﻿1
00:00:10,878 --> 00:00:14,840
‫« سال ۲۰۱۶ »

2
00:00:16,892 --> 00:00:17,976
‫بپر

3
00:00:27,000 --> 00:00:38,000
<font color="#2b838b">سرمووی مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم</font>
<font color="#f4f2f0">Sermovie</font>

4
00:01:32,500 --> 00:01:39,500
<font color="#f93208">ما را در تلگرام دنبال کنید</font>
<font color="#fafafa">@Sermoviechannel</font>

5
00:01:39,716 --> 00:01:42,844
‫« مدیریت »

6
00:01:44,604 --> 00:01:45,896
‫سلام

7
00:01:50,694 --> 00:01:52,362
‫واسه مصاحبه اومدم

8
00:01:53,739 --> 00:01:56,074
‫- بفرما داخل بشین
‫- حتماً

9
00:02:01,163 --> 00:02:02,164
‫الان برمی‌گردم

10
00:02:38,033 --> 00:02:39,284
‫از سر جات تکون نخوردی

11
00:02:40,327 --> 00:02:41,662
‫گفتی منتظر بمونم

12
00:02:46,708 --> 00:02:48,251
‫کل شب رو همین‌جا نشستی؟

13
00:02:49,002 --> 00:02:50,295
‫خودتون گفتید بشینم

14
00:03:00,222 --> 00:03:01,682
‫منو می‌شناسی؟

15
00:03:03,225 --> 00:03:04,685
‫حدسش سخت نیست

16
00:03:05,227 --> 00:03:06,278
‫شما جزو نگهبانان هستید

17
00:03:06,353 --> 00:03:07,904
‫راجع‌به ما چی بهت گفتن؟

18
00:03:07,979 --> 00:03:10,982
‫اینکه همه‌کاره‌ی کل کیهان…

19
00:03:11,650 --> 00:03:12,826
‫و بنیان‌گذار فانوس‌هایید

20
00:03:12,901 --> 00:03:14,069
‫۱۲ نفر بودید

21
00:03:14,152 --> 00:03:15,654
‫اخیراً یکیتون کُشته شد

22
00:03:16,238 --> 00:03:17,322
‫تسلیت میگم

23
00:03:17,406 --> 00:03:18,448
‫ممنون

24
00:03:19,741 --> 00:03:22,119
‫درضمن، همه‌تون هم آبی‌رنگید

25
00:03:24,121 --> 00:03:27,165
‫به نظر ما این مصاحبه راحت‌تر پیش میره…

26
00:03:28,834 --> 00:03:30,585
‫اگه در قالب یه انسان باشم

27
00:03:30,669 --> 00:03:32,587
‫- می‌تونم یه سؤال بپرسم؟
‫- بفرما

28
00:03:32,713 --> 00:03:35,215
‫فانوس‌های سبز رو که حلقه انتخاب می‌کنه

29
00:03:36,341 --> 00:03:39,186
‫پس واسه چی یهو
‫اومدید سراغ مصاحبه؟

30
00:03:39,261 --> 00:03:41,054
‫به‌خاطر همون تسلیتی که گفتی

31
00:03:47,185 --> 00:03:48,770
‫الان باید چیزی بگم؟

32
00:03:49,271 --> 00:03:52,190
‫این‌جور وقت‌ها داوطلب‌ها
‫معمولاً می‌پرسن: «چرا من؟»

33
00:03:52,899 --> 00:03:53,984
‫آها

34
00:03:54,985 --> 00:03:56,695
‫نه، خودم خوب می‌دونم چرا من

35
00:04:01,742 --> 00:04:02,993
‫مامان!

36
00:04:06,872 --> 00:04:07,998
‫مامان!

37
00:04:09,249 --> 00:04:10,876
‫اومدم، مارکوس

38
00:04:26,475 --> 00:04:28,560
‫می‌ترسی؟

39
00:04:29,227 --> 00:04:30,312
‫آره!

40
00:04:31,104 --> 00:04:32,230
‫آره!

41
00:04:39,654 --> 00:04:40,697
‫چی شد؟

42
00:04:44,993 --> 00:04:46,036
‫یا خدا

43
00:04:57,172 --> 00:05:00,675
<font color="#ffd981">« فـانـوس‌هـا »</font>

44
00:05:02,385 --> 00:05:04,855
‫قهرمان مرموزی که فقط با اسم
‫«فانوس سبز» می‌شناسیمش

45
00:05:04,930 --> 00:05:08,058
‫باز هم یه کلان‌شهر رو از فاجعه نجات داد

46
00:05:08,141 --> 00:05:10,235
‫کماکان هیچ اطلاعاتی
‫از هویت وی در دست نیست،

47
00:05:10,310 --> 00:05:12,360
‫اما امروز این بیانیه رو صادر کرده

48
00:05:12,437 --> 00:05:15,607
‫عین کلماتش:
‫«بااینکه چهره‌ام رو نمی‌بینید،

49
00:05:15,690 --> 00:05:18,985
‫بدونید در مبارزه با پلیدی
‫یک‌قدم هم پا پس نمی‌کشم.

50
00:05:19,069 --> 00:05:22,280
‫شبی که این حلقه بهم رسید،
‫فقط یه سؤال ازم پرسیدن؛

51
00:05:22,781 --> 00:05:24,074
‫اینکه آیا می‌ترسم یا نه.

52
00:05:24,157 --> 00:05:26,952
‫مثل همون موقع عزمم جزمـه.

53
00:05:27,452 --> 00:05:28,995
‫من با ترس بیگانه‌ام.»

54
00:05:33,207 --> 00:05:34,793
‫زده به سرت؟

55
00:05:36,002 --> 00:05:38,180
‫آخه چطوری نباید می‌ترسیدم؟

56
00:05:38,255 --> 00:05:39,923
‫از رو تختم کشیدنم بالا

57
00:05:40,006 --> 00:05:42,801
‫- توی یه… یه حباب بودم
‫- اسلحه‌تو بده به من، جانی

58
00:05:42,884 --> 00:05:44,052
‫نورش سبز بود

59
00:05:44,923 --> 00:05:46,040
‫داشتن امتحانم می‌کردن

60
00:05:46,847 --> 00:05:49,497
‫تا وارد این تشکیلات فانوسشون بشم؛
‫منو انتخاب کرده بودن

61
00:05:49,599 --> 00:05:51,401
‫قبلاً راجع‌بهش حرف زدیم.
‫کلاً کابوس بود

62
00:05:51,476 --> 00:05:53,779
‫- حبابی در کار نبوده!
‫- بوده! مگه نشنیدی چی گفت؟

63
00:05:53,854 --> 00:05:55,605
‫اسلحه‌تو بده من، جانی

64
00:05:55,689 --> 00:05:57,532
‫همون سؤال رو از اون هم پرسیدن

65
00:05:57,607 --> 00:05:58,950
‫به نظرت اتفاقیـه؟

66
00:05:59,025 --> 00:06:01,194
‫- داری منو می‌ترسونی
‫- «می‌ترسی؟»

67
00:06:04,030 --> 00:06:05,081
‫چرا حرفمو باور نمی‌کنی؟

68
00:06:05,156 --> 00:06:06,867
‫چون هیچ عقل سلیمی باورش نمی‌کنه!

69
00:06:07,367 --> 00:06:09,169
‫ولی باور کن اگه اون تفنگو بهم ندی،

70
00:06:09,244 --> 00:06:10,954
‫خودم می‌فرستمت سینه‌ی قبرستون!

71
00:06:21,298 --> 00:06:23,383
‫من که نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم، برنی

72
00:06:26,845 --> 00:06:28,934
‫این توهمات عقلت رو زایل کرده؛

73
00:06:29,010 --> 00:06:30,508
‫این‌طوری نمیشه دیگه

74
00:06:30,807 --> 00:06:33,457
‫وقتی بچه‌ها رو از مدرسه آوردم،
‫بهتره نبینمت!

