﻿1
00:00:00,042 --> 00:00:01,919
‫آنچه در استرلینگ پوینت گذشت...

2
00:00:02,002 --> 00:00:04,004
‫پدربزرگ خدابیامرز
‫جزیره رو برای ما هم گذاشته،

3
00:00:04,088 --> 00:00:05,840
‫پس بیا این خراب‌شده رو
‫بفروشیم بره.

4
00:00:05,923 --> 00:00:08,008
‫کانر، ما این جزیره رو نمی‌فروشیم.

5
00:00:08,092 --> 00:00:10,177
‫امروز نه،
‫وقتی ۱۸ سالمون شد می‌فروشیمش.

6
00:00:10,261 --> 00:00:12,012
‫آره، ولی مگه تو
‫به‌زودی ۱۸ سالت نمی‌شه؟

7
00:00:12,096 --> 00:00:13,556
‫یه مهمونی بزرگ در پیشه.
‫تو هم دعوتی، آبجی.

8
00:00:13,639 --> 00:00:14,639
‫الو؟

9
00:00:14,682 --> 00:00:17,268
‫سلام. می‌خوام با جوزف اندرسون صحبت کنم، لطفا.

10
00:00:17,351 --> 00:00:18,745
‫من وکیل انحصار وراثت
‫گوردون کمپبل هستم.

11
00:00:18,787 --> 00:00:20,980
‫انگار با هم دوست بودید؟

12
00:00:21,063 --> 00:00:23,649
‫توی دبیرستان چند
‫ماهی با هم دوست بودیم.

13
00:00:23,733 --> 00:00:26,819
‫اشکالی نداره
‫اون رو قرض بگیرم؟

14
00:00:26,902 --> 00:00:28,696
‫داشت با روری عشق‌بازی می‌کرد.

15
00:00:28,779 --> 00:00:30,740
‫داداش، اون ازت خوشش میاد.
‫خیلی تابلوئه.

16
00:00:30,823 --> 00:00:32,408
‫بهش بگو با هم برید سینما.

17
00:00:32,491 --> 00:00:34,410
‫- دلت می‌خواد بیای؟
‫- آره.

18
00:00:35,119 --> 00:00:37,705
‫- خیلی دوست دارم پیشت باشم.
‫- منم دوست دارم پیشت باشم.

19
00:00:37,788 --> 00:00:39,248
‫هی، این اصلاً جالب نیست.

20
00:00:40,332 --> 00:00:41,959
‫هی. خیلی بامزه‌ست، نه؟

21
00:00:42,042 --> 00:00:44,170
‫شش پرس پوتین.
‫برای خودت بردار...

22
00:00:44,253 --> 00:00:45,421
‫- اوه!
‫- لعنتی...

23
00:00:45,504 --> 00:00:47,423
‫- خیلی عوضی هستی، لینکلن.
‫- متأسفم.

24
00:00:47,506 --> 00:00:49,341
‫- عاشق شدی.
‫- آره، شاید.

25
00:00:49,425 --> 00:00:51,677
‫اون از دختری به اسم
‫استیسی مالوری خوشش میاد.

26
00:00:51,761 --> 00:00:54,013
‫- من رو سر کار گذاشتی.
‫- سر کارت نذاشتم.

27
00:00:55,431 --> 00:00:57,016
‫- دلت نمی‌خواست؟
‫- نه.

28
00:00:57,767 --> 00:01:00,019
‫- کاملاً معلومه داری بهم دروغ می‌گی.
‫- من کاره‌ای نیستم.

29
00:01:00,102 --> 00:01:02,313
‫- کاره‌ای نیستی که چی کار کنی؟
‫- که بهت بگم چطور مُرد.

30
00:01:02,396 --> 00:01:03,397
‫الان چی گفتی؟

31
00:01:03,481 --> 00:01:05,733
‫موقع به دنیا آوردن
‫رامونا فوت کرد.

32
00:01:05,816 --> 00:01:06,984
‫تو این رو از کجا می‌دونی؟

33
00:01:07,067 --> 00:01:08,402
‫چون من اونجا بودم.

34
00:01:08,936 --> 00:01:18,676


35
00:01:18,701 --> 00:01:33,028


36
00:02:05,292 --> 00:02:07,378
‫نمی‌دونم باید
‫بهش بگیم یا نه.

37
00:02:07,461 --> 00:02:09,880
‫چی؟ چند روزه از اتاقش
‫بیرون نیومده،

38
00:02:09,964 --> 00:02:11,215
‫چون اون عوضی، اون دختره،

39
00:02:11,298 --> 00:02:12,675
‫دل خواهرم رو شکسته.

40
00:02:13,425 --> 00:02:16,762
‫حالا هم می‌خوای بهش بگی مامان
‫موقع به دنیا آوردن اون مُرده؟

41
00:02:16,846 --> 00:02:18,055
‫تو واقعاً یه هیولایی؟

42
00:02:18,097 --> 00:02:19,974
‫می‌شه این رو
‫با صدای هلیومی نگی؟

43
00:02:20,057 --> 00:02:20,891
‫ببخشید.

44
00:02:20,975 --> 00:02:23,310
‫فکر نمی‌کنی پنهان
‫کردنش خیلی نامردیه؟

45
00:02:23,394 --> 00:02:25,688
‫یه چیزهایی هست که آدم
‫دلش نمی‌خواد بدونه،

46
00:02:25,771 --> 00:02:28,232
‫- مثلاً در مورد پدر و مادر‌مون.
‫- اون فرق می‌کنه.

47
00:02:28,315 --> 00:02:30,150
‫دقیقاً لنگه همون موضوعه.

48
00:02:30,234 --> 00:02:32,486
‫نه، نیست. پدر و مادر واقعی
‫ما که واقعاً پدر و مادرمون نیستن.

49
00:02:32,570 --> 00:02:35,781
‫اون‌ها ما رو سپردن به بهزیستی.
‫گولدی مادر واقعی راموناست.

50
00:02:35,865 --> 00:02:39,493
‫اون رامونا رو می‌خواست،
‫ولی موقع به دنیا آوردنش مُرد.

51
00:02:40,828 --> 00:02:41,828
‫خیلی تلخه.

52
00:02:42,162 --> 00:02:43,163
‫خب، آره.

53
00:02:47,167 --> 00:02:51,130
‫خیلی‌خب، دیرم می‌شه.
‫باید با سالی مشورت کنم...

54
00:02:51,213 --> 00:02:52,298
‫پای جشن تولدم وسطه.

55
00:02:52,381 --> 00:02:55,467
‫راستی، اگه تصمیم گرفتی به رامونا بگی،
‫بهم خبر بده چطور پیش رفت.

56
00:02:55,551 --> 00:02:57,553
‫برات دعا می‌کنم.
‫دوستت دارم. خداحافظ.

57
00:02:57,636 --> 00:02:59,221
‫چی رو به من بگید؟

58
00:03:02,558 --> 00:03:05,769
‫هوم؟

59
00:03:05,853 --> 00:03:07,897
‫چه سوال احمقانه‌ای. خوبی؟

60
00:03:09,607 --> 00:03:11,483
‫آره.

61
00:03:12,443 --> 00:03:14,302
‫آره، نه، چیزه...
‫خیلی هم عالیه.

62
00:03:14,344 --> 00:03:15,988
‫خیلی هم خوبم. من فقط...

63
00:03:16,780 --> 00:03:18,490
‫دارم یه جورایی هضمش می‌کنم،

64
00:03:18,574 --> 00:03:21,285
‫این حقیقت تکون‌دهنده رو
‫که من باعث مرگ مامان شدم.

65
00:03:21,368 --> 00:03:23,746
‫- خلاصه که عالیه.
‫- رامونا، تو مامان رو نکشتی.

66
00:03:24,330 --> 00:03:26,916
‫تقصیر تو نیست.
‫اصلاً و ابداً تقصیر تو نیست.

67
00:03:26,999 --> 00:03:30,377
‫نه، می‌دونم تقصیر من نیست.
‫خب... من نوزاد بودم.

68
00:03:30,461 --> 00:03:32,171
‫ولی، خب... من...

69
00:03:35,007 --> 00:03:38,218
‫فکر کنم بهتره برم و...
‫می‌شه بعداً درباره‌ش حرف بزنیم؟

70
00:03:38,302 --> 00:03:40,054
‫- آره، حتماً.
‫- من فقط می‌رم...

71
00:03:40,137 --> 00:03:43,724
‫یه خواب خیلی طولانی بکنم،
‫امیدوارم تا ۵ تا ۱۰ سال آینده،

72
00:03:43,807 --> 00:03:46,894
‫خواب هم نبینم.

73
00:03:46,977 --> 00:03:47,978
‫- باشه.
‫- ...فعلاً.

74
00:03:48,062 --> 00:03:49,536
‫کاری هست بتونم برات بکنم؟

75
00:03:49,578 --> 00:03:51,398
‫متأسفم که این‌طوری فهمیدی.

76
00:03:51,482 --> 00:03:53,859
‫تو چرا متأسفی؟
‫تو که مامان رو نکشتی.

77
00:03:54,652 --> 00:03:58,822
‫رامونا، تو...

78
00:04:03,077 --> 00:04:04,662
‫خب، می‌خوای چطوری باشه؟

79
00:04:04,745 --> 00:04:06,830
‫- دقیقاً تم کمپ راک ۲ باشه.
‫- کمپ راک ۲...

80
00:04:06,914 --> 00:04:09,166
‫نباید کمپ راک ۱ باشه.

81
00:04:09,249 --> 00:04:11,710
‫- دوران «این منم» نباشه.
‫- حله.

82
00:04:11,794 --> 00:04:13,712
‫فقط کمپ راک ۲.
‫خیلی تاکید دارم روش.

83
00:04:13,796 --> 00:04:16,590
‫- این رو یادت میاد؟
‫- آره. همون... آره، آره.

84
00:04:16,674 --> 00:04:18,801
‫- خیلی‌خب، کمپ راک. بدجور دیوونتم.
‫- اوه.

85
00:04:18,884 --> 00:04:21,261
‫خب، برای کیک...
‫چی مد نظرته؟

86
00:04:21,345 --> 00:04:24,765
‫- کیک می‌خوای؟
‫- آره. خب، در فکرم مثلاً رد ولوت...

87
00:04:24,848 --> 00:04:28,352
‫- با فانفتی و اوریو قاطی بشه...
‫- اوهوم.

88
00:04:28,435 --> 00:04:29,770
‫...با طعم کرواسان.

89
00:04:32,564 --> 00:04:35,943
‫آره. حتماً روش کار می‌کنیم.
‫خیلی ایده خوبیه.

90
00:04:36,026 --> 00:04:38,404
‫می‌خوای چیز خاصی
‫روی کیک نوشته بشه؟

91
00:04:38,487 --> 00:04:41,073
‫اوه. آره.
‫ترجیحاً و دقیقاً...

