همین الان
‫اعلام بیعت کردن.

192
00:21:18,153 --> 00:21:19,404
‫مادر گرامی من از خاندان آرین بود.

193
00:21:19,487 --> 00:21:22,699
‫سرزمین ویل به خویشاوندان خودش
‫پشت نمی‌کنه.

194
00:21:22,782 --> 00:21:24,284
‫ریورران همیشه از دوستان صمیمی...

195
00:21:24,367 --> 00:21:26,202
‫پدرتون بوده علیاحضرت.

196
00:21:26,286 --> 00:21:27,954
‫بنده با رضایت شاهزاده دیمون،

197
00:21:28,038 --> 00:21:30,331
‫واسه لرد گروور غراب فرستادم.

198
00:21:33,460 --> 00:21:36,463
‫لرد گروور بی‌ثباته
‫و راحت ترغیب می‌شه.

199
00:21:36,546 --> 00:21:39,090
‫باید قانعش کنیم
‫شرایط بر وقف مرادمونه...

200
00:21:39,174 --> 00:21:41,968
‫و اگه کار به جنگ بکشه،
‫ازش حمایت می‌کنیم.

201
00:21:42,052 --> 00:21:44,054
‫خودم شخصا قانعش می‌کنم.

202
00:21:44,137 --> 00:21:45,764
‫استورمز اند و وینترفل چی می‌شن؟

203
00:21:45,847 --> 00:21:48,433
‫تاریخ استارکی به خودش ندیده
‫که سوگندش رو از یاد ببره.

204
00:21:48,516 --> 00:21:51,352
‫باقی خاندان‌های شمال
‫هم به خاطر خاندان استارک، بیعت می‌کنن.

205
00:21:51,436 --> 00:21:55,106
‫باید قول و قرارهای پدر لرد بوروس براتیون رو
‫بهش یادآوری کنیم.

206
00:22:08,036 --> 00:22:10,163
‫از دریفت‌مارک چه خبر؟

207
00:22:12,874 --> 00:22:13,958
‫لرد کورلیس داره میاد دراگن‌استون.

208
00:22:14,042 --> 00:22:16,336
‫که با ملکه‌اش بیعت کنه.

209
00:22:18,421 --> 00:22:21,508
‫ناوگان ولاریون تحت فرمان شوهرمه.

210
00:22:21,591 --> 00:22:23,468
‫ایشون مقصدشون رو تعیین می‌کنه.

211
00:22:23,551 --> 00:22:26,721
‫همون‌طور که هر شب دعا می‌کردیم
‫«مار دریا» بهبود پیدا کنه،

212
00:22:26,805 --> 00:22:29,974
‫دعا می‌کنیم خودتون و شوهرتون
‫ازمون حمایت کنین.

213
00:22:31,226 --> 00:22:33,186
‫هیچ‌کدوم از بنادر تنگ دریا جرئت نمی‌کنن...

214
00:22:33,269 --> 00:22:34,395
‫با ناوگان ولاریون دشمنی کنن.

215
00:22:37,482 --> 00:22:40,652
‫- دشمنانمون از چه قرارن؟
‫- اصلا با خاندان لنیستر رفاقتی نداریم.

216
00:22:40,735 --> 00:22:43,822
‫تایلاند مدت‌هاست خادم مشاور ارشده
‫و بهش پشت نمی‌کنه.

217
00:22:43,905 --> 00:22:46,157
‫آتو های‌تاور هم به ناوگان لنیستر نیاز داره.

218
00:22:46,241 --> 00:22:47,534
‫اگه خاندان لنیستر بیعت نکنن،
‫به احتمال زیاد...

219
00:22:47,617 --> 00:22:50,036
‫- کسی از غرب گلدن توث باهامون متحد نمی‌شه.
‫- درسته.

220
00:22:53,289 --> 00:22:54,541
‫حمایت ریورلند حیاتیه علیاحضرت.

221
00:22:56,501 --> 00:22:58,253
‫عذر می‌خوام که رک صحبت می‌کنم علیاحضرت،

222
00:22:58,336 --> 00:22:59,838
‫ولی تعداد نیروی انسانی مهم نیست.

223
00:22:59,921 --> 00:23:02,632
‫شما برای رسیدن به هدفتون...

224
00:23:02,715 --> 00:23:04,467
‫قدرتی در دست دارین
‫که این دنیا از دوران...

225
00:23:04,551 --> 00:23:07,053
‫والریای قدیم به خودش ندیده بود.

226
00:23:07,137 --> 00:23:08,429
‫اژدها دارین.

227
00:23:11,516 --> 00:23:13,017
‫حزب سبز هم اژدها دارن.

228
00:23:13,101 --> 00:23:14,185
‫طبق محاسبات من
‫سه اژدهای بالغ دارن.

229
00:23:14,269 --> 00:23:18,022
‫ما سایراکس، کاراکسیس و میلیس رو داریم.

230
00:23:18,106 --> 00:23:20,108
‫پسرانتون ورماکس، آراکس
‫و تایراکسیس رو دارن.

231
00:23:20,191 --> 00:23:22,777
‫بیلا مون‌دنسر رو داره.

232
00:23:22,861 --> 00:23:24,779
‫دیمون، هیچ‌کدوم از اژدهایانمون
‫تجربه جنگ ندارن.

233
00:23:24,863 --> 00:23:26,823
‫ضمنا، اژدهایان بی‌سوار هم داریم.

234
00:23:26,906 --> 00:23:28,950
‫سی‌اسموک هنوز ساکن دریفت‌مارکه.

