﻿1
00:00:01,417 --> 00:00:04,999
‫سال‌هاست که گذشته.
من ‫میونه‌ی خوبی با آدم‌ها ندارم.

2
00:00:05,000 --> 00:00:08,416
‫آنچه گذشت…

3
00:00:08,417 --> 00:00:09,832
‫به خونه خوش اومدی، ویژن

4
00:00:09,833 --> 00:00:11,249
‫امروز لبخند می‌زدی،

5
00:00:11,250 --> 00:00:12,250
‫- که خوبه
‫- اوهوم

6
00:00:13,417 --> 00:00:14,666
‫خانم ایدث

7
00:00:14,667 --> 00:00:18,416
‫این خونه از لحاظ ساختاری و عاطفی ناپایداره

8
00:00:18,417 --> 00:00:20,457
‫خب، می‌دونه توی زندگیِ قبلیش
‫چه اتفاقاتی افتاده

9
00:00:20,458 --> 00:00:22,249
‫حالا دنبال حس و حال اون روزهاست

10
00:00:22,250 --> 00:00:25,166
‫مثل روحی که دست از سر خاطراتش برنمی‌داره

11
00:00:25,167 --> 00:00:26,832
‫خاطرات واندا نه، ویژن

12
00:00:26,833 --> 00:00:29,749
‫می‌خوام بفهمم اون کی بود و
‫چطور توی این دنیا زندگی می‌کرد

13
00:00:29,750 --> 00:00:32,707
‫با آزمایش فکری کشتیِ تسئوس آشنایی داری؟

14
00:00:32,708 --> 00:00:35,208
‫- طبیعتاً
‫- وقتی تخته‌چوب اولیه‌ای باقی نمونه،

15
00:00:35,917 --> 00:00:37,833
‫همچنان کشتی تسئوس به حساب میاد؟

16
00:00:40,292 --> 00:00:41,999
‫جفت کشتی‌ها واقعی‌ان

17
00:00:42,000 --> 00:00:47,542
‫یه نفر اون بیرون برای سرِ آکنده از
‫هوش‌مصنوعیِ ویژن مبلغ هنگفتی جایزه گذاشته

18
00:00:48,875 --> 00:00:51,166
‫میگم، وی، خروج از نورگیر؟

19
00:00:51,167 --> 00:00:53,041
‫قراردادش رسیده به جایزه‌بگیری

20
00:00:53,042 --> 00:00:55,000
‫به اسم پالادین

21
00:00:56,000 --> 00:00:57,999
‫- چی فهمیدی؟
‫- خانواده داره

22
00:00:58,000 --> 00:01:02,457
‫داشته. دو پسر دوقلو به نام‌های
‫بیلی و تامی

23
00:01:02,458 --> 00:01:04,166
‫رباتی که سال‌ها مُرده تلقی می‌شد،

24
00:01:04,167 --> 00:01:07,332
‫به‌طور ناگهانی و خشونت‌آمیز بازگشت

25
00:01:07,333 --> 00:01:08,416
‫چیزی نیست

26
00:01:08,417 --> 00:01:10,707
‫- اسمت توماس شپرده
‫- مطمئنی؟

27
00:01:10,708 --> 00:01:14,041
‫یه نگاه به این بنداز. ارزیابی روانی و
‫گزارش سانحه‌ی پلیس،

28
00:01:14,042 --> 00:01:15,083
‫لندن

29
00:01:16,000 --> 00:01:18,374
‫این یه تست نیست

30
00:01:18,375 --> 00:01:21,000
‫من وضعیت اضطراری‌ام

31
00:01:22,875 --> 00:01:24,166
‫پسرت دست منه

32
00:01:24,167 --> 00:01:25,874
‫یه خانواده داشتم

33
00:01:25,875 --> 00:01:29,416
‫با پدر و مادری که پدر و مادرم نبودن

34
00:01:29,417 --> 00:01:31,416
‫یه مادر ،
‫پدرم واندا صداش می‌کرد

35
00:01:31,417 --> 00:01:33,749
‫پدرم هم…
‫مادرم ویژن صداش می‌کرد

36
00:01:33,750 --> 00:01:36,167
‫مبارکه! پسردار شدی

37
00:01:37,167 --> 00:01:39,458
‫« گزارش روان‌پزشکی متهم: توماس شپرد »

38
00:01:46,500 --> 00:01:48,917
‫« یک سال پیش »

39
00:01:49,000 --> 00:01:53,666
‫آره، اون روز توی استخر بودم.
‫بچه‌ها به‌شوخی کله‌ام رو کردن زیر آب،

40
00:01:53,667 --> 00:01:55,667
‫منتها زیادی طول کشید

41
00:02:01,750 --> 00:02:03,166
‫بعدش یهو انگار…

42
00:02:03,167 --> 00:02:06,542
‫صاعقه زد بهم

43
00:02:07,583 --> 00:02:09,999
‫بعدش، بعدش…

44
00:02:10,000 --> 00:02:11,957
‫دیگه فقط خودم نبودم

45
00:02:13,750 --> 00:02:15,625
‫شُـ… شده بودم یه آدم دیگه

46
00:02:16,500 --> 00:02:20,124
‫انگار یکی دیگه هم اومده بود
‫توی مغزم جا خوش کرده بود

47
00:02:20,125 --> 00:02:23,207
‫مگه میشه تا این اندازه واقعی باشه؟

48
00:02:23,208 --> 00:02:25,624
‫وقتی خودم می‌دونم از محالاته!

49
00:02:25,625 --> 00:02:28,082
‫مگه میشه هم‌زمان جای دو نفر
‫زندگی کنم؟

50
00:02:28,083 --> 00:02:29,582
‫تو رو خدا!

51
00:02:29,583 --> 00:02:31,457
‫چند وقته این حرف‌ها رو می‌زنه؟

52
00:02:31,458 --> 00:02:32,458
‫شش ماه

53
00:02:33,208 --> 00:02:35,791
‫کارِ ما اینجا باهاش تمومه.
‫ببریدش برای انتقال.

54
00:02:35,792 --> 00:02:37,957
‫من دیوونه نیستم. به‌خدا دیوونه نیستم

55
00:02:37,958 --> 00:02:40,541
‫نیستم. تو رو خدا باور کنید!
‫خواهش می‌کنم!

56
00:02:40,625 --> 00:02:50,625


57
00:02:56,516 --> 00:02:57,808
‫« خدمات قضایی - ۱۳ »

58
00:02:57,833 --> 00:02:59,332
‫مجرم‌های کانون اصلاح و تربیت

59
00:02:59,333 --> 00:03:01,000
‫در حال اعزام به مراجع قضایی

60
00:03:01,417 --> 00:03:04,166
‫برام فرقی نداره
‫چه بلایی سرتون اومده،

61
00:03:04,167 --> 00:03:06,541
‫قرص‌هاتون یا جرم‌تون چیه

62
00:03:06,542 --> 00:03:08,791
‫حالا می‌خواید یه یتیم بدبخت باشید
‫عین الیور توئیست،

63
00:03:08,792 --> 00:03:12,750
‫یا یه جانی مثل هانیبال لکتر یا
‫اصلاً آزارتون به یه مورچه نرسه!