92
00:04:41,824 --> 00:04:44,159
‫عکس آلیسون استونر باشه که
‫می‌گه: «تولدت مبارک، کانر»

93
00:04:44,243 --> 00:04:46,286
‫اسم آنی رو هم روی
‫کیک می‌نویسیم.

94
00:04:46,370 --> 00:04:47,371
‫خیلی هم عالیه.

95
00:04:47,454 --> 00:04:49,832
‫به شرطی که زیر اسم من،
‫کوچیک‌تر و توی پرانتز باشه.

96
00:04:49,915 --> 00:04:51,375
‫لطفاً این رو یادداشت کن.

97
00:04:51,458 --> 00:04:52,751
‫- ببخشید.
‫- روری.

98
00:04:52,835 --> 00:04:54,270
‫- مجبورم کردن کل این...
‫- سلام!

99
00:04:54,312 --> 00:04:55,963
‫...فرم‌های گمرکی رو پر کنم.

100
00:04:56,046 --> 00:04:58,298
‫- فرم‌های گمرک؟
‫- وای خدای من. بازش کن.

101
00:04:58,382 --> 00:04:59,675
‫خیلی‌خب. مواظب باش. تیزه.

102
00:04:59,758 --> 00:05:01,719
‫- چی هست؟
‫- نمی‌دونم. معجزه‌ست.

103
00:05:03,095 --> 00:05:04,263
‫خب...

104
00:05:06,223 --> 00:05:07,266
‫وای خدای من.

105
00:05:08,142 --> 00:05:09,601
‫دارم می‌لرزم. فوق‌العاده‌ست.

106
00:05:12,980 --> 00:05:14,732
‫عالیه. حرف ندارن.

107
00:05:15,315 --> 00:05:18,318
‫چطور آنی از این تم
‫خوشش میاد؟

108
00:05:18,402 --> 00:05:21,363
‫واقعاً این مهمونی منه.

109
00:05:22,781 --> 00:05:23,949
‫آره، ولی شما دوقلوایید.

110
00:05:24,033 --> 00:05:26,827
‫ناهمسان. در ضمن، یکی از این‌ها رو بپوشید،
‫هر دوتاتون. همین الان.

111
00:05:27,327 --> 00:05:28,996
‫وایستا. یعنی اون
‫هیچ کاری نمی‌کنه؟

112
00:05:29,079 --> 00:05:31,290
‫نمی‌دونم. بیشتر اوقات
‫داره کرم‌هاش رو مرتب می‌کنه.

113
00:05:33,042 --> 00:05:35,252
‫خیلی‌خب. باشه. خب،
‫من تنهاتون می‌ذارم...

114
00:05:35,335 --> 00:05:36,503
‫وایستا، کجا داری می‌ری؟

115
00:05:36,587 --> 00:05:38,297
‫ها؟ اوه، برمی‌گردم.

116
00:05:38,964 --> 00:05:40,174
‫قراره بترکونیم، پسر!

117
00:05:45,012 --> 00:05:46,012
‫بپوشش.

118
00:05:47,264 --> 00:05:48,264
‫همین الان؟

119
00:05:49,475 --> 00:05:51,894
‫- بعداً شیفت دارم.
‫- خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم بپوشش.

120
00:05:51,977 --> 00:05:55,355
‫نکن این کار رو.
‫می‌خواد از سرم رد بشه.

121
00:05:56,315 --> 00:05:57,315
‫خیلی‌خب.

122
00:05:58,734 --> 00:05:59,734
‫بفرما.

123
00:06:00,694 --> 00:06:02,988
‫بفرما، تنت شد.

124
00:06:06,700 --> 00:06:07,951
‫- کمپ راک.
‫- کمپ راک. آره دیگه.

125
00:06:08,660 --> 00:06:09,660
‫می‌تونیم با هم حرف بزنیم؟

126
00:06:16,418 --> 00:06:18,545
‫- این‌طوری بهم نگاه نکن.
‫- مگه چطوری نگاهت می‌کنم؟

127
00:06:19,296 --> 00:06:20,296
‫این‌طوری که...

128
00:06:21,882 --> 00:06:24,426
‫مهربون و دلسوزانه.

129
00:06:24,510 --> 00:06:25,511
‫ببخشید.

130
00:06:28,680 --> 00:06:31,100
‫- هنوزم داری همون‌طوری نگاه می‌کنی.
‫- خب قیافه‌م کلاً این شکلیه.

131
00:06:32,017 --> 00:06:33,602
‫- من...
‫- ببین، می‌دونم.

132
00:06:33,685 --> 00:06:35,687
‫می‌دونم تو با این جور چیزها
‫یه جور دیگه کنار میای.

133
00:06:35,771 --> 00:06:38,482
‫میری با تک‌تک آدم‌هایی که می‌شناسی یه بند
‫درباره‌ش باهاشون حرف می‌زنی،

134
00:06:38,565 --> 00:06:40,484
‫ولی من این‌طوری کنار میام.

135
00:06:40,984 --> 00:06:42,861
‫- می‌خوابم.
‫- آره.

136
00:06:42,945 --> 00:06:44,905
‫- حله؟
‫- آره. حله.

137
00:07:03,715 --> 00:07:05,467
‫عالیه. ممنون.
‫روز خوبی داشته باشی.

138
00:07:46,383 --> 00:07:47,384
‫وای خدای من.

139
00:07:50,512 --> 00:07:51,763
‫ای خدا!

140
00:07:51,847 --> 00:07:53,682
‫- خدای بزرگ. من...
‫- متأسفم.

141
00:07:54,266 --> 00:07:55,434
‫خیلی معذرت می‌خوام. من...

142
00:07:56,393 --> 00:07:58,103
‫- فقط یه‌هو ترسیدم.
‫- اشکالی نداره.

143
00:07:58,645 --> 00:08:02,232
‫فکر کنم واقعاً کوین جوناس بود
‫که من رو ترسوند.

144
00:08:02,316 --> 00:08:03,358
‫درسته.

145
00:08:03,442 --> 00:08:05,736
‫ما یه دقه عاشق همیم
‫یه دقه بعد از هم بدمونن میاد.

146
00:08:05,819 --> 00:08:07,654
‫آره، منم همین‌طور. خوبی؟

147
00:08:08,155 --> 00:08:10,407
‫آره. ببخشید. تو چطوری؟

148
00:08:10,490 --> 00:08:12,242
‫خوبم...

149
00:08:13,118 --> 00:08:16,455
‫می‌خواستم بیام این طرف‌ها
‫و بابت اون شب عذرخواهی کنم.

150
00:08:16,538 --> 00:08:17,372
‫ممنون.

151
00:08:17,456 --> 00:08:21,543
‫لینکلن واقعاً شورش رو
‫درآورد و بابتش خیلی حالم بده.

152
00:08:21,627 --> 00:08:23,962
‫می‌خوام از الیس هم
‫عذرخواهی کنم.

153
00:08:24,046 --> 00:08:25,923
‫ممنون. خب، بی‌خیالش شو.

154
00:08:26,006 --> 00:08:28,008
‫خب معلومه، تو اون حرف رو نزدی، پس...

155
00:08:28,675 --> 00:08:32,304
‫می‌دونم، ولی می‌تونستم جلوش رو بگیرم.
‫برای همین متأسفم.

156
00:08:32,387 --> 00:08:33,388
‫- ممنون.
‫- آره.

157
00:08:33,472 --> 00:08:35,849
‫بابت این قضیه چقدر
‫خوابت به هم ریخته؟

158
00:08:35,933 --> 00:08:37,226
‫- راستش رو بگو.
‫- خیلی زیاد.

159
00:08:37,309 --> 00:08:39,019
‫- آره؟
‫- جدی می‌گم.

160
00:08:39,102 --> 00:08:41,939
‫- آخی، متأسفم.
‫- ولی من... نه، نه، چیزه... همین که...

161
00:08:42,439 --> 00:08:45,943
‫- آره، ما با هم مشکلی نداریم. همه‌چیز ردیفه.
‫- در ضمن، مسخره‌ست.

162
00:08:46,026 --> 00:08:47,611
‫فکر می‌کردم تو
‫از جشن تولد خوشت نمیاد.

163
00:08:47,694 --> 00:08:49,863
‫یه لحظه فراموشش کرده بودم.
‫چه لحظه شیرینی بود.

164
00:08:49,947 --> 00:08:52,532
‫خوشم نمیاد. از تولد متنفرم.
‫کانر تولد دوست داره.

165
00:08:52,616 --> 00:08:55,077
‫- درسته.
‫- بهم حس نزدیکی به مرگ رو می‌ده.

166
00:08:55,160 --> 00:08:58,705
‫خب، این پذیرفتنی نیست،
‫چون فردا یه تولد بزرگ داری.

167
00:08:58,789 --> 00:09:01,708
‫فردا ۱۸ سالت می‌شه،
‫آنی. می‌دونی یعنی چی؟

168
00:09:01,792 --> 00:09:05,045
‫اگه مچت رو بگیرن،
‫مثل یه بزرگسال محاکمه می‌شی...

169
00:09:05,128 --> 00:09:07,422
‫بابت تمام جرم‌های خشن
‫و جنایت‌هایی که تا حالا کردی.

170
00:09:07,506 --> 00:09:08,382
‫- آخ جون، دمت گرم.
‫- آره.

171
00:09:08,465 --> 00:09:11,176
‫خیلی وقت بود منتظرش بودم.
‫این واقعاً ارزش جشن گرفتن داره.

172
00:09:12,302 --> 00:09:14,388
‫می‌تونم یه کار
‫خاص برات بکنم؟

173
00:09:15,138 --> 00:09:16,890
‫می‌تونم امشب ببرمت بیرون؟

174
00:09:17,683 --> 00:09:20,018
‫نمی‌دونم. واقعاً نمی‌دونم.

175
00:09:20,102 --> 00:09:21,826
‫نیازی نیست برادران جوناس رو
‫قاطی بازی کنی،

176
00:09:21,868 --> 00:09:23,355
‫اگه دلیل نه گفتنت اینه.

177
00:09:25,440 --> 00:09:26,692
‫- اجازه می‌دی؟
‫- باشه.

178
00:09:26,775 --> 00:09:27,775
‫- جدی؟
‫- اوهوم.

179
00:09:28,151 --> 00:09:29,151
‫خیلی‌خب.

180
00:09:29,903 --> 00:09:31,916
‫می‌دونی قراره چه آهنگی رو...

181
00:09:31,958 --> 00:09:34,074
‫توی مسابقه استعداد
‫یابی امسال بخونی؟

182
00:09:34,157 --> 00:09:39,037
‫هنوز نمی‌دونم، ولی فکر کنم
‫یه کار از ساند‌هایم باشه.

183
00:09:39,121 --> 00:09:40,205
‫ببین کی اینجاست!