235
00:23:29,033 --> 00:23:31,911
‫ورمیثور و سیلوروینگ
‫تو کوه اژدها می‌چرخن...

236
00:23:31,995 --> 00:23:34,205
‫و هنوز بی‌سوارن.

237
00:23:34,289 --> 00:23:36,541
‫سه اژدهای وحشی هم داریم
‫که همه‌شون همین‌جا لونه کردن.

238
00:23:36,624 --> 00:23:38,042
‫خب، کی می‌خواد سوارشون بشه؟

239
00:23:38,126 --> 00:23:41,504
‫دراگن‌استون سیزده اژدها داره
‫و اون‌ها چهارتا.

240
00:23:41,588 --> 00:23:44,632
‫خودم هم دارم تعدادی تخم اژدها
‫تو کوه اژدها پرورش می‌دم.

241
00:23:44,716 --> 00:23:48,261
‫خب، باید جایی جمع بشیم،

242
00:23:48,344 --> 00:23:51,890
‫وسعتش باید در حد
‫نیروهای زیادمون باشه.

243
00:23:51,973 --> 00:23:53,766
‫اینجا خوبه، مسیر غرب رو
‫از هارن‌هال مسدود کرده...

244
00:23:53,850 --> 00:23:54,976
‫و کینگز لندینگ رو با اژدهایانمون
‫محاصره می‌کنیم.

245
00:23:55,059 --> 00:23:57,395
‫این‌جوری می‌تونیم تو همین ماه...

246
00:23:57,478 --> 00:23:59,480
‫سر کل اعضای حزب سبز رو
‫به نیزه بکشیم.

247
00:23:59,564 --> 00:24:00,231
‫علیاحضرت...

248
00:24:00,315 --> 00:24:03,067
‫کشتی‌ای دور از ساحل رؤیت شده:

249
00:24:03,151 --> 00:24:04,110
‫گالئونی با پرچم...

250
00:24:04,194 --> 00:24:05,570
‫اژدهای سه‌سر سبز رنگیه.

251
00:24:05,653 --> 00:24:07,780
‫به برج‌های دیدبانی هشدار بدین.
‫آسمون رو تحت نظر بگیرین.

252
00:24:44,692 --> 00:24:48,446
‫بنده به دستور ملکه مادر الیسنت،

253
00:24:48,529 --> 00:24:50,740
‫مادر پادشاه اگان،
‫دومین پادشاه با این نام،

254
00:24:50,823 --> 00:24:53,493
‫حکمران و محافظ هفت قلمرو، اومدم.

255
00:24:53,576 --> 00:24:56,162
‫بهم دستور دادن
‫پیغامشون رو...

256
00:24:56,246 --> 00:24:59,040
‫فقط به دست شاهدخت رینیرا برسونم.

257
00:24:59,874 --> 00:25:02,126
‫شاهدخت کجا هستن؟

258
00:25:56,055 --> 00:25:58,224
‫سلام شاهدخت رینیرا.

259
00:25:58,891 --> 00:26:01,978
‫الان دیگه ملکه رینیرا هستم.

260
00:26:02,061 --> 00:26:04,647
‫شما هم همگی به سرزمینمون خیانت کردین.

261
00:26:04,731 --> 00:26:08,693
‫پادشاه اگان تارگرین،
‫دومین پادشاه با این نام،

262
00:26:10,403 --> 00:26:13,823
‫با خرد و میل به صلح،

263
00:26:13,906 --> 00:26:15,366
‫شرایطی پیشنهاد کردن.

264
00:26:17,744 --> 00:26:18,578
‫پادشاهی اگان رو
‫به رسمیت شناخته...

265
00:26:18,661 --> 00:26:21,456
‫و در مقابل تخت آهنین بیعت کنین.

266
00:26:21,539 --> 00:26:23,374
‫در ازاش، اعلی‌حضرت...

267
00:26:23,458 --> 00:26:26,919
‫مالکیتتون بر دراگن‌استون رو تأیید می‌کنن.

268
00:26:27,003 --> 00:26:28,629
‫بعد از مرگتون، به پسر خودتون،

269
00:26:28,713 --> 00:26:30,590
‫جاسریس می‌رسه.

270
00:26:30,673 --> 00:26:31,966
‫ولیعهد رسمی دریفت‌مارک...

271
00:26:32,050 --> 00:26:33,968
‫و کل زمین‌ها و دارایی‌های...

272
00:26:34,052 --> 00:26:36,888
‫خاندان ولاریون
‫لوسریس اعلام می‌شه.

273
00:26:36,971 --> 00:26:38,765
‫به پسرانتون با شاهزاده دیمون...

274
00:26:38,848 --> 00:26:41,851
‫هم مقامات والایی
‫در دربار تعلق می‌گیره:

275
00:26:41,934 --> 00:26:44,395
‫اگان جوان همراه پادشاه...

276
00:26:44,479 --> 00:26:45,563
‫و ویسریس ساقی ایشون می‌شن.

277
00:26:45,646 --> 00:26:48,566
‫در نهایت، پادشاه رحیممون...

278
00:26:48,649 --> 00:26:50,985
‫کل شوالیه‌ها یا لردهایی رو
‫که علیه پادشاهی ایشون...

279
00:26:51,069 --> 00:26:53,738
‫توطئه کردن عفو می‌کنن.

280
00:26:53,821 --> 00:26:56,407
‫ترجیح می‌دم پسرهام رو
‫خوراک اژدهایان کنم...

281
00:26:56,491 --> 00:26:59,577
‫تا بخوان سپر و شراب پادشاه...