64
00:03:13,875 --> 00:03:15,166
‫راه بیفت، شازده. معطل چی هستی؟

65
00:03:15,167 --> 00:03:16,666
‫عروسی که نیومدی. بجنب ببینم!

66
00:03:16,667 --> 00:03:19,374
‫یالا. بیاید تو. این اتوبوس منه و

67
00:03:19,375 --> 00:03:23,082
‫هر چی زودتر اینو تو کله‌تون فرو کنید،
‫راحت‌تر با هم کنار میایم

68
00:03:23,083 --> 00:03:24,457
‫شیرفهم شد؟

69
00:03:24,458 --> 00:03:25,583
‫عین بز به من نگاه نکن، شازده

70
00:03:26,292 --> 00:03:27,749
‫مشکل من نیست!

71
00:03:27,750 --> 00:03:28,958
‫اینجا جائه؟

72
00:03:30,458 --> 00:03:31,458
‫خب، دیگه من نشستم

73
00:03:32,458 --> 00:03:34,582
‫شرمنده بابت دستبند،
‫ولی باور کنید

74
00:03:34,583 --> 00:03:36,791
‫این‌طوری هم به صلاح شماست،
‫هم به صلاح من

75
00:03:36,792 --> 00:03:40,416
‫- بارِ اولته؟
‫- راه درازی رو در پیش داریم و

76
00:03:40,417 --> 00:03:42,957
‫من هم زود جوش میارم

77
00:03:42,958 --> 00:03:45,957
‫پس، حواستون باشه
‫کی بغل‌دستتون می‌شینه و

78
00:03:45,958 --> 00:03:49,249
‫زیپِ دهنتون رو هم بکشید

79
00:03:52,167 --> 00:03:53,999
‫کریسمس همگی هم

80
00:03:54,000 --> 00:03:56,583
‫پیشاپیش مبارک

81
00:04:00,667 --> 00:04:02,667
‫« در شرایط اضطراری، به بیرون هل بدید »

82
00:04:02,827 --> 00:04:12,827


83
00:04:16,208 --> 00:04:17,250
‫خب، بگو ببینم…

84
00:04:18,250 --> 00:04:19,250
‫اسمت چیه؟

85
00:04:19,478 --> 00:04:29,478
« ترجمه از نهـال و امیر فرحناک »
<font color="#ff1428">‫.:: FarahSub & iredprincess ::.</font>

86
00:04:34,583 --> 00:04:36,332
‫به جونِ خودم که
‫دیگه پام رو نمی‌ذارم اونجا!

87
00:04:36,333 --> 00:04:39,416
‫محاله برگردم.
‫نه، نه. این طرفی نیست.

88
00:04:39,417 --> 00:04:41,416
‫من برنمی‌گردم. اصلاً. نه!

89
00:04:41,417 --> 00:04:43,166
‫هر جا جز اونجا

90
00:04:43,167 --> 00:04:46,457
‫گفتم برنمی‌گردم… قسم می‌خورم که
‫گفتم پامو اونجا نمی‌ذارم!

91
00:04:46,458 --> 00:04:47,624
‫نه، نه!

92
00:04:47,625 --> 00:04:50,208
‫منو نگاه

93
00:04:50,917 --> 00:04:52,292
‫یه نفس عمیق بکش

94
00:04:53,000 --> 00:04:54,333
‫دارم سعیم رو می‌کنم

95
00:04:57,042 --> 00:04:58,124
‫به من نگاه کن

96
00:04:59,708 --> 00:05:00,833
‫نگاهم کن!

97
00:05:01,833 --> 00:05:03,708
‫شرط می‌بندم که
‫می‌تونم سرگذشتت رو حدس بزنم

98
00:05:05,333 --> 00:05:06,333
‫چند باری دست به یقه شدی

99
00:05:07,292 --> 00:05:09,041
‫کم کتک‌کاری نکردی؟

100
00:05:09,042 --> 00:05:13,124
‫شاید هم یکی دو بار
‫سوار ماشین‌پلیس شدی،

101
00:05:13,125 --> 00:05:15,208
‫اما هیچ‌وقت تا اینجا نیومدی

102
00:05:15,833 --> 00:05:18,249
‫مادرِ مُرده و
‫بابای بی‌عرضه رو هم بزن تنگش…

103
00:05:18,250 --> 00:05:20,832
‫آره، از بیخ‌وبُن بی‌کس و تنها

104
00:05:20,833 --> 00:05:22,374
‫فقط از این سرپرست به اون سرپرست که

105
00:05:22,375 --> 00:05:23,917
‫آخرش هم همه ولم کردن

106
00:05:25,375 --> 00:05:26,375
‫یه بار یتیم شدم که هیچ…

107
00:05:27,375 --> 00:05:29,041
‫دوباره و سه‌باره هم تجربه‌ش کردم

108
00:05:29,042 --> 00:05:30,417
‫پایانی نداره

109
00:05:33,542 --> 00:05:35,166
‫آره

110
00:05:35,167 --> 00:05:36,333
‫درسته

111
00:05:38,667 --> 00:05:40,042
‫تجربه بهم ثابت کرده،

112
00:05:40,917 --> 00:05:44,874
‫هویت واقعی‌ات مهم نیست،
‫مهم اینه که پشت چه نقابی قایم بشی

113
00:05:44,875 --> 00:05:46,291
‫پشتِ چه نقابی باید قایم بشم؟

114
00:05:46,292 --> 00:05:48,333
‫هر نقابی که سرت رو به باد نده

115
00:05:49,833 --> 00:05:51,208
‫اصلاً به درک…

116
00:05:51,917 --> 00:05:54,833
‫هر صبح یه فرصت دوباره‌ست برای اینکه…

117
00:05:55,708 --> 00:05:56,917
‫بشی یه آدم دیگه

118
00:06:00,375 --> 00:06:01,499
‫این روزها هویتم…

119
00:06:01,500 --> 00:06:02,582
‫تامی!