184
00:09:40,789 --> 00:09:41,789
‫ای خدا.

185
00:09:41,832 --> 00:09:42,833
‫چیه؟

186
00:09:44,251 --> 00:09:46,920
‫راستی، حواست باشه شورت کافی برداری، باشه؟

187
00:09:47,004 --> 00:09:49,756
‫فکر می‌کنی توی اردوگاه
‫یه‌هو خودم رو خراب می‌کنم؟

188
00:09:49,840 --> 00:09:51,466
‫نه، ولی خب،
‫حادثه هیچ‌وقت خبر نمی‌کنه.

189
00:09:51,550 --> 00:09:53,969
‫منظورت اون دفعه‌ست که توی
‫پارکینگ فرودگاه بودیم؟

190
00:09:55,345 --> 00:09:56,930
‫- هی!
‫- وای!

191
00:09:57,014 --> 00:09:59,558
‫اون پی‌پی نبود، باشه؟
‫در حد یه باد شکم ساده بود.

192
00:09:59,641 --> 00:10:03,061
‫اه! چطور این رو یادت مونده؟
‫مال صد سال پیش بود.

193
00:10:03,145 --> 00:10:04,479
‫مامان هنوزم قراره
‫پنجشنبه برسه؟

194
00:10:07,524 --> 00:10:08,608
‫خب...

195
00:10:10,110 --> 00:10:11,236
‫نمی‌دونم.

196
00:10:12,529 --> 00:10:15,240
‫چرا این‌طوری گفتی؟
‫داره میاد دیگه، مگه نه؟

197
00:10:17,242 --> 00:10:18,702
‫آره. راستش رو بخوای، نمی‌دونم.

198
00:10:19,786 --> 00:10:21,747
‫خب یعنی چی که نمی‌دونی؟

199
00:10:21,830 --> 00:10:24,082
‫اون حداقل همیشه برای
‫مسابقه استعداد یابی می‌اومد.

200
00:10:24,166 --> 00:10:26,179
‫آره. می‌دونم. من فقط... خب،

201
00:10:26,221 --> 00:10:28,628
‫می‌دونم دلش می‌خواد بیاد، ولی...

202
00:10:30,630 --> 00:10:33,717
‫فکر کنم یه جورایی سرش
‫گرم یه کارهایی شده.

203
00:10:35,010 --> 00:10:36,291
‫ولی من اونجا هستم،
‫پس باحال می‌شه.

204
00:10:36,333 --> 00:10:37,804
‫فقط راستش رو بهم بگو.

205
00:10:43,018 --> 00:10:45,020
‫نمی‌دونم اصلاً
‫برمی‌گرده یا نه.

206
00:10:45,604 --> 00:10:47,856
‫خب، منظورت چیه که
‫«برمی‌گرده یا نه»؟

207
00:10:48,690 --> 00:10:50,942
‫خب، چی گفت؟

208
00:10:51,902 --> 00:10:54,905
‫گفت قضیه از این قراره
‫که یه پیشگو رو دیده.

209
00:10:54,988 --> 00:10:56,865
‫- پیشگو دیگه چه کوفتیه؟
‫- نمی‌دونم والا.

210
00:10:56,948 --> 00:11:00,827
‫ولی ظاهراً بهش گفته که
‫در آستانه‌ی کشف و شهوده...

211
00:11:01,870 --> 00:11:05,332
‫و آره، خودش هم نمی‌دونه تا
‫کی توی هنده، برای همین...

212
00:11:09,336 --> 00:11:11,296
‫و ظاهراً، برای کشف و شهود
‫نباید عجله کرد.

213
00:11:14,424 --> 00:11:16,760
‫- چرا بیشتر عصبانی نیستی؟
‫- چی؟ از مامان؟

214
00:11:16,843 --> 00:11:18,052
‫آره، از مامان! تو همین‌جوری،

215
00:11:18,094 --> 00:11:19,971
‫می‌ذاری با عجیب‌ترین
‫کارهاش قسر در بره!

216
00:11:20,055 --> 00:11:22,140
‫من نمی‌ذارم.
‫من که نمی‌تونم کنترلش کنم.

217
00:11:22,224 --> 00:11:23,564
‫اه، لعنتی! پسر،
‫شاید باید تلاش کنی.

218
00:11:23,606 --> 00:11:25,394
‫خیلی‌خب، میپل، درکت می‌کنم.

219
00:11:25,477 --> 00:11:26,976
‫لطفاً دق‌دلی‌ت رو
‫سر من خالی نکن.

220
00:11:27,018 --> 00:11:28,688
‫اون مامانمونه. باید برگرده.

221
00:11:28,772 --> 00:11:31,483
‫- تلاش کن!
‫- میپل، می‌خوای چی‌کار کنم؟

222
00:11:31,566 --> 00:11:33,819
‫پسر، اون با کارت‌پستال
‫باهامون در ارتباطه!

223
00:11:40,617 --> 00:11:41,701
‫هی.

224
00:11:41,785 --> 00:11:43,662
‫اوه، سلام. اوضاع چطوره؟

225
00:11:44,788 --> 00:11:46,164
‫داری قایق می‌سازی؟

226
00:11:46,248 --> 00:11:47,916
‫نه، نه.
‫فقط دارم بازسازیش می‌کنم.

227
00:11:47,999 --> 00:11:49,751
‫«فقط داری بازسازیش می‌کنی»؟

228
00:11:49,835 --> 00:11:52,129
‫- آره.
‫- خیلی باحاله.

229
00:11:53,463 --> 00:11:56,174
‫می‌خوای اولین مسافرم باشی؟
‫که مطمئن بشم باهام غرق نمی‌شه؟

230
00:11:56,258 --> 00:11:57,551
‫خب...

231
00:11:58,510 --> 00:12:00,720
‫انگار طوفان تو راهه. نمی‌دونم.

232
00:12:01,263 --> 00:12:03,181
‫امن به نظر نمی‌رسه.

233
00:12:04,558 --> 00:12:05,934
‫- باشه.
‫- جداً؟

234
00:12:06,017 --> 00:12:07,811
‫- آره.
‫- باشه، بزن بریم.

235
00:12:11,940 --> 00:12:14,609
‫از خواهرم متنفرم!

236
00:12:14,693 --> 00:12:16,987
‫دیگه حالم ازش به هم می‌خوره.
‫واقعاً از دستش خسته شدم.

237
00:12:17,070 --> 00:12:19,072
‫آره، درکت می‌کنم.
‫می‌فهمم چی می‌گی.

238
00:12:19,698 --> 00:12:22,242
‫فقط، فکر کنم شاید...
‫و گوش کن چی می‌گم...

239
00:12:22,325 --> 00:12:25,078
‫- داری عصبانیتت رو سر آدم اشتباهی خالی می‌کنی؟
‫- نه، این‌طور نیست!

240
00:12:25,162 --> 00:12:26,872
‫- باشه.
‫- می‌تونم بیام اینجا زندگی کنم؟

241
00:12:26,955 --> 00:12:28,835
‫- فکر می‌کردم می‌خوای بری اردو.
‫- گور بابای اردو!

242
00:12:28,915 --> 00:12:31,376
‫- باشه. ولی تو که عاشق اردو بودی.
‫- دیگه نیستم!

243
00:12:31,460 --> 00:12:35,380
‫فقط دلم می‌خواد مشت بکوبم
‫به دیوار یا یه همچین چیزی!

244
00:12:35,464 --> 00:12:36,882
‫چه مرگم شده؟

245
00:12:36,965 --> 00:12:38,800
‫آره، به این می‌گن خشم.

246
00:12:38,884 --> 00:12:42,053
‫بهتره باهاش دوست بشی
‫و به قلبت راهش بدی.

247
00:12:42,679 --> 00:12:46,224
‫هرچی بزرگ‌تر بشی بدتر هم می‌شه،
‫برای همین...

248
00:12:47,726 --> 00:12:51,146
‫- خب...
‫- کجا داری می‌ری؟

249
00:12:51,229 --> 00:12:53,690
‫فکر کنم یه چیزی سراغ دارم
‫که ممکنه حالت رو بهتر کنه.

250
00:12:55,135 --> 00:12:59,922


251
00:13:17,797 --> 00:13:20,800
‫- خدایی، ارزشش رو داشت.
‫- اوه، صددرصد.

252
00:13:22,177 --> 00:13:24,763
‫خب، حالا چی‌کار کنیم؟

253
00:13:29,726 --> 00:13:30,977
‫اون داره تمام
‫تلاشش رو می‌کنه.

254
00:13:31,770 --> 00:13:34,856
‫می‌دونم جوری رفتار می‌کنه که انگار
‫خیلی خفن و قویه و همه‌چیزش ردیفه،

255
00:13:35,440 --> 00:13:36,608
‫ولی برای اونم سخته.

256
00:13:37,817 --> 00:13:40,278
‫مامانش اون رو گذاشته تا
‫مراقب خواهر ۱۲ ساله‌ش باشه.

257
00:13:40,362 --> 00:13:42,656
‫کار خیلی قشنگی نیست،
‫می‌دونی که؟

258
00:13:42,739 --> 00:13:44,241
‫خب، همیشگی که نیست.

259
00:13:44,324 --> 00:13:48,495
‫آره. آره، می‌دونم،
‫ولی بازم...

260
00:13:56,002 --> 00:13:57,170
‫تا حالا از گرسنگی عصبی شدی؟

261
00:13:57,963 --> 00:14:01,341
‫منظورت اینه که این‌قدر
‫گرسنه‌ای که عصبی می‌شی؟

262
00:14:01,424 --> 00:14:03,760
‫آره. آره، دقیقاً.

263
00:14:04,678 --> 00:14:05,804
‫آره، فکر کنم.

264
00:14:05,887 --> 00:14:08,056
‫خب، مگه بقیه‌ی احساسات هم یه جورایی
‫مثل همین عصبی شدن از گرسنگی نیستن؟

265
00:14:09,432 --> 00:14:10,809
‫یعنی، باید از خودت بپرسی،

266
00:14:11,935 --> 00:14:14,813
‫«من الان واقعاً عصبانی‌ام،
‫یا فقط گرسنه‌م؟»

267
00:14:14,896 --> 00:14:17,774
‫و بیشتر اوقات، یه بیسکویت
‫می‌خوری و حالت خوب می‌شه.

268
00:14:18,817 --> 00:14:21,570
‫شاید وقتی عصبانی می‌شی،
‫بتونی از خودت بپرسی، مثلاً:

269
00:14:21,653 --> 00:14:25,615
‫«من الان واقعاً عصبانی‌ام،
‫یا شاید یه‌کم ناراحتم؟»

270
00:14:29,160 --> 00:14:31,663
‫فکر کنم منم الان دارم
‫دقیقاً همون مسیر تو رو می‌رم.

271
00:14:31,746 --> 00:14:32,914
‫فقط برعکسش رو.

