﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000


2
00:00:32,032 --> 00:00:33,492
‫دستگاه صدا رو خاموش کن.

3
00:00:41,375 --> 00:00:42,543
‫لعنتی.

4
00:00:46,547 --> 00:00:49,759
‫دستگاه صدا رو خاموش کن.

5
00:01:57,000 --> 00:02:04,000


6
00:02:04,875 --> 00:02:07,127
‫- ردیفی، پسر؟
‫- آره. منتظرم از وارتون خبری بشه.

7
00:02:07,211 --> 00:02:08,212
‫وارتون دیگه کیه؟

8
00:02:08,879 --> 00:02:10,339
‫می‌خوای یه چیز
‫خیلی بامزه بشنوی؟

9
00:02:11,715 --> 00:02:13,091
‫- فکر کنم دوباره عاشق شدم.
‫- آخی.

10
00:02:13,133 --> 00:02:14,677
‫دیشب صدای دختره بود
‫که توی خونه‌ت شنیدم؟

11
00:02:14,760 --> 00:02:16,011
‫وای خدا. شنیدیش؟

12
00:02:16,095 --> 00:02:17,596
‫- آره.
‫- آره، می‌شناسی که،

13
00:02:17,680 --> 00:02:20,015
‫همون دانشجوی انتقالی داف فرانسویه...
‫اسمش...

14
00:02:20,099 --> 00:02:21,976
‫- نه.
‫- یه‌جورایی با «کاپوچینو» هم‌قافیه‌ست.

15
00:02:23,310 --> 00:02:25,980
‫رفیق، آروم باش. چرا برای
‫اردوی تابستونی این‌قدر خودت رو باختی؟

16
00:02:27,648 --> 00:02:29,817
‫اون، خب...
‫یه اردو تابستونی ساده نیست.

17
00:02:30,651 --> 00:02:32,862
‫خاص‌ترین برنامه‌ی آموزشی توی
‫کل دانشکده‌های بازرگانیه،

18
00:02:32,945 --> 00:02:35,698
‫یعنی همون دانشکده‌ای که آرزوشو داشتم
‫یعنی میان‌بر وارد شدن به اون دانشگاه.

19
00:02:35,781 --> 00:02:38,117
‫یعنی مهم‌ترین
‫لحظه‌ی زندگی من.

20
00:02:38,200 --> 00:02:41,203
‫- رسماً فقط تابستونه.
‫- آره، تابستون قبل از سال آخر دبیرستان.

21
00:02:41,287 --> 00:02:43,455
‫- دقیقاً. کی اهمیت می‌ده؟
‫- مسئولای پذیرش دانشگاه.

22
00:02:43,539 --> 00:02:45,291
‫۱۷ سالته. جوری رفتار
‫می‌کنی انگار ۳۰ سالته.

23
00:02:45,374 --> 00:02:47,275
‫فکر نمی‌کنی بعداً
‫پشیمون بشی که...

24
00:02:47,317 --> 00:02:49,211
‫تابستونت رو به دیوونه‌بازی
‫و خوش‌گذرونی نگذروندی؟

25
00:02:49,879 --> 00:02:51,088
‫نه واقعاً. نه.

26
00:02:51,171 --> 00:02:52,298
‫- صبح به‌خیر.
‫- سلام. صبح به‌خیر.

27
00:02:52,381 --> 00:02:54,133
‫- نون گرفتم.
‫- مرسی.

28
00:02:54,216 --> 00:02:55,718
‫اوه. دمت گرم.

29
00:02:56,302 --> 00:02:59,263
‫خب، اوضاع چطوره؟
‫از وارتون خبری شد؟

30
00:02:59,346 --> 00:03:01,140
‫هنوز نه.

31
00:03:01,223 --> 00:03:02,533
‫اونم که اصلاً انگار نه انگار،
‫خیلی خونسرده.

32
00:03:02,575 --> 00:03:03,559
‫عالیه.

33
00:03:03,642 --> 00:03:05,686
‫چی؟ خودشه؟

34
00:03:07,897 --> 00:03:08,898
‫قبول شدی؟ نشدی؟

35
00:03:09,481 --> 00:03:10,691
‫هوم؟ ها؟

36
00:03:11,901 --> 00:03:13,152
‫قبول شدی؟

37
00:03:13,235 --> 00:03:15,029
‫کانر؟ داره گریه می‌کنه.

38
00:03:15,112 --> 00:03:17,323
‫نمی‌فهمم از خوشحالیه
‫یا از غصه داغون شده.

39
00:03:17,406 --> 00:03:18,490
‫مثلاً دوقلوئین ها!

40
00:03:18,574 --> 00:03:20,910
‫- بچه‌ها...
‫- آنی، حالت خوبه؟

41
00:03:20,993 --> 00:03:22,995
‫- آره. فقط دارم هضمش می‌کنم.
‫- خیلی‌خب.

42
00:03:25,039 --> 00:03:26,040
‫خب؟

43
00:03:26,916 --> 00:03:28,918
‫اینجا پایان اون زندگی‌ایه که
‫زمانی برای خودم تصور می‌کردم.

44
00:03:29,001 --> 00:03:32,004
‫متأسفم. واقعاً متأسفم.
‫ببین، می‌تونم بغلت کنم؟

45
00:03:32,087 --> 00:03:32,922
‫- خواهش می‌کنم؟
‫- اوم، آره.

46
00:03:33,005 --> 00:03:34,798
‫- همه‌چی تموم شد. اشکالی نداره.
‫- خیلی‌خب.

47
00:03:35,382 --> 00:03:37,301
‫- ممنون. خب...
‫- دوستت دارم.

48
00:03:37,384 --> 00:03:39,803
‫- فکر کنم دیگه بغل بسه.
‫- باشه، من کشیدم کنار.

49
00:03:40,387 --> 00:03:42,389
‫ببین، اگه تو رو نخواستن،
‫خودشون ضرر کردن.

50
00:03:42,473 --> 00:03:43,307
‫دیگه واقعاً...

51
00:03:43,390 --> 00:03:45,192
‫خیلی ممنون که این رو گفتی،
‫عاشقتم، مرسی.

52
00:03:45,234 --> 00:03:46,435
‫ولی واقعاً کسی که ضرر کرده منم.

53
00:03:46,518 --> 00:03:47,955
‫دقیقاً و به معنای
‫واقعی کلمه همین‌طوره.

54
00:03:47,997 --> 00:03:49,730
‫چی می‌شه اگه به چشم یه اتفاق
‫خوب بهش نگاه کنیم؟

55
00:03:49,813 --> 00:03:53,859
‫می‌دونی؟ ۱۷ سالته. حقته یه‌کم خوش بگذرونی.
‫می‌تونی بری سفر.

56
00:03:53,943 --> 00:03:56,654
‫- می‌تونی با کانر بری یونان.
‫- هوی، وایستا! نه، نه، نه.

57
00:03:56,737 --> 00:03:58,948
‫- اون سفر دونفره‌ی من و کاپوچیه.
‫- کی؟

58
00:03:59,031 --> 00:04:00,699
‫چرا خودت نمی‌ری تایلند...

59
00:04:00,783 --> 00:04:04,286
‫با اون دوست‌پسرت که صددرصد
‫دگرجنس‌گرا و صاف‌وساده‌ست؟

60
00:04:04,370 --> 00:04:06,914
‫تا وقتی خودش آماده نباشه تمایلاتش رو بگه،
‫نمی‌تونم باهاش به‌هم بزنم.

61
00:04:06,997 --> 00:04:09,208
‫ما از کلاس ششم با هم بودیم.
‫شایدم دوجنس‌گرا باشه.

62
00:04:09,291 --> 00:04:12,378
‫- منطقیه.
‫- در ضمن، اسم اون دختره کاپوسین‌ـه.

63
00:04:12,461 --> 00:04:14,421
‫حداقل اگه می‌خوای بهش اچ‌پی‌وی بدی،
‫اسمش رو درست تلفظ کن.

64
00:04:14,505 --> 00:04:17,591
‫- من اچ‌وی‌پی ندارم.
‫- می‌دونم نداری، تو اچ‌پی‌وی داری.

65
00:04:17,675 --> 00:04:20,344
‫آنی، قول می‌دم همه‌چی درست شه.
‫سعی کن این‌قدر خودت رو به‌هم نریزی.

66
00:04:20,427 --> 00:04:22,012
‫مخصوصاً برای
‫یه اردو تابستونی.

67
00:04:23,639 --> 00:04:24,765
‫این یه برنامه‌ی تابستونیه.

68
00:04:24,848 --> 00:04:26,517
‫- اردوئه.
‫- پسر.

69
00:04:26,600 --> 00:04:29,311
‫می‌شه بی‌زحمت بگین...

70
00:04:29,395 --> 00:04:30,813
‫- برنامه‌ی تابستونی.
‫- آره.

71
00:04:30,896 --> 00:04:32,627
‫آنی توی برنامه‌ی
‫تابستونی قبول نشد.

72
00:04:32,669 --> 00:04:34,358
‫اردو.

73
00:04:34,441 --> 00:04:36,902
‫دوباره خرابش کردم.
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

74
00:04:36,986 --> 00:04:38,112
‫برنامه‌ی تابستونیه.

75
00:04:39,446 --> 00:04:40,698
‫لعنتی، راست می‌گی.

76
00:04:40,781 --> 00:04:42,074
‫- این یه اردو تابستونیه.
‫- موافقم.

77
00:04:42,157 --> 00:04:44,451
‫- باز خرابش کردم. ببخشید.
‫- برنامه‌ی تابستونی.

78
00:04:47,997 --> 00:04:51,000
‫صبر کن ببینم.
‫من واکسن اچ‌پی‌وی رو زدم؟

79
00:04:51,083 --> 00:04:53,002
‫چون راست می‌گه،
‫این لامصب همه‌جا هست.

80
00:04:53,085 --> 00:04:55,170
‫- خیالت راحت، زدی.
‫- نه بابا، جدی می‌گم بابا.

81
00:04:55,254 --> 00:04:57,089
‫این کثافت باعث
‫سرطان مقعد می‌شه ها.

82
00:04:57,715 --> 00:04:58,715
‫آره، همین‌طوره.

83
00:05:01,427 --> 00:05:03,345
‫خب، علائم اچ‌پی‌وی.

84
00:05:06,306 --> 00:05:08,127
‫بیا اجرای «سینتیا اریوو» رو ببینیم
‫که داره آهنگ «ادلوایس» رو می‌خونه...

85
00:05:08,169 --> 00:05:09,810
‫توی مرکز کندی،
‫اونم پشت‌سر هم.

86
00:05:09,893 --> 00:05:11,395
‫واقعاً آدم رو آروم می‌کنه.

87
00:05:11,478 --> 00:05:12,604
‫قبلاً دیدمش.

88
00:05:13,313 --> 00:05:15,024
‫- چی؟
‫- آره، اصلاً اثر نداشت.

89
00:05:15,899 --> 00:05:18,986
‫- حالا من این تابستون باید چه خاکی تو سرم بریزم؟
‫- نمی‌دونم. می‌تونی...

90
00:05:20,112 --> 00:05:22,072
‫- خوردن قرصای ضدافسردگی رو شروع کنی؟
‫- آره.

91
00:05:22,156 --> 00:05:24,241
‫ولی حس می‌کنم استعداد اعتیاد دارم،
‫برای همین...

92
00:05:25,701 --> 00:05:29,329
‫می‌دونی چی‌کار می‌تونم بکنم؟
‫حالا می‌تونم با تو بیام تایلند.

93
00:05:35,169 --> 00:05:36,086
‫اوه.

94
00:05:36,170 --> 00:05:37,463
‫خوب می‌شه.

95
00:05:37,546 --> 00:05:39,590
‫دلیل خاصی داره که
‫دوست نداری باهات بیام؟

96
00:05:39,673 --> 00:05:42,843
‫نه. نه. اصلاً.
‫خیلی هم خوشحال می‌شم.

97
00:05:43,969 --> 00:05:44,969
‫فقط فکر کنم من...

98
00:05:47,014 --> 00:05:49,683
‫فکر کنم یه‌جورایی توقع داشتم
‫تابستون امسال این‌طوری باشه که...

99
00:05:50,100 --> 00:05:52,394
‫هرکدوممون فاز مستقل
‫خودمون رو داشته باشیم.

100
00:05:52,478 --> 00:05:54,480
‫ببخشید. منظورت اینه که...

101
00:05:56,315 --> 00:05:57,977
‫داری می‌گی برای تابستون
‫باید از هم جدا بشیم؟

102
00:05:58,019 --> 00:05:59,109
‫نه.