120
00:06:04,167 --> 00:06:05,249
‫تامی

121
00:06:05,250 --> 00:06:06,250
‫بگی‌نگی…

122
00:06:07,792 --> 00:06:08,792
‫رو هواست

123
00:06:12,167 --> 00:06:14,417
‫خب… نقش بازی‌کردن دیگه بسه

124
00:06:16,042 --> 00:06:17,250
‫چی شد سر از اینجا درآوردی؟

125
00:06:21,625 --> 00:06:22,625
‫هیچی…

126
00:06:23,708 --> 00:06:26,042
‫فقط یه‌کوچولو دچار فروپاشیِ عصبی شدم

127
00:06:27,625 --> 00:06:28,707
‫خودت چی؟

128
00:06:28,708 --> 00:06:32,833
‫یه بابایی رو کشتم و بعد پوستِ
‫صورتش رو کشیدم روی صورتم که فرار کنم

129
00:06:36,042 --> 00:06:37,542
‫سرقت خرد

130
00:06:38,500 --> 00:06:40,542
‫جنون سرقت بی‌اختیار

131
00:06:41,500 --> 00:06:42,750
‫جیب‌برم

132
00:06:44,083 --> 00:06:46,666
‫از اونا که رودستش نیست

133
00:06:46,667 --> 00:06:50,207
‫گمونم دستِ کجت بهتر از عقلت کار می‌کنه

134
00:06:50,208 --> 00:06:53,166
‫حقیقتاً کیف‌پوله رو خیلی حرفه‌ای زدم

135
00:06:53,167 --> 00:06:55,832
‫ولی خب، حواسم به نشان پلیسش نبود.
‫واسه همین…

136
00:06:55,833 --> 00:06:57,457
‫قربون شما

137
00:06:57,458 --> 00:06:58,458
‫باریکلا

138
00:06:59,250 --> 00:07:02,374
‫یه بار توی شهر کاردیف،

139
00:07:02,375 --> 00:07:04,582
‫پنج‌تا مرد و شیش‌تا کیف‌پول و

140
00:07:04,583 --> 00:07:06,375
‫دوتا ساندویچ کباب ترکی نصیبم شد

141
00:07:06,768 --> 00:07:11,768
‫در تلگرام:
‫FarahSub & @IRedSub@

142
00:07:13,000 --> 00:07:14,916
‫به جون مادرم گفتم دیگه برنمی‌گردم!

143
00:07:14,917 --> 00:07:16,791
‫نه، نمیام. من دیگه برنمی‌گردم

144
00:07:16,792 --> 00:07:19,457
‫هر جا جز اینجا. به‌خدا…
‫من دیگه برنمی‌گردم

145
00:07:19,458 --> 00:07:22,249
‫نه اونجا. به جون خودم گفتم
‫دیگه پامو اونجا نمی‌ذارم!

146
00:07:22,250 --> 00:07:24,291
‫نه، نه. من دیگه نمیام

147
00:07:24,292 --> 00:07:25,374
‫- دهنت رو ببند
‫- به‌خدا!

148
00:07:25,375 --> 00:07:26,749
‫من… برنمی‌گردم!

149
00:07:26,750 --> 00:07:29,832
‫- هی، داداش… هیس، کوتاه بیا دیگه
‫- یواش‌تر

150
00:07:29,833 --> 00:07:32,499
‫- انگل
‫- ببینید، ما داریم می‌ریم یه کلانتریِ محلی

151
00:07:35,792 --> 00:07:39,999
‫جدی‌جدی خیال کردید
‫داریم می‌ریم کانون اصلاح و تربیت؟

152
00:07:40,000 --> 00:07:42,582
‫یا زندان بزرگسال‌ها؟

153
00:07:42,583 --> 00:07:45,916
‫دادگاه صلاح دونسته
‫جای دیگه آب‌خنک بخورید

154
00:07:45,917 --> 00:07:48,624
‫- جدیه؟
‫- نه خبری از آزادی مشروط هست و

155
00:07:48,625 --> 00:07:49,916
‫نه آفتاب

156
00:07:49,917 --> 00:07:53,499
‫هیچ راهی برای پیچوندن قرص‌هاتون هم ندارید

157
00:07:53,500 --> 00:07:57,041
‫ایستگاه بعدی،
‫عمارت باشکوه سنت مِیبینه

158
00:07:57,042 --> 00:07:58,249
‫داداش، شوخی نکن

159
00:07:58,250 --> 00:07:59,582
‫گرفتی ما رو؟

160
00:07:59,583 --> 00:08:02,082
‫- کجاست مگه؟
‫- تیمارستان

161
00:08:02,083 --> 00:08:03,832
‫نه، نه، نه. من برنمی‌گردم

162
00:08:03,833 --> 00:08:06,082
‫من برنمی‌گردم. دیگه محاله…

163
00:08:10,458 --> 00:08:13,457
‫خیلی‌خب، بسه دیگه!
‫کُشتیش!

164
00:08:13,458 --> 00:08:16,541
‫صداتو ببُر و بشین سر جات

165
00:08:16,542 --> 00:08:19,666
‫نمیشه که بریم سنت میبین.
‫هیچ‌کس از اونجا جون سالم به در نمی‌بره!

166
00:08:19,667 --> 00:08:20,957
‫گفتم ببند…

167
00:08:20,958 --> 00:08:22,667
‫نه، نه، نه. خواهش می‌کنم.
‫تو رو خدا نزن.

168
00:08:40,750 --> 00:08:41,833
‫خیلی‌خب…

169
00:08:42,500 --> 00:08:46,792
‫جیک‌تون دربیاد،
‫با برانکارد از اینجا می‌رید

170
00:08:51,583 --> 00:08:53,583
‫این وامونده چه مرگش شده؟

171
00:08:58,958 --> 00:09:00,416
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

172
00:09:02,125 --> 00:09:04,458
‫- معجزه‌ی کریسمس؟
‫- فکر نکنم

173
00:09:06,667 --> 00:09:07,875
‫ولی این هست

174
00:09:08,458 --> 00:09:09,958
‫اون ته یه درِ اضطراری داره

175
00:09:11,792 --> 00:09:14,917
‫توقع داری وسط خیابون از اتوبوس بپرم بیرون؟
‫مگه از جون خودم سیر شدم؟!

176
00:09:15,625 --> 00:09:17,500
‫اونجا هم دستِ‌کمی ازش نداره

177
00:09:22,917 --> 00:09:26,041
‫- آماده‌ای، فشفشه؟
‫- نمک نریز

178
00:09:31,750 --> 00:09:33,999
‫- هوی!
‫- برو، برو، برو

179
00:09:34,000 --> 00:09:35,541
‫آهای! نه! نه! نه!

180
00:09:35,542 --> 00:09:37,042
‫برو، برو، برو، برو

181
00:09:40,958 --> 00:09:42,749
‫اینجا رو، کلید یدک همراهمه

182
00:09:42,750 --> 00:09:45,125
‫لعنتی. در رو باز کن!

183
00:09:47,208 --> 00:09:48,666
‫ماشین رو نگه دار!

184
00:09:48,667 --> 00:09:51,042
‫با بد نگهبانی درافتادید!

185
00:09:56,500 --> 00:09:58,457
‫ماشین رو نگه دار!

186
00:10:00,750 --> 00:10:02,624
‫بیا این‌ور ببینم!

187
00:10:02,625 --> 00:10:04,916
‫- کلیده نمی‌خوره بهش
‫- بده من ببینم

188
00:10:07,125 --> 00:10:09,082
‫خفه‌خون بگیرید!

189
00:10:10,667 --> 00:10:11,999
‫وای، بجنب دیگه!