272
00:14:34,666 --> 00:14:35,667
‫منظورت چیه؟

273
00:14:36,293 --> 00:14:39,337
‫تازه یه چیز خیلی داغون
‫درباره‌ی مامانم فهمیدم و...

274
00:14:41,298 --> 00:14:42,716
‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست،
‫ولی خب...

275
00:14:43,675 --> 00:14:45,552
‫نمی‌دونم.
‫بیشتر فقط عصبانی‌ام،

276
00:14:46,428 --> 00:14:49,556
‫چون واقعاً ناعادلانه‌ست، لعنتی.

277
00:14:50,807 --> 00:14:51,933
‫اینکه مرده ناعادلانه‌ست؟

278
00:14:53,351 --> 00:14:54,352
‫آره.

279
00:14:55,520 --> 00:14:56,354
‫آره.

280
00:14:56,438 --> 00:14:58,565
‫و حالا داری
‫به این نتیجه می‌رسی که...

281
00:14:58,648 --> 00:15:01,526
‫واقعاً فقط خیلی ناراحتی
‫از اینکه مامان نداری؟

282
00:15:05,238 --> 00:15:06,239
‫آره.

283
00:15:12,329 --> 00:15:13,496
‫فکر می‌کنی اون فقط...

284
00:15:15,498 --> 00:15:16,875
‫نمی‌خواد مامان من باشه؟

285
00:15:17,876 --> 00:15:18,876
‫چی؟

286
00:15:19,419 --> 00:15:21,212
‫نه بابا. میپل، نه.

287
00:15:23,089 --> 00:15:24,674
‫نه، اصلاً این‌طور نیست.

288
00:15:24,758 --> 00:15:27,677
‫فقط قضیه اینه که
‫بزرگ‌ترها عجیب غریبن...

289
00:15:27,761 --> 00:15:31,222
‫و کلی درگیری فکری
‫پیچیده و مزخرف دارن.

290
00:15:33,683 --> 00:15:34,684
‫دلم براش تنگ شده.

291
00:15:36,603 --> 00:15:37,603
‫آره.

292
00:15:42,025 --> 00:15:45,362
‫می‌خوای تا ابد با اون‌ها لج
‫کنی ولی ته دلت ناراحت باشی؟

293
00:15:46,821 --> 00:15:50,075
‫اوم. هنوز تصمیم نگرفتم.

294
00:15:51,701 --> 00:15:52,701
‫تو چی؟

295
00:15:54,245 --> 00:15:55,580
‫هنوز تصمیم نگرفتم.

296
00:15:59,709 --> 00:16:02,087
‫به نظرت خیلی خطرناکه که زیر
‫بارون داریم قایق‌سواری می‌کنیم؟

297
00:16:02,671 --> 00:16:05,090
‫نه، به هیچ وجه.

298
00:16:14,557 --> 00:16:16,518
‫هی. عقاب سرسفید.

299
00:16:17,852 --> 00:16:18,853
‫وای خدای من.

300
00:16:23,566 --> 00:16:24,651
‫خیلی باحاله.

301
00:16:28,363 --> 00:16:29,364
‫خیلی قشنگه.

302
00:16:31,157 --> 00:16:33,076
‫نمی‌دونستم پرنده‌ی ملی‌مون
‫اجازه‌ی ورود به کانادا رو داره.

303
00:16:46,881 --> 00:16:47,882
‫خب...

304
00:16:49,551 --> 00:16:53,054
‫یه موضوعی هست که شاید
‫باید باهات در میون بذارم.

305
00:16:55,140 --> 00:16:56,891
‫ببخشید که یهو این‌جوری
‫غافلگیرت می‌کنم.

306
00:16:58,017 --> 00:16:59,017
‫چی شده؟

307
00:17:00,812 --> 00:17:03,106
‫اون روز، بعد از نمایشگاه،
‫وقتی شماها رفتین،

308
00:17:03,189 --> 00:17:04,983
‫بابات بهم یه چیز
‫تقریباً تکان‌دهنده گفت.

309
00:17:06,609 --> 00:17:07,609
‫چی گفت؟

310
00:17:09,404 --> 00:17:11,239
‫گفت که همراه مامانم
‫توی بیمارستان بوده...

311
00:17:12,532 --> 00:17:13,616
‫همون شبی که مرد.

312
00:17:16,619 --> 00:17:17,996
‫چی می‌گی؟

313
00:17:18,079 --> 00:17:20,248
‫آره. واقعاً.

314
00:17:22,625 --> 00:17:25,628
‫شاید ازش خواسته بوده
‫که ببرتش اونجا.

315
00:17:25,712 --> 00:17:28,256
‫خب، نزدیک هم زندگی می‌کردن.

316
00:17:28,339 --> 00:17:31,050
‫آره، ولی خودش گفت که
‫از دوران نوجوانی به بعد...

317
00:17:31,134 --> 00:17:32,552
‫همدیگه رو ندیده بودن.

318
00:17:33,386 --> 00:17:34,471
‫برای همین می‌گم...

319
00:17:36,055 --> 00:17:38,933
‫چرا باید درباره‌ی
‫یه همچین چیزی دروغ بگه؟

320
00:17:40,685 --> 00:17:43,897
‫امروز یه سری مدارک توی
‫دفتر کار بابام پیدا کردم.

321
00:17:45,899 --> 00:17:48,985
‫گوردون قبل از مرگش،
‫بابای من رو سرپرست رامونا کرده بود.

322
00:17:50,111 --> 00:17:51,613
‫پس یعنی یه جورایی
‫به نظر می‌رسه که...

323
00:17:52,947 --> 00:17:56,534
‫ممکنه بابای تو هم
‫بابای رامونا باشه؟

324
00:18:00,246 --> 00:18:01,790
‫این خبر مامانم رو
‫نابود می‌کنه.

325
00:18:02,373 --> 00:18:05,043
‫- الیس، واقعاً متأسفم.
‫- نه، بی‌خیال. تقصیر تو نیست.

326
00:18:05,126 --> 00:18:07,438
‫نباید این‌طوری
‫از ماجرا باخبر می‌شدی.

327
00:18:07,480 --> 00:18:08,838
‫تقصیر تو نیست. مشکلی نیست.

328
00:18:10,131 --> 00:18:11,341
‫اون نوار کجاست؟

329
00:18:23,269 --> 00:18:24,270
‫- هی.
‫- هی.

330
00:18:25,146 --> 00:18:26,146
‫میپل داخل خونه‌ست.

331
00:18:26,564 --> 00:18:28,483
‫- باشه.
‫- کلی چیزمیز رو شکستیم.

332
00:18:29,150 --> 00:18:30,902
‫- جداً؟
‫- واقعاً چسبید. آره.

333
00:18:31,653 --> 00:18:33,488
‫- الان هر دومون حالمون بهتره.
‫- عالیه. ممنون.

334
00:18:33,571 --> 00:18:34,571
‫- خب...
‫- آره.

335
00:18:35,490 --> 00:18:36,574
‫- همه‌چیز ردیفه.
‫- آره.

336
00:18:37,909 --> 00:18:40,495
‫آره، خلاصه اون...
‫نمی‌دونم چی بهت گفت، ولی...

337
00:18:41,329 --> 00:18:44,707
‫شروع کرد درباره‌ی مامانم حرف زدن. خب...

338
00:18:47,085 --> 00:18:48,962
‫بعدش منم سعی کردم باهاش
‫در این مورد حرف بزنم...

339
00:18:49,045 --> 00:18:51,172
‫و اون یهو قاطی کرد،
‫که البته حق داشت، ولی...

340
00:18:51,256 --> 00:18:52,256
‫درسته.

341
00:18:54,259 --> 00:18:56,010
‫نمی‌دونم. فقط خراب‌ترش کردم.

342
00:18:56,094 --> 00:18:57,720
‫- نه بابا.
‫- آره دیگه.

343
00:18:57,804 --> 00:18:59,222
‫- ولی ممنون به خاطر...
‫- نه بابا.

344
00:18:59,305 --> 00:19:01,766
‫آره. آره، همه‌چیز ردیفه.

345
00:19:01,850 --> 00:19:02,851
‫عالی.

346
00:19:13,361 --> 00:19:15,780
‫نکنه به اندازه‌ی
‫کافی خوب نباشم؟

347
00:19:19,826 --> 00:19:20,826
‫برای کی؟

348
00:19:22,996 --> 00:19:23,996
‫خب...

349
00:19:26,958 --> 00:19:27,958
‫هستی.

350
00:19:47,186 --> 00:19:50,315
‫آره، فکر کنم بهتره بذارم
‫شماها کار خودتون رو بکنین.

351
00:19:51,065 --> 00:19:52,066
‫- آره.
‫- آره. آره.

352
00:19:53,568 --> 00:19:54,568
‫باشه.

353
00:20:31,022 --> 00:20:32,357
‫جو، سلام.

354
00:20:32,440 --> 00:20:35,944
‫باورت می‌شه این رو پیدا کردم؟
‫امیدوارم هنوز از نوارهای میکسی خوشت بیاد.

355
00:20:36,903 --> 00:20:39,656
‫اصلاً این دور و زمونه
‫کسی نوار میکس گوش می‌ده؟

356
00:20:40,198 --> 00:20:41,324
‫در هر صورت،
‫فکر کنم اینکه...

357
00:20:41,407 --> 00:20:45,244
‫بابام هیچ‌وقت چیزی رو دور نمی‌اندازه،
‫می‌گه یه وقت به درد می‌خوره.

358
00:20:46,329 --> 00:20:50,458
‫می‌خواستم همین الان یه چیزی ضبط
‫کنم چون بچه همین الان لگد زد.

359
00:20:50,959 --> 00:20:52,293
‫همین روزا ممکنه به دنیا بیاد.

360
00:20:53,461 --> 00:20:54,754
‫یعنی چطور آدمی می‌شه؟

361
00:20:55,797 --> 00:20:59,258
‫برای دیدنش ثانیه‌شماری می‌کنم،
‫تا همه‌مون یه خانواده بشیم.

362
00:21:15,733 --> 00:21:17,902
‫از فیلم‌هایی که کل مدت
‫دیالوگ‌ها رو با آواز می‌گن متنفرم.

363
00:21:17,986 --> 00:21:20,279
‫- غیرقابل‌تحمله.
‫- خب، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم شده.

364
00:21:20,363 --> 00:21:23,491
‫آره. میپل، حس می‌کنم وقتی
‫فیلمی برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم می‌شه،

365
00:21:23,574 --> 00:21:25,201
‫من ناخوداگاه ازش بدم میاد.

366
00:21:26,202 --> 00:21:27,996
‫اصلاً بردن جایزه‌ی بهترین فیلم
‫سری چنده؟

367
00:21:28,496 --> 00:21:29,664
‫تو که از فیلم «انگل» خوشت اومد.