103
00:05:59,443 --> 00:06:02,821
‫- آنی، نه.
‫- خیلی‌خب.

104
00:06:02,905 --> 00:06:06,200
‫چی؟ نه. من فقط...

105
00:06:07,826 --> 00:06:09,946
‫مگر اینکه خودت بخوای
‫برای تابستون به‌هم بزنیم.

106
00:06:09,988 --> 00:06:11,371
‫باشه. الیور، بیا فقط...

107
00:06:11,455 --> 00:06:13,874
‫- حتماً.
‫- همه‌چی ردیفه. داره... چه اتفاقی میفته؟

108
00:06:13,957 --> 00:06:20,130
‫می‌خوام بگم تو... خب...

109
00:06:20,756 --> 00:06:22,091
‫- چطورید، سالارها؟
‫- کانر!

110
00:06:22,716 --> 00:06:24,468
‫- پدربزرگ مُرد.
‫- چی؟

111
00:06:24,551 --> 00:06:27,805
‫البته نه پدربزرگ اصلیمون. بابای مامان.
‫همون‌که ظاهراً خیلی آدم مزخرفی بود.

112
00:06:27,888 --> 00:06:29,223
‫ببخشید، مزخرف بود.

113
00:06:29,306 --> 00:06:32,101
‫چطوری، الیور؟
‫چه موهای باحالی به هم زدی.

114
00:06:32,184 --> 00:06:34,228
‫مرسی. شما مگه یه پدربزرگ
‫دیگه هم دارید؟

115
00:06:34,311 --> 00:06:36,688
‫بابای مامانمونه. ولی خودت که می‌دونی چرا
‫نمی‌تونیم درباره‌ی مامانمون حرف بزنیم،

116
00:06:36,772 --> 00:06:38,899
‫چون بابامون می‌ره
‫تو لک و دپرس می‌شه؟

117
00:06:38,982 --> 00:06:40,589
‫درباره‌ی این پدربزرگ هم
‫داستان همینه.

118
00:06:40,631 --> 00:06:42,194
‫از وقتی مامان فوت
‫کرد دیگه ندیدیمش.

119
00:06:42,277 --> 00:06:44,947
‫- یعنی کل عمرتون؟
‫- آره. ظاهراً یه آدم فوق‌العاده مرموز و هفت‌خطی بود...

120
00:06:45,030 --> 00:06:47,157
‫- و همه ازش متنفر بودن.
‫- از کجا فهمیدی مُرده؟

121
00:06:47,241 --> 00:06:49,993
‫یکی از دفتر وکالت زنگ زد و شروع
‫کرد به قلمبه‌سلمبه حرف زدن.

122
00:06:50,077 --> 00:06:52,621
‫منم با خودم گفتم: «گندش بزنن،
‫کمک! به یه بزرگ‌تر نیاز دارم.»

123
00:06:52,704 --> 00:06:54,289
‫- خواهرم بهتون زنگ می‌زنه...»
‫- زنگ می‌زنم.

124
00:06:54,373 --> 00:06:57,126
‫فقط تو باید بری،
‫چون داشتیم با هم حرف می‌زدیم.

125
00:06:57,209 --> 00:06:58,418
‫- من و تو؟ نه بابا.
‫- آره.

126
00:06:58,502 --> 00:06:59,920
‫- باشه.
‫- نه، حرف نمی‌زدیم.

127
00:07:00,003 --> 00:07:02,089
‫- چرا، داشتیم حرف می‌زدیم. این کارت بی‌ادبیه‌.
‫- و این قضیه...

128
00:07:03,048 --> 00:07:05,968
‫به اهمیت مرگ یه پدربزرگ
‫طردشده نیست.

129
00:07:06,677 --> 00:07:07,886
‫تقریباً هیچ‌چیزی
‫جاش رو نمی‌گیره.

130
00:07:10,556 --> 00:07:12,432
‫- شماها بهتره با هم حرف بزنید.
‫- ممنون.

131
00:07:12,933 --> 00:07:15,394
‫- تسلیت می‌گم.
‫- مرسی.

132
00:07:18,147 --> 00:07:19,189
‫خیلی‌خب.

133
00:07:20,649 --> 00:07:21,900
‫- دوستت دارم، عزیزم.
‫- خداحافظ.

134
00:07:31,910 --> 00:07:34,288
‫- بالاخره داشت لو می‌داد دوجنس‌گراست؟
‫- می‌کُشمت!

135
00:07:34,371 --> 00:07:37,416
‫- نه!
‫- روزگار لعنتیت رو سیاه می‌کنم!

136
00:07:41,753 --> 00:07:44,214
‫خب، ممنون که باهام
‫ملاقات کردید.

137
00:07:44,798 --> 00:07:46,967
‫به‌جز این دستورالعمل‌ها،
‫یادداشت شخصی دیگه‌ای وجود نداره،

138
00:07:47,050 --> 00:07:48,927
‫پس می‌رم اصل مطلب.

139
00:07:49,011 --> 00:07:52,097
‫خیلی‌خب. گوردون برای تو، استیون...

140
00:07:53,223 --> 00:07:54,224
‫هیچی نذاشته.

141
00:07:54,933 --> 00:07:57,477
‫و برای کانر و آنی جکوبسن،

142
00:07:57,561 --> 00:08:00,063
‫گوردون شما رو ذی‌نفع
‫صندوق امانیش قرار داده،

143
00:08:00,147 --> 00:08:02,566
‫که وقتی ۱۸ سالتون شد،
‫کنترلش به دست شما میفته.

144
00:08:03,233 --> 00:08:04,526
‫که شامل...

145
00:08:05,652 --> 00:08:07,988
‫یه ملک توی یه قطعه
‫زمین در کاناداست.

146
00:08:08,071 --> 00:08:09,740
‫- اون کاناداییه؟
‫- سر به سر کانادا نذار.

147
00:08:09,823 --> 00:08:11,116
‫آره. توی ماسکوکا.

148
00:08:11,200 --> 00:08:12,787
‫من جدی جدی از گرگ‌ها می‌ترسم. یعنی...

149
00:08:12,829 --> 00:08:14,369
‫یعنی مامان کانادایی بوده؟

150
00:08:14,453 --> 00:08:16,194
‫لهجه‌ش خیلی غلیظه.
‫چیزی ازش نمی‌فهمم.

151
00:08:16,236 --> 00:08:18,207
‫اینجا هیچ‌کدوممون
‫کانادایی نیستیم.

152
00:08:18,290 --> 00:08:19,530
‫- می‌شه لطفا...
‫- آره. اوم...

153
00:08:20,000 --> 00:08:22,461
‫- ببخشید.
‫- گوردون این نامه‌ها رو هم...

154
00:08:23,253 --> 00:08:26,465
‫برای آنی و کانر
‫به‌جا گذاشته.

155
00:08:26,548 --> 00:08:27,799
‫- خیلی ممنون.
‫- ببخشید.

156
00:08:27,883 --> 00:08:28,967
‫می‌تونیم نامه‌ها رو بخونیم؟

157
00:08:29,051 --> 00:08:31,053
‫بعداً درباره‌ش صحبت می‌کنیم.
‫باید برم سر کار.

158
00:08:31,136 --> 00:08:34,139
‫- بابا، اون‌ها مال ماست.
‫- آره.

159
00:08:34,223 --> 00:08:35,057
‫- هوی.
‫- بله؟

160
00:08:35,182 --> 00:08:37,351
‫هر چیز دیگه‌ای مربوط به این موضوع
‫باید مستقیم به من ارجاع داده بشه.

161
00:08:37,434 --> 00:08:38,727
‫فهمیدید؟

162
00:08:38,810 --> 00:08:39,810
‫باشه.

163
00:08:42,606 --> 00:08:46,693
‫و باز هم برای فوت
‫پدربزرگتون تسلیت می‌گم.

164
00:08:46,944 --> 00:08:49,029
‫- اشکالی نداره. اصلاً نمی‌شناختیمش.
‫- کانر!

165
00:09:50,215 --> 00:09:51,633
‫جدی؟ تاریخ تولدت؟

166
00:10:49,524 --> 00:10:50,817
‫خب.

167
00:10:53,695 --> 00:10:57,866
‫«آنی. بزرگ‌ترین حسرت من اینه که
‫برای دیدنتون بیشتر تلاش نکردم.»

168
00:10:58,367 --> 00:11:00,035
‫«دلیلش این نبود که
‫دوست‌تون نداشتم.»

169
00:11:00,911 --> 00:11:04,414
‫«نباید با اون نقشه موافقت می‌کردم.
‫معذرت می‌خوام.»

170
00:11:05,791 --> 00:11:08,377
‫«امیدوارم «استرلینگ
‫پوینت» حقیقت رو برملا کنه.»

171
00:11:14,508 --> 00:11:17,302
‫«مادرت اونجا رو از همه‌جا
‫بیشتر دوست داشت.»

172
00:11:17,386 --> 00:11:21,223
‫«ولی از همه مهم‌تر،
‫آنی، پیداش کن.»

173
00:11:22,391 --> 00:11:25,936
‫«بعد از رفتن من، اون بهت نیاز داره.
‫با عشق، گوردون.»

174
00:11:31,566 --> 00:11:33,110
‫لعنتی.

175
00:11:38,407 --> 00:11:40,158
‫ممنون عزیزم.
‫باید بگم «بُنژور»؟

176
00:11:40,242 --> 00:11:41,410
‫باید بگی «مرسی».

177
00:11:42,202 --> 00:11:43,495
‫کانر کارت دارم.

178
00:11:43,578 --> 00:11:45,414
‫واقعاً باید یه لحظه
‫باهات حرف بزنم.

179
00:11:46,164 --> 00:11:48,458
‫اوه، سلام.
‫تو کاپوسینی؟ سلام.

180
00:11:48,542 --> 00:11:50,460
‫من آنی‌ام. از دیدنت خوش‌وقتم.

181
00:11:50,544 --> 00:11:52,003
‫انگلیسیش زیاد خوب نیست.

182
00:11:53,046 --> 00:11:54,881
‫- من به انگلیسی مسلطم.
‫- چی؟ نه بابا.

183
00:11:54,965 --> 00:11:56,800
‫- آره بابا. ای خدا.
‫- کانر، باید حواست رو جمع کنی...

184
00:11:56,883 --> 00:11:58,885
‫چون این یه‌جورایی
‫یه مسئله‌ی حیاتیه.

185
00:11:59,469 --> 00:12:01,682
‫گوردون کل عمرمون داشته
‫برامون نامه می‌نوشته.

186
00:12:01,724 --> 00:12:02,722
‫بابا همه‌شون رو توی
‫گاوصندوق قایم کرده بود.

187
00:12:03,807 --> 00:12:04,807
‫صبر کن ببینم.
‫مگه ما گاوصندوق داریم؟

188
00:12:05,308 --> 00:12:07,561
‫توش الماسی چیزی پیدا کردی؟
‫جواهرات خوشگل چطور؟

189
00:12:07,644 --> 00:12:10,814
‫کانر! گوردون توی آخرین
‫نامه‌ش نوشته بود: «پیداش کن.»

190
00:12:10,897 --> 00:12:13,358
‫- کی رو پیدا کنی؟
‫- دقیقاً! یه خبرایی هست.

191
00:12:13,442 --> 00:12:15,735
‫باید همین الان سر
‫دربیاریم چه خبره.

192
00:12:15,819 --> 00:12:17,576
‫اون حتی از نظر زیستی
‫فامیل ما نیست.

193
00:12:17,618 --> 00:12:19,197
‫الانم که مُرده.
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟

194
00:12:19,281 --> 00:12:20,741
‫برای تو مهم نیست که بابا...

195
00:12:20,783 --> 00:12:22,284
‫کل عمرمون داشته
‫بهمون دروغ می‌گفته؟

196
00:12:22,367 --> 00:12:24,369
‫اوه،
‫پس شماها فرزندخوانده‌اید.

197
00:12:24,870 --> 00:12:26,547
‫آره. پدر و مادرمون
‫سعی کردن بچه‌دار بشن،

198
00:12:26,589 --> 00:12:28,123
‫ولی بابامون اجاقش کور بود،
‫برای همین...

199
00:12:28,206 --> 00:12:30,125
‫اون تنها فامیل خونی منه.

200
00:12:32,586 --> 00:12:35,422
‫- من باید برم کانادا.
‫- اگه می‌خوای گذشته رو نبش قبر کنی،

201
00:12:35,505 --> 00:12:36,715
‫برو دنبالش،

202
00:12:37,257 --> 00:12:39,050
‫ولی لطفا برنامه‌ی
‫من رو خراب نکن.