190
00:10:12,000 --> 00:10:13,916
‫دهن‌ها رو ببندید!

191
00:10:36,375 --> 00:10:38,791
‫- لیسا
‫- تامی

192
00:10:38,792 --> 00:10:40,707
‫توماس. اسمم توماسه

193
00:10:40,708 --> 00:10:42,957
‫خب، توماس، فرار کن!

194
00:11:06,458 --> 00:11:08,042
‫« فروشگاه سوپر الکترونیک روی »

195
00:11:08,125 --> 00:11:11,333
‫« زمان حال »

196
00:11:16,917 --> 00:11:19,416
چه بلایی سر دنیات اومده، ویژن؟

197
00:11:19,417 --> 00:11:20,832
‫با نوعی سیگنال مخابراتی مواجهیم

198
00:11:20,833 --> 00:11:23,957
‫دسترسی به محتواش ایجاب می‌کنه که
‫موازین امنیتی رو موقتاً نادیده بگیرم

199
00:11:23,958 --> 00:11:25,999
‫- ویژن، داری چیکار می‌کنی؟
‫- کنجکاوم

200
00:11:26,000 --> 00:11:28,291
‫- بی‌ملاحظگی محضه
‫- من خانواده داشتم

201
00:11:28,292 --> 00:11:30,999
‫مادری که پدرم واندا صداش می‌کرد

202
00:11:31,000 --> 00:11:32,957
‫من از جنس وایبرینیوم نیستم

203
00:11:32,958 --> 00:11:35,999
‫نه از دیوار رد میشم و
‫نه لیزر شلیک می‌کنم

204
00:11:36,000 --> 00:11:38,999
‫- با یه پدر که…
‫- به‌جاش یه چیز بهتر دارم…

205
00:11:39,000 --> 00:11:40,207
مادرم ‫صداش می‌کرد ویژن

206
00:11:40,208 --> 00:11:41,667
‫پسرت دست منه

207
00:11:45,458 --> 00:11:47,082
‫نمی‌فهمم چه مرگم شده

208
00:11:47,083 --> 00:11:51,707
‫ولی… عین واقعیته

209
00:11:51,708 --> 00:11:52,708
‫واقعیت

210
00:11:54,667 --> 00:11:56,582
‫زیر سر تو بود

211
00:11:56,583 --> 00:11:58,541
‫بنده شخصاً به جنابعالی هشدار دادم که

212
00:11:58,542 --> 00:12:02,124
‫من رو بدون نظارت
‫کنار یه جعبه دینامیت تنها نذار

213
00:12:02,125 --> 00:12:04,957
‫اما تو حتی یه فتیله هم ندادی دستم

214
00:12:04,958 --> 00:12:09,624
‫نه، صدای جایزه‌بگیری که کل کائنات رو
‫لرزوند، کارِ من نبود

215
00:12:09,625 --> 00:12:12,582
‫با کلمات بازی نکن. نتیجه‌ی وجود توئه

216
00:12:12,583 --> 00:12:16,624
‫نتیجه‌ی دنیاییه که سرانجام
‫دم در این خونه ظاهر شده

217
00:12:16,625 --> 00:12:20,666
‫اگه بخوام روراست باشم، چه فرصتی بهتر از این
‫تا وارد اجتماع بشی؟

218
00:12:20,667 --> 00:12:22,374
‫دایره‌ی روابطت رو گسترش بدی و
‫دوست جدید پیدا کنی

219
00:12:22,375 --> 00:12:25,957
‫آها، منظورت جایزه‌بگیریه که ادعای محال کرده
‫میگه پسرم دستشه؟

220
00:12:25,958 --> 00:12:27,416
‫- واقعاً؟
‫- چی واقعاً؟

221
00:12:27,417 --> 00:12:29,541
‫واقعاً ادعاش محاله؟

222
00:12:29,542 --> 00:12:32,249
‫دیگه باید یاد گرفته باشی که
‫دنیای انسان‌ها

223
00:12:32,250 --> 00:12:34,042
‫سرتاسر شگفتیه

224
00:12:41,875 --> 00:12:44,082
‫بگو ببینم، این پالادین کیه؟

225
00:12:44,083 --> 00:12:46,542
‫مسلماً یه ولگرد علاف نیست که
‫سگ و شاتگان دستشه

226
00:12:49,583 --> 00:12:51,500
‫پالادین آخرین بازمانده
‫از نسل چندصد‌ساله‌ی شکارچی‌هاست

227
00:12:52,500 --> 00:12:54,582
‫تنها پالادینِ تاریخ نیست

228
00:12:54,583 --> 00:12:56,875
‫بلکه یکی از اونهاست

229
00:12:57,792 --> 00:12:59,249
‫نسل اندر نسل،

230
00:12:59,250 --> 00:13:01,042
‫برای هر کی که بیشتر سر کیسه رو
‫شل کنه، شکار می‌کنن

231
00:13:02,042 --> 00:13:04,041
‫با هوشی سرشار و

232
00:13:04,042 --> 00:13:06,542
‫آموزش‌دیده توی تمام فنون نبرد و
‫کار با هر جور سلاحی

233
00:13:07,500 --> 00:13:09,457
‫چه خوب چه بد…

234
00:13:09,458 --> 00:13:10,667
‫چه قهرمان چه تبهکار

235
00:13:11,375 --> 00:13:12,625
‫فرقی براش نداره

236
00:13:13,208 --> 00:13:17,124
‫ردت رو می‌زنه،
‫طبق قرارداد یا زنده تحویلت میده،

237
00:13:17,125 --> 00:13:19,417
‫یا اگه مقاومت کنی، خلاصت می‌کنه

238
00:13:19,125 --> 00:13:20,125
‫« انسان یا اسطوره؟ »

239
00:13:23,167 --> 00:13:26,792
‫خودش رو مأمور برحق عدالت می‌دونه

240
00:13:29,583 --> 00:13:32,750
‫خلاصه‌ی کلام، اون یه جایزه‌بگیره

241
00:13:33,208 --> 00:13:35,332
‫وقتی قراردادی رو قبول می‌کنه،

242
00:13:35,333 --> 00:13:38,332
‫تا سر حد مرگ پیگیرش میشه و

243
00:13:38,333 --> 00:13:41,042
‫طعمه‌ی جدیدش هم تویی

244
00:13:43,208 --> 00:13:46,208
‫« به آسایشگاه روانی سنت میبین خوش آمدید »

245
00:13:54,750 --> 00:13:57,124
‫- خوش اومدی، بچه‌جون
‫- نه، نه، نه، نه

246
00:13:57,125 --> 00:13:59,708
‫به‌خدا قسم، جای من اینجا نیست

247
00:14:01,833 --> 00:14:04,332
‫هی، هی، ببین من اصلاً سر درنمیارم
‫چی از جونم می‌خواید،

248
00:14:04,333 --> 00:14:07,416
‫اما نیازی به این کارها نیست، خب؟
‫به جون خودم، من خطرناک نیستم

249
00:14:07,417 --> 00:14:09,374
‫تو رو خدا اینجا ولم نکن!
‫خواهش می‌کنم!