368
00:21:31,040 --> 00:21:32,333
‫راست می‌گی.
‫ درسته، آره.

369
00:21:33,084 --> 00:21:34,752
‫آره، باشه.

370
00:21:34,836 --> 00:21:36,004
‫امتحانش می‌کنم.

371
00:21:44,595 --> 00:21:47,724
‫- این هفته واقعاً دلم برات تنگ می‌شه.
‫- منم دلم برات تنگ می‌شه.

372
00:21:51,978 --> 00:21:54,063
‫رامونا هم می‌تونه باهامون بیاد
‫تا دم اردوگاه همراهمون باشه؟

373
00:21:55,398 --> 00:21:56,398
‫آره.

374
00:21:57,859 --> 00:21:58,860
‫آره، حتماً.

375
00:21:59,819 --> 00:22:00,862
‫اوم-هوم.

376
00:22:03,489 --> 00:22:05,366
‫اوه، لعنتی. اون که جوراب‌شلواری
‫زنبوری پوشیده کیه؟

377
00:22:05,450 --> 00:22:07,744
‫- دیدی؟ گفتم خوشت میاد.
‫- وای.

378
00:22:07,827 --> 00:22:09,454
‫- اوه!
‫- اینجاش بهترین قسمت‌شه.

379
00:22:09,537 --> 00:22:12,693
‫مطمئن نیستم اجازه داشته
‫باشیم این رو تماشا کنیم.

380
00:22:24,385 --> 00:22:25,386
‫تولدت مبارک.

381
00:22:26,220 --> 00:22:29,307
‫رامونا، در مورد مامان متأسفم.
‫امیدوارم حالت خوب باشه.

382
00:22:29,807 --> 00:22:32,101
‫متأسفم که اون‌طوری فهمیدی.
‫می‌خواستم خودم...

383
00:22:32,185 --> 00:22:34,062
‫فعلاً فقط تبریک
‫تولد رو قبول کن.

384
00:22:35,646 --> 00:22:36,647
‫ممنون.

385
00:22:37,857 --> 00:22:39,442
‫درک می‌کنم چرا بهم گفتی.

386
00:22:41,402 --> 00:22:43,654
‫فقط خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫دیگه هیچ رازی بینمون نباشه.

387
00:22:43,738 --> 00:22:45,948
‫یعنی، دیگه تو
‫گذشته کنجکاوی نکن.

388
00:22:46,449 --> 00:22:48,993
‫فکر کنم تا آخر عمرم همین‌قدر
‫خبرهای شوکه‌کننده برام بس باشه.

389
00:22:49,077 --> 00:22:50,870
‫آره. کاملاً حق داری.

390
00:22:50,953 --> 00:22:51,996
‫- آره.
‫- آره.

391
00:22:54,040 --> 00:22:57,335
‫- بعداً می‌بینمتون.
‫- بعداً می‌بینمت.

392
00:23:09,806 --> 00:23:10,973
‫ممنون.

393
00:23:13,059 --> 00:23:14,059
‫سلام. سلام.

394
00:23:14,811 --> 00:23:17,271
‫سلام. این مهمونی منه. سلام.

395
00:23:18,397 --> 00:23:19,397
‫سلام.

396
00:23:20,441 --> 00:23:22,610
‫- چطوری پسر؟ سالی...
‫- بله.

397
00:23:22,693 --> 00:23:24,070
‫...واقعاً گل کاشتی.

398
00:23:24,153 --> 00:23:26,280
‫- دوستت دارم. تو فوق‌العاده‌ای.
‫- خیلی ممنون.

399
00:23:26,364 --> 00:23:28,016
‫نمی‌دونم بدون تو
‫باید چی‌کار می‌کردم.

400
00:23:28,058 --> 00:23:29,534
‫چالش جالبی بود، واقعاً.

401
00:23:29,617 --> 00:23:30,910
‫حسابی روش تمرکز کرده بودم.

402
00:23:34,372 --> 00:23:35,748
‫من اینجا هیچ‌کس رو نمی‌شناسم.

403
00:23:40,378 --> 00:23:41,378
‫آره.

404
00:23:50,054 --> 00:23:51,054
‫هی.

405
00:23:53,099 --> 00:23:54,100
‫هی.

406
00:23:55,601 --> 00:23:56,686
‫رامونا میاد؟

407
00:23:57,270 --> 00:23:59,605
‫نه. نه،
‫گفت امشب نمی‌خواد بیاد.

408
00:23:59,689 --> 00:24:01,274
‫- اوه. لعنت. عالی شد.
‫- آره.

409
00:24:05,945 --> 00:24:08,197
‫چون کل روز داشتم فکر
‫می‌کردم چطوری بهش بگم...

410
00:24:08,281 --> 00:24:10,575
‫که واقعاً خواهرمه،
‫برای همین...

411
00:24:12,785 --> 00:24:13,785
‫آره.

412
00:24:15,371 --> 00:24:16,998
‫چطوری...
‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

413
00:24:17,081 --> 00:24:20,376
‫کل نوار رو گوش دادم.
‫هر دو طرفش رو.

414
00:24:21,127 --> 00:24:23,296
‫چرا به ذهن خودم نرسید
‫که هر دو طرفش رو گوش بدم؟

415
00:24:23,379 --> 00:24:24,881
‫- اوه، نه بابا، سخت نگیر.
‫- واقعاً احمقانه‌ست.

416
00:24:24,964 --> 00:24:26,549
‫نه، طوری نیست.

417
00:24:26,632 --> 00:24:30,678
‫آره، اون‌طرف نوار همه‌ش برای وقتی
‫بود که باردار بود، برای همین...

418
00:24:32,096 --> 00:24:33,639
‫وای، خدای من، الیس.

419
00:24:33,723 --> 00:24:34,723
‫آره.

420
00:24:35,641 --> 00:24:38,769
‫- خوبی؟
‫- آره، فکر کنم عجیب‌ترین بخشش این بود که...

421
00:24:40,146 --> 00:24:41,647
‫بشنوم چقدر عاشق
‫همدیگه بودن.

422
00:24:46,652 --> 00:24:48,446
‫ببخشید، تولدت رو
‫کاملاً خراب کردم.

423
00:24:48,529 --> 00:24:51,240
‫نه، این‌طور نیست. نه. نه بابا،
‫اصلاً. اصلاً و ابداً. من...

424
00:24:51,324 --> 00:24:53,284
‫- یه‌ذره خراب شد.
‫- قول می‌دم اصلاً این‌طور نیست.

425
00:24:53,367 --> 00:24:55,828
‫راستش دقیقاً برعکسه. اون...

426
00:24:57,288 --> 00:25:00,041
‫من، خب، یه چیزی برات گرفتم.

427
00:25:01,959 --> 00:25:03,294
‫- تو...
‫- چیزه...

428
00:25:03,377 --> 00:25:05,796
‫- لازم نبود این کار رو بکنی.
‫- آره، حالا بگذریم، چیز خاصی نیست.

429
00:25:05,880 --> 00:25:07,215
‫- ممنون.
‫- بازش کن.

430
00:25:10,051 --> 00:25:11,802
‫باورم نمی‌شه
‫اینو برام گرفتی.

431
00:25:14,931 --> 00:25:16,515
‫واقعاً چیز خاصی نیست.

432
00:25:17,725 --> 00:25:18,726
‫خودت که می‌دونی.

433
00:25:21,395 --> 00:25:24,774
‫آره، مونالیزا نیست ولی خب،
‫خودت که می‌دونی.

434
00:25:24,857 --> 00:25:28,486
‫ دست‌کمی از مونالیزا نداره.

435
00:25:28,569 --> 00:25:30,905
‫- واقعاً چیز زیادی نیست.
‫- ممنون. نه، نه.

436
00:25:30,988 --> 00:25:31,954
‫خیلی ممنون. عاشقشم. ممنو...

437
00:25:31,996 --> 00:25:33,115
‫آنی.

438
00:25:33,199 --> 00:25:34,033
‫بله.

439
00:25:34,116 --> 00:25:35,534
‫- سلام.
‫- سلام. خوبی؟

440
00:25:36,118 --> 00:25:37,245
‫تولدت مبارک.

441
00:25:37,912 --> 00:25:39,121
‫خیلی ممنون.

442
00:25:39,622 --> 00:25:42,166
‫- چطوری رفیق؟ چه خبر؟
‫- چاکرتیم.

443
00:25:42,792 --> 00:25:47,004
‫- تازه رسیدی؟
‫- آره، همین الان رسیدم.

444
00:25:47,088 --> 00:25:48,547
‫- عجب.
‫- منم همین‌طور.

445
00:25:48,631 --> 00:25:50,967
‫اجرای شما تقریباً شروع شده...
‫باید خیلی زود راه بیفتیم.

446
00:25:51,592 --> 00:25:52,426
‫آره.

447
00:25:52,510 --> 00:25:56,472
‫روری برامون بلیط یه همچین
‫جایی مثل کلاب گرفته.

448
00:25:56,555 --> 00:25:59,267
‫- آره، آره.
‫- نمی‌دونم، برای در رفتن از مهمونی کانر.

449
00:25:59,350 --> 00:26:00,434
‫آره، کاملاً درکت می‌کنم.
‫اون... اون...

450
00:26:00,476 --> 00:26:01,727
‫آره.

451
00:26:01,811 --> 00:26:03,437
‫نمی‌دونستم قراره اینجا باشی.

452
00:26:03,521 --> 00:26:05,231
‫اصلاً اشکالی نداره.
‫خیلی هم خوبه.

453
00:26:05,314 --> 00:26:07,984
‫- ای‌جی، بیرون منتظرت می‌مونم.
‫- حله. بیرون می‌بینمت.

454
00:26:08,067 --> 00:26:09,610
‫- باشه. از دیدنت خوشحال شدم.
‫- منم همین‌طور.

455
00:26:13,739 --> 00:26:15,658
‫این قاب رو... خودت ساختی؟

456
00:26:15,741 --> 00:26:17,118
‫آره. چیزه...

457
00:26:17,201 --> 00:26:19,161
‫- معرکه‌ست.
‫- می‌دونم.

458
00:26:20,204 --> 00:26:23,582
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم. تولدت مبارک.

459
00:26:24,375 --> 00:26:25,376
‫مرسی.

460
00:26:30,506 --> 00:26:33,759
‫- خوش بگذره. ببخشید نمی‌تونم بمونم. فعلاً.
‫- آره، حتماً.

461
00:26:34,969 --> 00:26:36,554
‫- آره.
‫- بعداً می‌بینمت.

462
00:26:37,054 --> 00:26:38,431
‫- آره. خوش بگذره.
‫- باشه.

463
00:26:39,682 --> 00:26:41,434
‫- ممنون. خداحافظ.
‫- خداحافظ.

464
00:26:59,076 --> 00:27:02,371
‫این خیلی عالیه. قراره کلی بهت خوش بگذره.
‫حسودیم شد.