282
00:26:59,660 --> 00:27:03,956
‫مست، غاصب و کسکشتون رو حمل کنن.

283
00:27:04,040 --> 00:27:07,460
‫اگان تارگرین بر تخت آهنین نشسته.

284
00:27:08,336 --> 00:27:09,420
‫تاج شاه فاتح رو بر سر داره،

285
00:27:09,504 --> 00:27:11,255
‫شمشیر شاه فاتح رو به دست داره...

286
00:27:11,339 --> 00:27:13,549
‫و نامش با شاه فاتح همخوانی داره.

287
00:27:13,633 --> 00:27:16,427
‫یکی از روحانیون مذهبی
‫جلوی هزاران نفر...

288
00:27:16,511 --> 00:27:17,595
‫بر سر ایشون تاج گذاشته.

289
00:27:17,678 --> 00:27:22,850
‫پادشاهی ایشون از هر نظر بر حقه.

290
00:27:24,977 --> 00:27:27,438
‫پای خاندان استارک، تالی و براتیون هم وسطه.

291
00:27:27,522 --> 00:27:30,274
‫این خاندان‌ها هم در حال حاضر...

292
00:27:30,358 --> 00:27:32,485
‫دارن شرایط سخاوتمندانه...

293
00:27:32,568 --> 00:27:35,613
‫پادشاهشون رو بررسی می‌کنن.

294
00:27:37,365 --> 00:27:41,452
‫وقتی که پادشاه ویسریس من
‫رو وارثـش اعلام کرد،

295
00:27:41,536 --> 00:27:44,664
‫همه‌ی خاندان‌های استارک، تالی و باراتیون،
‫سوگند وفاداری به من خوردن.

296
00:27:44,747 --> 00:27:49,460
‫سوگندهای قدیمی و منسوخ مسبب نشستن
‫شما بر تخت‌آهنین نمی‌شن، شاهدخت.

297
00:27:49,544 --> 00:27:53,047
‫اون روزی که پدرتون پسردار شد،
‫ولیعهدشون هم تغییر کرد.

298
00:27:53,131 --> 00:27:58,803
‫افسوس که فقط شما و خودشون، جزو  آخرین
‫نفراتی بودید که به این حقیقت پِی بردید.

299
00:27:58,886 --> 00:28:01,139
‫دقیقا مثل پادشاهیِ اگان،
‫شما هم دیگه مشاور ارشد نیستید.

300
00:28:01,222 --> 00:28:02,890
‫خائنِ لعنتی.

301
00:28:14,735 --> 00:28:16,362
‫حکیم اعظم.

302
00:28:21,617 --> 00:28:22,702
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

303
00:28:30,650 --> 00:28:34,400
‫- برگه‌ی پاره شده از کتاب سنن‌ـشون توسط رینیرا که در
‫قسمت‌های ابتدایی سریال در حضور الیسنت دیدیم -

304
00:28:38,301 --> 00:28:40,511
‫ملکه الیسنت عشق‌وعلاقه‌ای که
‫یک زمانی نسبت به همدیگه داشتید

305
00:28:40,595 --> 00:28:43,347
‫ رو هنوز فراموش نکردن.

306
00:28:43,431 --> 00:28:45,391
‫نیازی نیست خونی ریخته بشه،

307
00:28:45,475 --> 00:28:48,936
‫تا قلمرو در صلح و آرامش پیش بره.

308
00:28:52,607 --> 00:28:53,900
‫ملکه الیسنت مشتاقانه
‫منتظر جوابتونـه.

309
00:28:53,983 --> 00:28:57,195
‫همین‌الان با فرو کردن این و
‫کیر چروکیده‌ی باباجونش توی حلقش

310
00:28:57,278 --> 00:28:57,862
‫می‌تونه جوابش رو بگیره.

311
00:28:57,945 --> 00:29:00,490
‫بیاید این لودگیِ این مردک رو تمومش کنیم.

312
00:29:01,949 --> 00:29:02,700
‫سر اریک،
‫لرد های‌تاور رو نزدم بیارید

313
00:29:02,783 --> 00:29:05,203
‫تا بتونم لذت این
‫لحظه رو از آن خودم کنم.

314
00:29:10,166 --> 00:29:11,292
‫نه.

315
00:29:23,012 --> 00:29:24,764
‫تا فردا جوابـم رو به کینگزلندینگ می‌رسونم.

316
00:29:47,745 --> 00:29:50,790
‫سلاخی کردن اژدها، کار آسونی نیست.

317
00:29:50,873 --> 00:29:55,711
‫اما اژدهایان می‌تونن همدیگه رو نابود کنن.

318
00:29:55,795 --> 00:29:59,006
‫و درسته که تعداد اژدهایان ما
‫بیشتر از اژدهایانِ اگانـه.

319
00:29:59,090 --> 00:30:01,425
‫ویسریس اغلب درمورد
‫گذشته‌ی ولاریون‌ها برام می‌گفت.

320
00:30:01,509 --> 00:30:03,803
‫به خوبی می‌شناسمشون.

321
00:30:03,886 --> 00:30:06,013
‫وقتی اژدهایان عازم جنگ می‌شدن...

322
00:30:06,973 --> 00:30:08,391
‫همه‌چیز آتش می‌گرفت و می‌سوخت.

323
00:30:10,518 --> 00:30:13,688
‫من قصد ندارم به سرزمینی از
‫خاکستر و استخون حکمرانی کنم.