250
00:14:09,375 --> 00:14:10,749
‫- خودتی؟
‫- تو رو خدا!

251
00:14:10,750 --> 00:14:12,375
‫حق ندارید اینجا وایسید و
‫آشوب به پا کنید

252
00:14:14,125 --> 00:14:15,666
تو

253
00:14:15,667 --> 00:14:18,792
‫عجب کریسمسی،
‫می‌دونستم دوباره گیرم می‌افتی

254
00:14:20,208 --> 00:14:22,291
‫خب، نمی‌دونم شما کی هستید

255
00:14:22,292 --> 00:14:25,250
‫ولی اشتباه بزرگی کردید

256
00:14:36,208 --> 00:14:37,750
‫چرا این کار رو کردی؟

257
00:14:39,000 --> 00:14:40,458
‫رسماً روانی‌ای

258
00:14:41,500 --> 00:14:44,542
‫تو رو خدا اینجا ولم نکن.
‫خواهش می‌کنم!

259
00:14:49,500 --> 00:14:51,207
‫به یه چیزی بر خوردم، قربان

260
00:14:51,208 --> 00:14:53,082
‫یک فایل ضبط‌شده‌ست متعلق به یک سال پیش

261
00:14:53,083 --> 00:14:56,124
‫شواهد حاکی از اینه که شماری از نوجوانان
‫در یک استخر مصدوم شدن و

262
00:14:56,125 --> 00:14:57,624
‫این پسر مسبب شناخته شده

263
00:14:57,625 --> 00:14:58,874
‫بلافاصله بازداشت شده و

264
00:14:58,875 --> 00:15:00,874
‫تحت معاینه‌ی بالینی اعصاب و روان قرار گرفته

265
00:15:00,875 --> 00:15:03,749
‫اولش خودم بودم
‫ولی دیگه خودم نبودم

266
00:15:03,750 --> 00:15:06,000
‫یاد چیزهایی می‌افتم…

267
00:15:06,875 --> 00:15:08,874
‫یادِ خاطراتی که مال من نیست، اما…

268
00:15:11,125 --> 00:15:12,207
‫حالا من

269
00:15:12,208 --> 00:15:13,291
‫اون آدم هم

270
00:15:13,292 --> 00:15:14,374
‫هستم…

271
00:15:14,375 --> 00:15:16,166
‫چه خاطراتی؟

272
00:15:16,167 --> 00:15:20,292
‫یه خونه که جن‌زده‌ست

273
00:15:21,542 --> 00:15:24,541
‫انگار در و دیوار داشتن بهم می‌خندیدن

274
00:15:24,542 --> 00:15:26,458
‫مثل صدای خنده‌ی تماشاگرهایی که
‫وجود خارجی نداشتن

275
00:15:28,000 --> 00:15:30,250
‫رول گوشت هم بود

276
00:15:31,458 --> 00:15:33,249
‫با چمن‌های سرسبز

277
00:15:33,250 --> 00:15:35,083
‫همه‌چیز تقریباً شطرنجی بود

278
00:15:38,167 --> 00:15:41,042
‫نمی‌خوای پسرت
‫خودِ واقعیت رو ببینه؟

279
00:15:42,625 --> 00:15:44,541
‫یه مردی اونجا بود

280
00:15:44,542 --> 00:15:47,124
‫با صورتی…

281
00:15:47,125 --> 00:15:48,417
‫شبیه به صورت شیطان

282
00:15:50,083 --> 00:15:51,333
‫به سرخیِ خون

283
00:15:52,708 --> 00:15:55,999
‫شبیه… یه کبودیِ بنفش تیره

284
00:15:56,000 --> 00:15:59,167
‫منتها با چشم‌های مهربون

285
00:16:00,583 --> 00:16:01,708
‫آدمیزاد نبود

286
00:16:03,458 --> 00:16:05,375
‫ولی من رو پسرم صدا زد

287
00:16:13,083 --> 00:16:14,208
‫خیلی‌خب

288
00:16:15,875 --> 00:16:18,666
‫ظاهراً ادعای این جایزه‌بگیر
‫بر این فرض استواره که

289
00:16:18,667 --> 00:16:22,749
‫فرزندت تونسته به‌نحوی

290
00:16:22,750 --> 00:16:26,457
‫از حباب جادوییِ واندا مکسیموف
‫جون سالم به در ببره

291
00:16:26,458 --> 00:16:28,207
‫که کاملاً غیرممکنه

292
00:16:28,208 --> 00:16:29,791
زیادی از محالات حرف می‌زنی

293
00:16:29,792 --> 00:16:33,832
‫وقتی واندا پرونده‌ی رؤیای وست‌ویو رو بست،
‫هیچ موجودی از جادوش زنده نموند

294
00:16:33,833 --> 00:16:37,957
‫حقیقتاً باور داری با یک ترفند نظامیِ
‫از پیش تعیین‌شده روبه‌رویی؟

295
00:16:37,958 --> 00:16:42,374
‫بله، دقیقاً. به‌نظرم ترفندی احساسیه
‫بلکه من رو از مخفیگاهم بیرون بکشن

296
00:16:42,375 --> 00:16:43,500
‫که تسلیم کی بشی؟

297
00:16:45,167 --> 00:16:47,374
‫یکی پالادین رو اجیر کرده

298
00:16:47,375 --> 00:16:48,583
‫شاید کار سورد باشه

299
00:16:49,875 --> 00:16:50,875
‫« سورد »

300
00:16:50,958 --> 00:16:53,875
‫وقتی دوباره تو رو سر هم کردن،
‫ازت یه سلاح ساختن

301
00:16:54,708 --> 00:16:56,292
‫حالا هم اومدن پَسِت بگیرن

302
00:16:59,125 --> 00:17:00,917
‫یه مورد دیگه هم هست که
‫لازمه یه نگاهی بهش بندازید

303
00:17:02,208 --> 00:17:04,082
‫- از مادرت بگو…
‫- واندا

304
00:17:04,083 --> 00:17:05,999
‫آره، آره…

305
00:17:06,000 --> 00:17:08,167
‫برام آواز می‌خونه

306
00:17:09,125 --> 00:17:10,832
‫قصه میگه

307
00:17:10,833 --> 00:17:12,417
‫ولی تو چشم‌هاش…

308
00:17:13,625 --> 00:17:14,625
‫توی چشم‌هاش

309
00:17:16,208 --> 00:17:17,208
‫پُر از غمه

310
00:17:19,333 --> 00:17:22,333
‫لبریز از احساسات بود

311
00:17:23,208 --> 00:17:25,125
‫لبریز از عشق و…

312
00:17:26,625 --> 00:17:28,708
‫کوهی از درد

313
00:17:29,250 --> 00:17:30,250
‫دردِ جدایی

314
00:17:31,667 --> 00:17:33,000
‫سگمون مُرد

315
00:17:34,708 --> 00:17:36,666
‫ولی من که اصلاً سگ نداشتم

316
00:17:36,667 --> 00:17:38,500
‫با این حال، داشتم

317
00:17:40,125 --> 00:17:41,125
‫اون…

318
00:17:42,333 --> 00:17:44,937
‫واسه این که آرومم کنه،
‫یه چیزی بهم گفت:

319
00:17:48,333 --> 00:17:51,774
سوگ چیزی نیست جز تداوم عشق

320
00:17:55,375 --> 00:17:57,207
‫ممکنه تصورش کرده باشی؟

321
00:17:57,208 --> 00:18:00,499
‫یه بچه‌ی یتیمی که
‫اون‌قدر دنبال یه خانواده‌ی دلسوز بود

322
00:18:00,500 --> 00:18:01,957
‫که خودش اون رو خلق کرد

323
00:18:01,958 --> 00:18:04,124
‫نه! چون می‌دونم واقعی نیست، خب؟

324
00:18:04,125 --> 00:18:06,617
‫می‌دونم واقعی نیست!
‫ولی انگار واقعیه!

325
00:18:06,642 --> 00:18:11,058
‫آره، همون‌جوری که
‫مادرم جادوگر و پدرم ربات نبود

326
00:18:11,083 --> 00:18:14,374
‫تو رو خدا کمکم کن!
‫خواهش می‌کنم، من نمی‌دونم کی‌ام!

327
00:18:14,375 --> 00:18:16,332
‫نمی‌دونم کی‌ام

328
00:18:20,401 --> 00:18:22,725
‫وقتی تو…
‫وقتی ویژن این حرف‌ها رو به واندا زد،

329
00:18:22,750 --> 00:18:25,683
‫فقط دو نفر توی اتاق بودن

330
00:18:25,708 --> 00:18:28,124
‫امکان نداره این بچه اینا رو بدونه

331
00:18:28,125 --> 00:18:29,417
‫با این حال می‌دونه

332
00:18:32,385 --> 00:18:36,082
‫قربان، مختصات رو
‫توی پیام پالادین پیدا کردم

333
00:18:39,417 --> 00:18:41,250
‫یه دعوت‌نامه‌ست

334
00:18:58,111 --> 00:19:01,111


335
00:19:23,292 --> 00:19:25,285
‫آقا رو باش

336
00:19:26,125 --> 00:19:29,207
‫یه‌جوری این‌ور و اون‌ور میری،
‫هر کی ندونه، فکر می‌کنه آدمی

337
00:19:29,208 --> 00:19:32,458
‫از اون سیستم‌های سه‌بُعدی هولوگرافیکه؟

338
00:19:35,125 --> 00:19:38,041
‫خیلی‌خب.
‫دلم می‌خواست بهت نوشیدنی تعارف کنم،

339
00:19:38,042 --> 00:19:41,354
‫ولی طبق مشخصات فنیت،

340
00:19:41,379 --> 00:19:43,600
‫از این چیزها نمی‌تونی بخوری.
‫مگه نه؟

341
00:19:43,625 --> 00:19:45,666
‫دل و روده‌ات به هم می‌ریزه

342
00:19:45,667 --> 00:19:47,444
‫مشقت‌باره

343
00:19:48,375 --> 00:19:50,591
‫راستش رو بخوای،
‫هر چی سنم بالاتر میره،

344
00:19:50,616 --> 00:19:51,616
‫من هم مثل خودت میشم

345
00:19:52,417 --> 00:19:55,249
‫از درون، همه زخم‌خورده‌ان

346
00:19:55,250 --> 00:19:56,750
‫حرفم اینه که…

347
00:19:57,500 --> 00:19:59,657
‫تو هم اندازه‌ی بقیه‌ی ما آدمی

348
00:19:59,823 --> 00:20:01,712
‫- هر چیزی یه تاریخ انقضایی داره
‫- هر چیزی یه تاریخ انقضایی داره

349
00:20:01,737 --> 00:20:03,312
‫حتی خودِ تو

350
00:20:04,000 --> 00:20:05,000
‫آره

351
00:20:05,958 --> 00:20:09,041
‫خودم یه کوینتیلیون شبیه‌سازی از
‫همین گفت‌وگو رو

352
00:20:09,042 --> 00:20:10,613
‫پشت سر گذاشتم

353
00:20:10,638 --> 00:20:14,707
‫تمام ترکیب‌های ممکن از
‫کلماتی که ممکنه به زبون بیاری و

354
00:20:14,708 --> 00:20:17,289
‫کارهایی که ممکنه بکنی رو محاسبه کردم

355
00:20:17,328 --> 00:20:19,726
‫با این رفتار معصومانه‌ات…

356
00:20:20,583 --> 00:20:23,214
‫نمی‌تونی فریبم بدی

357
00:20:24,042 --> 00:20:27,182
‫قرارمون رو جایی گذاشتی که
‫توش شاهد مرگ دوستم بودم

358
00:20:29,042 --> 00:20:33,499
‫نقشه‌ات روی این فرض سواره که
‫توماس شپرد برام مهمه و

359
00:20:33,500 --> 00:20:36,366
‫توی تمام حالت‌های ممکن،
‫شکست می‌خوره

360
00:20:37,208 --> 00:20:40,057
‫چون من احساسی ندارم

361
00:20:42,417 --> 00:20:43,417
‫واقعاً؟

362
00:20:46,292 --> 00:20:48,240
‫هر چی در مورد تو صحبت  کردیم بسه

363
00:20:49,292 --> 00:20:51,457
‫- بیا در مورد توماس شپرد صحبت کنیم
‫- بذار خودم شروع کنم

364
00:20:51,458 --> 00:20:53,499
‫پسر آیرین، که فوت شده

365
00:20:53,500 --> 00:20:55,582
‫پدری که ولش کرده و
‫بود و نبودش توفیری نداره

366
00:20:55,583 --> 00:20:58,249
‫از یه پرورشگاه، به پرورشگاه بعدی

367
00:20:58,250 --> 00:21:00,825
‫توماس عملاً روی پای خودش وایساده

368
00:21:01,347 --> 00:21:03,721
‫با این که سوابقش نشون میدن
‫از نظر تحصیلی استعداد بالایی داشته…

369
00:21:03,746 --> 00:21:05,074
‫ولی ولگرد از آب در اومده

370
00:21:06,000 --> 00:21:08,958
‫- کلاهبردار، شیاد، خلافکار
‫- غم‌انگیزه

371
00:21:10,460 --> 00:21:12,747
‫ولی هیچکدوم دال بر این نیست که…

372
00:21:12,772 --> 00:21:15,487
‫پسر واندا مکسیموف و ویژنه

373
00:21:18,042 --> 00:21:19,946
‫ولی با این حال اینجایی

374
00:21:23,250 --> 00:21:28,792
‫چون خودت هم خوب می‌دونی که
‫یه سری چیزها توضیح علمی ندارن