75
00:06:54,873 --> 00:06:57,375
‫گروهبان استوارت تشریف دارن؟

76
00:06:59,085 --> 00:07:00,211
‫خیر

77
00:07:01,254 --> 00:07:02,339
‫کمکی از دستم برمیاد؟

78
00:07:02,422 --> 00:07:05,258
‫- چه ساعتی تشریف میارن؟
‫- درست نمی‌دونم

79
00:07:07,177 --> 00:07:08,178
‫جنابعالی؟

80
00:07:08,553 --> 00:07:10,472
‫شما همسر گروهبان استوارت هستید؟

81
00:07:11,348 --> 00:07:12,245
‫برنادت هستم

82
00:07:12,321 --> 00:07:15,810
‫لطفاً به شوهرتون بگید ما نگهبانان

83
00:07:15,886 --> 00:07:21,197
‫بابت آسیب‌های روحیِ ناشی از
‫آخرین ارتباطمون با ایشون عمیقاً متأسفیم

84
00:07:22,067 --> 00:07:24,235
‫مایلیم غرامتی پرداخت کنیم

85
00:07:24,653 --> 00:07:28,323
‫بابت هرگونه درد و رنجی که ایجاد شده

86
00:07:31,618 --> 00:07:33,536
‫سر درنمیارم، من…

87
00:07:36,289 --> 00:07:39,334
‫گزارش‌هایی به دستمون رسیده
‫مبنی بر اینکه خیلی از داوطلبانی که

88
00:07:39,417 --> 00:07:43,254
‫برای نقش فانوس سبز ارزیابی شدن دچار…

89
00:07:45,757 --> 00:07:47,175
‫آشفتگی عاطفی شدن

90
00:07:49,427 --> 00:07:51,554
‫داری میگی آدم‌فضایی هستی؟

91
00:07:51,638 --> 00:07:55,475
‫بله، من متعلق به یک نژادِ
‫بین‌کهکشانی و غیرزمینی‌ام

92
00:07:55,558 --> 00:07:56,643
‫ثابت کن

93
00:07:57,811 --> 00:07:59,062
‫عذر می‌خوام؟

94
00:07:59,145 --> 00:08:02,774
‫به چشم من که
‫یه زنیکه‌ی سفیدپوست بخت‌برگشته‌ای

95
00:08:03,566 --> 00:08:04,651
‫حرفت رو ثابت کن

96
00:08:08,321 --> 00:08:10,448
‫تجربه نشون داده کالبد اصلیم

97
00:08:11,157 --> 00:08:12,993
‫برای انسان‌ها اذیت‌کننده‌ست

98
00:08:14,786 --> 00:08:15,954
‫من اذیت نمیشم

99
00:08:17,080 --> 00:08:18,289
‫نشونم بده

100
00:08:51,031 --> 00:08:52,449
‫قهوه می‌خوای؟

101
00:08:55,243 --> 00:08:58,705
‫ببخشید اینجا به‌هم‌ریخته‌ست.
‫بچه‌هام تازه امتحان دادن.

102
00:08:59,998 --> 00:09:01,648
‫پس باز هم بچه داری؟

103
00:09:02,292 --> 00:09:05,420
‫آره. البته منظورم شاگردهام بود. من معلمم

104
00:09:06,588 --> 00:09:09,340
‫پس تو شوهرمو از روی تخت
‫آوردی روی هوا؟

105
00:09:09,966 --> 00:09:12,516
‫ما قبل از این
‫فانوس سبزی از سیاره‌ی زمین نداشتیم

106
00:09:14,345 --> 00:09:18,725
‫حالا متوجه شدیم که
‫شیوه‌ی گزینش حلقه برای گونه‌ی شما

107
00:09:19,851 --> 00:09:20,852
‫نامتعارفـه

108
00:09:21,352 --> 00:09:23,402
‫قصد ندارید گندتونو جمع کنید؟

109
00:09:24,397 --> 00:09:27,901
‫جانی با هر کی دردودل می‌کنه،
‫طرف فکر می‌کنه عقلش پاره‌سنگ برداشته

110
00:09:27,984 --> 00:09:30,078
‫هر شب تا حد مرگ مشروب می‌خوره

111
00:09:30,153 --> 00:09:32,030
‫خانواده‌ام داره از هم می‌پاشه

112
00:09:32,113 --> 00:09:33,839
‫سازوکارمون بی‌نقص نیست

113
00:09:34,346 --> 00:09:36,127
‫فقط در همین حد از دستم برمیاد

114
00:09:37,702 --> 00:09:40,121
‫اصلاً در جریانِ
‫تفاوت‌های نژادی روی زمین هستی؟

115
00:09:41,081 --> 00:09:44,000
‫می‌فهمی چقدر نامردیـه که

116
00:09:44,084 --> 00:09:46,836
‫از یه مرد سیاه‌پوست
‫توی آمریکا بپرسی «می‌ترسی؟»

117
00:09:48,505 --> 00:09:49,881
‫منظورت از «سیاه‌پوست»…

118
00:09:51,508 --> 00:09:53,051
‫همون پوست‌قهوه‌ایـه؟

119
00:09:53,134 --> 00:09:55,678
‫ما هر روزمون رو
‫با ترس از آزار و اذیت شب می‌کنیم

120
00:09:55,762 --> 00:09:59,516
‫ولی باز هم جا نمی‌زنیم و
‫گاهی حتی از دوروبری‌هامون سرتریم

121
00:09:59,599 --> 00:10:00,683
‫اینو می‌دونستی؟

122
00:10:02,185 --> 00:10:03,269
‫نمی‌دونستم

123
00:10:05,647 --> 00:10:07,690
‫حتی تو فضا هم
‫ما رو آدم حساب نمی‌کنن

124
00:10:14,531 --> 00:10:17,742
‫عمر انسان‌ها نسبتاً کوتاهـه

125
00:10:21,621 --> 00:10:24,165
‫شاید این قضیه فرصت‌های تازه‌ای رو
‫پیش روتون بذاره

126
00:10:25,208 --> 00:10:28,378
‫هر چیزی که حلقه توی وجود شوهرت دید،
‫توی ژن‌هاش نهفته‌ست

127
00:10:28,461 --> 00:10:31,005
‫خودت هم زن باصلابتی هستی

128
00:10:32,340 --> 00:10:35,343
‫چه‌بسا پسر شما روزی…

129
00:10:36,886 --> 00:10:38,471
‫گزینه‌ی فوق‌العاده‌ای بشه

130
00:10:40,640 --> 00:10:44,602
‫تا اون موقع خیلی مونده.
‫اگه اون هم بترسه چی؟

131
00:10:45,103 --> 00:10:46,312
‫اون‌وقت اون هم رد میشه

132
00:10:49,440 --> 00:10:51,640
‫اگه جوری بارش بیارم
‫که با ترس غریبه باشه چی؟

133
00:10:52,944 --> 00:10:55,196
‫چنین چیزی قطعاً نظرمون رو جلب می‌کنه…

134
00:10:57,365 --> 00:10:58,491
‫وقتی که موعدش برسه

135
00:10:59,701 --> 00:11:01,286
‫موقعش که رسید،

136
00:11:03,204 --> 00:11:05,248
‫از کجا بدونم حقش پایمال نمیشه؟

137
00:11:05,790 --> 00:11:07,333
‫بهت قول میدم

138
00:11:19,679 --> 00:11:22,473
‫شما همونی بودید که رفتید سراغ مامانم؟

139
00:11:22,557 --> 00:11:23,558
‫بله

140
00:11:23,641 --> 00:11:28,229
‫می‌دونی، وقتی خواست اون الماس رو بفروشه،
‫پلیس‌ها ریختن سرش

141
00:11:29,105 --> 00:11:30,406
‫باور نمی‌کردن مال خودشه

142
00:11:30,481 --> 00:11:33,026
‫شرمنده‌ام که متحمل چنین دردسری شد

143
00:11:34,611 --> 00:11:35,961
‫آره، بهش میگم شرمنده‌اید

144
00:11:36,487 --> 00:11:38,957
‫پدرت تفنگدار نیروی دریایی بود.
‫واسه همین تو هم راه اونو رفتی؟

145
00:11:39,032 --> 00:11:42,410
‫بله، خانم.
‫این هم بخشی از مسیر بود.

146
00:11:42,493 --> 00:11:43,586
‫کدوم مسیر؟

147
00:11:43,661 --> 00:11:47,665
‫تفنگدار شدم تا برسم به اینجا؛
‫روبروی شما پشت همین میز

148
00:11:49,042 --> 00:11:51,336
‫خب، پس بیا
‫از همین‌جا شروع کنیم، جان استوارت

149
00:11:52,837 --> 00:11:55,882
‫یا شاید بهتره بگم سرگروهبان جان استوارت

150
00:11:55,965 --> 00:11:59,219
‫- درستـه؟
‫- سرگروهبان سابق

151
00:12:13,691 --> 00:12:15,741
‫لباس دیگه‌ای تو ماشینت نداشتی؟

152
00:12:15,818 --> 00:12:17,737
‫- ساک ورزشی‌ای چیزی؟
‫- نه، قربان

153
00:12:19,072 --> 00:12:21,741
‫خب، من سفارش دادم.
‫برات استیک و آبجو گرفتم.