203
00:12:39,134 --> 00:12:40,886
‫نمی‌خوام چیزی رو
‫ خراب کنم.

204
00:12:40,969 --> 00:12:43,513
‫ولی می‌تونی، خب،
‫هوام رو داشته باشی...

205
00:12:43,597 --> 00:12:44,806
‫اگه بخوام برم؟

206
00:12:45,390 --> 00:12:48,101
‫- بگو با اولیور رفتم تایلند.
‫- آره، حتماً. هرچی تو بگی.

207
00:12:48,185 --> 00:12:50,896
‫باید بریم وسایلمون رو جمع
‫کنیم که پرواز داریم به ایبیزا.

208
00:12:50,979 --> 00:12:53,815
‫- فکر کردم می‌خوای بری یونان.
‫- آره دیگه، ایبیزا توی یونانه، اسکل.

209
00:12:53,899 --> 00:12:54,899
‫درسته.

210
00:13:07,078 --> 00:13:08,413
‫ببخشید، بابا.

211
00:13:09,873 --> 00:13:10,999
‫ببخشید.

212
00:13:14,609 --> 00:13:22,749
‫[بابا من با اولیور می‌رم تایلند]
‫[آنی]

213
00:13:31,811 --> 00:13:34,439
‫ببخشید. می‌شه یه بالش
‫و یه پتو بهم بدین، لطفاً؟

214
00:13:34,523 --> 00:13:36,900
‫ما این‌ها رو فقط توی پروازهای
‫بیشتر از دو ساعت می‌دیم،

215
00:13:36,983 --> 00:13:38,378
‫ولی بذارین ببینم چی
‫می‌تونم پیدا کنم...

216
00:13:38,420 --> 00:13:40,195
‫مگه این پرواز بیشتر
‫از دو ساعت نیست؟

217
00:13:40,278 --> 00:13:43,156
‫ما توی نیویورکیم، خانم.
‫مقصد پروازمون تورنتوئه.

218
00:13:44,991 --> 00:13:46,493
‫یه پرواز ۴۵ دقیقه‌ایه.

219
00:13:47,619 --> 00:13:49,788
‫- چهل و پنج دقیقه؟
‫- آره.

220
00:13:50,830 --> 00:13:51,831
‫تا کانادا؟

221
00:13:52,332 --> 00:13:53,333
‫آره.

222
00:13:54,376 --> 00:13:55,544
‫ولی من تازه یه امبین خوردم.

223
00:14:09,266 --> 00:14:12,227
‫مهمان‌دارها، لطفاً کابین رو
‫برای فرود آماده کنید.

224
00:14:25,991 --> 00:14:27,742
‫من کدوم گوری‌ام؟

225
00:14:28,910 --> 00:14:30,036
‫آنی؟

226
00:14:30,662 --> 00:14:32,872
‫- آره. سلام.
‫- سلام، من آلیسم، خلبانتون.

227
00:14:32,956 --> 00:14:34,833
‫- خوش‌وقتم.
‫- منم خوش‌وقتم.

228
00:14:34,916 --> 00:14:37,127
‫قراره شما رو با هواپیما
‫ببرم به ماسکوکا.

229
00:14:38,837 --> 00:14:40,547
‫خب،
‫می‌تونم وسایلتون رو بردارم؟

230
00:14:40,630 --> 00:14:43,174
‫- خیلی ممنون.
‫- آره، خواهش می‌کنم.

231
00:14:46,928 --> 00:14:48,054
‫ببخشید. هی.

232
00:14:49,598 --> 00:14:50,598
‫اوه، ببخشید.

233
00:14:51,391 --> 00:14:52,892
‫- از این طرف می‌ریم.
‫- آره.

234
00:14:52,976 --> 00:14:55,103
‫نه. راحت باشین.

235
00:14:56,438 --> 00:14:58,398
‫لطفاً بهم بگو قرار
‫نیست با این بریم اونجا.

236
00:14:59,441 --> 00:15:01,901
‫نه. نه، عمراً.
‫دقیقاً قرار با همین بریم اونجا.

237
00:15:02,444 --> 00:15:03,612
‫با این هواپیمای آب‌پیما؟

238
00:15:03,695 --> 00:15:06,781
‫- آره. با هواپیمای...
‫- نه! رفیق، نه. من نمی‌تونم...

239
00:15:06,865 --> 00:15:08,366
‫چی؟ مشکل چیه؟

240
00:15:08,450 --> 00:15:12,287
‫نمی‌دونستم قراره سوار
‫یه هواپیمای آب‌پیما بشم.

241
00:15:12,370 --> 00:15:13,370
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

242
00:15:13,413 --> 00:15:16,666
‫می‌تونی با ماشین بری. فقط باید
‫مواظب باشی به یه گوزن شمالی نزنی.

243
00:15:17,167 --> 00:15:19,210
‫- چون ممکنه آسیب ببینه.
‫- قضیه چیه؟

244
00:15:19,294 --> 00:15:21,129
‫و خودت هم درجا، می‌میری.

245
00:15:21,212 --> 00:15:23,340
‫ببخشید. سنت به خلبانی
‫یه هواپیما می‌خوره اصلاً؟

246
00:15:23,423 --> 00:15:26,009
‫ای خدا، نه. نه،
‫با کنترل از راه دور هدایتش می‌کنم.

247
00:15:26,092 --> 00:15:27,886
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست،

248
00:15:27,969 --> 00:15:29,429
‫چون الان واقعاً احساس
‫امنیت کامل می‌کنم که...

249
00:15:29,471 --> 00:15:31,014
‫سوار این قایق‌هواپیمای
‫کذایی با تو بشم.

250
00:15:31,681 --> 00:15:33,350
‫بهش می‌گن هواپیمای آب‌نشین،

251
00:15:33,433 --> 00:15:35,685
‫- ولی «قایق‌هواپیما» خیلی باحال‌تره.
‫- خودم می‌دونستم.

252
00:15:35,769 --> 00:15:37,611
‫مغزم یه‌کم تعطیله.

253
00:15:37,653 --> 00:15:40,023
‫الان به‌خاطر قرص
‫امبین یه‌کم منگ و گیجم.

254
00:15:40,982 --> 00:15:43,360
‫- یعنی چت کردی، مثل...
‫- نه، اون‌جوری چت نکردم.

255
00:15:43,443 --> 00:15:46,404
‫- اهل مواد نیستم.
‫- آها، نه. منم اهل مواد نیستم.

256
00:15:47,614 --> 00:15:49,115
‫مگر موقعی که دارم
‫این رو می‌رونم.

257
00:15:49,199 --> 00:15:50,575
‫اون موقع رد می‌دم.

258
00:15:50,659 --> 00:15:52,494
‫هرچی دم دستم بیاد
‫می‌ندازم بالا.

259
00:15:57,290 --> 00:15:58,458
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- آره.

260
00:15:58,541 --> 00:16:00,460
‫من حتی یه بار هم
‫علف نکشیدم.

261
00:16:00,543 --> 00:16:02,045
‫- نه، آخه فکر کردم... اوه.
‫- آره.

262
00:16:02,671 --> 00:16:03,546
‫باید مطمئن می‌شدم.

263
00:16:03,630 --> 00:16:05,590
‫خب، میای؟

264
00:16:09,344 --> 00:16:10,512
‫- همین الان؟
‫- آره.

265
00:16:14,599 --> 00:16:15,599
‫آره.

266
00:16:17,811 --> 00:16:19,321
‫داره همه‌جاش تکون می‌خوره. طبیعیه؟

267
00:16:19,363 --> 00:16:20,397
‫آره، می‌دونم.

268
00:16:20,480 --> 00:16:21,690
‫نه، طبیعیه.
‫خیالت راحت باشه.

269
00:16:22,732 --> 00:16:23,900
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

270
00:16:24,693 --> 00:16:25,693
‫آره.

271
00:17:08,737 --> 00:17:10,488
‫- نشستیم؟
‫- آره. خیالت راحت.

272
00:17:10,572 --> 00:17:13,992
‫- الان می‌تونی چشم‌هات رو باز کنی.
‫- هنوز روی آبیم که.

273
00:17:14,075 --> 00:17:17,787
‫ولی واقعاً اینجا
‫خیلی قشنگه.

274
00:17:17,871 --> 00:17:19,497
‫- قشنگه، مگه نه؟
‫- آره.

275
00:17:19,581 --> 00:17:22,333
‫خیلی‌خب. به استرلینگ
‫پوینت خوش اومدی.

276
00:17:23,209 --> 00:17:24,711
‫جزیره‌ی کوچیک و باحالیه.

277
00:17:27,088 --> 00:17:29,048
‫- اینجا جزیره‌ست؟
‫- آره. آره دیگه.

278
00:17:30,049 --> 00:17:33,261
‫آره، جزیره‌ست.
‫چطوری اینجا رو پیدا کردی؟

279
00:17:33,845 --> 00:17:36,723
‫خب، از طریق چند
‫تا دوست مشترک.

280
00:17:36,806 --> 00:17:39,392
‫آها، باشه. آخه این اولین باره
‫که اینجا رو اجاره می‌دن.

281
00:17:39,476 --> 00:17:42,437
‫راستش صاحب قبلیش بهم گفته
‫بود عمراً اینجا رو اجاره بده.

282
00:17:42,520 --> 00:17:43,938
‫- فقط دستم رو بگیر.
‫- باشه.

283
00:17:50,111 --> 00:17:51,321
‫می‌شناختیش؟

284
00:17:51,905 --> 00:17:53,198
‫- آره خب.
‫- ممنون.

285
00:17:53,281 --> 00:17:54,281
‫همه گوردون رو می‌شناختن.

286
00:17:57,535 --> 00:18:01,372
‫خب، من یه مسافر دیگه هم دارم.
‫شلوغی روز ملی کاناداست دیگه.

287
00:18:01,456 --> 00:18:04,834
‫صبر کن. اوه... خب،
‫از کجا باید وسایل بگیرم؟

288
00:18:06,002 --> 00:18:06,836
‫مثلاً قرص بیشتر؟

289
00:18:06,920 --> 00:18:08,171
‫- مثلاً غذا.
‫- آها، راست می‌گی.

290
00:18:08,254 --> 00:18:11,883
‫آره. برای خریدن این چیزها باید
‫یه قایق اجاره کنی و از جزیره بری بیرون.

291
00:18:11,966 --> 00:18:14,427
‫- و چطوری باید این کار رو بکنم؟
‫- فقط کافیه از جنگل شرقی رد بشی.

292
00:18:14,511 --> 00:18:16,304
‫تابلوی «اسکله‌ی استرلینگ
‫پوینت» رو پیدا کن.

293
00:18:16,387 --> 00:18:19,808
‫- یعنی اسکله مال گوردون بود؟
‫- آره. آره، اون...

294
00:18:20,475 --> 00:18:22,143
‫راستش تمام
‫این جزیره مال اون بود.

295
00:18:31,986 --> 00:18:32,986
‫وای، خدای من!

296
00:18:35,490 --> 00:18:36,490
‫عالی شد.

297
00:18:39,327 --> 00:18:40,327
‫قرار نبود همچین بشه...

298
00:18:58,304 --> 00:18:59,304
‫کسی اینجا نیست؟

299
00:19:01,599 --> 00:19:02,599
‫کسی اینجا نیست؟

300
00:19:51,733 --> 00:19:52,942
‫سلام، مامان.

301
00:20:22,013 --> 00:20:23,514
‫خیلی جذاب بودی، مامان.

302
00:20:26,142 --> 00:20:27,142
‫کسی اینجا نیست؟

303
00:20:30,271 --> 00:20:31,272
‫لعنتی.

304
00:20:34,359 --> 00:20:35,359
‫کسی اینجا نیست؟

305
00:20:55,838 --> 00:20:57,382
‫چرا همه‌جا پر از پوست فندقه؟

306
00:21:31,332 --> 00:21:32,959
‫آره ارواح عمه‌ت.
‫من اینجا نمی‌خوابم.

307
00:21:38,756 --> 00:21:40,675
‫مامان، واقعاً متأسفم.

308
00:21:42,051 --> 00:21:43,720
‫فکر نکنم این جزیره
‫به روحیه‌م بخوره.

309
00:22:06,909 --> 00:22:07,909
‫خدا رو شکر.

310
00:22:36,773 --> 00:22:38,191
‫- سلام.
‫- سلام.

311
00:22:38,274 --> 00:22:39,650
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

312
00:22:39,734 --> 00:22:42,695
‫آره، راستش.