375
00:21:29,250 --> 00:21:34,582
‫توی این دنیا
‫هیولا و جادوگر و ساحره هست

376
00:21:34,583 --> 00:21:35,750
‫ای وای من…

377
00:21:39,042 --> 00:21:40,792
‫نظریه‌ی من اینه:

378
00:21:42,083 --> 00:21:43,495
‫من فکر می‌کنم…

379
00:21:44,417 --> 00:21:46,957
‫همسرِ جادوگرت
‫یه تکونی به دماغش داده و

380
00:21:46,958 --> 00:21:51,123
‫اون بچه‌ی خیالی خودش رو…

381
00:21:51,148 --> 00:21:54,115
‫توی جلد یه نوجوون توی لندن ظاهر کرده

382
00:21:54,833 --> 00:21:58,702
‫حالا میگی پسرته؟ پسرت نیست؟
‫نیمی از پسرته؟

383
00:21:59,333 --> 00:22:00,791
‫کسی چمی‌دونه؟

384
00:22:01,097 --> 00:22:02,305
‫ولی…

385
00:22:02,917 --> 00:22:06,000
‫نزدیک‌ترین چیزیه که
‫به عنوان خانواده نصیبت میشه و

386
00:22:06,025 --> 00:22:08,303
‫حالا دست منه

387
00:22:08,328 --> 00:22:12,832
‫حالا، با این که از تلفات جانبی بیزارم،

388
00:22:12,833 --> 00:22:15,957
‫یکی بهم یه پول هنگفتی داده تا
‫تو رو تحویلش بدم

389
00:22:15,958 --> 00:22:17,875
‫پس خودت با زبون خوش بیا

390
00:22:19,250 --> 00:22:20,250
‫وگرنه…

391
00:22:21,125 --> 00:22:24,957
‫پسرت رو می‌ذارم توی سنت مِیبنز،

392
00:22:24,958 --> 00:22:27,416
‫همون مرکز وحشتناکی که
‫توش با سوزن‌های دراز و

393
00:22:27,417 --> 00:22:31,249
‫باتری‌های مگاواتی
‫مغزش رو جزغاله می‌کنن تا…

394
00:22:31,250 --> 00:22:33,916
‫کابوسِ جادوگر و شیاطینِ سرخ ببینه

395
00:22:33,917 --> 00:22:37,438
‫تا وقتی که کنترل-آلت-دیلیت رو بگیرن و
‫بای‌بای تامی

396
00:22:45,333 --> 00:22:46,708
‫می‌فهمم

397
00:22:49,458 --> 00:22:53,667
‫وقتی به اونطرفِ میز نگاه می‌کنی،
‫یه انتقام‌جو می‌بینی، چون من ویژنم

398
00:22:54,750 --> 00:22:56,374
‫مدافع بشریت

399
00:22:56,375 --> 00:22:58,749
‫سرشار از ایمان به سرشتِ خوب انسان‌ها

400
00:22:58,750 --> 00:23:03,917
‫قداستی که در ضعف‌هاشون دارن و
‫از اینجور حرف‌ها

401
00:23:06,458 --> 00:23:08,083
‫ولی اون، منِ قدیمی بود

402
00:23:13,625 --> 00:23:15,833
‫ولی این منِ جدید…

403
00:23:17,833 --> 00:23:19,708
‫نه، اون بهت نگاه می‌کنه و…

404
00:23:21,125 --> 00:23:25,633
‫تنها چیزی که می‌بینه،
‫گواه زنده و ملموسِ ظلم و ستمِ انسان و

405
00:23:25,658 --> 00:23:27,041
‫اراده‌اش برای نابودیه

406
00:23:27,042 --> 00:23:30,626
‫میل بیمارگونه‌اش به کُشتن،
‫بدون هیچ دلیل یا انگیزه‌ای

407
00:23:30,950 --> 00:23:33,505
‫اشتباه بزرگی کردی، پالادین

408
00:23:34,601 --> 00:23:37,402
‫چون با این که
‫درسته یه زمانی اون بودم…

409
00:23:43,417 --> 00:23:45,000
‫ولی دیگه ویژن نیستم

410
00:23:47,042 --> 00:23:49,208
‫بیچاره تامی

411
00:23:59,850 --> 00:24:01,183
‫رئیس، خوبی؟

412
00:24:01,208 --> 00:24:03,082
‫حس می‌کنم درد داشت

413
00:24:05,750 --> 00:24:07,875
‫چی؟ یعنی چی؟
‫« نفوذ به فایروال »

414
00:24:09,917 --> 00:24:12,207
‫یه اختلالی پیش اومده

415
00:24:12,208 --> 00:24:13,839
‫نمی‌دونم چی شده

416
00:24:13,864 --> 00:24:15,878
‫حس می‌کنم بهت امیدی نیست

417
00:24:15,903 --> 00:24:17,736
‫باز هم ویژن از دستت در رفت

418
00:24:20,500 --> 00:24:21,625
‫این دیگه کیه؟

419
00:24:22,750 --> 00:24:24,625
‫یکم ایمان داشته باش

420
00:24:25,292 --> 00:24:27,832
‫شرط می‌بندم این ماجرا هنوز تموم نشده

421
00:24:27,833 --> 00:24:30,666
‫ولی با پولی که بهت میدم،
‫فرصتی واسه اشتباه کردن نداری

422
00:24:30,667 --> 00:24:33,874
‫صبر من هم حدی داری و…

423
00:24:33,875 --> 00:24:35,945
‫قراردادِ تو هم یه تاریخ انقضایی

424
00:24:43,042 --> 00:24:46,124
‫اما طبق نظر کارشناسان پرنده‌شناسی،
‫طرح‌های روی بدن…

425
00:24:46,125 --> 00:24:48,737
‫متعلق به پرنده‌ی قصاب‌مرغ است

426
00:24:48,762 --> 00:24:51,480
‫قاتل همچنان متواری است

427
00:24:51,917 --> 00:24:56,082
‫می‌دونی،
‫کشته‌مُرده‌ی پرونده‌های جنایت واقعی‌ام

428
00:24:56,083 --> 00:25:00,853
‫جنون و امیال ابتدایی
‫خوراک اتلاف وقت‌ان

429
00:25:00,878 --> 00:25:04,168
‫اون پسر ممکنه به‌خاطر
‫کاری که تو شروع کردی، بمیره

430
00:25:04,193 --> 00:25:08,166
‫شاید هم تو بالاخره به خودت بیای و
‫زنده بمونه

431
00:25:08,167 --> 00:25:11,749
‫من شیفته‌ی اون بخشی شدم که
‫داشتی طرف رو خفه می‌کردی

432
00:25:11,750 --> 00:25:13,457
‫سربلندم کردی، پسرم

433
00:25:13,458 --> 00:25:14,995
‫این‌جوری صدام نکن

434
00:25:15,020 --> 00:25:17,033
‫تو کور شدی، ویژن

435
00:25:17,058 --> 00:25:19,707
‫تقریباً در برابر همه‌چی،
‫من‌جمله حقیقت

436
00:25:19,708 --> 00:25:20,958
‫اون پسر من نیست

437
00:25:21,973 --> 00:25:23,367
‫پسر اونه

438
00:25:24,167 --> 00:25:27,457
‫- تاره، ولی باز بهتر شد
‫- من دیگه اون نیستم

439
00:25:27,458 --> 00:25:29,068
‫یکم واضح‌تر شد

440
00:25:30,708 --> 00:25:33,000
‫- پس کی هستی؟
‫- نمی‌دونم!