154
00:12:22,575 --> 00:12:25,328
‫- تشکر
‫- قرار نبود با لباس فرم بیای

155
00:12:26,037 --> 00:12:28,464
‫بهم گفتن قضیه‌ی امنیت ملیـه

156
00:12:28,539 --> 00:12:31,439
‫اصلاً توی رستوران قرار گذاشتیم
‫تا جلب توجه نشه

157
00:12:35,129 --> 00:12:37,048
‫تک‌تیراندازهایی مثل تو کمن

158
00:12:37,131 --> 00:12:38,631
‫مو لای درز آمارت نمیره

159
00:12:39,425 --> 00:12:41,275
‫- صبوری
‫- این هدفمـه؟

160
00:12:42,470 --> 00:12:44,389
‫اسم رمزش گرگ خاکستریـه

161
00:12:44,472 --> 00:12:46,107
‫- کارش پول‌شوییـه…
‫- خودش مهم نیست

162
00:12:46,182 --> 00:12:49,435
‫- درمورد مأموریت بگید
‫- نمیشه ردش رو زد

163
00:12:49,519 --> 00:12:51,821
‫فقط می‌دونیم به یه جا رفت‌وآمد داره

164
00:12:51,896 --> 00:12:54,649
‫یه ویلا توی شبه‌جزیره‌ی کامچاتکا که
‫به نظرمون مال خودشـه

165
00:12:54,732 --> 00:12:57,432
‫اطلاعی هم نداریم که
‫چند وقت یک بار میره و چقدر می‌مونه

166
00:12:57,777 --> 00:13:01,322
‫می‌خواید کمین کنم و
‫منتظر بمونم تا پیداش بشه

167
00:13:01,864 --> 00:13:04,075
‫ممکنه چند هفته یا چند ماه معطل بشی

168
00:13:04,575 --> 00:13:06,225
‫قبل از من چند نفر رو فرستادید؟

169
00:13:07,537 --> 00:13:09,047
‫روی چه حسابی فکر می‌کنی نفر اول نیستی؟

170
00:13:09,122 --> 00:13:11,883
‫خب، از یه منطقه‌ی کوهستانی دورافتاده
‫اطلاعات دارید،

171
00:13:11,958 --> 00:13:14,808
‫یه نقشه‌ی کلی هم از ویلا هست؛
‫پس قبلاً یکی رفته اونجا

172
00:13:15,795 --> 00:13:16,879
‫سه نفر

173
00:13:17,547 --> 00:13:19,799
‫چند ماه پیش
‫ارتباطمون با آخرین تیم قطع شد

174
00:13:20,591 --> 00:13:22,769
‫اما اگه این مأموریت رو قبول کنی،
‫حساب کار فرق می‌کنه

175
00:13:22,844 --> 00:13:24,729
‫یه دکمه‌ی اضطراری بهت میدیم
‫تا اگه نیاز به نجات داشتی بزنیش

176
00:13:24,804 --> 00:13:28,099
‫لازمش ندارم.
‫دستپاچگی تو کارم نیست، قربان.

177
00:13:31,394 --> 00:13:33,112
‫بهتره قبل از رفتن
‫کارهات رو ردیف کنی

178
00:13:33,187 --> 00:13:34,939
‫- بله
‫- بابات در چه حالـه؟

179
00:13:36,107 --> 00:13:37,108
‫قربان؟

180
00:13:37,692 --> 00:13:39,861
‫بعد از دوره‌ی آموزشی
‫با هم خدمت می‌کردیم

181
00:13:41,070 --> 00:13:42,697
‫شنیدم درگیر مشکلاتی شده بوده

182
00:13:45,825 --> 00:13:48,202
‫خیلی بهتره، قربان. ممنون

183
00:14:05,762 --> 00:14:07,263
‫صدای پاتو نشنیدم

184
00:14:08,014 --> 00:14:09,515
‫رو مبل جا خوش کردی؟

185
00:14:10,141 --> 00:14:12,018
‫صد شرف داره به مسافرخونه

186
00:14:15,104 --> 00:14:16,731
‫باید این وضعو درست کنیم، جانی

187
00:14:17,815 --> 00:14:18,900
‫می‌دونم

188
00:14:19,400 --> 00:14:21,160
‫اون حلقه هیچ‌وقت قرار نبود به تو برسه

189
00:14:21,235 --> 00:14:23,571
‫- می‌دونم باورم نمی‌کنی
‫- الان باورت می‌کنم

190
00:14:23,654 --> 00:14:27,033
‫معذرت می‌خوام که همه جوری باهات تا کردن
‫که انگار رد دادی

191
00:14:28,534 --> 00:14:32,330
‫- معذرت می‌خوام که خودم هم جزوشون بوده‌م
‫- چرا الان؟ چی شده مگه؟

192
00:14:47,512 --> 00:14:50,431
‫پریروز یکی از رؤسای فانوس سبز اومد اینجا

193
00:14:51,599 --> 00:14:53,810
‫عذرخواهی کرد که تو رو انتخاب نکردن

194
00:15:02,652 --> 00:15:03,778
‫چی گفت؟

195
00:15:04,904 --> 00:15:07,615
‫یه‌مشت اراجیف
‫راجع‌به اینکه سازوکارشون بی‌نقص نیست

196
00:15:10,701 --> 00:15:12,120
‫ولی جان پتانسیلش رو داره

197
00:15:14,122 --> 00:15:15,164
‫بچه‌ی خودمون؟

198
00:15:16,457 --> 00:15:17,458
‫دقیقاً

199
00:15:19,210 --> 00:15:22,296
‫- متوجه نمیشم
‫- تو چرا رفتی تو نیروی دریایی؟

200
00:15:24,674 --> 00:15:26,134
‫من چرا صبح تا شب درس میدم؟

201
00:15:27,677 --> 00:15:30,021
‫واسه اینکه خودمونو
‫از منجلابی که توش بودیم بیرون بکشیم

202
00:15:30,096 --> 00:15:32,765
‫تا به عالم و آدم ثابت کنیم
‫آدم به‌دردنخوری نیستیم

203
00:15:33,766 --> 00:15:35,726
‫ما این همه تابوشکنی نکردیم و

204
00:15:35,810 --> 00:15:38,688
‫جلوی هر ترسی سینه سپر نکردیم
‫که تهش تو بسوزی؛

205
00:15:38,771 --> 00:15:41,199
‫فقط چون دلت نمیاد
‫از عزیزانت دل بکنی

206
00:15:41,274 --> 00:15:43,724
‫اینا چشم دیدن ما رو ندارن، برنی،
‫خودت خوب می‌دونی

207
00:15:44,902 --> 00:15:46,195
‫چه این پایین، چه اون بالا

208
00:15:46,279 --> 00:15:49,449
‫منم همینو بهش گفتم،
‫ولی نباید به این ذلت تن بدیم

209
00:15:50,408 --> 00:15:51,918
‫نمیشه که سه‌تا پسر بزرگ کنیم

210
00:15:51,993 --> 00:15:53,753
‫ولی ته دلمون باور داشته باشیم
‫هر چقدر هم که کاردرست باشن،

211
00:15:53,828 --> 00:15:55,028
‫باز هم نادیده گرفته میشن

212
00:15:55,455 --> 00:15:56,956
‫چرا اَرون یا مارکوس نه؟

213
00:15:57,039 --> 00:15:58,332
‫نه، سنشون گذشته

214
00:15:59,417 --> 00:16:00,793
‫اونا طعم ترس رو چشیده‌ن

215
00:16:03,838 --> 00:16:06,048
‫تازه، به نظرم اون نگهبانه
‫از جان خوشش اومد

216
00:16:07,383 --> 00:16:08,468
‫از چشم‌هاش خوندم

217
00:16:14,265 --> 00:16:16,225
‫چطوری می‌خوای ازش فانوس سبز بسازی؟

218
00:16:18,019 --> 00:16:19,061
‫کلی تحقیق کردم

219
00:16:20,855 --> 00:16:22,955
‫جوری تربیتش می‌کنیم که
‫ترس تو وجودش حل بشه

220
00:16:23,983 --> 00:16:26,035
‫طوری آموزشش میدیم که
‫تمام ویژگی‌های خوب تو رو داشته باشه

221
00:16:26,110 --> 00:16:29,210
‫ولی هیچ‌کدوم از خصلت‌های
‫فانوسی که انتخاب کردن رو نداشته باشه

222
00:16:31,407 --> 00:16:32,492
‫چی بگم

223
00:16:36,037 --> 00:16:37,747
‫همون شبی که دست رد به سینه‌ات زدن،

224
00:16:37,830 --> 00:16:40,625
‫شروع از هم پاشیدن کل زندگیمون بود

225
00:16:43,169 --> 00:16:46,019
‫الان فرصتی نصیبمون شده
‫تا دوباره به زندگیمون سروسامون بدیم

226
00:16:54,805 --> 00:16:56,098
‫جان ازمون متنفر میشه

227
00:16:57,141 --> 00:16:58,392
‫بذار بشه

228
00:17:16,368 --> 00:17:19,004
‫هوا واسه پرش عالی نیست،
‫ولی تنها راهیـه که متوجه نشن

229
00:17:19,079 --> 00:17:20,498
‫پس عالیِ عالیـه

230
00:17:20,580 --> 00:17:22,383
‫مأموریت که تموم شد،
‫این دکمه رو بزن

231
00:17:22,458 --> 00:17:24,594
‫اگه کار بیخ پیدا کرد و
‫نیاز به نجات بود…

232
00:17:24,669 --> 00:17:27,138
‫فقط وقتی خبری ازم میشه که
‫مأموریتم رو انجام داده باشم

233
00:17:27,213 --> 00:17:28,673
‫موفق باشی. بپر

234
00:18:40,494 --> 00:18:43,914
‫با فضاحت تمام اخراجم کردن

235
00:18:44,999 --> 00:18:46,759
‫- بیشتر توضیح بده
‫- درمورد کدوم بخشش؟

236
00:18:46,834 --> 00:18:48,628
‫ماجرای فضاحت یا اصل اخراجم؟

237
00:18:48,711 --> 00:18:50,388
‫من بیشتر نگران نافرمانی‌ام

238
00:18:50,463 --> 00:18:51,663
‫نافرمانی‌ای در کار نبود

239
00:18:52,214 --> 00:18:54,383
‫یه مأموریت داشتم که
‫توش شکست خوردم

240
00:18:56,594 --> 00:18:59,188
‫بهت نمیاد بی‌خود و بی‌جهت جا بزنی

241
00:18:59,263 --> 00:19:04,226
‫خب، اگه دلیل و برهانی هم بوده باشه،
‫اصولاً محرمانه‌ست