313
00:22:43,488 --> 00:22:46,699
‫توی جزیره اقامت دارم،
‫بهم گفتن باید یه قایق اجاره کنم...

314
00:22:46,783 --> 00:22:48,576
‫تا بتونم برای خرید
‫وسایل برم به خشکی.

315
00:22:49,160 --> 00:22:50,912
‫آه، آره، آره،
‫می‌تونیم کمکتون کنیم.

316
00:22:50,995 --> 00:22:53,623
‫هرچند، خب،
‫نمی‌دونم چی برامون باقی مونده.

317
00:22:53,706 --> 00:22:55,458
‫می‌دونی چیه؟
‫من باید برم سر کار.

318
00:22:55,541 --> 00:22:58,211
‫ولی شوهرم حتماً می‌تونه
‫کمکتون کنه یه چیزی پیدا کنید.

319
00:22:58,294 --> 00:23:00,421
‫- عالیه. ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

320
00:23:00,505 --> 00:23:01,505
‫همین جلوئه.

321
00:23:02,882 --> 00:23:04,550
‫- جو؟
‫- آره.

322
00:23:04,634 --> 00:23:06,344
‫هی، می‌تونی کمک کنی...

323
00:23:07,011 --> 00:23:08,638
‫خیلی ببخشید.
‫اسمتون رو نپرسیدم.

324
00:23:08,721 --> 00:23:09,721
‫مشکلی نیست. آنی هستم.

325
00:23:10,056 --> 00:23:12,141
‫می‌تونی برای اجاره‌ی قایق به آنی کمک کنی؟
‫من باید برم سر کار.

326
00:23:12,683 --> 00:23:13,935
‫- ببینم چی برات دارم.
‫- عالیه.

327
00:23:14,018 --> 00:23:16,562
‫- خوش‌وقتم.
‫- منم خوش‌وقتم. بازم خیلی ممنون.

328
00:23:18,689 --> 00:23:21,859
‫ببخشید. روز ملی کاناداست.
‫برای همین شلوغه.

329
00:23:21,943 --> 00:23:24,445
‫کاملاً درک می‌کنم. راستش تازه
‫فهمیدم که نصف رگ و ریشه‌م کاناداییه.

330
00:23:24,529 --> 00:23:26,906
‫فکر کنم موقعیت خوبی نصیبم شده، نه؟

331
00:23:26,989 --> 00:23:29,325
‫نصفش هم از هیچی بهتره.

332
00:23:33,121 --> 00:23:34,956
‫صاحب این اسکله رو می‌شناختی؟

333
00:23:35,039 --> 00:23:36,039
‫آره، می‌شناختم.

334
00:23:37,875 --> 00:23:38,875
‫آدم خوبی بود؟

335
00:23:39,710 --> 00:23:41,003
‫آره. خیلی زیاد.

336
00:23:43,756 --> 00:23:46,217
‫خانواده‌ای داشت که بهش سر بزنن؟
‫یا چیزی شبیه این؟

337
00:23:47,593 --> 00:23:48,761
‫چرا می‌پرسی؟

338
00:23:52,014 --> 00:23:53,599
‫همین‌طوری، دلیل خاصی نداره.

339
00:23:55,017 --> 00:23:57,395
‫خیلی‌خب. یه قایق
‫آلومینیومی پیدا کردم،

340
00:23:57,478 --> 00:24:00,439
‫برای همین فقط به کپی
‫گواهی‌نامه‌ی رانندگی...

341
00:24:00,523 --> 00:24:02,150
‫و گواهی‌نامه‌ی قایق‌رانیت نیاز دارم، لطفاً.

342
00:24:03,151 --> 00:24:04,152
‫خب...

343
00:24:06,237 --> 00:24:09,490
‫یه چیزی بگم شاخ دربیارین؟
‫هیچ‌ککدومش رو ندارم.

344
00:24:09,574 --> 00:24:09,871
‫خیلی‌خب.

345
00:24:09,913 --> 00:24:14,453
‫قانوناً بدون داشتن حداقل یکی از این مدارک،
‫نمی‌تونم بهت قایق اجاره بدم.

346
00:24:15,037 --> 00:24:17,290
‫تا حالا اصلاً،
‫نمی‌دونم، قایق‌رانی کردی؟

347
00:24:17,373 --> 00:24:18,373
‫خب...

348
00:24:21,294 --> 00:24:23,129
‫- تا جایی که یادمه، نه.
‫- راستش، بذار یه کاری کنیم.

349
00:24:23,212 --> 00:24:25,464
‫می‌گم پسرم بیاد بهت
‫یه آموزش سریع بده،

350
00:24:26,215 --> 00:24:28,634
‫بعدش ببینیم می‌تونی
‫تنهایی قایق رو ببری یا نه.

351
00:24:28,718 --> 00:24:30,553
‫خیلی ممنون. فوق‌العاده‌ست.

352
00:24:30,636 --> 00:24:32,722
‫- خیلی‌خب.
‫- واقعاً لطف می‌کنی.

353
00:24:32,805 --> 00:24:33,805
‫معلومه.

354
00:24:36,392 --> 00:24:37,894
‫تا الان باید برمی‌گشت.

355
00:24:37,977 --> 00:24:39,937
‫من بهش یاد می‌دم، جو.

356
00:24:41,355 --> 00:24:42,732
‫تو چطوری اصلاً می‌شنوی...

357
00:24:42,815 --> 00:24:44,589
‫من هرچی توی دفتر
‫می‌گی رو می‌شنوم.

358
00:24:44,631 --> 00:24:46,402
‫خودت می‌دونی صدا
‫چطور روی آب پخش می‌شه.

359
00:24:46,485 --> 00:24:47,485
‫این رو خودت بهم یاد دادی.

360
00:24:47,904 --> 00:24:50,409
‫نذار این کار رو بکنه، جو.
‫اون حتی نمی‌تونه قایق خودمون رو پارک کنه.

361
00:24:50,451 --> 00:24:51,490
‫مجبورم می‌کنه من پارک کنم.

362
00:24:51,574 --> 00:24:55,783
‫خیلی‌خب، میپل! اون یه بار رو
‫گذاشتم پارک کنی تا احساس غرور کنی،

363
00:24:55,825 --> 00:24:56,871
‫باشه؟ پس هیس.

364
00:24:57,538 --> 00:24:59,248
‫- سلام، خوشگله.
‫- سلام. هی.

365
00:24:59,332 --> 00:25:01,417
‫- من اون‌ها هستم.
‫- منم آنی‌ام. خوش‌وقتم.

366
00:25:01,500 --> 00:25:03,502
‫- یه اسم قشنگ برای یه دختر خوشگل.
‫- ممنون.

367
00:25:03,586 --> 00:25:04,795
‫کلیدها رو می‌گیرم، جو.

368
00:25:05,338 --> 00:25:06,856
‫خیلی‌خب، آروم باش. اولاً...

369
00:25:06,898 --> 00:25:10,343
‫دوماً تو ممکنه بدترین راننده‌ی
‫قایقی باشی که تا حالا به عمرم دیدم.

370
00:25:10,426 --> 00:25:12,053
‫- چی‌چی؟ این‌طور نیست.
‫- خب بهم بگو.

371
00:25:12,136 --> 00:25:14,013
‫وقتی به یه شناور قرمز نزدیک می‌سی،
‫چی کار می‌کنی؟

372
00:25:14,096 --> 00:25:16,224
‫- دعوتش می‌کنم برای شام بیرون.
‫- خیلی نزدیک بود. ولی غلطه.

373
00:25:16,307 --> 00:25:17,350
‫- شوخی بود بابا.
‫- بهت گفتم که.

374
00:25:17,433 --> 00:25:20,269
‫بی‌خیال. بی‌خیال،
‫جو. تو من رو می‌شناسی.

375
00:25:21,020 --> 00:25:22,897
‫- ما خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم. لطفاً.
‫- «خیلی وقته»؟

376
00:25:22,980 --> 00:25:24,899
‫جو، عزیزم، رفیق،
‫من از پسش برمیام.

377
00:25:24,982 --> 00:25:27,485
‫خودت دیدی من از پس چی‌ها براومدم.
‫این رو هم ردیفش می‌کنم.

378
00:25:27,568 --> 00:25:29,195
‫یا بذار من پشت پیشخوان
‫اسکله بایستم.

379
00:25:29,862 --> 00:25:31,781
‫عزیزم،
‫خرابکاری کدومشون کمتره؟

380
00:25:34,825 --> 00:25:36,734
‫ممنون. کلیدها رو می‌گیرم.
‫با من بیا.

381
00:25:36,776 --> 00:25:37,787
‫عالیه. خیلی ممنون.

382
00:25:37,870 --> 00:25:39,670
‫- آماده شو که بریم برای هیجان‌انگیزترین سواری عمرت.
‫- باشه.

383
00:25:40,957 --> 00:25:43,501
‫خواهرت اصلاً قایق‌رانی بلد نیست.

384
00:25:44,961 --> 00:25:45,961
‫آره.

385
00:25:48,089 --> 00:25:49,799
‫تا حالا واسه کسی جق زدی؟

386
00:25:51,217 --> 00:25:52,218
‫خب...

387
00:25:53,219 --> 00:25:54,637
‫- راستش...
‫- خب، فقط این رو می‌پیچونی...

388
00:25:54,720 --> 00:25:57,515
‫و فرمون رو می‌دی به سمتی
‫که می‌خوای بری، حله؟

389
00:25:58,015 --> 00:26:00,017
‫بیشتر بپیچونی،
‫سرعت بیشتر می‌شه. افتاد؟

390
00:26:00,101 --> 00:26:01,727
‫- نه.
‫- آسونه. اصلا نمی‌شه خراب‌کاری کرد.

391
00:26:01,811 --> 00:26:03,396
‫- نه، آخه من...
‫- یالا، بیا.

392
00:26:06,023 --> 00:26:07,023
‫طبیعیه.

393
00:26:07,566 --> 00:26:09,026
‫- ببخشید. معذرت می‌خوام.
‫- مشکلی نیست.

394
00:26:12,697 --> 00:26:13,697
‫خیلی‌خب.

395
00:26:14,198 --> 00:26:15,533
‫- باشه. حله.
‫- عالیه. خیلی‌خب.

396
00:26:16,826 --> 00:26:19,203
‫- خب، یعنی همین‌جوری فشارش بدم؟
‫- آره، فقط بپیچونش.

397
00:26:19,829 --> 00:26:21,872
‫- یادت باشه، پیچوندن بیشتر یعنی سرعت بیشتر.
‫- پیچوندن بیشتر یعنی سرعت بیشتر.

398
00:26:22,456 --> 00:26:23,291
‫حله؟ آماده‌ای؟

399
00:26:23,374 --> 00:26:26,168
‫فقط باید بپیچونی
‫تا سرعت بگیره.

400
00:26:27,128 --> 00:26:28,128
‫باشه.

401
00:26:28,170 --> 00:26:29,630
‫وای!

402
00:26:29,714 --> 00:26:31,340
‫- باشه. حله.
‫- وای! وای!

403
00:26:31,424 --> 00:26:32,633
‫- باشه.
‫- وای.

404
00:26:32,717 --> 00:26:34,260
‫- وای! نه، نه.
‫- باشه.

405
00:26:34,885 --> 00:26:36,220
‫صبر کن، آنی، فقط ولش کن.

406
00:26:36,304 --> 00:26:38,055
‫آنی، قایق رو نگه دار!

407
00:26:38,139 --> 00:26:39,724
‫- ولش کن!
‫- بلد نیستم!

408
00:26:39,807 --> 00:26:43,102
‫- لعنتی! ولش کن! ولش کن!
‫- وای خدای من!

409
00:26:43,185 --> 00:26:46,230
‫- ولش کن! داریم چپه می‌شیم.
‫- نمی‌دونم چطوری نگهش دارم!

410
00:26:46,814 --> 00:26:49,608
‫- دیوونه‌ای دختر! تو دیوونه‌ای!
‫- اون‌ها!

411
00:26:49,692 --> 00:26:51,736
‫- یوهو!
‫- لعنتی!

412
00:26:51,819 --> 00:26:54,864
‫خیلی‌خب، ولی الان یه‌کم حالم بد شده.
‫پس می‌شه نگه‌داری؟

413
00:26:54,947 --> 00:26:57,055
‫بهم یاد ندادی چطوری نگهش دارم!
‫- جدی‌جدی نگه دار.

414
00:26:57,097 --> 00:26:58,367
‫آنی، الانه که بالا بیارم!