465
00:27:02,455 --> 00:27:04,340
‫هر روز برات نامه می‌نویسم.

466
00:27:04,382 --> 00:27:05,958
‫خداحافظ. من فقط
‫یه هفته اینجام.

467
00:27:06,042 --> 00:27:07,710
‫آره، ولی تو هم برام بنویس،
‫لطفاً، باشه؟

468
00:27:07,793 --> 00:27:09,086
‫- باشه، خداحافظ.
‫- دوستت دارم.

469
00:27:09,170 --> 00:27:11,172
‫میپل، رفیق، باید سنگ‌تموم بذاری و بخونی، باشه؟

470
00:27:11,255 --> 00:27:14,258
‫- خداحافظ! خداحافظ!
‫- عاشقتم! خداحافظ! خداحافظ.

471
00:27:41,077 --> 00:27:42,370
‫خیلی‌خب، عوضی.

472
00:27:42,453 --> 00:27:44,330
‫اوه، اوه، اوه، اوه.

473
00:27:44,413 --> 00:27:46,511
‫بالاخره می‌خوای
‫این لامصب رو فوت کنی یا نه؟

474
00:27:46,553 --> 00:27:47,666
‫صبر کن.
‫باید منتظر آنی بمونیم.

475
00:27:47,750 --> 00:27:49,482
‫اسمش اینه. حتماً خوشش میاد.

476
00:27:49,524 --> 00:27:51,253
‫فکر کنم تا الان
‫با روری رفته باشه.

477
00:27:54,673 --> 00:27:57,218
‫- ولی شاید بعداً برگرده.
‫- بیخیال. خودش ضرر می‌کنه.

478
00:27:57,301 --> 00:27:59,553
‫مطمئناً دیگه بهش
‫کادو نمی‌رسه.

479
00:27:59,637 --> 00:28:02,014
‫توشون از این دستبندهای
‫کشی و برچسب‌های پووت هم هست.

480
00:28:02,098 --> 00:28:04,141
‫برچسب پووت؟ پسر،
‫اولش با خودم گفتم... «نه بابا.»

481
00:28:04,225 --> 00:28:06,227
‫ولی الان می‌گم: «می‌دونی چیه؟
‫فکر فوق‌العاده‌ایه.»

482
00:28:06,310 --> 00:28:08,104
‫خود احمقش مقصره.
‫از دستش داد.

483
00:28:08,729 --> 00:28:10,856
‫فکر کنم باید چند تا فروزه بخورم.

484
00:28:10,940 --> 00:28:12,679
‫منم بیام؟ یالا.
‫همین الان، سریع.

485
00:28:12,721 --> 00:28:15,236
‫صد در صد، لامصب!
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

486
00:28:18,739 --> 00:28:20,991
‫- ایول. معرکه‌ست.
‫- وای، خدای من.

487
00:28:21,075 --> 00:28:23,077
‫- چی می‌خوری؟
‫- چقدر شلوغه!

488
00:28:24,161 --> 00:28:28,290
‫خب، من هر ویسکی که دارن رو
‫با یخ می‌خورم. ببخشید دیگه.

489
00:28:28,374 --> 00:28:30,334
‫«هر ویسکی که دارن، با یخ»؟

490
00:28:31,293 --> 00:28:33,003
‫- جدی داری می‌گی؟
‫- مگه سفارش بدیه؟

491
00:28:33,087 --> 00:28:34,964
‫نه، باحال‌ترین سفارشیه
‫که تا حالا یکی داده.

492
00:28:35,047 --> 00:28:38,050
‫- وایستا، آنی؟ آنی!
‫- دو تا از همون هر ویسکی که دارید، با یخ. نه، باحال‌ترین سفارشیه که تا حالا شنیدم.

493
00:28:39,093 --> 00:28:41,595
‫- اوه. چطوری!
‫- رفیق خودم.

494
00:28:41,679 --> 00:28:44,306
‫- شوخی می‌کنی!
‫- وای، خدای من!

495
00:28:44,390 --> 00:28:45,266
‫- چی؟
‫- پسر!

496
00:28:45,349 --> 00:28:47,268
‫- باورم نمی‌شه اینجایی.
‫- چطوری آخه؟

497
00:28:47,351 --> 00:28:50,104
‫خب. آنی دوست خیلی
‫صمیمی دوران بچگیمه.

498
00:28:50,187 --> 00:28:51,522
‫- باباهامون همکارن.
‫- آره!

499
00:28:51,605 --> 00:28:53,315
‫- این تراویسه، دوست‌پسرم.
‫- تراویس.

500
00:28:53,399 --> 00:28:55,443
‫- خوشحالم که بالاخره همدیگه رو می‌بینید.
‫- خوش‌وقتم.

501
00:28:56,026 --> 00:28:58,154
‫- سلام. سلام. آره، خوشحالم دوباره می‌بینمت.
‫- سلام رفیق.

502
00:28:58,237 --> 00:29:00,156
‫- شما همدیگه رو از کجا می‌شناسید؟
‫- دبیرستان.

503
00:29:00,239 --> 00:29:02,116
‫عجب. شما اینجا خونه دارید؟

504
00:29:02,199 --> 00:29:04,201
‫- پدر و مادر تراویس دارن. کنار دریاچه جو.
‫- عالیه.

505
00:29:04,285 --> 00:29:05,911
‫- درس و دانشگاه چطوره؟
‫- پسر...

506
00:29:05,995 --> 00:29:07,872
‫خوبه. خودت می‌بینی.
‫نوبت تو هم می‌رسه.

507
00:29:07,955 --> 00:29:09,248
‫البته اگه زنده
‫به اونجا برسم.

508
00:29:09,331 --> 00:29:11,333
‫دوره تابستونی چطور بود؟
‫تازه تموم شد؟

509
00:29:12,126 --> 00:29:14,128
‫راستش نرفتم.

510
00:29:14,211 --> 00:29:15,379
‫- نرفتی؟
‫- نه.

511
00:29:17,047 --> 00:29:18,215
‫چون قبول نشدم.

512
00:29:19,425 --> 00:29:20,676
‫- اوا.. تو روحش.
‫- آره.

513
00:29:21,802 --> 00:29:23,846
‫باورش سخته. ولی می‌دونی چیه؟

514
00:29:23,929 --> 00:29:26,724
‫اصلاً مهم نیست،
‫چون به نظرم واقعاً اهمیتی نداره...

515
00:29:26,807 --> 00:29:29,018
‫وقتی پای پذیرش
‫اصلی وسط باشه.

516
00:29:29,101 --> 00:29:30,912
‫- جدی؟ تو هم نرفتی؟
‫- باید درست بشه.

517
00:29:30,954 --> 00:29:33,647
‫من رفتم، ولی کلی آدم
‫می‌شناسم که نرفتن.

518
00:29:33,731 --> 00:29:34,565
‫آره. آره.

519
00:29:34,648 --> 00:29:36,275
‫- ولی خب، خیلی‌ها میرن.
‫- مشکلی نیست.

520
00:29:37,276 --> 00:29:39,236
‫خب. نمی‌دونم بچه‌ها...

521
00:29:39,320 --> 00:29:43,240
‫ می‌دونن؟
‫که امروز تولد آنیه؟

522
00:29:43,324 --> 00:29:44,742
‫- شوخی می‌کنی!
‫- ۱۸ سالش شده.

523
00:29:44,825 --> 00:29:46,702
‫- جدی؟ امروز؟
‫- تولدت مبارک.

524
00:29:46,785 --> 00:29:49,455
‫- ممنون.
‫- پس همه‌مون کاملاً اتفاقی اینجا جمع شدیم.

525
00:29:49,538 --> 00:29:51,373
‫حس می‌کنم اگه قرار
‫باشه یه شبی باشه...

526
00:29:51,457 --> 00:29:53,584
‫که همه‌مون دور هم بترکونیم،
‫یه شب واقعی توپ...

527
00:29:53,667 --> 00:29:55,753
‫- می‌دونی چی می‌گم؟ اون امشبه.
‫- صد در صد.

528
00:29:55,836 --> 00:29:57,713
‫- حتماً!
‫- باید پیک بزنیم.

529
00:29:57,796 --> 00:29:59,632
‫- باید پیک بزنیم.
‫- فردا چی پس؟

530
00:29:59,715 --> 00:30:01,592
‫- سلام!
‫- نه، نه، نه، بی‌خیال. بیاین بزنیم.

531
00:30:01,675 --> 00:30:03,552
‫من اهل شراب خوردن نیستم.

532
00:30:03,636 --> 00:30:05,763
‫اشکالی نداره.
‫منم اهلش نیستم.

533
00:30:06,514 --> 00:30:07,848
‫خیلی ممنون.

534
00:30:07,932 --> 00:30:09,767
‫- بسیار خب. به جهنم. ولی من...
‫- دو تا برای این خانم.

535
00:30:09,850 --> 00:30:12,645
‫وای، خدای من. اصلاً به سیسم این باکلاس‌بازیا نمیاد.
‫مجبورم جرعه‌جرعه بخورم.

536
00:30:13,979 --> 00:30:16,023
‫- ممنون.
‫- اوه، پسر. چی می‌خوریم؟

537
00:30:16,106 --> 00:30:18,192
‫- پروپیمون بریز.
‫- تکیلا. امیدوارم خوشت بیاد.

538
00:30:18,275 --> 00:30:20,444
‫تنها الکلیه که حالت رو میاره سر جاش.
‫دپرست نمی‌کنه.

539
00:30:20,528 --> 00:30:22,112
‫- سلامتی.
‫- می‌دونی چیه؟ آره!

540
00:30:22,196 --> 00:30:23,697
‫- به سلامتی آنی!
‫- به سلامتی آنی!

541
00:30:23,781 --> 00:30:24,990
‫- تولدت مبارک.
‫- ممنون.

542
00:30:25,074 --> 00:30:26,492
‫- آره، تولدت مبارک!
‫- آره!

543
00:30:32,998 --> 00:30:35,209
‫آره!

544
00:30:35,292 --> 00:30:38,420
‫- اینه دختر خودمون! آره!
‫- پسر، چقدر مستیم!

545
00:30:47,137 --> 00:30:49,181
‫اوه، اوه. نه بابا.

546
00:30:50,307 --> 00:30:52,142
‫چرا روز تولدت
‫این‌قدر غمگینی؟

547
00:30:52,226 --> 00:30:53,978
‫- نمی‌دونم.
‫- دیگه برای خودت بزرگ شدی.

548
00:30:54,061 --> 00:30:56,657
‫نمی‌فهمم چرا بهم
‫خوش نمی‌گذره.

549
00:30:56,699 --> 00:30:59,149
‫این تنها کاریه که توش خوبم.

550
00:30:59,233 --> 00:31:01,402
‫اوه، عزیزم. بذار
‫یه رازی رو بهت بگم.