242
00:19:07,063 --> 00:19:09,690
‫خیلی از مسائلی که
‫من هم قراره مطرح کنم، محرمانه‌ان

243
00:19:10,483 --> 00:19:12,583
‫خیالتون راحت،
‫حرفی از این اتاق بیرون نمیره

244
00:19:16,989 --> 00:19:19,075
‫درمورد سینسترو چی می‌دونی؟

245
00:19:19,158 --> 00:19:22,370
‫فقط همون چیزهایی که توی اخبار دیدم؛
‫اینکه یاغی شد

246
00:19:22,453 --> 00:19:25,081
‫و یکی از همکارهای نگهبان‌تون رو کُشت

247
00:19:25,164 --> 00:19:27,174
‫هل جردن هم دهنش رو صاف کرد و
‫انداختش زندان

248
00:19:27,249 --> 00:19:28,593
‫نظرت درمورد هل جردن چیه؟

249
00:19:28,668 --> 00:19:30,211
‫- نظری ندارم
‫- یعنی چی نداری؟

250
00:19:30,294 --> 00:19:33,194
‫- بهش فکر نمی‌کنم
‫- بالاخره باید حس یا نظری داشته باشی

251
00:19:34,090 --> 00:19:35,891
‫اون به جای پدر تو انتخاب شد

252
00:19:36,153 --> 00:19:39,031
‫پدر من در کمال شرافت
‫به این کشور خدمت کرد

253
00:19:39,345 --> 00:19:42,223
‫واسه هر کسی که وظیفه‌اش
‫حفاظت از مردمه احترام قائلـه

254
00:19:42,306 --> 00:19:44,156
‫همین رو به من هم یاد داد

255
00:19:45,851 --> 00:19:47,770
‫سینسترو استاد جردن بود

256
00:19:49,480 --> 00:19:51,482
‫حکم پدر رو براش داشت

257
00:19:53,651 --> 00:19:56,779
‫هنوز هم ته دلش
‫علاقه‌ی خاصی به استادش داره. یجورایی…

258
00:20:00,449 --> 00:20:01,575
‫نگران‌کننده‌ست

259
00:20:01,659 --> 00:20:02,702
‫خصلت آدمیزاده

260
00:20:03,327 --> 00:20:05,621
‫ما کسایی که بزرگمون کردن رو دوست داریم

261
00:20:08,416 --> 00:20:09,750
‫حتی اگه رد داده باشن

262
00:20:10,876 --> 00:20:15,423
‫تولدت مبارک

263
00:20:15,506 --> 00:20:19,468
‫تولدت مبارک

264
00:20:19,885 --> 00:20:25,099
‫تولدت مبارک، جان عزیزم

265
00:20:25,182 --> 00:20:29,812
‫تولدت مبارک

266
00:20:31,480 --> 00:20:32,940
‫یه آرزو بکن، پسرم

267
00:20:35,609 --> 00:20:38,070
‫یه کادو برات گرفتیم، عزیزم.
‫چشم‌هاتو ببند.

268
00:20:38,696 --> 00:20:40,614
‫مارکوس، تو چرا چشم‌هاتو بستی؟

269
00:20:40,698 --> 00:20:42,248
‫دعا می‌کنم پیرهن بیسبال باشه

270
00:20:42,616 --> 00:20:45,216
‫- با اون خیکت لباس‌های جان اندازه‌ات نمیشه
‫- هوی

271
00:20:46,287 --> 00:20:47,329
‫بازش کن

272
00:20:59,049 --> 00:21:01,302
‫وایسید،
‫من مدادشمعی خواسته بودم

273
00:21:02,401 --> 00:21:05,851
‫به نظر من و بابات پنج‌سالگی
‫سن خوبیـه تا از سرنوشتت خبردار بشی

274
00:21:17,735 --> 00:21:20,485
‫بزرگ که شدی قراره فانوس سبز بشی، پسرم

275
00:21:22,573 --> 00:21:25,123
‫لابد برات سؤال بوده که
‫چرا برخوردمون باهات فرق داره

276
00:21:25,576 --> 00:21:27,670
‫چرا اتاقت از داداش‌هات جداست،

277
00:21:27,745 --> 00:21:29,171
‫و با اونا نمیری مدرسه

278
00:21:29,246 --> 00:21:30,548
‫فکر می‌کردم فقط اونو
‫بیشتر دوست دارید

279
00:21:30,623 --> 00:21:31,707
‫هوی!

280
00:21:31,791 --> 00:21:33,250
‫بچه‌ها، قضیه جدیـه

281
00:21:35,211 --> 00:21:37,797
‫وقتی بچه بودی، نگهبانان،

282
00:21:37,880 --> 00:21:40,007
‫همونایی که کل دنیا دستشونـه،

283
00:21:40,090 --> 00:21:44,053
‫اومدن بهمون گفتن
‫می‌خوان تو فانوس سبز بعدی باشی

284
00:21:44,136 --> 00:21:45,730
‫گفتن باید آموزشت بدیم

285
00:21:45,805 --> 00:21:48,232
‫گفتن چند تا پرنده رو مأمور می‌کنن
‫تا حواسشون به ما باشه

286
00:21:48,307 --> 00:21:49,900
‫اونا همه‌چیز رو برای نگهبانان تعریف می‌کنن

287
00:21:49,975 --> 00:21:52,125
‫واسه همینـه که این‌قدر
‫عاشق پرنده‌هایی، پسرم

288
00:21:53,354 --> 00:21:55,865
‫می‌دونم نقاشی دوست داری و
‫مدادشمعی می‌خواستی،

289
00:21:55,940 --> 00:21:57,740
‫البته باز هم می‌تونی
‫یکم نقاشی بکشی

290
00:21:58,567 --> 00:22:01,445
‫ولی از امسال،
‫تمرین‌های واقعی‌ات شروع میشه

291
00:22:01,529 --> 00:22:02,863
‫باید چیکار کنم؟

292
00:22:04,615 --> 00:22:06,792
‫می‌خوان جوری بارت بیاریم که
‫با ترس غریبه باشی

293
00:22:06,867 --> 00:22:09,578
‫- همیشه اونو ترجیح میدید
‫- آهای، اَرون

294
00:22:12,248 --> 00:22:13,290
‫گوش کن

295
00:22:15,334 --> 00:22:16,794
‫نباید نگران اون باشی

296
00:22:17,670 --> 00:22:19,922
‫نباید نگران هیچ‌کس جز خودت باشی

297
00:22:20,881 --> 00:22:24,510
‫نمی‌خوای که نگهبانان فکر کنن جا زدی، نه؟

298
00:22:24,593 --> 00:22:25,845
‫نه، خانم

299
00:22:28,514 --> 00:22:29,598
‫این چیه؟

300
00:22:29,682 --> 00:22:31,934
‫مواظب باش، مارکوس.
‫بدش به جان.

301
00:22:36,188 --> 00:22:37,838
‫هدفت رو برات مشخص کردیم، پسرم

302
00:22:38,482 --> 00:22:41,026
‫حالا باید تیراندازی یاد بگیری. حاضری؟

303
00:22:42,194 --> 00:22:44,280
‫واسه همین تک‌تیرانداز شدی؟

304
00:22:44,822 --> 00:22:47,575
‫- تیرانداز قهاری‌ام
‫- سؤالم این نبود

305
00:22:49,034 --> 00:22:52,621
‫می‌تونم یه هدف رو
‫از فاصله‌ی بالای ۱.۵ کیلومتر بزنم

306
00:23:06,635 --> 00:23:08,345
‫پس از فاصله خوشت میاد؟

307
00:23:10,681 --> 00:23:11,932
‫به کنایه میگید دیگه؟

308
00:23:12,850 --> 00:23:18,063
‫سؤالتون اینه که با کسی صمیمی هستم
‫یا ممکنه سرِ کار حواسم پرت بشه؟

309
00:23:19,690 --> 00:23:21,942
‫بله. سؤالم همینـه

310
00:23:25,195 --> 00:23:28,449
‫تنهایی رو دوست دارم.
‫حواسم هم پرت نمیشه.

311
00:23:35,956 --> 00:23:37,041
‫پدر و مادرت چی؟

312
00:23:40,169 --> 00:23:42,819
‫بابت سخت‌گیری‌هاشون سر تمرین‌ها
‫ازشون کینه به دل داری؟

313
00:23:43,088 --> 00:23:44,340
‫خودتون خانواده دارید؟

314
00:23:44,423 --> 00:23:48,510
‫ما تنها پا به این دنیا می‌ذاریم و
‫تنها هم از این دنیا می‌ریم

315
00:23:49,637 --> 00:23:50,721
‫چه تلخ

316
00:23:52,890 --> 00:23:53,933
‫واقعاً؟

317
00:23:54,975 --> 00:23:59,813
‫واقعاً نمی‌تونم مفهوم خانواده رو
‫به کسی که خانواده نداره توضیح بدم،

318
00:23:59,897 --> 00:24:03,567
‫ولی سخت‌گیری هم توی ذاتشـه

319
00:24:05,319 --> 00:24:08,030
‫هی، ماشالا، پسر.
‫عالی بود.