324
00:30:13,771 --> 00:30:16,941
‫دارید به شرایط پیشنهادیِ
‫خاندان های‌تاور فکر می‌کنید اعلیاحضرت؟

325
00:30:17,024 --> 00:30:18,568
‫به عنوان یک ملکه،
‫وظیفه‌ی راستین من

326
00:30:18,651 --> 00:30:21,279
‫برای قلمرو چیه، لرد بارتیموس؟

327
00:30:21,362 --> 00:30:22,780
‫اطمینان خاطر یافتن از وجود صلح و اتحاد؟

328
00:30:22,863 --> 00:30:24,865
‫یا اینکه به هر قیمتی
‫روی تخت‌آهنین بشینم؟

329
00:30:24,949 --> 00:30:28,452
‫- این حرف‌های پدرته.
‫- پدر من از دنیا رفته.

330
00:30:30,246 --> 00:30:32,415
‫و من رو به عنوان جانشینش انتخاب کرد...

331
00:30:34,875 --> 00:30:37,420
‫تا از قلمرو دفاع کنم، نه اینکه
‫نسنجیده به سمتِ جنگ هدایتش کنم.

332
00:30:37,503 --> 00:30:38,754
‫خب، خود دشمن اعلام جنگ کرده.

333
00:30:38,838 --> 00:30:41,299
‫در این مورد می‌خوای چیکار کنی؟

334
00:30:44,844 --> 00:30:45,886
‫تنهامون بذارید.

335
00:31:16,584 --> 00:31:18,085
‫وعده‌ی جنگ برات هیجان‌انگیزـه؟

336
00:31:18,169 --> 00:31:19,962
‫تو نمی‌تونی با های‌تاورها بیعت کنی.

337
00:31:20,046 --> 00:31:20,796
‫اونا حق مادرزادیت رو دزدیدن.

338
00:31:20,880 --> 00:31:23,299
‫اگه می‌تونستی تخت‌آهنین رو

339
00:31:23,382 --> 00:31:25,551
‫بدون به نیزه کشیدن
‫سرِ آتو های‌تاور به دست بیاری،

340
00:31:25,635 --> 00:31:26,969
‫- این کار رو می‌کردی؟
‫- اصلا عصبانی هستی؟

341
00:31:27,053 --> 00:31:29,472
‫- چون عصبانیـم باید اعلام جنگ کنم؟
‫- نه.

342
00:31:29,555 --> 00:31:31,515
‫چون به عنوان ملکه وظیفه‌ـته که
‫شورشیان رو از بین ببری.

343
00:31:31,599 --> 00:31:32,933
‫خودت می‌دونی که سوگندم رو

344
00:31:33,017 --> 00:31:35,645
‫برای مقاصدی بالاتری تا
‫جاه‌طلبی‌های شخصی‌ـمون خوردم.

345
00:31:38,606 --> 00:31:40,691
‫نغمه‌ی آتش و خون.

346
00:31:43,194 --> 00:31:44,487
‫چی؟

347
00:31:45,946 --> 00:31:47,406
‫جنگِ آینده‌ی ما در مقابل تاریکی
‫که در شمال ظهور می‌کنه،

348
00:31:47,490 --> 00:31:49,700
‫همون رویای فاتح.

349
00:31:49,784 --> 00:31:51,911
‫ویسریس وقتی‌که من رو وارثش اعلام کرد،
‫این موضوع رو بهم منتقل کرد.

350
00:31:56,749 --> 00:32:01,837
‫برادر من... برده‌ی پیشگویی‌ها
‫و نشونه‌هاش بود.

351
00:32:01,921 --> 00:32:03,839
‫هرچیزی توی سلطنتِ سُست‌ـش

352
00:32:03,923 --> 00:32:05,549
‫ظاهرا یه مقصودی داشته.

353
00:32:09,303 --> 00:32:11,138
‫رویاها ما رو پادشاه نکردن.

354
00:32:11,639 --> 00:32:12,973
‫اژدهایان ما رو به سلطنت رسوندن.

355
00:32:31,701 --> 00:32:33,244
‫تا حالا بهت نگفته بود...

356
00:32:36,330 --> 00:32:38,374
‫مگه نه؟

357
00:33:15,703 --> 00:33:19,999
‫دستور شلاق زدنِ مردان بسیاری رو بخاطر
‫خوابیدن در زمان نگهبانیشون دادم.

358
00:33:26,172 --> 00:33:27,757
‫تو مرد نیستی.

359
00:33:31,552 --> 00:33:34,388
‫تو ترکم کردی...

360
00:33:36,015 --> 00:33:37,892
‫وقتی که به شدت بهت احتیاج داشتم.

361
00:33:38,851 --> 00:33:41,061
‫وقتی‌که هردو فرزندمون
‫ازمون گرفته شده بودن.

362
00:33:42,563 --> 00:33:44,482
‫بهت احتیاج داشتم.

363
00:33:44,565 --> 00:33:45,524
‫بیلا و رینا هم بهت نیاز داشتن،

364
00:33:45,608 --> 00:33:49,069
‫اما ما رو بخاطر ماجراجویی‌های دیگه‌ات
‫توی دریا رها کردی.

365
00:33:49,153 --> 00:33:51,071
‫مثل رفتاری که همیشه داشتی.

366
00:33:53,032 --> 00:33:55,493
‫جای دیگه‌ای برای رفتن نداشتم.

367
00:33:56,911 --> 00:34:00,080
‫- من همه‌چیزم رو از دست دادم.
‫- ما از دست دادیم کورلیس.

368
00:34:02,082 --> 00:34:05,127
‫ما.

369
00:34:15,930 --> 00:34:18,349
‫می‌دونم که پادشاه جدیدی داریم.