415
00:26:58,451 --> 00:27:00,161
‫- چی‌کار کنم؟
‫- ولش کن!

416
00:27:00,244 --> 00:27:02,330
‫دهنت سرویس!

417
00:27:02,413 --> 00:27:05,041
‫- خب. خب.
‫- آره، خوبه. خوبه. عالیه.

418
00:27:06,000 --> 00:27:07,668
‫وای. خیلی‌خب.

419
00:27:07,752 --> 00:27:10,421
‫خوب بود، خوب بود. آفرین.

420
00:27:10,504 --> 00:27:11,839
‫خب. خب...

421
00:27:12,798 --> 00:27:16,802
‫پس یعنی می‌گی تا حالا
‫برای کسی جق نزدی؟

422
00:27:19,096 --> 00:27:20,514
‫راستش، چرا، زدم.

423
00:27:21,515 --> 00:27:24,769
‫دهنش سرویس.
‫طفلک پسره. یا خدا.

424
00:27:26,103 --> 00:27:29,023
‫- هی.
‫- رفیق، روز کانادا مبارک.

425
00:27:29,106 --> 00:27:30,191
‫آره.

426
00:27:30,274 --> 00:27:32,193
‫امشب برای آتش‌بازی
‫چی‌کار می‌کنی؟

427
00:27:32,276 --> 00:27:34,904
‫خب، احتمالاً می‌رم جزیره
‫کی یا یه همچین جایی.

428
00:27:35,654 --> 00:27:37,573
‫عالیه. بذار
‫یه چیزی بهت بگم،

429
00:27:38,616 --> 00:27:41,994
‫من می‌رم روی اسکله، با یه عالم آبجو.
‫اگه خواستی بعدش بیا پیشم.

430
00:27:42,078 --> 00:27:43,078
‫ردیفه.

431
00:27:47,333 --> 00:27:49,919
‫هی، خب، به نظرت عجیب نیست که اون
‫دختره کلبه گوردن‌ها رو اجاره کرده؟

432
00:27:50,544 --> 00:27:53,631
‫اگه جزیره فروخته شده بود،
‫خبردار می‌شدیم، مگه نه؟

433
00:27:54,131 --> 00:27:56,342
‫کدوم دختره کلبه‌ش رو
‫اجاره کرده؟

434
00:27:56,842 --> 00:27:59,261
‫همون دختره که موهای تیره فر داره.
‫همونی که اسمش آنیه.

435
00:28:02,098 --> 00:28:05,893
‫نه، مطمئنم اون...
‫مطمئنم اون‌جا رو نفروخته.

436
00:28:06,394 --> 00:28:07,394
‫خدا کنه نفروخته باشه.

437
00:28:08,312 --> 00:28:10,022
‫کمکی چیزی می‌خوای؟

438
00:28:10,106 --> 00:28:10,940
‫- نه.
‫- نه؟

439
00:28:11,023 --> 00:28:13,401
‫نه، به هر حال یه چند تا کار
‫دیگه دارم که باید بکنم.

440
00:28:13,484 --> 00:28:14,902
‫- باشه. فعلاً.
‫- خوش بگذره.

441
00:28:17,000 --> 00:28:24,000


442
00:28:27,998 --> 00:28:30,835
‫شاید برای بقیه رو اعصاب باشه که این رو بپرسن،
‫ولی تو اهل کجایی؟

443
00:28:30,918 --> 00:28:32,837
‫- اهل کجام؟
‫- آخه حس می‌کنم کانادایی نیستی.

444
00:28:32,920 --> 00:28:34,922
‫- نه، داشتم سعی می‌کردم لهجه‌م رو مخفی کنم.
‫- جدی؟

445
00:28:35,005 --> 00:28:38,634
‫آره، لعنتی. چون بقیه
‫می‌گن آدم رو معذب می‌کنه.

446
00:28:39,593 --> 00:28:40,845
‫آره، ولی خیلی جذابه.

447
00:28:41,720 --> 00:28:42,720
‫به نظرت جذابه؟

448
00:28:42,763 --> 00:28:45,015
‫آره. مگه کسی هم هست که فکر کنه
‫لهجه بریتانیایی جذاب نیست؟

449
00:28:45,099 --> 00:28:46,684
‫خب، اهل کجام؟

450
00:28:47,226 --> 00:28:51,439
‫من کلاً اهل همون جایی‌ام که
‫دوست‌پسرهای مامانم اهل اون‌جا بودن.

451
00:28:51,522 --> 00:28:53,649
‫برای همین توی
‫آمستردام به دنیا اومدم،

452
00:28:53,732 --> 00:28:55,985
‫بعدش چند سال رویایی رو
‫توی پاریس گذروندم.

453
00:28:56,068 --> 00:28:58,571
‫- خیلی باحاله.
‫- بعدش هم یه مدت خیلی طولانی لعنتی توی لندن،

454
00:28:58,654 --> 00:29:00,573
‫بعدش هم به‌خاطر یه یارویی به اسم هنک،
‫اومدم اینجا.

455
00:29:00,656 --> 00:29:02,032
‫- لعنتی.
‫- آره.

456
00:29:02,533 --> 00:29:03,449
‫ولی این اواخر،

457
00:29:03,491 --> 00:29:06,579
‫مامانم به این نتیجه رسید که
‫درونش با یه چیزی حال نمی‌کنه.

458
00:29:06,662 --> 00:29:09,582
‫برای همین برای تابستون گورش رو گم
‫کرد رفت هند تا چاکراهاش رو باز کنه،

459
00:29:09,665 --> 00:29:11,792
‫منم گفتم: «نه، دمت گرم.
‫من همین‌جا خوبم.»

460
00:29:11,876 --> 00:29:14,336
‫- آره، یعنی چی آخه؟
‫- خودمم اصلاً سر در نمیارم.

461
00:29:15,045 --> 00:29:16,380
‫همه‌ش دارم در مورد
‫خودم حرف می‌زنم.

462
00:29:16,464 --> 00:29:18,382
‫- از خودت بگو.
‫- می‌خوام سیر تا پیاز رو بدونم.

463
00:29:18,466 --> 00:29:22,094
‫می‌خوام بیشتر درباره‌ت بدونم.
‫چرا یه دختر تورنتویی تنهایی اومده اینجا؟

464
00:29:22,178 --> 00:29:24,263
‫دختر تورنتویی؟
‫راستش من دختر نیویورکم.

465
00:29:24,346 --> 00:29:26,390
‫- اوه، عجب. پس یانکی هستی.
‫- آره.

466
00:29:26,474 --> 00:29:29,018
‫- آره، یانکی.
‫- باحاله. صبر کن، چرا ماسکوکا؟

467
00:29:29,101 --> 00:29:33,689
‫خب، مامانم بعضی وقت‌ها تابستون‌ها می‌اومد اینجا،
‫برای همین...

468
00:29:33,772 --> 00:29:36,066
‫مامانم که فوت کرده، برای همین می‌خواستم
‫جایی رو که دوست داشت ببینم.

469
00:29:36,150 --> 00:29:38,486
‫- اوه. لعنتی، متأسفم.
‫- نه، بابا.

470
00:29:39,153 --> 00:29:39,533
‫ممنون.

471
00:29:39,575 --> 00:29:42,656
‫واقعاً هیچ‌وقت نمی‌دونم وقتی بقیه
‫این رو می‌گن چی جواب بدم، آخه پیش خودم...

472
00:29:43,240 --> 00:29:45,618
‫خیلی وقت پیش اتفاق افتاده
‫که دیگه ناراحت‌کننده نیست.

473
00:29:45,701 --> 00:29:47,286
‫درسته. پس یه جورایی...

474
00:29:48,746 --> 00:29:50,915
‫یه غم عمیق، حل‌نشده
‫و ریشه‌ای از دست دادن مادره.

475
00:29:52,082 --> 00:29:53,292
‫هوم. جالبه.

476
00:29:56,629 --> 00:29:57,463
‫سلام.

477
00:29:57,546 --> 00:29:59,298
‫باید کارت شناسایی‌تون رو ببینم، خانم.

478
00:29:59,381 --> 00:30:00,424
‫آره، حتماً.

479
00:30:01,467 --> 00:30:02,468
‫اه، لعنتی.

480
00:30:03,052 --> 00:30:08,182
‫راستش فکر کنم دیشب کارت
‫شناسایی‌ام رو خونه مامانت جا گذاشتم.

481
00:30:08,265 --> 00:30:10,476
‫پسر، باز داشتی
‫با مامانم می‌خوابیدی؟

482
00:30:10,559 --> 00:30:13,312
‫راستش با جفتشون. هم‌زمان.

483
00:30:13,395 --> 00:30:15,606
‫- دهنم صاف شده.
‫- انگشت‌هات رو بکش عقب.

484
00:30:15,689 --> 00:30:17,233
‫بیارشون پایین، هیولا.

485
00:30:17,316 --> 00:30:18,692
‫زیادی تند رفتم.
‫زیاده‌روی کردم. شرمنده.

486
00:30:18,734 --> 00:30:20,194
‫آره، زیادی تند رفتی.
‫این دیگه خط قرمز ماست.

487
00:30:20,277 --> 00:30:21,278
‫اون‌ها پدر و مادر منن‌ها!

488
00:30:21,362 --> 00:30:23,531
‫- ببخشید...
‫- اشکال نداره. همدیگه رو می‌شناسین، نه؟

489
00:30:23,614 --> 00:30:25,574
‫- آره. سالی، ایشون آنیه.
‫- باشه.

490
00:30:25,658 --> 00:30:28,035
‫- باید مطمئن می‌شدم.
‫- آنی؟ من سالی‌ام. خوش‌وقتم.

491
00:30:28,118 --> 00:30:29,703
‫- خوش‌وقتم.
‫- سلام. خوش اومدین.

492
00:30:29,787 --> 00:30:33,082
‫- خیلی ممنون.
‫- اگه نمی‌دونستی، این تعظیم ملوکانه بود.

493
00:30:33,165 --> 00:30:35,584
‫به افتخار پادشاه
‫برای روز کانادا.

494
00:30:35,668 --> 00:30:36,794
‫روز کانادا مگه برای اونه؟

495
00:30:37,378 --> 00:30:38,963
‫- مگه پادشاهی هم هست؟
‫- نمی‌دونم.

496
00:30:39,547 --> 00:30:40,798
‫ده هزار دلار می‌شه، لطفاً.

497
00:30:40,881 --> 00:30:44,176
‫- دستت درد نکنه. ولی برای من مجانیه دیگه؟
‫- مجانی؟ آره، برای اون‌ها مجانیه.

498
00:30:44,260 --> 00:30:46,262
‫- نیازی نیست این کار رو بکنی.
‫- نه بابا، ردیفه.

499
00:30:46,345 --> 00:30:49,014
‫فقط بدون داری سر یه کسب‌وکار
‫کوچیک زنانه کلاه می‌ذاری، پس...

500
00:30:49,098 --> 00:30:50,683
‫می‌خوای یه‌کم بهش فکر کنی؟

501
00:30:52,059 --> 00:30:53,602
‫- ایول.
‫- حساب می‌کنم.

502
00:30:53,686 --> 00:30:55,437
‫- دستت درد نکنه. مطمئنی؟
‫- حتماً. هوات رو دارم.

503
00:30:55,521 --> 00:30:56,521
‫- عالیه.
‫- خدمت شما.

504
00:30:56,564 --> 00:30:58,691
‫- آره.
‫- یه کیف خوشگل برای دوشیزه آنی کوچولو.

505
00:30:58,774 --> 00:31:00,609
‫- دوشیزه آنی کوچولو.
‫- اینم مال خودت، دختر.

506
00:31:00,693 --> 00:31:02,278
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

507
00:31:02,361 --> 00:31:03,989
‫سالی،
‫نمی‌دونم چقدر سرت شلوغه،

508
00:31:04,031 --> 00:31:05,656
‫ولی می‌خواستم براش
‫یه چیزی درست کنم بخوره.

509
00:31:05,739 --> 00:31:08,409
‫- تو هم میای؟
‫- داری براش غذا درست می‌کنی؟ منم کمک کنم؟

510
00:31:08,492 --> 00:31:10,869
‫- آره، می‌شه؟ آره، بریم؟
‫- کمک کنم؟ همین الان؟

511
00:31:10,953 --> 00:31:12,138
‫دارم لباس‌هام رو درمیارم!
‫به پدر و مادرم نگی‌ها.

512
00:31:12,180 --> 00:31:13,747
‫عالیه. بیا بریم.