320
00:24:08,572 --> 00:24:10,282
‫برو یه سیب دیگه بذار

321
00:24:10,824 --> 00:24:13,661
‫مگه قرار نبود این دیش رو نصب کنی؟

322
00:24:13,744 --> 00:24:15,454
‫حس کردم بهتره باهاش تمرین کنم

323
00:24:15,537 --> 00:24:17,039
‫حس کردی؟

324
00:24:17,122 --> 00:24:19,249
‫حس کردن نداریم.
‫باید دیش رو نصب کنیم.

325
00:24:19,333 --> 00:24:22,252
‫پول الماسه تموم شده، برنی.
‫قطعات بیشتری لازم داریم.

326
00:24:22,336 --> 00:24:24,305
‫من هم باید باهاشون تماس بگیرم و
‫بگم چقدر پیشرفت کرده

327
00:24:24,380 --> 00:24:27,430
‫اصلاً نمی‌دونیم به کی باید زنگ بزنیم و
‫خودشون گفتن حواس‌شون هست

328
00:24:27,549 --> 00:24:29,059
‫من آینده‌اش رو نمی‌سپرم دست اونا

329
00:24:29,134 --> 00:24:31,345
‫بابایی، نگاه. عین ویلهلم تل

330
00:24:32,554 --> 00:24:33,973
‫روی سرم بزنش

331
00:24:39,019 --> 00:24:40,062
‫شلیک کن

332
00:24:40,771 --> 00:24:43,273
‫- چی؟
‫- ببین می‌ترسه یا نه. بزنش

333
00:24:56,370 --> 00:24:57,621
‫ترس واگیرداره

334
00:24:59,540 --> 00:25:01,000
‫همون سؤال رو از اون بپرس

335
00:25:13,012 --> 00:25:14,263
‫می‌ترسی؟

336
00:25:14,847 --> 00:25:15,973
‫نه، قربان

337
00:25:22,271 --> 00:25:23,647
‫این کار لازمـه

338
00:25:24,565 --> 00:25:25,858
‫برای جفت‌تون

339
00:25:36,035 --> 00:25:38,954
‫پوره‌ی سیب شد. میشه پوره‌ی سیب بخورم؟

340
00:25:40,497 --> 00:25:42,697
‫به نظرم پدرت می‌تونه
‫غذاهای بهتری برات بگیره

341
00:25:44,293 --> 00:25:46,128
‫حقتـه برات یه چیزبرگر بگیرم، پسرم

342
00:25:46,211 --> 00:25:48,797
‫پسر خوب. بیا ببینم

343
00:25:52,468 --> 00:25:55,429
‫پدر و مادرت… دوست‌شون داری؟

344
00:25:56,013 --> 00:26:00,017
‫آره. معلومـه که دوست‌شون دارم.
‫همه چی رو مدیون اونام.

345
00:26:00,100 --> 00:26:01,810
‫- بهشون مدیونی؟
‫- بله

346
00:26:02,519 --> 00:26:04,772
‫چطوری می‌خوای این دِین رو ادا کنی؟

347
00:26:05,272 --> 00:26:07,775
‫- با به دست آوردن این شغل
‫- اگه موفق نشی چی؟

348
00:26:08,442 --> 00:26:09,485
‫میشم

349
00:26:10,110 --> 00:26:13,238
‫- از کجا انقدر مطمئنی؟
‫- تعلیم دیدم که مطمئن باشم

350
00:26:23,000 --> 00:26:30,000


351
00:26:51,485 --> 00:26:53,112
‫- کسخل شدی
‫- مطمئنم راست میگم

352
00:26:53,195 --> 00:26:54,488
‫این رو نمیگه

353
00:26:54,571 --> 00:26:55,614
‫- میگه
‫- نخیر

354
00:26:55,697 --> 00:26:57,574
‫نمی‌تونن اون کلمه رو توی رادیو بگن

355
00:26:57,658 --> 00:26:59,034
‫توی آهنگ واقعاً میگه

356
00:26:59,118 --> 00:27:01,668
‫«اگه با ماهی و گریتز و
‫جاکش‌بازی حال می‌کنید» یا نه؟

357
00:27:01,745 --> 00:27:04,289
‫اون از کجا بدونه؟
‫اصلاً سیاه‌پوست هم نیست

358
00:27:04,373 --> 00:27:06,250
‫کاکاسیاه فقط پیانو گوش میده

359
00:27:06,333 --> 00:27:08,418
‫- می‌دونی که مامان زورش می‌کنه
‫- هیس. ساکت

360
00:27:08,502 --> 00:27:09,962
‫می‌دونی که مامان زورش می‌کنه

361
00:27:10,045 --> 00:27:12,172
‫ولی از پشت دیوار گوش میده.
‫صداش رو شنیدم.

362
00:27:13,799 --> 00:27:15,551
‫آره. همین رو میگه

363
00:27:15,634 --> 00:27:17,094
‫- دیدی گفتم؟!
‫- الکی میگی تا

364
00:27:17,177 --> 00:27:20,681
‫- پیش اَرون عزیز شی
‫- ولمون کن. کل آهنگ رو بلدی؟

365
00:27:20,764 --> 00:27:21,974
‫بخون

366
00:27:24,852 --> 00:27:26,812
‫قراره کل عمر ازشون بترسی؟

367
00:27:26,895 --> 00:27:29,815
‫اونها هدف‌شون اینـه که
‫بی‌بخار بارت بیارن

368
00:27:32,317 --> 00:27:34,736
‫♪ گفتم همه دست‌ها رو ببرید بالا و ♪

369
00:27:34,820 --> 00:27:37,072
‫♪ جوری تکون‌شون بدید
‫انگار کیرتون هم نیست ♪

370
00:27:37,156 --> 00:27:39,783
‫♪ اگه با ماهی و گریتز و ♪
‫♪ جاکش‌بازی حال می‌کنید، ♪

371
00:27:39,867 --> 00:27:41,243
‫♪ بلند همراه من بگید، ♪

372
00:27:41,326 --> 00:27:42,995
‫♪ هوریا؟ ♪

373
00:27:43,078 --> 00:27:45,038
‫- هوریا!
‫- هوریا

374
00:27:45,122 --> 00:27:46,999
‫عین سفیدپوست‌های پاستوریزه حرف می‌زنی

375
00:27:52,588 --> 00:27:55,424
‫- جان، پیاده شو
‫- ولی مامان، ما بهش گفتیم رپ بخونه

376
00:27:56,049 --> 00:27:58,886
‫ربطی به آهنگ نداره. تمرینشـه

377
00:27:58,969 --> 00:28:01,146
‫اون بیرون تیکه‌پاره‌اش می‌کنن.
‫تابحال این‌جور جاها…

378
00:28:01,221 --> 00:28:03,348
‫کسی از تو نظر نخواست

379
00:28:05,100 --> 00:28:06,518
‫پیاده شو، پسرم

380
00:28:08,061 --> 00:28:09,188
‫ببخشید

381
00:28:50,938 --> 00:28:52,856
‫- روبراهی، پسر؟
‫- چه خبرا، کوچولو؟

382
00:28:52,940 --> 00:28:55,400
‫کنجکاوم بدونم چرا درخواست نجات ندادی

383
00:28:56,860 --> 00:28:58,362
‫باید مأموریتم رو تکمیل می‌کردم

384
00:28:58,445 --> 00:28:59,947
‫شاید از سر لجبازی بوده

385
00:29:00,030 --> 00:29:02,783
‫باید مأموریتم رو تکمیل می‌کردم

386
00:29:05,827 --> 00:29:08,580
تمرین‌هات حتماً به‌شدت
‫منجر به تنهاییت شدن

387
00:29:09,957 --> 00:29:13,460
‫نظر به اینکه انسان‌ها
‫نیازمند روابط اجتماعی بسیاری هستن،

388
00:29:13,543 --> 00:29:17,631
‫گویا اون تنهایی کاملاً
‫با برنامه‌ریزیت در تضاد بوده

389
00:29:19,383 --> 00:29:22,844
‫انسان‌ها برنامه‌ریزی نمیشن، تربیت میشیم

390
00:29:24,137 --> 00:29:25,973
‫متوجه فرق این دو مورد نمیشم

391
00:29:26,974 --> 00:29:29,142
‫خب، فرق می‌کنن

392
00:29:39,778 --> 00:29:40,821
‫کجا میری؟

393
00:29:41,321 --> 00:29:43,991
‫من… حق نداری بری

394
00:29:44,074 --> 00:29:45,993
‫- وایسا! نه. برو، برو
‫- نه، نه، نه

395
00:29:47,869 --> 00:29:48,912
‫اوه! آره

396
00:29:54,459 --> 00:29:55,711
‫جان

397
00:29:58,714 --> 00:30:00,257
‫یه راسته‌ی خوک برات نگه داشتم

398
00:30:02,342 --> 00:30:03,844
‫غذات توی مایکروفره

399
00:30:25,407 --> 00:30:26,950
‫در صورتی که فانوس سبز بشی،

400
00:30:27,034 --> 00:30:29,244
‫از خانوادت دورتر میشی

401
00:30:30,829 --> 00:30:31,830
‫مشکلی نیست

402
00:30:32,456 --> 00:30:33,498
‫اونها…

403
00:30:34,958 --> 00:30:36,251
‫- دلتنگت نمیشن؟
‫- نه

404
00:30:37,252 --> 00:30:40,172
‫خودت دلتنگ اونها نمیشی؟

405
00:30:41,882 --> 00:30:44,843
‫هممون ۱۸ سال توی
‫یه خونه زندگی کردیم

406
00:30:45,844 --> 00:30:47,494
‫هیچ‌وقت چندان باهاشون صمیمی نبودم

407
00:30:48,722 --> 00:30:49,765
‫مامان!