370
00:34:18,432 --> 00:34:21,936
‫خداوندگار بیگانه، سایه‌ی بلندی
‫بر سر خونواده‌اش انداخته.

371
00:34:28,317 --> 00:34:30,569
‫برادرت هم مُرده.

372
00:34:35,074 --> 00:34:38,119
‫بخاطر عجله‌اش برای دفن کردنت
‫و گرفتن جایگاه حکمرانیت،

373
00:34:38,202 --> 00:34:39,703
‫تو روی پادشاه ایستاد

374
00:34:39,787 --> 00:34:42,623
‫و رسما پسرهای لینور
‫رو نامشروع خوند.

375
00:34:47,795 --> 00:34:50,256
‫دیمون بخاطر این حرف
‫سرش رو از بدنش جدا کرد.

376
00:34:54,927 --> 00:34:59,473
‫جاه‌طلبی بی‌پروایانه همیشه
‫یک ضعف برای خاندان ولاریون بوده.

377
00:35:02,893 --> 00:35:05,729
‫حق با تو بود رینیس.

378
00:35:07,523 --> 00:35:10,192
‫بخاطر هیچ‌ و پوچ
‫خیلی جلو رفتم.

379
00:35:13,320 --> 00:35:18,284
‫پیگیریـمون برای تخت‌آهنین... داره
‫به پایان می‌رسه.

380
00:35:21,787 --> 00:35:25,666
‫طرف هیچ کسی رو نمی‌گیریم.

381
00:35:27,042 --> 00:35:29,378
‫همینجا به حکومتـمون ادامه می‌دیم

382
00:35:29,461 --> 00:35:31,505
‫با گذروندن وقتـمون...

383
00:35:31,589 --> 00:35:33,966
‫با نوه‌هامون و...

384
00:35:34,049 --> 00:35:36,302
‫جیس، لوک و جاف خواستار تخت‌آهنین هستن.

385
00:35:38,888 --> 00:35:41,891
‫تا زمانی‌که اگان پادشاه باشه،
‫امنیت جانی نخواهند داشت.

386
00:35:44,184 --> 00:35:48,355
‫رینیرا شریک جرم مرگِ پسرمون بود.

387
00:35:49,982 --> 00:35:51,609
‫اون دختر به هرچیزی رو بیاره، نابودش می‌کنه.

388
00:35:51,692 --> 00:35:54,570
‫اون دختر...

389
00:35:54,653 --> 00:35:57,907
‫در حال حاضر قلمرو رو متحد نگه داشته.

390
00:35:57,990 --> 00:35:59,742
‫هر مردی که به دور میز رنگین ایستاده

391
00:35:59,825 --> 00:36:01,994
‫قصد جنگ به پا کردن در قلمرو رو داره.

392
00:36:03,370 --> 00:36:07,458
‫رینیرا تنها کسیِ که از
‫خودش خویشتن‌داری نشون داده.

393
00:36:07,541 --> 00:36:08,792
‫هدف از جنگ، کُشت و کشتارـه،

394
00:36:08,876 --> 00:36:10,044
‫لرد استانتون عزیز.

395
00:36:10,127 --> 00:36:12,796
‫برای پیروزی باید
‫افراد بیشتری از اونا

396
00:36:12,880 --> 00:36:14,006
‫تا خودمون کشته بشن.

397
00:36:14,089 --> 00:36:15,674
‫برای لردی که در امنیت کامل
‫توی قلعه نشسته،

398
00:36:15,758 --> 00:36:17,468
‫- اینطوری صحبت کردن کارِ آسونیـه.
‫- باعث نمی‌شه حقیقت نداشته باشه.

399
00:36:17,551 --> 00:36:18,886
‫لرد جزرومد!

400
00:36:18,969 --> 00:36:22,640
‫لرد کورلیس ولاریون...

401
00:36:22,723 --> 00:36:26,185
‫و همسرشون،
‫شاهدخت رینیس تارگرین.

402
00:36:36,779 --> 00:36:39,239
‫سرورانم.

403
00:36:39,323 --> 00:36:41,659
‫لرد کورلیس.

404
00:36:41,742 --> 00:36:44,370
‫باعث آسودگیِ خاطر ماست که دوباره شما رو
‫سالم و سلامت می‌بینیم.

405
00:36:46,914 --> 00:36:50,209
‫بابت پدرت تسلیت می‌گم رینیرا.

406
00:36:50,292 --> 00:36:51,877
‫مرد خوبی بود.

407
00:37:03,597 --> 00:37:05,724
‫دیمون کجاست؟

408
00:37:05,808 --> 00:37:08,852
‫موضوعات دیگه‌ای بودن که نیاز بود
‫شاهزاده بهشون رسیدگی کنه.

409
00:37:09,520 --> 00:37:11,271
‫آها.

410
00:37:20,197 --> 00:37:21,573
‫متحدینـتونن؟

411
00:37:23,283 --> 00:37:26,870
‫- بله.
‫- برای پیروزی در جنگی برای تخت‌آهنین خیلی کم‌ان.

412
00:37:28,288 --> 00:37:31,166
‫خب امیدواریم که حمایتِ...

413
00:37:31,250 --> 00:37:33,293
‫- خاندان‌های ارین، باراتیون و استارک رو هم داشته باشیم.
‫- امید...

414
00:37:35,004 --> 00:37:36,630
‫متحد افراد نادونـه.

415
00:37:38,298 --> 00:37:41,427
‫هردو خاندان ارین و باراتیون
‫با خاندان من هم‌خون هستن.