513
00:31:13,831 --> 00:31:16,041
‫- اومدم، اومدم.
‫- درش بیار!

514
00:31:16,500 --> 00:31:17,500
‫- باشه، بریم.
‫- باشه.

515
00:31:35,936 --> 00:31:38,188
‫- الو؟
‫- سلام، جو اندرسون هستم.

516
00:31:38,272 --> 00:31:39,982
‫شرمنده که نتونستم
‫تماست رو جواب بدم.

517
00:31:40,065 --> 00:31:42,359
‫به‌موقع زنگ زدی.
‫اتفاقاً توی لیست تماس‌های فردام بودی.

518
00:31:42,443 --> 00:31:44,361
‫گوش کن،
‫نمی‌خوام حرفت رو قطع کنم.

519
00:31:45,738 --> 00:31:48,490
‫بچه‌های گولدی
‫از قضیه‌ی جزیره باخبرن؟

520
00:31:48,574 --> 00:31:51,201
‫آره.
‫براشون مدارک انحصار وراثت...

521
00:31:51,285 --> 00:31:53,621
‫و یه سری از وسایلی که گوردون این هفته
‫براشون ارث گذاشته بود رو بردم.

522
00:31:55,539 --> 00:31:56,915
‫باهاش صحبت نکردی؟

523
00:31:56,999 --> 00:31:59,043
‫نه، هنوز نه. خب...

524
00:32:00,085 --> 00:32:01,837
‫ولی همین هفته پیداش می‌کنم.

525
00:32:01,920 --> 00:32:03,961
‫هر وقت باهاش ارتباط گرفتی،
‫لطفاً خبرم کن.

526
00:32:04,003 --> 00:32:05,633
‫چشم، خانم.

527
00:32:05,716 --> 00:32:09,136
‫در ضمن، به نظر نمی‌رسید
‫آنی و کانر، گوردون...

528
00:32:09,219 --> 00:32:11,597
‫یا ارث و میراثی که براشون
‫گذاشته رو بشناسن، برای همین...

529
00:32:12,306 --> 00:32:15,059
‫تعجب نمی‌کنم اگه بخوان
‫به‌زودی یه سری به اونجا بزنن.

530
00:32:15,601 --> 00:32:17,061
‫حداقل شاید آنی سر بزنه.

531
00:32:17,102 --> 00:32:20,397
‫برای همین پیشنهاد می‌کنم قبل از اینکه
‫آنی پیداش کنه، تو پیداش کنی.

532
00:32:21,190 --> 00:32:23,442
‫ممنون، خانم. لطف کردین.

533
00:32:26,487 --> 00:32:28,739
‫- می‌دونی چیه؟ کشته‌مرده‌ی کانادام.
‫- آره.

534
00:32:28,822 --> 00:32:30,741
‫- خیلی باصفاست.
‫- خیلی قشنگه.

535
00:32:30,824 --> 00:32:32,910
‫- خیلی نازه.
‫- به نظرت این قشنگه؟

536
00:32:32,993 --> 00:32:34,154
‫تازه اینجا منطقه فقیرنشینشه.

537
00:32:34,196 --> 00:32:37,039
‫باید خونه‌های پولدارها رو ببینی. دیوانه‌کننده‌ست.

538
00:32:37,122 --> 00:32:39,958
‫اینجا ترکیب عجیبی
‫از آدم‌ها هستن.

539
00:32:40,042 --> 00:32:43,295
‫مثلاً بومی‌هایی رو داری که کل تابستون
‫خونه‌هاشون رو اجاره می‌دن و خودشون می‌رن.

540
00:32:43,379 --> 00:32:45,881
‫پول خیلی زیادی هم می‌گیرن،
‫که خب کاملاً حق دارن.

541
00:32:45,964 --> 00:32:48,236
‫از اون‌ور هم توریست‌های
‫خرپول رو داری که میان،

542
00:32:48,278 --> 00:32:49,301
‫کلبه‌ها رو می‌خرن،

543
00:32:49,385 --> 00:32:51,720
‫خرابشون می‌کنن و به‌جاش
‫عمارت‌های غول‌پیکر می‌سازن.

544
00:32:51,804 --> 00:32:52,805
‫- جوگیرن.
‫- آره.

545
00:32:52,888 --> 00:32:54,973
‫چیز جالبی نیست،
‫ولی پارتی‌هاش ته دیوونه‌بازیه.

546
00:32:55,057 --> 00:32:56,225
‫برای همین یه جورایی
‫ارزشش رو داره.

547
00:32:56,308 --> 00:32:57,810
‫آره. تازه،
‫سلبریتی‌هایی هم که میان...

548
00:32:57,893 --> 00:32:59,645
‫- یه سر و گردن بالاترن.
‫- جدی؟

549
00:32:59,728 --> 00:33:02,564
‫آدم‌های فوق‌العاده معروف
‫و آدم‌های خیلی خوشگل.

550
00:33:02,648 --> 00:33:03,857
‫- عجب.
‫- پارسال تابستون،

551
00:33:03,941 --> 00:33:05,943
‫کایا گربر رو روی
‫اسکله‌ش دیدم.

552
00:33:06,026 --> 00:33:08,237
‫فوق‌العاده شده بود.

553
00:33:08,320 --> 00:33:10,989
‫به خدا قسم،
‫چشم تو چشم شدیم...

554
00:33:11,073 --> 00:33:12,908
‫- و نگاهمون رو از هم برنداشتیم.
‫- عجب.

555
00:33:12,991 --> 00:33:15,786
‫بعدش بهم چشمک زد.
‫بهم چشمک زد!

556
00:33:15,869 --> 00:33:19,373
‫- یه جورایی چراغ سبز نشون داد...
‫- یه جوری که انگار می‌گفت...

557
00:33:19,456 --> 00:33:22,793
‫من رو بکش! من رو بکش! برای همین فرداش،
‫دوباره داشتم با کایاک از اون‌جا رد می‌شدم.

558
00:33:22,876 --> 00:33:25,045
‫- بهترین بیکینی‌ام رو پوشیده بودم.
‫- سراپا گوشم.

559
00:33:25,129 --> 00:33:26,755
‫- ولی اونجا نبود.
‫- نه بابا!

560
00:33:26,839 --> 00:33:28,653
‫از اون موقع هم دیگه ندیدمش، پس...

561
00:33:28,695 --> 00:33:30,551
‫- خیلی‌خب، پس مأموریتمون معلوم شد.

562
00:33:30,634 --> 00:33:31,719
‫مأموریت هر روزمه.

563
00:33:31,802 --> 00:33:34,263
‫- تقریباً همین‌طوره.
‫- تابلوئه. لابد مأموریت اونم هست.

564
00:33:34,346 --> 00:33:36,932
‫لابد داره بهت فکر می‌کنه
‫و می‌گه: «اون دختر مو بلوند...

565
00:33:37,015 --> 00:33:38,892
‫با موهای فر کی بود و کجا رفت؟»

566
00:33:38,976 --> 00:33:40,644
‫- کاش همین‌طور بود. آره.
‫- «اشتباه کردم!»

567
00:33:40,728 --> 00:33:41,937
‫- هیجان‌انگیزه.
‫- آره.

568
00:33:42,020 --> 00:33:44,606
‫وایستا. تو اینجا زندگی می‌کنی؟
‫روی قایق؟

569
00:33:44,690 --> 00:33:46,525
‫- کجا زندگی می‌کنی؟
‫- آره، این خونمه.

570
00:33:46,608 --> 00:33:48,235
‫- مال خودته؟ خیلی باحاله.
‫- آره، خونمه.

571
00:33:48,318 --> 00:33:50,988
‫البته واقعاً مال مامانمه.
‫خودت کجا می‌مونی؟

572
00:33:51,071 --> 00:33:53,282
‫توی...
‫توی اون کلبه سبزه؟

573
00:33:54,032 --> 00:33:55,659
‫کلبه سبز... چی؟
‫کلبه گوردون؟

574
00:33:55,743 --> 00:33:56,743
‫آره.

575
00:33:57,369 --> 00:33:59,496
‫- فکر کنم. گوردون رو می‌شناسی؟
‫- اوه. آره.

576
00:33:59,580 --> 00:34:01,498
‫حس می‌کنم همه می‌شناختنش.

577
00:34:01,582 --> 00:34:03,459
‫- آره، اون فوق‌العاده‌ترین آدم دنیا بود.
‫- واقعاً؟

578
00:34:03,542 --> 00:34:06,170
‫- آره، خیلی خفن بود.
‫- شنیدم یه‌کم بدجنس بوده.

579
00:34:06,253 --> 00:34:08,046
‫- کی این رو گفته؟
‫- هی. اوم...

580
00:34:08,630 --> 00:34:09,630
‫بچه‌ها آماده‌این؟

581
00:34:11,967 --> 00:34:12,968
‫- هی.
‫- هی.

582
00:34:18,098 --> 00:34:19,098
‫عالیه.

583
00:34:20,142 --> 00:34:22,060
‫خب، پس... همدیگه رو دیدین.

584
00:34:22,686 --> 00:34:23,896
‫آره، در حد یه ثانیه.

585
00:34:30,778 --> 00:34:32,988
‫مراقب سرت باش!

586
00:34:41,330 --> 00:34:42,831
‫- هی.
‫- هی.

587
00:34:45,334 --> 00:34:47,795
‫خیلی‌خب، قضیه
‫این آنتن نداشتن چیه؟

588
00:34:49,505 --> 00:34:51,131
‫خب، قضیه کلاً همینه دیگه.

589
00:34:51,215 --> 00:34:52,215
‫نه بابا. نه بابا.

590
00:34:53,258 --> 00:34:55,385
‫آره.

591
00:34:56,386 --> 00:34:57,221
‫- آره.
‫- نه، بی‌خیال. امکان نداره.

592
00:34:57,304 --> 00:34:58,304
‫باشه. ولی واقعیه.

593
00:34:58,680 --> 00:35:00,265
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب،

594
00:35:00,808 --> 00:35:03,435
‫پس داری می‌گی شب‌ها،

595
00:35:03,519 --> 00:35:05,687
‫وقتی می‌ری توی تخت،
‫گوشیت رو چک نمی‌کنی؟ فقط...

596
00:35:06,772 --> 00:35:07,773
‫نوچ. فقط چشم‌هام رو
‫می‌بندم و می‌خوابم.

597
00:35:07,856 --> 00:35:08,856
‫عجب.

598
00:35:09,316 --> 00:35:13,403
‫خیلی‌خب.

599
00:35:13,487 --> 00:35:16,573
‫آره، خب برای همه یه‌کم طول می‌کشه
‫تا عادت کنن، ولی نمی‌دونم.

600
00:35:21,662 --> 00:35:24,540
‫وقتی بهش عادت کنی،
‫واقعاً بهترین حس دنیاست.

601
00:35:24,623 --> 00:35:26,250
‫راستش داداشم فکر نمی‌کرد که
‫الان توی کانادا تابستونه.

602
00:35:26,333 --> 00:35:27,167
‫که خب باحاله. وای خدای من.

603
00:35:27,251 --> 00:35:29,962
‫آره. آره، یه بار یه یارویی رو سوار کردم
‫که تمام وسایل ماهیگیری توی یخ همراهش بود.

604
00:35:30,045 --> 00:35:31,880
‫چون فکر می‌کرد دریاچه‌ها
‫همیشه یخ‌زده می‌مونن.

605
00:35:31,964 --> 00:35:32,904
‫اینکه خیلی بدتره.

606
00:35:32,946 --> 00:35:35,425
‫باعث می‌شه فکر کنم برادرم
‫اون‌قدرها هم احمق نیست.

607
00:35:35,509 --> 00:35:37,344
‫- خب...
‫- آره، راست می‌گی.

608
00:35:43,559 --> 00:35:44,893
‫تمام سال رو اینجا
‫زندگی می‌کنی؟

609
00:35:44,977 --> 00:35:45,977
‫آره.

610
00:35:46,520 --> 00:35:48,021
‫- خیلی باحاله.
‫- اوهوم.

611
00:35:48,647 --> 00:35:51,817
‫خب، می‌دونی حالا چه اتفاقی
‫برای جزیره میفته؟

612
00:35:52,401 --> 00:35:55,529
‫نمی‌دونم.
‫امیدوارم همین‌طوری بمونه.

613
00:35:56,113 --> 00:35:57,197
‫منظورت چیه؟

614
00:35:58,740 --> 00:36:01,535
‫آخه گوردون می‌تونست
‫میلیون‌ها دلار به جیب بزنه.