408
00:30:50,640 --> 00:30:53,435
‫میشه با اَرون و مارکوس برم بیرون؟
‫تکالیفم رو انجام دادم

409
00:30:53,518 --> 00:30:55,070
‫می‌تونه اهداف نیم کیلومتری رو بزنه…

410
00:30:55,145 --> 00:30:56,280
‫- مامان؟
‫- تازه ده سالشـه

411
00:30:56,355 --> 00:30:59,316
‫هر روز نترس بودن خودش رو نشون میده. اون…

412
00:30:59,399 --> 00:31:00,442
‫می‌شنوی؟

413
00:31:00,525 --> 00:31:03,070
‫یه چیزی بگو. تو قول دادی!

414
00:31:04,112 --> 00:31:05,572
‫با کی حرف می‌زنی؟

415
00:31:07,532 --> 00:31:10,619
‫نگهبانان بودن؟
‫چرا جواب نمی‌دادن؟

416
00:31:11,370 --> 00:31:14,831
‫شاید جواب نمیدن چون پیشرفتی نمی‌بینن

417
00:31:15,499 --> 00:31:17,584
‫- هنوز می‌ترسی
‫- من از هیچی نمی‌ترسم

418
00:31:17,667 --> 00:31:19,336
‫پرنده‌ها باید این رو بهشون بگن

419
00:31:19,878 --> 00:31:23,048
‫- خب، این رو نگفتن
‫- پس پرنده‌ها دروغگوئن

420
00:31:24,049 --> 00:31:25,550
‫ثابت کن

421
00:31:32,057 --> 00:31:34,810
‫خوبـه، جان. عالی بود

422
00:31:35,727 --> 00:31:37,354
‫بریم یه چیزبرگر بزنیم

423
00:31:38,105 --> 00:31:40,190
‫- هنوز نه
‫- چی؟

424
00:31:40,273 --> 00:31:41,358
‫بده جان شلیک کنه

425
00:31:44,111 --> 00:31:45,237
‫به چی؟

426
00:31:46,279 --> 00:31:47,447
‫سیب روی سر تو

427
00:31:49,449 --> 00:31:50,784
‫گفتش نمی‌ترسه

428
00:31:52,619 --> 00:31:53,662
‫ببینیم و تعریف کنیم

429
00:31:57,374 --> 00:31:58,917
‫از پسش برمیای، پسرم؟

430
00:32:14,349 --> 00:32:15,976
‫عزیزم، قبلش تمرین نکنیم؟

431
00:32:16,059 --> 00:32:18,019
‫جان مگس رو توی آسمون می‌زنه

432
00:32:20,480 --> 00:32:21,982
‫آره

433
00:33:12,157 --> 00:33:14,075
‫گمونم پرنده‌ها اونقدرا هم دروغگو نیستن

434
00:33:32,928 --> 00:33:34,221
‫لازم نیست قایمش کنی

435
00:33:35,931 --> 00:33:36,932
‫بده ببینم

436
00:33:45,148 --> 00:33:46,900
‫خیلی بااستعدادی، پسرم

437
00:33:48,068 --> 00:33:51,238
‫می‌دونم اگه دست خودت بود،
‫کل وقتت رو نقاشی می‌کشیدی

438
00:33:51,321 --> 00:33:53,990
‫باید تمرین کنم.
‫وقت برای نقاشی ندارم.

439
00:33:54,074 --> 00:33:56,243
‫ولی به هر حال خیلی علاقه داری

440
00:33:58,245 --> 00:34:00,455
‫بعضی چیزها توی خون آدمـه

441
00:34:01,873 --> 00:34:03,917
‫مثلاً پرنده‌ها، نقاشی…

442
00:34:06,461 --> 00:34:07,754
‫عشق به پدرت

443
00:34:08,922 --> 00:34:10,632
‫لازم نیست از این بابت خجالت بکشی

444
00:34:11,216 --> 00:34:14,052
‫می‌دونی چندتا پسربچه هستن که
‫بی‌پدر بزرگ میشن؟

445
00:34:17,097 --> 00:34:18,348
‫من ترسیدم

446
00:34:22,768 --> 00:34:27,107
‫اینکه نخوای به عزیزانت صدمه بزنی طبیعیـه

447
00:34:29,109 --> 00:34:31,610
‫عشق مهم‌ترین داراییِ ماست

448
00:34:32,404 --> 00:34:33,747
‫واسه همین این همه تو رو آموزش میدیم

449
00:34:33,822 --> 00:34:36,199
‫می‌خوایم موفقیتت رو ببینیم؛
‫چون دوستت داریم

450
00:34:36,283 --> 00:34:39,786
‫حق با پرنده‌ها بود.
‫من مهارت کافی رو ندارم.

451
00:34:43,873 --> 00:34:45,273
‫پرنده‌ها رو از خودم در آوردم

452
00:34:46,208 --> 00:34:48,168
‫ما خیلی هولت می‌کنیم…

453
00:34:51,130 --> 00:34:53,842
‫جوری که انگار همین امروز باید
‫پا شی بری چون در واقع…

454
00:34:54,801 --> 00:34:56,719
‫نمی‌دونیم کِی قراره بیان سراغت و

455
00:34:56,803 --> 00:34:58,722
‫ازت بخوان عضو فانوس‌ها بشی

456
00:35:00,223 --> 00:35:02,183
‫واسه این نمی‌دونیم چون…

457
00:35:03,351 --> 00:35:04,436
‫حق با تو بود

458
00:35:05,103 --> 00:35:07,147
‫نگهبانان جواب ما رو نمیدن

459
00:35:09,774 --> 00:35:11,026
‫دروغ گفتی؟

460
00:35:11,568 --> 00:35:15,155
‫فقط چون جواب نمیدن،
‫دلیل نمیشه حواس‌شون نباشه

461
00:35:15,238 --> 00:35:17,282
‫احتمالاً اصلاً نمی‌دونن من کی هستم

462
00:35:17,365 --> 00:35:19,576
‫بهت قول میدم خوب تو رو می‌شناسن

463
00:35:22,162 --> 00:35:24,214
‫تو رو بهتر از هل جردن،
‫زمان انتخابش می‌شناسن و

464
00:35:24,289 --> 00:35:25,624
‫می‌دونن از اون بهتری

465
00:35:26,833 --> 00:35:28,877
‫تنها دلیلی هم که اون حلقه دستشـه

466
00:35:28,960 --> 00:35:31,671
‫اینـه که چنان زندگی مرفهی داشته که

467
00:35:31,755 --> 00:35:33,590
‫مجبور نبوده طعم ترس رو بچشه

468
00:35:35,216 --> 00:35:37,802
‫ما می‌خوایم تو هم چنین موهبتی داشته باشی

469
00:35:38,928 --> 00:35:40,472
‫من از آینده‌ات مطمئنم

470
00:35:42,807 --> 00:35:45,857
‫مطمئنم یه روزی اون یونیفرم رو
‫می‌پوشی و هممون رو سربلند می‌کنی

471
00:35:48,355 --> 00:35:49,898
‫ولی من رو انتخاب نکردن

472
00:35:55,612 --> 00:35:56,946
‫گاهی…

473
00:35:58,406 --> 00:36:01,284
‫یه سیاه‌پوست باید خودش داوطلب بشه

474
00:36:02,911 --> 00:36:04,496
‫دلیل نمیشه کمبودی داشته باشی،

475
00:36:04,579 --> 00:36:08,179
‫دلیل نمیشه بهتر از بقیه نباشی،
‫تنها دلیلش اینـه که ما رو آدم حساب نمی‌کنن

476
00:36:09,376 --> 00:36:11,476
‫واسه همین باید خودمونو تو چشم‌شون فرو کنیم

477
00:36:14,339 --> 00:36:17,759
‫اگه به‌خاطر اینکه دروغ گفتیم،
‫دیگه نمی‌خوای تمرین کنی، درک می‌کنم