416
00:37:41,510 --> 00:37:43,637
‫همشون هم سوگند وفاداری به من خوردن.

417
00:37:43,721 --> 00:37:45,556
‫همونطوری که خاندان های‌تاور سوگند خوردن...

418
00:37:45,639 --> 00:37:46,140
‫تا جایی‌که یادم میاد.

419
00:37:46,223 --> 00:37:49,852
‫همونطوری که شما سوگند خوردید لرد کورلیس.

420
00:38:03,657 --> 00:38:05,075
‫قلمرو پدرت...

421
00:38:06,118 --> 00:38:09,121
‫قلمرو عدالت و افتخار بود.

422
00:38:10,080 --> 00:38:12,791
‫خاندان‌های ما با خونِ مشترک
‫و هدف مشترک

423
00:38:12,875 --> 00:38:14,501
‫با همدیگه متعهد هستن.

424
00:38:15,461 --> 00:38:19,173
‫خیانتِ خاندان های‌تاور قابل تحمل نیست.

425
00:38:24,720 --> 00:38:28,265
‫شما حمایت کامل خاندانـمون
‫و ناوگانمون رو دارا هستید.

426
00:38:29,892 --> 00:38:32,936
‫اعلیاحضرت.

427
00:38:39,151 --> 00:38:41,779
‫باعث افتخارمه لرد کورلیس.

428
00:38:47,868 --> 00:38:49,995
‫شاهدخت رینیس.

429
00:38:53,123 --> 00:38:57,753
‫اما همونطوری که به
‫پرچمدارم گفتم،

430
00:38:57,836 --> 00:38:58,629
‫من به پدرم قول دادم

431
00:38:58,712 --> 00:39:01,673
‫که قلمرو رو قدرتمند و متحد نگه دارم.

432
00:39:03,217 --> 00:39:04,885
‫اگه قرار باشه قدم اول
‫برای جنگ برداشته بشه،

433
00:39:04,968 --> 00:39:06,303
‫قطعا توسط من نخواهد بود.

434
00:39:06,970 --> 00:39:08,347
‫قصد اقدام کردن ندارید؟

435
00:39:08,430 --> 00:39:12,893
‫محتاط بودن صرفا به معنای
‫سرجای خود موندن نیست.

436
00:39:12,976 --> 00:39:15,020
‫مایلم اول بدونم متحدینم چه کسانی هستن

437
00:39:15,104 --> 00:39:17,856
‫قبل از اینکه راهیِ میدون نبردشون کنم.

438
00:39:25,697 --> 00:39:27,199
‫عواقبِ...

439
00:39:27,282 --> 00:39:31,203
‫مرگ قریبـم در استپ‌استون...

440
00:39:32,412 --> 00:39:34,832
‫اینه که الان تحت کنترل ما هستن.

441
00:39:34,915 --> 00:39:37,501
‫حواسم بود که این دفعه اون
‫منطقه رو کاملا اشغال کنم.

442
00:39:37,584 --> 00:39:39,294
‫اگه تا حالا اتفاق نیفتاده باشه،
‫به زودی خطوط کشتیرانی رو

443
00:39:39,378 --> 00:39:42,548
‫به صورت کامل مسدود می‌کنن.

444
00:39:42,631 --> 00:39:45,008
‫حکومت مثلوث کاملا شکست خوردن.

445
00:39:45,092 --> 00:39:47,177
‫دریای باریک از آن ماست.

446
00:39:49,930 --> 00:39:52,683
‫اگه... همچنان گالت رو مُهروموم نگه داریم،

447
00:39:52,766 --> 00:39:54,893
‫می‌تونیم تمامی سفرها و تجارت‌های
‫به سمتِ کینگزلندینگ

448
00:39:54,977 --> 00:39:58,063
‫رو قطع کنیم.

449
00:39:58,147 --> 00:40:00,732
‫من خودم با ملیس می‌رم
‫به مسیر گالت گشت می‌زنم.

450
00:40:05,821 --> 00:40:08,657
‫وقتی دریای باریک رو ببندیم،

451
00:40:08,740 --> 00:40:10,784
‫می‌تونیم کینگزلندینگ رو احاطه کنیم،

452
00:40:10,868 --> 00:40:12,202
‫ردکیپ رو محاصره کنیم،

453
00:40:12,286 --> 00:40:14,746
‫و حزب سبز رو مجبور
‫به تسلیم شدن کنیم.

454
00:40:14,830 --> 00:40:19,376
‫اگه بخوایم نیروی کافی برای احاطه‌ی
‫کینگزلندینگ داشته باشیم،

455
00:40:19,459 --> 00:40:21,044
‫اول باید حمایت وینترفل،

456
00:40:21,128 --> 00:40:22,212
‫ایری و استورمز اند رو به دست بیاریم.

457
00:40:22,296 --> 00:40:26,049
‫من کلاغ‌ها رو آماده می‌کنم اعلیاحضرت.

458
00:40:26,133 --> 00:40:29,469
‫ما باید اون پیغوم‌ها رو برسونیم.

459
00:40:29,553 --> 00:40:32,598
‫اژدهایان می‌تونن تُندتر از کلاغ‌ها پرواز کنن

460
00:40:32,681 --> 00:40:34,308
‫و متقاعدکننده‌تر هم هستن.

461
00:40:37,728 --> 00:40:39,021
‫ما رو بفرستید.

462
00:40:40,981 --> 00:40:42,900
‫حق با شاهزاده‌ست اعلیاحضرت.

463
00:40:51,992 --> 00:40:53,118
‫بسیارخب.

464
00:40:54,161 --> 00:40:57,164
‫شاهزاده جسریس به شمال پرواز می‌کنه.