615
00:36:02,911 --> 00:36:04,621
‫الان دیگه هیچ‌کس
‫مطمئن نیست چی می‌شه.

616
00:36:05,205 --> 00:36:08,375
‫ممکنه فروخته بشه به یه سازنده،
‫اون‌وقت همه‌مون به فنا می‌ریم.

617
00:36:09,418 --> 00:36:10,418
‫آره.

618
00:36:12,170 --> 00:36:15,507
‫ارزشش نباید دیگه اون‌قدرها باشه، نه؟

619
00:36:15,591 --> 00:36:19,973
‫خب، یه جزیره نصف
‫این اندازه پارسال حدود...

620
00:36:20,015 --> 00:36:21,221
‫۹ میلیون دلار فروخته شد،
‫برای همین...

621
00:36:24,808 --> 00:36:27,895
‫- ببخشید، چی گفتی؟
‫- آره، می‌دونم.

622
00:36:28,896 --> 00:36:31,189
‫برای همینه که عجیبه
‫هیچ‌وقت نفروختش.

623
00:36:32,357 --> 00:36:34,318
‫راستش بعضی‌وقت‌ها
‫برام سواله چرا.

624
00:36:35,027 --> 00:36:38,280
‫بچه‌ها، می‌خواید امشب
‫بریم یه مهمونی توی روسو؟

625
00:36:38,363 --> 00:36:41,199
‫خب، اونجا پر از بچه‌پولدارای رو مخه؟

626
00:36:41,283 --> 00:36:43,368
‫تقریباً فقط همونان.

627
00:36:43,452 --> 00:36:45,412
‫صبر کن.
‫مهمونی توی روسوئه؟ کایا.

628
00:36:45,495 --> 00:36:47,039
‫- آره!
‫- کایا همون‌جا زندگی می‌کنه.

629
00:36:47,122 --> 00:36:48,874
‫- کایا؟
‫- این فرصت منه.

630
00:36:48,957 --> 00:36:50,834
‫- باید میپل رو ببریم خونه.
‫- چرا؟

631
00:36:50,918 --> 00:36:53,837
‫چون تو ۱۲ سالته و منم برای
‫خودم خط قرمزهایی دارم.

632
00:36:53,921 --> 00:36:56,298
‫حداقل می‌تونم تو راه
‫برگشت یه آبجو بخورم؟

633
00:36:56,381 --> 00:36:57,507
‫- نه!
‫- آره.

634
00:36:57,591 --> 00:36:59,426
‫- نه!
‫- نه، نه.

635
00:36:59,509 --> 00:37:02,054
‫- دختر بد.
‫- اصلاً چرا همچین سوالی می‌پرسی؟ چی؟

636
00:37:02,638 --> 00:37:03,638
‫دیوونه.

637
00:37:10,354 --> 00:37:11,354
‫ای وای.

638
00:37:11,396 --> 00:37:14,149
‫آره. پدر و مادرش توی
‫کار بزرگ املاکن.

639
00:37:22,407 --> 00:37:26,620
‫ببینم چی‌کار می‌کنی.
‫اوضاع چطوره؟ اوضاع چطوره؟

640
00:37:26,703 --> 00:37:28,413
‫- وای خدای من!
‫- چه دخترای خوشگلی.

641
00:37:28,497 --> 00:37:29,915
‫اون دخترای خوشگل رو ببین.

642
00:37:30,666 --> 00:37:32,793
‫بچه‌ها، من یه توک پا می‌رم
‫دستشویی سریع برمی‌گردم.

643
00:37:32,876 --> 00:37:34,795
‫- آره، باید اون سمت باشه.
‫- باشه.

644
00:37:35,295 --> 00:37:37,381
‫- مرسی. تو می‌بینمتون.
‫- ما همین‌جا می‌مونیم.

645
00:37:41,843 --> 00:37:43,971
‫هی، ببخشید.
‫من فقط می‌خوام...

646
00:37:55,482 --> 00:37:57,234
‫وایستا، آنی؟ آنی جکوبسون؟

647
00:37:59,069 --> 00:38:00,821
‫- سلام.
‫- چی؟

648
00:38:00,904 --> 00:38:03,281
‫- هی.
‫- چه خبره اینجا؟ وایستا، چی؟

649
00:38:03,365 --> 00:38:04,365
‫روری. آره.

650
00:38:04,408 --> 00:38:07,285
‫آنی جی دوران راهنمایی توی کانادا چی‌کار می‌کنه؟
‫کانر هم اینجاست؟

651
00:38:07,369 --> 00:38:10,706
‫نه، با دوستام اومدم.

652
00:38:11,665 --> 00:38:13,350
‫خیلی از دیدنت خوشحالم. باورم نمی‌شه.

653
00:38:13,392 --> 00:38:14,543
‫آره.

654
00:38:14,626 --> 00:38:15,794
‫می‌خوای خونه رو
‫بهت نشون بدم؟

655
00:38:15,877 --> 00:38:17,921
‫- وایستا، اینجا خونه‌ی توئه؟
‫- آره.

656
00:38:18,005 --> 00:38:22,134
‫آره، این اسکله‌ی اختصاصیمه،
‫یا همون کلبه‌مون به قول کانادایی‌ها.

657
00:38:22,718 --> 00:38:24,261
‫پسر، بذار همه‌جا رو
‫نشونت بدم.

658
00:38:24,344 --> 00:38:25,679
‫- آره، حتماً.
‫- خواهش می‌کنم.

659
00:38:25,762 --> 00:38:26,847
‫- بیا بریم.
‫- باشه.

660
00:38:34,896 --> 00:38:35,896
‫یا خدا.

661
00:38:38,400 --> 00:38:41,862
‫اینجا خیلی قشنگه.
‫این منظره شبیه عکس‌های پس‌زمینه‌ی قلابیه.

662
00:38:41,945 --> 00:38:44,031
‫اوه، آره، همین‌طوره.
‫جلوه‌ی ویژه‌ست.

663
00:38:44,531 --> 00:38:46,033
‫- جالب بود. خیلی هوشمندانه‌ست.
‫- آره.

664
00:38:46,116 --> 00:38:47,116
‫نه بابا، شوخی کردم.

665
00:38:47,534 --> 00:38:48,952
‫- از این طرف.
‫- مرسی.

666
00:38:50,162 --> 00:38:51,455
‫خیلی خوب شد دیدمت.

667
00:38:51,538 --> 00:38:53,415
‫مرسی. آره،
‫منم خیلی خوشحال شدم دیدمت.

668
00:38:54,541 --> 00:38:57,627
‫فکر کنم از جشن فارغ‌التحصیلی
‫راهنمایی به این‌ور ندیده بودمت.

669
00:38:57,711 --> 00:39:03,341
‫می‌خواستم بگم، پارسال
‫تو مهمونی فارغ‌التحصیلی نوآ گرینبرگ ندیدمت؟

670
00:39:03,425 --> 00:39:05,427
‫وای خدای من، آره. می‌شناسیش؟

671
00:39:05,510 --> 00:39:07,387
‫من که نه،
‫ولی دوست‌دخترم می‌شناختش،

672
00:39:07,471 --> 00:39:09,306
‫- که اونم به سرانجام نرسید.
‫- اوه، متأسفم.

673
00:39:09,389 --> 00:39:13,351
‫ولی آره، یادمه.
‫خیلی خوشگل شده بودی.

674
00:39:14,019 --> 00:39:16,104
‫چیه؟ واقعاً خوشگل بودی.

675
00:39:16,188 --> 00:39:17,689
‫پشمام!

676
00:39:18,523 --> 00:39:20,525
‫- نه بابا! جکوبسون؟
‫- سلام.

677
00:39:20,609 --> 00:39:23,445
‫- اینجا چه خبره پسر؟
‫- خوشحالم می‌بینمت، لینکلن.

678
00:39:23,528 --> 00:39:25,447
‫- منم همین‌طور. اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- کار خاصی نمی‌کنم.

679
00:39:26,114 --> 00:39:29,201
‫آره، من... نه،
‫من با دوست‌دختر رفیقم دست نمی‌دم.

680
00:39:29,284 --> 00:39:32,120
‫مگه نه؟ مگه نه؟
‫این پسر جذاب شده، نه؟

681
00:39:32,204 --> 00:39:33,791
‫خدایا، خیلی‌خب.
‫-جواب نده.
‫- نه بابا،

682
00:39:33,833 --> 00:39:35,248
‫خودت می‌دونی چی می‌گم.

683
00:39:35,332 --> 00:39:36,917
‫پسر، اون...
‫ولی خودشم ببینا.

684
00:39:37,000 --> 00:39:38,877
‫ولی من همیشه می‌دونستم
‫پتانسیلش رو داری.

685
00:39:39,503 --> 00:39:40,504
‫می‌دونستم.

686
00:39:40,587 --> 00:39:42,422
‫- دمت گرم داداش.
‫- بعداً می‌بینمت.

687
00:39:43,632 --> 00:39:46,551
‫- لینکلن رو یادته، نه؟
‫- آره، چقدر هم دلرباست!

688
00:39:46,635 --> 00:39:48,428
‫- آره.
‫- مثل همیشه جذاب و دلربا.

689
00:39:48,512 --> 00:39:50,514
‫- اونم این بالاها یه خونه داره.
‫- اوه، واقعاً؟

690
00:39:50,597 --> 00:39:54,101
‫آره. وایستا، خب تو چرا اینجایی؟
‫توی ماسکوکایی؟

691
00:39:54,184 --> 00:39:56,853
‫به جز اینکه، خب،
‫معلومه پای سرنوشت در میونه.

692
00:39:57,771 --> 00:40:00,232
‫بله.
‫می‌دونستم اینجا خونه‌ی توئه.

693
00:40:00,732 --> 00:40:02,484
‫اومدم بکشمت.

694
00:40:02,567 --> 00:40:04,778
‫- خیلی‌خب، منطقیه.
‫- ببخشید، نمی‌دونم چرا این رو گفتم.

695
00:40:04,861 --> 00:40:07,447
‫- «اومدم بکشمت.»
‫- نه بابا، قشنگ داری تعقیبم می‌کنی.

696
00:40:07,531 --> 00:40:08,531
‫- آره.
‫- پس بگو.

697
00:40:08,573 --> 00:40:11,326
‫- راستش اولین بارت هم نیست. آره.
‫- جدی؟ مزاحم داری؟

698
00:40:11,409 --> 00:40:13,662
‫- یکی دو تایی دارم، آره.
‫- فکر کردم فقط منم.

699
00:40:13,745 --> 00:40:15,789
‫- نه، از قبل چند تایی داشتم.
‫- باحاله.

700
00:40:15,872 --> 00:40:17,958
‫نه، جدی، چرا توی ماسکوکایی؟

701
00:40:18,041 --> 00:40:20,210
‫من...

702
00:40:21,211 --> 00:40:24,756
‫راستش برنامه و هدف خاصی ندارم.
‫همین‌طوری بی‌برنامه اومدم اینجا.

703
00:40:25,841 --> 00:40:27,384
‫- چی؟
‫- برنامه نداری؟

704
00:40:27,884 --> 00:40:29,853
‫تو آنی جکوبسونی.
‫منظورت چیه؟

705
00:40:29,895 --> 00:40:31,805
‫تو کلاس ششم
‫کارآموزی می‌رفتی.

706
00:40:31,888 --> 00:40:33,390
‫حالا برنامه نداری؟

707
00:40:33,473 --> 00:40:35,350
‫- این رو چطوری یادته؟
‫- آخه خیلی عجیب بود.

708
00:40:35,433 --> 00:40:37,644
‫- کارآموزی واقعی هم نبود البته.
‫- باشه، ببخشید.

709
00:40:38,228 --> 00:40:41,690
‫ولی آره، فکر کنم مامانم
‫قدیما اینجا وقت می‌گذرونده،

710
00:40:41,773 --> 00:40:44,025
‫سو دارم یه چرخ می‌زنم اینجا.

711
00:40:44,109 --> 00:40:45,360
‫- خوبه، عالیه.
‫- آره.

712
00:40:45,443 --> 00:40:48,238
‫منم همین‌طور. مامانم از قدیم‌ندیم‌ها
‫می‌اومده اینجا.

713
00:40:48,321 --> 00:40:49,156
‫حتی قبل از به دنیا اومدن من.

714
00:40:49,239 --> 00:40:50,073
‫عجب!

715
00:40:50,157 --> 00:40:53,577
‫آره. الان تقریباً
‫مالک نصف این دریاچه‌ست.