478
00:36:19,844 --> 00:36:22,013
‫ولی نباید نگران انتخاب نشدن باشی

479
00:36:27,143 --> 00:36:28,353
‫خودت خودتو انتخاب کن

480
00:36:34,734 --> 00:36:36,194
‫برای تیراندازی آماده‌ام

481
00:36:38,988 --> 00:36:40,323
‫میرم بابات رو بیدار کنم

482
00:36:40,990 --> 00:36:42,117
‫نه، بابا نه

483
00:36:42,200 --> 00:36:43,451
‫خودت

484
00:37:15,525 --> 00:37:17,277
‫می‌دونستم از پسش برمیای، پسرم

485
00:37:19,654 --> 00:37:21,406
‫بریم چیزبرگرت رو بهت بدم

486
00:37:22,532 --> 00:37:23,950
‫از چیزبرگر بدم میاد

487
00:37:29,205 --> 00:37:31,249
‫پس دیگه لازم نیست بخوری

488
00:37:39,007 --> 00:37:41,342
‫صداقتت در زمینه‌ی خانوادت رو تحسین می‌کنم

489
00:37:41,426 --> 00:37:44,888
‫چرا حس می‌کنم الان می‌خوای بگی «اما»؟

490
00:37:44,971 --> 00:37:47,974
‫چون هنوز اطلاعاتی هست که
‫در اختیارم قرار نمیدی

491
00:37:48,057 --> 00:37:50,393
‫- عین اخراجم از نیروی دریایی؟
‫- درستـه

492
00:37:52,687 --> 00:37:55,187
‫تمام اطلاعاتی که می‌تونستم
‫با خیال راحت بدم رو گفتم

493
00:37:55,774 --> 00:37:57,275
‫اگه این شغل رو می‌خوای،

494
00:37:58,568 --> 00:38:00,779
‫باید اطلاعاتی که دوست نداری رو هم بدی

495
00:40:08,907 --> 00:40:11,200
‫- نه ماه
‫- گفتی ممکنـه یه مدت طول بکشه

496
00:40:11,284 --> 00:40:13,127
‫- مدت زیادی بود
‫- دیگه همینقدر طول کشید

497
00:40:13,202 --> 00:40:14,329
‫خیال کردیم مُردی

498
00:40:14,871 --> 00:40:16,372
‫مافوق‌ها آمپر چسبونده بودن

499
00:40:16,456 --> 00:40:18,356
‫می‌تونستید یه هواپیمای شناسایی بفرستید

500
00:40:18,917 --> 00:40:20,301
‫لازم نبود حتماً جردن رو بفرستید

501
00:40:20,376 --> 00:40:21,502
‫ما نفرستادیمش

502
00:40:22,503 --> 00:40:23,546
‫دقیقاً

503
00:40:29,510 --> 00:40:32,722
‫معاون وزیر دفاع رفته بود یه فاحشه‌خونه

504
00:40:32,805 --> 00:40:35,558
‫اونجا هل جردن لامصب
‫وسط بار معرکه گرفته بود

505
00:40:36,100 --> 00:40:37,300
‫شروع کردن به مشروب خوردن

506
00:40:37,685 --> 00:40:41,940
‫از زیر زبون معاون در میره که
‫گرگ خاکستری عازم ویلاست. بوم

507
00:40:42,899 --> 00:40:45,610
‫جردن یهو زد به دل آسمون و
‫راهی کامچاتکا شد

508
00:40:45,693 --> 00:40:49,530
‫ساختمون رو ترکوند، گرگ خاکستری رو برداشت و
‫تحویلش داد به گوانتانامو

509
00:40:52,367 --> 00:40:56,037
‫پس حالا یه تروریست تحت‌تعقیب داریم که
‫زنده‌ست و دستگیر شده

510
00:40:57,163 --> 00:40:58,539
‫با یه سری روسِ کُفری که

511
00:40:58,623 --> 00:41:01,459
‫می‌خوان بدونن کی ۱۲۰ هکتار
‫از خاک‌شون رو پودر کرده

512
00:41:01,542 --> 00:41:05,338
‫خوشبختانه ارتش آمریکا می‌تونه
‫مسئولیت این بگایی رو قبول کنه

513
00:41:06,130 --> 00:41:07,590
‫ولی با یه استثنای کوچیک

514
00:41:08,633 --> 00:41:10,802
‫- قرار نبود اونجا باشیم
‫- نخیر

515
00:41:12,220 --> 00:41:13,429
‫جردن هم همین‌طور

516
00:41:15,390 --> 00:41:16,941
‫یکی هم باید تقصیرها رو گردن بگیره،

517
00:41:17,016 --> 00:41:20,186
‫تا یه وقت کسی خیال نکنه
‫سیاست‌های خارجه‌مون،

518
00:41:20,269 --> 00:41:23,690
‫کمک گرفتن از ابرقهرمان‌های الکلی
‫توی بارهای لختیـه

519
00:41:23,773 --> 00:41:26,275
‫- بفرمایید، آقایون
‫- مرسی

520
00:41:31,614 --> 00:41:32,699
‫آره، باشه

521
00:41:33,408 --> 00:41:35,201
‫می‌دونی چی رو قبول می‌کنی، پسر؟

522
00:41:35,743 --> 00:41:37,343
‫این یعنی سرخود پا شدی رفتی اونجا

523
00:41:38,579 --> 00:41:40,581
‫بدون هیچ مزایایی اخراج میشی

524
00:41:40,665 --> 00:41:44,043
‫ولی تمام مافوق‌ها می‌فهمن
‫چه خدمتی به کشورت کردی

525
00:41:50,550 --> 00:41:52,135
‫آره، متوجهم

526
00:41:52,802 --> 00:41:54,012
‫خدا خیرت بده، سرگروهبان

527
00:42:07,650 --> 00:42:09,750
‫تا کِی قراره توی خونه‌ام
‫زانوی غم بغل بگیری؟

528
00:42:10,236 --> 00:42:11,404
‫تا هر وقت اجازه بدی

529
00:42:16,451 --> 00:42:17,744
‫هل جردن لامصب

530
00:42:19,495 --> 00:42:20,955
‫هل جردن لامصب

531
00:42:21,039 --> 00:42:22,457
‫تمام زحماتم هدر رفت

532
00:42:24,459 --> 00:42:26,302
‫می‌تونی هر چی از دست دادی رو پس بگیری

533
00:42:26,377 --> 00:42:28,346
‫سالیان سال از عمرم رو صرف خدمت کردم، مامان

534
00:42:28,421 --> 00:42:32,175
‫فقط نه ماهش رو داشتم توت و حشره می‌خوردم

535
00:42:32,258 --> 00:42:34,218
‫حالا نه اینکه خیلی گوشت می‌خوری

536
00:42:37,764 --> 00:42:39,474
‫بازش کن. قبلاً خوندمش

537
00:42:40,308 --> 00:42:41,309
‫این چیـه؟

538
00:42:53,446 --> 00:42:55,665
‫- من برای دانشکده‌ی هنر درخواست ندادم
‫- من دادم

539
00:42:55,740 --> 00:42:57,992
‫- می‌خوای بری، مگه نه؟
‫- چرا همچین کاری کردی؟

540
00:42:58,076 --> 00:43:00,161
‫چون وقتشـه یه تکونی به خودت بدی و

541
00:43:00,244 --> 00:43:02,580
‫انقدر برق من رو مصرف نکنی

542
00:43:02,663 --> 00:43:04,082
‫باشه، پس…

543
00:43:05,083 --> 00:43:06,417
‫سرنوشتم چی؟

544
00:43:08,795 --> 00:43:12,507
‫مقصد عوض نشده.
‫این فقط یه راه جایگزینـه.

545
00:43:13,257 --> 00:43:16,060
‫حالا اگه می‌خوای بشینی توی این اتاق و
‫نگران این باشی که همه چی تموم شده،

546
00:43:16,135 --> 00:43:17,303
‫پس اونوقت می‌ترسی

547
00:43:18,221 --> 00:43:20,515
‫- اگه هم بترسی…
‫- همه چی تمومـه

548
00:43:20,598 --> 00:43:21,599
‫درستـه

549
00:43:22,266 --> 00:43:24,852
‫شجاعت همون ترسیـه که بهش غلبه کردی، پسرم

550
00:43:26,229 --> 00:43:27,438
‫حق داری نگران باشی،

551
00:43:27,939 --> 00:43:30,689
‫ولی به هر حال باید شجاعتش رو
‫داشته باشی که تلاشت رو بکنی

552
00:43:31,651 --> 00:43:34,987
‫چون یه روزی هر پسربچه‌ای
‫دلش می‌خواد جای تو باشه

553
00:43:36,364 --> 00:43:37,698
‫ولی تا اونموقع،

554
00:43:38,616 --> 00:43:40,827
‫باید یکم شاد باشی

555
00:43:43,079 --> 00:43:45,081
‫از کِی تا حالا شادی من برات مهم شده؟

556
00:43:45,748 --> 00:43:47,542
‫هنوز بابت اون مداد شمعی‌ها شاکی‌ای؟

557
00:44:07,061 --> 00:44:09,447
‫ممنون که درخواست ملاقاتم رو
‫قبول کردید، آقای استوارت

558
00:44:09,522 --> 00:44:11,065
‫مرسی. خواهش می‌کنم

559
00:44:11,149 --> 00:44:12,817
‫همون‌طور که مطمئنم در جریانید،

560
00:44:12,900 --> 00:44:15,945
‫ما برای یه پروژه‌ی خیلی مخصوص
‫دنبال یک دانشجوی زبده می‌گردیم

561
00:44:16,028 --> 00:44:18,114
‫تعریف شما رو زیاد شنیدیم

562
00:44:18,948 --> 00:44:20,408
‫ارزیابی‌تون اصلاً پیچیده نیست

563
00:44:20,950 --> 00:44:24,036
‫ازتون می‌خوام یه سری اشیا رو
‫از حفظ نقاشی کنید