465
00:40:57,247 --> 00:40:59,583
‫اول به سرزمین ایری برای دیدن عموزاده‌ی
‫مادرم، بانو جین ارین،

466
00:40:59,666 --> 00:41:03,295
‫و بعدش به وینترفل برای صحبت با
‫لرد کرگن استارک

467
00:41:03,378 --> 00:41:04,504
‫برای کسب حمایت شمالی‌ها.

468
00:41:06,506 --> 00:41:09,259
‫شاهزاده لوسریس به سمت جنوب
‫به استورمز اند پرواز می‌کنن

469
00:41:09,343 --> 00:41:12,262
‫و با لرد باروس باراتیون مذاکره می‌کنن.

470
00:41:12,346 --> 00:41:15,515
‫باید سوگندهایی که خوردن رو
‫به یاد این لردها بیاریم.

471
00:41:18,143 --> 00:41:21,063
‫و... همچنین بهای شکستن سوگندشون.

472
00:41:45,045 --> 00:41:46,296
‫می‌گن که تارگرین‌ها،

473
00:41:46,380 --> 00:41:50,300
‫نسبت به بقیه‌ی مردم به
‫خدایان نزدیکترن.

474
00:41:52,344 --> 00:41:55,305
‫و تخت‌آهنین هم کمی ما
‫رو نزدیکتر می‌کنه یحتمل،

475
00:41:57,015 --> 00:42:00,936
‫اما اگه قراره باشه به
‫هفت‌پادشاهی خدمت کنیم...

476
00:42:02,020 --> 00:42:04,815
‫باید در مقابل خدایانشون
‫پاسخگو باشیم.

477
00:42:04,898 --> 00:42:10,112
‫یا این پیغام، شما فقط
‫پیام‌رسان هستید، نه جنگجو.

478
00:42:10,195 --> 00:42:12,656
‫به هیچ وجه نباید درگیر بشید.

479
00:42:13,240 --> 00:42:15,200
‫در مقابل خدایان هفت

480
00:42:15,284 --> 00:42:18,161
‫واسم سوگند بخورید.

481
00:42:22,124 --> 00:42:24,167
‫سوگند می‌خورم.

482
00:42:28,171 --> 00:42:30,215
‫سوگند می‌خورم.

483
00:42:31,466 --> 00:42:34,511
‫ممنون.

484
00:42:35,262 --> 00:42:38,932
‫کرگن استارک...

485
00:42:39,016 --> 00:42:40,183
‫سنش به شما می‌خوره نه من.

486
00:42:40,267 --> 00:42:42,978
‫امیدوارم، به عنوان دو تا مرد،

487
00:42:43,061 --> 00:42:45,063
‫بتونید منفعت مشترکی
‫باهم پیدا کنید.

488
00:42:45,147 --> 00:42:46,523
‫بله اعلیاحضرت.

489
00:42:55,782 --> 00:42:57,951
‫استورمز اند تا اینجا فاصله‌ی زیادی نداره.

490
00:42:59,619 --> 00:43:00,370
‫از طرف مادربزرگت رینیس

491
00:43:00,454 --> 00:43:03,332
‫خون باراتیون‌ها در رگ‌هاته.

492
00:43:03,415 --> 00:43:04,708
‫و...

493
00:43:04,791 --> 00:43:08,003
‫لرد باروس بی‌نهایت مردِ پُرافتخاریـه.

494
00:43:08,086 --> 00:43:09,212
‫باعث افتخارشه که...

495
00:43:09,296 --> 00:43:12,090
‫میزبان شاهزاده‌ی این سرزمین...

496
00:43:12,174 --> 00:43:13,550
‫و اژدهاش باشه.

497
00:43:21,725 --> 00:43:24,686
‫حتما خوشامدگوییِ صمیمانه‌ای خواهی داشت.

498
00:43:26,313 --> 00:43:28,982
‫بله مادر.
‫اعلیاحضرت.

499
00:43:38,450 --> 00:43:40,202
‫حرکت کنید پس.

500
00:47:21,506 --> 00:47:23,967
‫من شاهزاده لوسریس ولاریون هستم.

501
00:47:24,050 --> 00:47:26,177
‫از طرف ملکه پیغامی برای
‫لرد باروس آوردم.

502
00:47:43,320 --> 00:47:45,488
‫شاهزاده لوسریس ولاریون.

503
00:47:50,952 --> 00:47:55,415
‫پسر شاهدخت رینیرا تارگرین.

504
00:47:58,543 --> 00:47:59,878
‫لرد باروس...

505
00:48:02,714 --> 00:48:05,634
‫پیغامی از طرف مادرم، ملکه...

506
00:48:05,717 --> 00:48:08,011
‫براتون آوردم.

507
00:48:08,094 --> 00:48:11,431
‫با این حال امروز، پیام‌رسانی
‫از طرف پادشاه برام رسیده.

508
00:48:12,515 --> 00:48:13,350
‫کدومشونه آخر؟

509
00:48:13,433 --> 00:48:16,186
‫پادشاه یا ملکه؟

510
00:48:16,269 --> 00:48:20,023
‫به نظر میاد خاندان اژدها نمی‌دونه
‫حکومت دستِ کیه.

511
00:48:22,067 --> 00:48:25,153
‫پیغام مادرت چیه؟

512
00:48:41,419 --> 00:48:42,921
‫حکیم کدوم قبرستونیه؟

513
00:49:17,831 --> 00:49:21,000
‫سوگند پدرم رو به «یاد» من بیارید.