551
00:31:02,319 --> 00:31:04,113
‫بعضی وقت‌ها مهمونی‌ها
‫تکراری میشن.

552
00:31:04,196 --> 00:31:07,533
‫فقط باید جشن بگیریم
‫که آنی اینجا نیست که گریه کنه...

553
00:31:07,616 --> 00:31:08,951
‫و حال همه‌مون رو خراب کنه.

554
00:31:09,034 --> 00:31:11,287
‫خواهرت واقعاً کارش درسته، نه؟

555
00:31:11,370 --> 00:31:16,792
‫می‌دونی، من توی یه اردوی تابستونی خیلی خفن
‫توی دانشگاه یوسی‌ال‌ای قبول شدم.

556
00:31:16,875 --> 00:31:19,962
‫انگار که مثلاً یه جورایی
‫مغز برنامه‌نویسیم.

557
00:31:20,045 --> 00:31:22,006
‫خب، تبریک می‌گم.
‫واقعاً که...

558
00:31:22,089 --> 00:31:23,716
‫مسئله اینه که نرفتم.

559
00:31:25,676 --> 00:31:27,970
‫حتی به آنی
‫یا بابام هم نگفتم.

560
00:31:28,554 --> 00:31:32,141
‫خدا اون روز رو نیاره که اون
‫باهوش‌ترین فرد خانواده نباشه.

561
00:31:35,144 --> 00:31:38,355
‫می‌دونی، روری یه بار
‫یه چیزی بهم گفت.

562
00:31:38,439 --> 00:31:40,649
‫چون اون مثلاً روان‌درمانگرمه.
‫خیلی به هم وابسته‌ایم.

563
00:31:40,733 --> 00:31:42,026
‫و بهم گفت: «مامان،

564
00:31:43,527 --> 00:31:45,315
‫هیچ‌وقت زانو نزن،

565
00:31:45,357 --> 00:31:47,239
‫فقط برای اینکه یکی دیگه
‫قدبلندتر به نظر برسه.»

566
00:31:49,867 --> 00:31:52,953
‫تو امروز دیگه بزرگ شدی،
‫یعنی اینکه...

567
00:31:53,037 --> 00:31:54,807
‫مجبور نیستی هیچ‌وقت
‫توی شرایطی باشی...

568
00:31:54,849 --> 00:31:56,290
‫که دلت نمی‌خواد باشی.

569
00:32:01,503 --> 00:32:02,755
‫تولدت مبارک، کانر.

570
00:32:03,881 --> 00:32:07,885
‫اوه. ممنون. عاشق پرونده‌م.

571
00:32:07,968 --> 00:32:10,763
‫این یه پیشنهاده.
‫یه پیشنهاد فوق‌العاده خوب.

572
00:32:11,388 --> 00:32:14,308
‫اگه یه روزی تصمیم بگیری
‫جزیره‌ت رو بفروشی.

573
00:32:14,391 --> 00:32:16,352
‫من اگه بودم،
‫مثلاً ۴۵ سال پیش می‌فروختمش،

574
00:32:16,810 --> 00:32:19,772
‫ولی خواهرهام گفتن
‫عمراً این کار رو بکنن.

575
00:32:19,855 --> 00:32:21,841
‫منم می‌گفتم دیگه
‫هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنم.

576
00:32:21,883 --> 00:32:24,026
‫تا حالا چند بار ازدواج کردم؟
‫نه بار!

577
00:32:43,754 --> 00:32:44,963
‫بفرما.

578
00:33:02,564 --> 00:33:03,941
‫ واقعاً... واقعاً...

579
00:33:04,024 --> 00:33:06,193
‫می‌دونم همچین حسی نداری
‫و هیچ‌وقت هم نداشتی.

580
00:33:06,276 --> 00:33:07,861
‫آدم ازعهده‌به‌دری هستی.

581
00:33:07,945 --> 00:33:10,197
‫- من زن سابقش رو دیدم و برگشت گفت...
‫- اوه!

582
00:33:10,280 --> 00:33:13,033
‫«بزرگ‌ترین حُسنت از نظر من
‫اینه که موهات رو شونه نمی‌کنی.»

583
00:33:13,117 --> 00:33:15,786
‫منم برگشتم بهش گفتم: «من
‫موهام رو شونه می‌کنم.»

584
00:33:21,959 --> 00:33:24,837
‫بعدشم که سینه‌هات بزرگ‌تر از من شد.
‫و بعدش من...

585
00:33:24,920 --> 00:33:26,588
‫نه، این‌طور نیست.
‫نه بابا، نیست.

586
00:33:27,131 --> 00:33:28,131
‫آره، راست می‌گی.

587
00:33:42,396 --> 00:33:44,815
‫- واقعاً بهت افتخار می‌کنم.
‫- منم بهت افتخار می‌کنم.

588
00:33:44,898 --> 00:33:47,276
‫و خب، تو همیشه سخت‌تر
‫از همه ما تلاش کردی...

589
00:33:47,359 --> 00:33:50,654
‫نه! خودت باید خیلی
‫به خودت افتخار کنی، لامصب.

590
00:34:00,456 --> 00:34:01,832
‫من که نمی‌گم...
‫داریم میریم شام بخوریم.

591
00:34:01,874 --> 00:34:03,792
‫جدی می‌گم.
‫همین‌طوری محض تعارف نمی‌گم.

592
00:34:03,876 --> 00:34:05,169
‫می‌تونم برات شام درست کنم.

593
00:34:05,252 --> 00:34:06,962
‫می‌تونم از اون دختر لاشی‌ها باشم.

594
00:34:12,885 --> 00:34:14,011
‫بسیار خب. شب‌به‌خیر.

595
00:34:16,472 --> 00:34:17,472
‫اون‌ دختره.

596
00:34:17,806 --> 00:34:18,806
‫آره.

597
00:34:19,516 --> 00:34:20,517
‫بی‌خیال دیگه، رفیق.

598
00:34:21,643 --> 00:34:25,063
‫معذرت می‌خوام، باشه؟ متأسفم بابت
‫اتفاقی که سر استیسی مالوری افتاد.

599
00:34:25,147 --> 00:34:27,733
‫کار احمقانه‌ای کردم،
‫می‌دونم، ولی چرا قیافه‌ت این‌جوریه؟

600
00:34:28,609 --> 00:34:29,609
‫هنوزم ول‌کن نیستی؟

601
00:34:30,152 --> 00:34:31,939
‫درکت می‌کنم، پسر
‫کسی با من حل نمی‌کنه، می‌دونم.

602
00:34:31,981 --> 00:34:34,198
‫کلی مشکل روحی دارم. افسرده‌م.

603
00:34:34,281 --> 00:34:37,993
‫و خب، استیسی مالوری انتخاب عاقلانه‌تریه،
‫ولی... خواهش می‌کنم.

604
00:34:38,952 --> 00:34:40,871
‫ببین، لطفاً
‫من رو از خودت نرون.

605
00:34:42,206 --> 00:34:43,582
‫تو صمیمی‌ترین
‫دوست لعنتی منی.

606
00:34:43,665 --> 00:34:45,918
‫و اگه داشتنت به معنی از دست
‫دادنت باشه، اون‌وقت دیگه...

607
00:34:47,503 --> 00:34:49,963
‫بی‌خیال همه‌چی، نمی‌خوام همچی بشه.
‫راستش...

608
00:34:51,673 --> 00:34:54,197
‫می‌شه‌ فقط برگردیم
‫به همون رابطه‌ی قبلی‌مون؟

609
00:34:54,239 --> 00:34:55,719
‫من نمی‌خوام مثل قبل باشه.

610
00:34:58,430 --> 00:34:59,807
‫ولی واقعاً نمی‌دونم
‫که می‌تونم...

611
00:35:00,974 --> 00:35:04,102
‫ببین، برای تمام کارهایی که
‫این اواخر کردم معذرت می‌خوام.

612
00:35:04,186 --> 00:35:05,437
‫شب تماشای فیلم
‫و بقیه‌ی چیزها.

613
00:35:05,521 --> 00:35:07,981
‫می‌دونم دوست خیلی آشغالی برات بودم،
‫ولی خب...

614
00:35:09,483 --> 00:35:11,944
‫واسه منم ترسناکه، می‌دونی؟

615
00:35:15,364 --> 00:35:17,039
‫تو بهترین اتفاق زندگیمی...

616
00:35:17,081 --> 00:35:19,201
‫و نمی‌خوام از دستت بدم
‫یا ناراحتت کنم.

617
00:35:19,284 --> 00:35:20,930
‫چون اگه تلاش کنیم
‫و به نتیجه نرسیم،

618
00:35:20,972 --> 00:35:22,704
‫اون‌وقت یه آدم
‫دیگه هم از دست می‌ره...

619
00:35:22,788 --> 00:35:25,082
‫و نمی‌دونم بتونم این ریسک رو
‫بکنم یا نه. نمی‌دونم بتونم...

620
00:35:41,473 --> 00:35:43,684
‫خدایا، خیلی وقت بود دلم
‫می‌خواست این کار رو بکنم.

621
00:35:50,315 --> 00:35:51,400
‫کی ۱۸ سالت شد؟

622
00:35:51,483 --> 00:35:52,776
‫اا...

623
00:35:52,860 --> 00:35:55,070
‫- چهار ماه پیش.
‫- چطور بود؟

624
00:35:56,196 --> 00:35:57,072
‫- خوب بود.
‫- خوبه.

625
00:35:57,155 --> 00:35:59,533
‫منم دقیقاً همین‌طوری وارد بزرگسالی شدم،
‫یه نخ سیگار کشیدم.

626
00:35:59,616 --> 00:36:02,327
‫عجب! انگار نه انگار
‫از بچگی سیگار می‌کشیدی.

627
00:36:02,411 --> 00:36:04,121
‫- خیلی‌خب، من...
‫- اونم روی پیانو، فقط...

628
00:36:04,204 --> 00:36:08,166
‫اون... تو چند بار مچم رو
‫موقع این کار گرفتی.

629
00:36:08,876 --> 00:36:11,336
‫- آره دیگه.
‫- اون مال دوران راهنمایی بود.

630
00:36:11,420 --> 00:36:12,296
‫درسته.

631
00:36:12,379 --> 00:36:15,090
‫درسته. ممنون که مجبورم کردی بیام بیرون.
‫در نهایت خیلی خوش گذشت.

632
00:36:15,966 --> 00:36:17,175
‫خوشحالم که بهت خوش می‌گذره.

633
00:36:18,886 --> 00:36:22,139
‫خوب بود که تو رو
‫با کلم و ترَو دیدم.

634
00:36:22,222 --> 00:36:24,975
‫وای خدایا. دیدن آدم‌های
‫همشهری خیلی حس عجیبی داره.

635
00:36:25,642 --> 00:36:28,478
‫انگار زندگی دیگه‌م رو
‫فراموش کرده بودم.