564
00:44:24,120 --> 00:44:26,706
‫هر چی جزئیاتشون بیشتر بهتر

565
00:44:27,290 --> 00:44:28,916
‫- شروع کنیم؟
‫- حتماً

566
00:44:36,299 --> 00:44:39,385
‫لطفاً ساختمانی که
‫داخلش هستیم رو بکِشید

567
00:45:04,702 --> 00:45:06,003
‫می‌تونید یه ساعت رو تصور کنید؟

568
00:45:06,078 --> 00:45:08,623
‫ترجیحاً ساعتی که مال پدر یا مادرتون بوده

569
00:45:08,706 --> 00:45:11,250
‫- بله، ساعت پدرم
‫- عالیـه

570
00:45:12,543 --> 00:45:15,922
‫آقای استوارت، الان لطفاً…

571
00:45:19,383 --> 00:45:20,843
‫این حلقه رو دست‌تون کنید و

572
00:45:21,677 --> 00:45:23,471
‫ساعت پدرتون رو تصور کنید

573
00:45:39,445 --> 00:45:42,782
‫برای اینکه کار کنه،
‫باید تمام اجزای داخلش رو در نظر بگیرید

574
00:45:46,035 --> 00:45:48,246
‫فقط بهش فکر کنید و
‫خودش ظاهر میشه

575
00:46:21,988 --> 00:46:23,114
‫احسنت

576
00:46:40,047 --> 00:46:42,008
‫ما پیشرفت شما رو زیر نظر داشتیم

577
00:46:44,051 --> 00:46:47,388
‫حالا می‌تونید برید،
‫وگرنه به مصاحبه‌تون نمی‌رسید

578
00:46:51,267 --> 00:46:52,351
‫مصاحبه‌ام؟

579
00:46:53,894 --> 00:46:55,563
‫همونی که منتظرش بودید

580
00:47:05,906 --> 00:47:07,033
‫بپر

581
00:47:29,555 --> 00:47:33,476
‫تأیید می‌کنی به‌خاطر هل جردن هستش که

582
00:47:33,559 --> 00:47:35,019
‫دیگه عضوی از ارتش نیستی؟

583
00:47:35,102 --> 00:47:36,103
‫بله

584
00:47:37,646 --> 00:47:42,735
‫به نظرت به‌خاطر اینکه هل جردن
‫به جای پدرت انتخاب شد…

585
00:47:42,818 --> 00:47:44,862
‫زندگی خانوادت انقدر…

586
00:47:47,656 --> 00:47:49,075
‫پیچیده‌ست؟

587
00:47:49,158 --> 00:47:50,576
‫بله

588
00:47:50,659 --> 00:47:52,703
‫وگرنه الان با برادرهات صمیمی‌تر بودی؟

589
00:47:56,832 --> 00:47:57,875
‫بله

590
00:47:57,958 --> 00:48:00,252
‫بابت هیچکدوم از این مسائل

591
00:48:01,712 --> 00:48:04,965
‫از هل جردن کینه‌ای به دل داری؟

592
00:48:06,342 --> 00:48:07,343
‫نه

593
00:48:07,426 --> 00:48:10,596
‫ولی الان گفتی به‌خاطر اون بود که
‫از ارتش اخراج شدی

594
00:48:10,679 --> 00:48:12,398
‫تقصیر اون نبود.
‫داشت از دستورات پیروی می‌کرد.

595
00:48:12,473 --> 00:48:13,766
‫راستش اصلاً این‌طور نیست

596
00:48:13,849 --> 00:48:18,270
‫در واقع ما بارها بابت استفاده از قدرت‌هاش
‫برای مداخله در درگیری‌های زمینی،

597
00:48:18,354 --> 00:48:20,272
‫اون رو شماتت کردیم

598
00:48:31,409 --> 00:48:33,953
‫تمایل داری جایگزین هل جردن بشی؟

599
00:48:35,704 --> 00:48:38,290
‫علیرغم اینکه به زعم خودش

600
00:48:38,374 --> 00:48:40,459
‫فقط براش حکم نیروی پشتیبانی داری؟

601
00:48:44,213 --> 00:48:45,673
‫شرح مأموریتم اینـه؟

602
00:48:45,756 --> 00:48:49,427
‫اگه این شغل رو به دست بیاری، بله،
‫شرح مأموریتت اینـه

603
00:48:50,469 --> 00:48:52,930
‫خب، پس اهمیتی نداره
‫تمایلی دارم یا نه

604
00:49:08,779 --> 00:49:10,114
‫تبریک میگم…

605
00:49:13,284 --> 00:49:14,493
‫جان استوارت

606
00:49:17,246 --> 00:49:19,165
‫مامان! بابا!

607
00:49:20,082 --> 00:49:21,750
‫باورتون نمیشه چی شده

608
00:49:22,334 --> 00:49:24,295
‫ایناهاشش. شخص شخیصِ جان استوارت

609
00:49:24,378 --> 00:49:26,555
‫هی، این تازه‌کاره دیگه؟
‫شما هم این‌طوری صداش می‌کنید؟

610
00:49:26,630 --> 00:49:28,299
‫ما فقط بهش میگیم جان

611
00:49:28,382 --> 00:49:30,342
‫تازه‌کار، هل جردن. خوشبختم

612
00:49:30,426 --> 00:49:32,686
‫- آره، من هم خوشبختم
‫- واقعاً افتخاریـه، مگه نه؟

613
00:49:32,761 --> 00:49:36,148
‫داشتم به پدر و مادرت می‌گفتم که
‫باید شخصاً بیام با شاگرد جدیدم آشنا شم

614
00:49:36,223 --> 00:49:39,560
‫حقیقتاً نمی‌دونم رؤسای آبی
‫چطوری انتخابش کردن،

615
00:49:39,643 --> 00:49:42,313
‫ولی مطمئنم که… اگه شما تربیتش کرده باشید،

616
00:49:42,855 --> 00:49:44,064
‫حتماً کارش درستـه

617
00:49:45,941 --> 00:49:47,526
‫واقعاً خانواده‌ی خاکی‌ای هستید،

618
00:49:48,194 --> 00:49:49,994
‫عین خانواده‌ی هاکستبل توی اون سریاله

619
00:49:51,071 --> 00:49:55,242
‫تازه‌کار، نظرت چیـه بریم بیرون و
‫درباره‌ی برنامه و این چیزا صحبت کنیم؟

620
00:49:55,326 --> 00:49:56,452
‫ضمناً…

621
00:49:56,952 --> 00:49:58,704
‫بابت مهمون‌نوازی‌تون ممنونم

622
00:50:05,377 --> 00:50:06,462
‫نمیای، تازه‌کار؟

623
00:50:11,759 --> 00:50:13,409
‫از دیدن من شوکه شدی یا خجالتی‌ای؟

624
00:50:14,428 --> 00:50:15,471
‫هیچکدوم، قربان

625
00:50:17,014 --> 00:50:18,807
‫یجورایی حس می‌کنم…

626
00:50:20,100 --> 00:50:21,101
‫عصبی‌ای

627
00:50:21,685 --> 00:50:23,145
‫نه، نه، فقط…

628
00:50:24,605 --> 00:50:25,731
‫این برام اتفاق مهمیـه

629
00:50:25,814 --> 00:50:27,733
‫دلم می‌خواست خودم بهشون بگم، همین

630
00:50:31,612 --> 00:50:34,240
‫ای وای. سورپرایز رو خراب کردم؟

631
00:50:35,324 --> 00:50:37,910
‫نه. نه، قربان. نه، مشکلی نیست

632
00:50:37,993 --> 00:50:39,078
‫- مشکلی نیست؟
‫- نه

633
00:50:39,161 --> 00:50:40,454
‫- عیبی نداره؟
‫- نه

634
00:50:40,538 --> 00:50:41,580
‫مطمئنی؟

635
00:50:42,748 --> 00:50:44,416
‫باشه. خوبـه، خوبـه، خوبـه

636
00:50:45,042 --> 00:50:47,002
‫چون راستشو بخوای…

637
00:50:48,587 --> 00:50:50,673
‫حقیقتاً کیرم نیست دلت چی می‌خواد،

638
00:50:50,756 --> 00:50:52,675
‫ولی حدسم اینـه که
‫دنبال این حلقه‌ای و

639
00:50:52,758 --> 00:50:55,761
‫من نه دستیار لازم دارم، نه نیروی پشتیبانی،

640
00:50:55,844 --> 00:50:58,722
‫فقط وقتی این حلقه رو به دست میاری که
‫از روی جسدم رد بشی

641
00:51:01,559 --> 00:51:04,195
‫کلاس‌هامون از دوشنبه صبح شروع میشه.
‫به امید دیدار، تازه‌کار.

642
00:51:04,270 --> 00:51:07,896
<font color="#00f300">♪ GASOLINE DREAMS - OUTKAST ♪</font>

643
00:51:21,495 --> 00:51:22,705
‫فکر کنم باهام حال کرد

644
00:51:25,000 --> 00:51:45,000
<font color="#f93208">ما را در تلگرام دنبال کنید</font>
<font color="#fafafa">@Sermoviechannel</font>