514
00:49:22,127 --> 00:49:24,838
‫حداقل پادشاه اگان یه پیشنهادی داشت.

515
00:49:24,921 --> 00:49:27,132
‫که باهم با پیمان ازدواج متحد بشیم.

516
00:49:29,092 --> 00:49:32,303
‫اگه در کنار مادرت بایستم...

517
00:49:32,387 --> 00:49:34,139
‫با کدوم یک از دخترهای من
‫ازدواج می‌کنید...

518
00:49:36,349 --> 00:49:38,601
‫پسرجون؟

519
00:49:38,685 --> 00:49:41,146
‫سرورم...
‫من مجرد نیستم.

520
00:49:43,148 --> 00:49:44,607
‫نامزد دارم.

521
00:49:46,693 --> 00:49:49,195
‫پس با دستای خالی اومدی.

522
00:49:51,364 --> 00:49:53,450
‫برو خونه بچه.

523
00:49:53,533 --> 00:49:54,826
‫و به مادرت بگو
‫لرد استومز اند

524
00:49:54,909 --> 00:49:56,828
‫سگ نیست که سوت بزنه

525
00:49:56,911 --> 00:50:00,331
‫در مقابل دشمنانش قد علم کنه.

526
00:50:02,584 --> 00:50:06,421
‫پاسختون رو به ملکه می‌رسونم سرورم.

527
00:50:11,801 --> 00:50:14,179
‫صبر کن...

528
00:50:16,055 --> 00:50:17,640
‫لرد استرانگ عزیز.

529
00:50:21,603 --> 00:50:23,980
‫واقعا فکر کردید

530
00:50:24,063 --> 00:50:26,900
‫که خیلی راحت می‌تونید
‫در قلمرو پرواز کنید

531
00:50:26,983 --> 00:50:29,486
‫و سعی بر دزدیدن تخت پادشاهی
‫برادرم بدون هیچ تاوانی داشته باشید؟

532
00:50:31,362 --> 00:50:33,865
‫من باهات نمی‌جنگم.

533
00:50:33,948 --> 00:50:36,826
‫من به عنوان پیام‌رسون اومدم،
‫نه یک جنگجو.

534
00:50:36,910 --> 00:50:38,620
‫جنگیدن یکم چالش‌برانگیزـه.

535
00:50:41,706 --> 00:50:42,874
‫نه.

536
00:50:42,957 --> 00:50:45,835
‫می‌خوام که چشمت رو از حدقه دربیاری.

537
00:50:47,796 --> 00:50:49,130
‫به عنوان جبران بلایی که سرم آوردی.

538
00:50:51,591 --> 00:50:53,927
‫یک چشم کافیه.

539
00:50:57,764 --> 00:50:59,182
‫کورت نمی‌کنم.

540
00:51:01,434 --> 00:51:04,521
‫قصد دارم به عنوان یک هدیه
‫به مادرم تقدیمش کنم.

541
00:51:08,900 --> 00:51:10,944
‫نه.

542
00:51:11,027 --> 00:51:13,154
‫پس جدای از یک خائن،
‫بزدل هم هستی.

543
00:51:13,238 --> 00:51:13,988
‫اینجا نه.

544
00:51:14,072 --> 00:51:14,864
‫چشمت رو بهم بده

545
00:51:14,948 --> 00:51:18,034
‫وگرنه خودم درش میارم حرومزاده!

546
00:51:18,117 --> 00:51:19,160
‫توی تالار من از این کارا نکنید!

547
00:51:20,954 --> 00:51:21,913
‫این پسر به عنوان پیام‌رسان به اینجا اومد.

548
00:51:21,996 --> 00:51:25,416
‫نمی‌ذارم توی تالارم خونی ریخته بشه.

549
00:51:25,500 --> 00:51:26,835
‫شاهزاده لوسریس رو به پیش
‫اژدهاشون برگردونید.

550
00:51:26,918 --> 00:51:29,546
‫فورا.

551
00:52:05,600 --> 00:52:06,500
‫- تمرکز کن. -

552
00:52:07,450 --> 00:52:08,900
‫- توجه کن ارکس! -

553
00:52:09,350 --> 00:52:10,600
‫- خونسرد باش! -

554
00:52:11,050 --> 00:52:12,150
‫- گوش کن! -

555
00:52:12,200 --> 00:52:13,450
‫- اطاعت کن! -

556
00:52:19,350 --> 00:52:20,600
‫- پرواز کن ارکس! -

557
00:53:59,050 --> 00:54:00,500
‫- سریع! دور بزن! -

558
00:54:24,095 --> 00:54:25,805
‫

559
00:54:52,950 --> 00:54:55,700
‫- تو یه بدهی به من داری. -

560
00:54:57,000 --> 00:54:58,300
‫- پسرجون! -

561
00:55:02,800 --> 00:55:04,300
‫- نه ارکس! -

562
00:55:05,600 --> 00:55:08,150
‫- نه ارکس! به من خدمت کن! -

563
00:55:08,514 --> 00:55:12,435
‫نه، نه، نه، نه، نه! نه ویگار! نه!

564
00:55:13,770 --> 00:55:16,731
‫به من خدمت کن ویگار! نه!

565
00:55:38,920 --> 00:55:41,798
‫ویگار! نه! نه...

566
00:55:45,000 --> 00:56:00,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی و iredprincess»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

567
00:56:02,900 --> 00:56:09,900
<font color="#f93208">ما را در تلگرام دنبال کنید</font>
<font color="#fafafa">@Sermoviechannel</font>


568
00:56:10,100 --> 00:56:17,100