636
00:36:30,981 --> 00:36:33,150
‫زندگی واقعیت رو؟ نیویورک؟

637
00:36:38,614 --> 00:36:40,949
‫طوری نیست.
‫طوری نیست. تو فقط...

638
00:36:44,036 --> 00:36:45,704
‫وقتی بیش از حد توی
‫تعطیلات می‌مونی،

639
00:36:46,914 --> 00:36:51,126
‫یه‌کم احساس دیوونگی بهت دست می‌ده و، می‌دونی...

640
00:36:51,752 --> 00:36:53,507
‫ولی همین که برگردیم به شهر،

641
00:36:53,549 --> 00:36:55,672
‫دوباره خود همیشگی‌ت می‌شی.

642
00:36:57,966 --> 00:36:59,051
‫همه‌چی خوب پیش می‌ره.

643
00:37:03,221 --> 00:37:06,391
‫می‌تونی بیای
‫کلمبیا بهم سر بزنی.

644
00:37:06,975 --> 00:37:07,976
‫ذوق داری؟

645
00:37:08,685 --> 00:37:09,811
‫- برای کلمبیا؟
‫- آره.

646
00:37:12,481 --> 00:37:13,481
‫آره.

647
00:37:14,441 --> 00:37:15,943
‫آره دیگه.

648
00:37:16,026 --> 00:37:18,153
‫- جدی؟
‫- آره.

649
00:37:18,236 --> 00:37:19,488
‫- نه؟
‫- خب، راستش رو بگو.

650
00:37:19,571 --> 00:37:22,366
‫الان الان،
‫یه‌کم باحال‌تر به نظر نمی‌رسید،

651
00:37:22,449 --> 00:37:25,619
‫اگه می‌گفتم: «آخ جون،
‫بیا توی مدرسه‌ی جولیارد بهم سر بزن»؟

652
00:37:28,413 --> 00:37:30,582
‫- ای وای.
‫- چی شد؟

653
00:37:30,666 --> 00:37:31,500
‫- آره.
‫- نه.

654
00:37:31,583 --> 00:37:32,417
‫- تو هم موافقی.
‫- نه.

655
00:37:32,501 --> 00:37:34,628
‫- لعنتی.
‫- من همچین چیزی نگفتم. هیچی نگفتم.

656
00:37:34,711 --> 00:37:36,838
‫- خیلی‌خب. نه، صبر کن.
‫- من هیچی نگفتم.

657
00:37:36,922 --> 00:37:38,298
‫- باحال‌تر می‌شد.
‫- نه بابا، نمی‌شد.

658
00:37:38,382 --> 00:37:40,842
‫- می‌شد، منم دیگه باهاش کنار اومدم.
‫- عمراً نمی‌شد. چی می‌گی؟

659
00:37:41,343 --> 00:37:43,220
‫مگه قرار بود چی‌کار کنی؟
‫دستت که شکست.

660
00:37:43,303 --> 00:37:46,264
‫مجبور شدی به استفاده از اون
‫مغز غول‌پیکرت رضایت بدی...

661
00:37:46,348 --> 00:37:48,266
‫و در عوض بری یه دانشگاه
‫ترکوندنی آیوی لیگ.

662
00:37:48,350 --> 00:37:49,559
‫- واقعاً متأسفم برات.
‫- آره والا.

663
00:37:49,643 --> 00:37:51,520
‫- سلام.
‫- سلام عزیزم.

664
00:37:52,229 --> 00:37:53,271
‫- سلام.
‫- دوستت دارم.

665
00:37:53,355 --> 00:37:56,400
‫امیدوارم امشب هم
‫حسابی بهت خوش بگذره.

666
00:37:59,027 --> 00:38:00,070
‫مواظب...

667
00:38:01,488 --> 00:38:04,741
‫- نه، من... راستش رو بخوای؟
‫- آره، من که چیزی نگفتم.

668
00:38:04,825 --> 00:38:06,535
‫- خب، خداحافظ تراویس.
‫- خیلی از دیدنت خوشحال شدم.

669
00:38:06,618 --> 00:38:08,203
‫منم همین‌طور. خداحافظ.

670
00:38:08,286 --> 00:38:10,789
‫- امیدوارم زود ببینمت.
‫- آره، حتماً.

671
00:38:10,872 --> 00:38:12,833
‫- بچه‌ها، به سلامت برسین خونه.
‫- سعی‌مون رو می‌کنیم!

672
00:38:12,916 --> 00:38:13,916
‫آره.

673
00:38:17,629 --> 00:38:18,630
‫آدم‌های خوبی‌ان.

674
00:38:20,465 --> 00:38:23,635
‫- تو هم... یعنی به عنوان یه مرد...
‫- اوهوم.

675
00:38:23,719 --> 00:38:26,430
‫...اگه یه زن رو این‌طوری
‫بچسبونی به دیوار،

676
00:38:26,513 --> 00:38:29,182
‫وسوسه نمی‌شی که
‫اون کار رو بکنی؟

677
00:38:29,891 --> 00:38:32,310
‫- باریکلا. هی، هی.
‫- منظورم رو می‌فهمی؟

678
00:38:33,145 --> 00:38:34,771
‫چطوری؟ من روری‌ام.

679
00:38:34,855 --> 00:38:36,119
‫می‌خوای درمورد
‫احساساتت حرف بزنیم؟

680
00:38:36,161 --> 00:38:37,774
‫چی؟ یعنی...

681
00:38:37,858 --> 00:38:40,068
‫- چطوری؟ آره، صبر کن.
‫- من واقعاً لحنم این‌طوریه؟

682
00:38:40,152 --> 00:38:42,237
‫چطوری؟ من یه خانه‌ی
‫قایقی دارم.

683
00:38:42,738 --> 00:38:44,281
‫- یه‌جورایی جذابه، نه؟
‫- خیلی تهاجمیه.

684
00:38:44,364 --> 00:38:45,949
‫- من... ببخشید.
‫- نه، خوبه.

685
00:38:46,033 --> 00:38:48,118
‫- من از اون مدل آدم‌هام دیگه.
‫- آره.

686
00:38:48,201 --> 00:38:51,788
‫- من اگه بودم یه بند این کار رو می‌کردم.
‫- اومم-هوم.

687
00:38:51,872 --> 00:38:53,248
‫- می‌خوای یه راز رو بدونی؟
‫- آره.

688
00:38:53,749 --> 00:38:55,042
‫خب...

689
00:38:55,125 --> 00:38:56,209
‫من خودم دستم رو شکوندم.

690
00:38:57,377 --> 00:38:58,754
‫- چی؟
‫- خودم دستم رو شکوندم.

691
00:38:58,837 --> 00:39:00,964
‫چی؟ یعنی چی؟

692
00:39:01,048 --> 00:39:03,759
‫خودم این کار رو کردم. از پسرخاله‌م
‫خواستم در ماشین رو بکوبه روی دستم.

693
00:39:04,676 --> 00:39:07,262
‫وای خدای من.
‫نمی‌خوام بهت بخندم.

694
00:39:08,263 --> 00:39:10,390
‫اون... خب، برام
‫تعریف کن قضیه چی بود.

695
00:39:11,308 --> 00:39:14,269
‫به خاطر یه پسربچه‌ای
‫این کار رو کردم...

696
00:39:14,352 --> 00:39:17,147
‫به اسم اگزیویر پلانو که اسم
‫خیلی مسخره و احمقانه‌ایه.

697
00:39:17,731 --> 00:39:21,485
‫وقتی ده سالم بود، یهو سر و کله‌ش پیدا شد،
‫اون موقع نُه سالش بود...

698
00:39:21,568 --> 00:39:24,905
‫و نوازندگی پیانوش
‫خیلی خیلی از من بهتر بود.

699
00:39:24,988 --> 00:39:27,657
‫خیلی خیلی خیلی
‫خیلی خیلی بهتر بود.

700
00:39:28,158 --> 00:39:30,994
‫و خب... آره، منم کم آوردم.

701
00:39:31,578 --> 00:39:35,415
‫- نمی‌تونستم با این ایده کنار بیام...
‫- اینکه نفر اول نباشی؟

702
00:39:35,499 --> 00:39:37,292
‫اینکه بهترین نباشم. آره.

703
00:39:37,375 --> 00:39:39,086
‫برای همینم دستم رو شکوندم.

704
00:39:39,586 --> 00:39:42,380
‫و می‌خوای بدونی رو
‫اعصاب‌ترین بخش قضیه چیه؟

705
00:39:42,964 --> 00:39:45,550
‫حتی فکر نکنم اون از پیانو زدن لذت می‌برد.
‫در حالی که من عاشقش بودم.

706
00:39:46,343 --> 00:39:47,552
‫و حالا دیگه نمی‌تونم
‫پیانو بزنم.

707
00:39:49,805 --> 00:39:51,306
‫ولی حداقل بهش نباختم.

708
00:39:53,058 --> 00:39:54,059
‫ولی حداقل کار بهش نباختم. آره.

709
00:40:01,483 --> 00:40:03,360
‫تا حالا هیچ‌کدوم از این‌ها رو
‫جایی به زبون نیاورده بودم.

710
00:40:04,152 --> 00:40:06,488
‫- داری به چی فکر می‌کنی؟
‫- به چی فکر می‌کنم؟

711
00:40:06,571 --> 00:40:07,571
‫آره.

712
00:40:14,663 --> 00:40:15,872
‫اصلاً به چیزی فکر نمی‌کنم.

713
00:40:18,208 --> 00:40:19,292
‫یعنی اصلاً و ابداً.

714
00:40:21,837 --> 00:40:24,172
‫و نمی‌دونم،
‫ولی این اتفاق خیلی خوبیه.

715
00:41:01,501 --> 00:41:02,711
‫می‌خوای سکس کنیم؟

716
00:41:05,672 --> 00:41:06,756
‫- آره.
‫- مطمئنی؟

717
00:41:07,132 --> 00:41:08,132
‫آره.

718
00:41:09,259 --> 00:41:10,260
‫تو چی؟

719
00:41:11,595 --> 00:41:12,596
‫آره، بدجور.

720
00:41:16,683 --> 00:41:18,143
‫قبلاً این کار رو کردی،
‫مگه نه؟

721
00:41:18,685 --> 00:41:20,061
‫- اینکه سکس داشته باشم؟
‫- آره.

722
00:41:21,730 --> 00:41:23,231
‫- آره، خیلی زیاد.
‫- خیلی‌خب.

723
00:41:29,571 --> 00:41:32,574
‫مجبور نیستی.

724
00:41:33,241 --> 00:41:34,743
‫- مجبور نیستی این کار رو بکنی.
‫- نه، نه.

725
00:41:36,077 --> 00:41:38,622
‫یا خدا. خیلی تنگه.

726
00:41:38,705 --> 00:41:39,705
‫آره.

727
00:42:31,038 --> 00:42:36,178