716
00:40:54,077 --> 00:40:56,371
‫چه جالب، چون مامان‌هامون
‫همدیگه رو می‌شناختن، نه؟

717
00:40:57,539 --> 00:40:58,623
‫آره. واقعاً می‌شناختن؟

718
00:40:59,291 --> 00:41:02,169
‫- اوه، فکر می‌کردم می‌شناختن.
‫- آره، گمونم می‌شناختن. می‌دونی چیه؟ من...

719
00:41:02,961 --> 00:41:06,506
‫راستی، مامانت اینجاست؟
‫خیلی وقته دنیس رو ندیدم.

720
00:41:06,590 --> 00:41:08,508
‫خیلی دوست دارم
‫بهش یه سلامی بکنم.

721
00:41:08,592 --> 00:41:09,963
‫آره، طبقه‌ی پایینه.
‫بیا بریم.

722
00:41:10,005 --> 00:41:10,927
‫عالیه.

723
00:41:11,011 --> 00:41:12,012
‫اونم خیلی دوست داره ببینتت.

724
00:41:13,597 --> 00:41:14,681
‫جواب بده دیگه.

725
00:41:14,764 --> 00:41:17,142
‫سلام، من آنی جکوبسون هستم،
‫پیغام بذارید.

726
00:41:17,225 --> 00:41:18,225
‫لعنتی.

727
00:41:20,395 --> 00:41:23,648
‫چرا کل روز گوشی‌های وامونده‌تون دستتونه...
‫ولی زنگ که می‌زنن جواب نمی‌دین؟

728
00:41:37,245 --> 00:41:40,165
‫- سلام، الیور هستم. پیغام بذارید.
‫- عالی شد، واقعاً عالی شد.

729
00:41:43,835 --> 00:41:45,212
‫مادر من!

730
00:41:45,295 --> 00:41:46,588
‫خودشه. مامان!

731
00:41:47,297 --> 00:41:48,673
‫- چی شده؟
‫- نگاه کن.

732
00:41:49,633 --> 00:41:51,760
‫- سلام.
‫- وای، آنی جکوبسون!

733
00:41:52,510 --> 00:41:53,887
‫سلام، دنیس.

734
00:41:53,970 --> 00:41:58,225
‫آخرین باری که دیدمت،
‫هنوز حتی پریود هم نشده بودی.

735
00:41:58,308 --> 00:42:00,227
‫این رو می‌دونم...

736
00:42:00,310 --> 00:42:01,937
‫چون از خدمتکارتون
‫پرسیده بودم.

737
00:42:02,020 --> 00:42:06,024
‫تو اون سن نگرانت بودم.
‫خب می‌دونی، مادر نداشتی.

738
00:42:06,107 --> 00:42:06,942
‫مامان...

739
00:42:07,025 --> 00:42:09,361
‫وقتی پریود شدی،
‫کسی پیشت بود؟

740
00:42:10,278 --> 00:42:11,404
‫خب...

741
00:42:12,030 --> 00:42:12,864
‫آره.

742
00:42:12,948 --> 00:42:14,282
‫- آره.
‫- خوبه.

743
00:42:14,366 --> 00:42:15,200
‫- عالیه.
‫- آره.

744
00:42:15,283 --> 00:42:17,744
‫اوه، حالا ببین بزرگ شدی.
‫خدای من، خیلی خوشگل شدی.

745
00:42:17,827 --> 00:42:20,288
‫- مرسی.
‫- چطوری عزیزم؟ بابات چطوره؟

746
00:42:20,372 --> 00:42:23,875
‫- راستش همه خوبن.
‫- با کسی تو رابطه‌ست؟

747
00:42:23,959 --> 00:42:27,337
‫- خب... نه.
‫- وای خدای من. چه حیف!

748
00:42:27,420 --> 00:42:30,632
‫- خیلی جذابه، واقعاً حرف نداره.
‫- مامان!

749
00:42:30,715 --> 00:42:33,802
‫می‌دونی ما ماسکوکا رو
‫از صدقه‌سری پدر و مادرت کشف کردیم؟

750
00:42:33,885 --> 00:42:37,430
‫یه تابستون، قبل از به دنیا اومدن شماها،
‫با اون‌ها اومدیم اینجا.

751
00:42:37,514 --> 00:42:38,848
‫- به جون تو.
‫- واقعاً؟

752
00:42:39,766 --> 00:42:42,018
‫آنی، مادرت...

753
00:42:42,602 --> 00:42:43,266
‫وای خدای من،

754
00:42:43,308 --> 00:42:47,482
‫خیلی ناراحت بود که نمی‌تونست
‫پیش تو و برادرت باشه.

755
00:42:48,275 --> 00:42:50,485
‫و راستش، درکش می‌کنم.

756
00:42:51,278 --> 00:42:54,072
‫فکر کنم همین باعث شد
‫در نهایت دادخواست بده.

757
00:42:56,700 --> 00:43:00,287
‫دادخواست؟ دادخواست...
‫دادخواست چی؟

758
00:43:01,079 --> 00:43:04,332
‫برای طلاق از... از پدرت.

759
00:43:04,416 --> 00:43:05,625
‫خبر داشتی دیگه، مگه نه؟

760
00:43:13,174 --> 00:43:14,174
‫آره.

761
00:43:15,218 --> 00:43:17,262
‫- حتماً.
‫- سلام، آنی عزیزم. سلام.

762
00:43:17,345 --> 00:43:18,680
‫- سلام.
‫- چطوری؟

763
00:43:18,763 --> 00:43:19,763
‫سلام.

764
00:43:19,806 --> 00:43:21,891
‫یوهو!

765
00:43:21,975 --> 00:43:24,644
‫خب، کایا گربر اینجا نیست.

766
00:43:24,728 --> 00:43:27,063
‫- ببخشید، معرفی نکردم...
‫- دیروز توی خونه‌ی بکام‌ها...

767
00:43:27,147 --> 00:43:29,274
‫- یکی از غذاها بهش نساخته مسموم شده.
‫- باشه.

768
00:43:29,941 --> 00:43:31,860
‫یه پیک دیگه بخورم
‫با یه مرد لب می‌گیرم...

769
00:43:31,943 --> 00:43:33,611
‫و همه‌مون هم می‌دونیم که
‫من اهل این کارها نیستم.

770
00:43:34,195 --> 00:43:37,407
‫- برای همین، آره، وقتشه رفع زحمت کنیم.
‫- آره، موافقم.

771
00:43:37,490 --> 00:43:39,117
‫- واقعاً از دیدنت خوشحال شدم.
‫- دمت گرم.

772
00:43:39,200 --> 00:43:41,536
‫- خیلی خوب شد دیدمت.
‫- خیلی خوشحال شدم دیدمت.

773
00:43:41,619 --> 00:43:44,622
‫- خداحافظ بچه‌ها. مرسی که پذیرا بودید.
‫- واقعاً خوشحال شدم دیدمت.

774
00:43:44,706 --> 00:43:46,458
‫- راستی، من اون‌ها هستم.
‫- مرسی.

775
00:43:46,541 --> 00:43:48,626
‫- عجب!
‫- عجب!

776
00:43:48,710 --> 00:43:50,045
‫شب خوبی داشته باشید. مرسی.

777
00:43:50,128 --> 00:43:52,881
‫- آره، حتماً.
‫- مراقب باش. بیا سوار قایق شیم.

778
00:43:54,299 --> 00:43:55,425
‫باشه.

779
00:43:55,508 --> 00:43:57,111
‫این همونه که
‫از همه‌ی دوستام لب می‌گیره؟

780
00:43:57,153 --> 00:43:58,511
‫آره. آره، خود خودشه.

781
00:43:59,596 --> 00:44:01,639
‫- منم ازش لب گرفتم؟
‫- هنوز نه.

782
00:44:01,723 --> 00:44:03,516
‫بیا بریم تو.

783
00:44:22,035 --> 00:44:24,412
‫خب، مرسی که من رو
‫تا خونه رسوندی.

784
00:44:24,496 --> 00:44:25,580
‫آره. حتماً.

785
00:44:30,502 --> 00:44:35,215
‫وایستا، پس اگه چیزی
‫لازم داشتم و آنتن نداشتم،

786
00:44:35,757 --> 00:44:38,259
‫- چی‌کار باید...
‫- فقط توی تاریکی فریاد بزن.

787
00:44:38,343 --> 00:44:39,594
‫اوه!

788
00:44:39,677 --> 00:44:40,677
‫عالیه. باشه.

789
00:44:41,429 --> 00:44:43,014
‫ولی جات امنه. قول می‌دم.

790
00:44:46,768 --> 00:44:48,728
‫آره دیگه،
‫اینجا کاناداست، مگه نه؟

791
00:44:49,938 --> 00:44:51,356
‫تو کانادا هیچ
‫اتفاق بدی نمیفته.

792
00:44:51,439 --> 00:44:54,734
‫راستش نه. اتفاقات بد
‫همیشه اینجا هم میفته.

793
00:44:55,819 --> 00:44:57,570
‫ولی خب، نه توی این جزیره.

794
00:44:58,822 --> 00:45:00,323
‫باشه.

795
00:45:02,158 --> 00:45:03,618
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

796
00:45:23,763 --> 00:45:25,557
‫- کسی هست؟
‫- ای خدا!

797
00:45:30,728 --> 00:45:31,728
‫تو کی هستی؟

798
00:45:33,314 --> 00:45:34,314
‫تو کی هستی؟

799
00:45:36,443 --> 00:45:39,195
‫و توی کلبه‌ی پدربزرگ من چی‌کار می‌کنی؟

800
00:45:51,249 --> 00:45:53,376
‫کانر، یه خبر تکون‌دهنده دارم.

801
00:45:53,585 --> 00:45:56,588
‫مامانمون، فکر کنم
‫یه دختر دیگه هم داشته و مخفی کرده ازمون.

802
00:45:56,671 --> 00:45:58,882
‫- لعنتی!
‫- گفتی تا صبح رفتی.

803
00:46:01,593 --> 00:46:03,386
‫گفتی به سرپرستی گرفتنت؟

804
00:46:04,095 --> 00:46:05,930
‫- آره.
‫- پس با هم نسبتی نداریم.

805
00:46:07,182 --> 00:46:09,058
‫- ازم متنفره.
‫- هی!

806
00:46:09,142 --> 00:46:11,686
‫این‌طور نیست. رامونا...
‫آدم پیچیده‌یه.

807
00:46:15,356 --> 00:46:18,401
‫اینجا بودن برام این‌طوریه
‫که انگار مامانی ندارم.

808
00:46:18,485 --> 00:46:21,571
‫حس می‌کنم دلم می‌خواد مشت بکوبم
‫به دیوار یا یه همچین کاری!

809
00:46:21,654 --> 00:46:23,319
‫آره، به این می‌گن خشم.

810
00:46:23,361 --> 00:46:25,116
‫بهتره باهاش رفیق بشی.

811
00:46:25,200 --> 00:46:27,535
‫هرچی بزرگ‌تر بشی بدتر می‌شه، پس...

812
00:46:30,163 --> 00:46:32,457
‫حس می‌کنم تمام چیزهایی که درباره‌ی
‫خودم می‌دونستم اشتباه بوده.

813
00:46:32,540 --> 00:46:33,875
‫حس ترسناکیه.

814
00:46:37,003 --> 00:46:39,255
‫گاهی خوبه که آدم به‌هم بریزه.
‫این خیلی مهمه.

815
00:46:40,882 --> 00:46:43,134
‫تو مگه چی از تابستون من می‌دونی؟
‫تابستون من.

816
00:46:43,760 --> 00:46:46,262
‫آفرین. تا جایی که می‌تونستی
‫من رو از خودت روندی.

817
00:46:47,096 --> 00:46:51,100
‫مامانت نترس‌ترین آدمی بود
‫که به عمرم دیدم.

818
00:46:54,103 --> 00:46:55,605
‫بزرگ شدن و تغییر کردن...

819
00:46:55,688 --> 00:46:58,733
‫و حس نداشتن تسلط بر اوضاع،
‫واقعاً ترسناکه.

820
00:46:59,567 --> 00:47:01,361
‫ولی در عین حال،
‫خیلی هم هیجان‌انگیزه.

821
00:47:03,154 --> 00:47:05,007
‫فکر می‌کنی به جواب‌هایی
‫که می‌خواستی رسیدی؟

822
00:47:05,049 --> 00:47:07,283
‫حس می‌کنم تازه اول کارم.

823
00:47:10,286 --> 00:47:13,122
‫خودت گفتی:
‫«دیگه مخفی‌کاری بسه.»

824
00:47:14,000 --> 00:47:34,000