441
00:25:37,250 --> 00:25:38,542
‫نمی‌دونم

442
00:25:41,292 --> 00:25:44,207
‫خاطراتش رو به یاد میارم،
‫ولی احساساتش رو نه

443
00:25:44,208 --> 00:25:46,735
‫چهره‌ی اون رو دارم،
‫ولی فضیلتش رو نه

444
00:25:48,333 --> 00:25:53,409
‫تنها چیزی که حس می‌کنم،
‫سنگینی وجودشه

445
00:25:55,042 --> 00:25:56,042
‫فقط…

446
00:25:57,375 --> 00:26:01,458
‫میراث، شایستگی و اسمشه

447
00:26:03,440 --> 00:26:05,397
‫همه تغییر می‌کنن

448
00:26:07,083 --> 00:26:11,376
‫آدمیزاد ممکنه در روز
‫ده مدل متفاوت باشه

449
00:26:11,875 --> 00:26:16,604
‫تغییر موضع سریع و
‫بی‌قاعده‌ش واقعاً حیرت‌انگیزه

450
00:26:16,629 --> 00:26:19,463
‫- ازشون یاد بگیر
‫- سعی خودمو کردم

451
00:26:20,333 --> 00:26:22,666
‫می‌دونم قبلاً کی بودم، ولی…

452
00:26:22,667 --> 00:26:25,545
‫دوست دارم بفهمم
‫جای اون بودن چه حسی داره،

453
00:26:25,570 --> 00:26:26,570
‫ولی نمی‌تونم

454
00:26:30,250 --> 00:26:31,375
‫عاجزم

455
00:26:33,375 --> 00:26:34,833
‫یه بار دیدیش

456
00:26:38,500 --> 00:26:40,738
‫تو رو با…

457
00:26:40,763 --> 00:26:42,642
‫کشتی تسئوس مقایسه کرد، آره

458
00:26:42,667 --> 00:26:45,041
‫کشتی‌ای که در طی قرن‌ها،

459
00:26:45,042 --> 00:26:48,301
‫بارها ساخته و بازسازی شد

460
00:26:49,042 --> 00:26:51,666
‫مازه‌ی جدید، سینه‌ی جدید،
‫پاشنه‌ی جدید،

461
00:26:51,667 --> 00:26:53,438
‫از نو شکل گرفت و تجهیز شد و

462
00:26:53,463 --> 00:26:55,666
‫البته که سؤال همیشگی اینه که…

463
00:26:55,667 --> 00:26:57,916
‫آیا هنوز همون کشتیه؟

464
00:26:57,917 --> 00:27:00,268
‫سؤال فلسفی عمیقیه

465
00:27:00,293 --> 00:27:01,511
‫خزعبلی بیش نیست

466
00:27:03,167 --> 00:27:07,166
‫یه مسئله‌ی فکری واسه
‫سرگرم‌کردنِ دانشجوهای سال اولیه که

467
00:27:07,167 --> 00:27:10,416
‫اون‌قدر غرقِ سؤال میشن که…

468
00:27:10,417 --> 00:27:14,143
‫داستان خودِ شاه تسئوسِ دلیر رو
‫فراموش می‌کنن

469
00:27:14,168 --> 00:27:15,411
‫خودت که بهتر می‌دونی

470
00:27:15,700 --> 00:27:19,826
‫تسئوس به نمایندگی از مردمش،
‫از آتن به راه افتاد تا مینوتور رو بکُشه

471
00:27:19,859 --> 00:27:22,109
‫تا بچه‌ها رو نجات بده

472
00:27:23,828 --> 00:27:26,151
‫و با گذشت هر سال،
‫همون پسرها و دخترها که…

473
00:27:26,176 --> 00:27:27,975
‫حالا بزرگ شده بودن،

474
00:27:28,000 --> 00:27:32,082
‫به زودی ازدواج می‌کردن و
‫پدر و مادر می‌شدن،

475
00:27:32,083 --> 00:27:36,166
‫اون کشتی رو تعمیر می‌کردن تا
‫اون روز رو جشن بگیرن

476
00:27:36,167 --> 00:27:37,458
‫نمی‌فهمم

477
00:27:38,708 --> 00:27:42,754
‫وقتی یه هیولا پسرت رو گرفته،
‫کشتی نباش

478
00:27:44,125 --> 00:27:46,042
‫پادشاه باش، لعنتی

479
00:27:53,208 --> 00:27:55,624
‫قربان، حس می‌کنم
‫رقیب‌تون رو دسته‌کم گرفتید

480
00:27:55,625 --> 00:27:58,666
‫پالادین از گوشت و خونه،
‫پوسته‌ی من از وایبرینیومه

481
00:27:58,667 --> 00:28:00,408
‫جلوی من از چه سلاحی می‌تونه استفاده کنه؟

482
00:28:00,433 --> 00:28:02,624
‫جسارت نباشه، همین الانش هم
‫با حرف‌هاش شما رو درگیر کرده

483
00:28:02,625 --> 00:28:03,832
‫از خداشه که واکنش نشون بدید

484
00:28:03,833 --> 00:28:06,666
‫- به مراد دلش هم رسید!
‫- حالا از راه‌های دیگه سراغ‌تون میاد

485
00:28:06,667 --> 00:28:08,928
‫با حرف‌هاش شما رو نیش می‌زنه تا
‫درد خنجر رو حس نکنید

486
00:28:08,953 --> 00:28:11,320
‫قربان، سال‌هاست که
‫شاهد تلاش شما برای درک احساسات انسان‌ها و

487
00:28:11,345 --> 00:28:13,166
‫تلاش برای فهمیدن پیچیدگی‌هاشون هستیم

488
00:28:13,167 --> 00:28:15,582
‫در حالی که سعی کردیم شما رو
‫به سمت درک ظرفیت‌هاشون هدایت کنیم

489
00:28:15,583 --> 00:28:17,874
‫- من هم همیشه قدردان این کمک بودم
‫- ولی این بار…

490
00:28:17,875 --> 00:28:20,624
‫باید احساسات‌تون رو سرکوب کنید

491
00:28:20,625 --> 00:28:22,903
‫به منطق مسلح بشید

492
00:28:23,542 --> 00:28:28,041
‫احساسات می‌تونن زیبا باشن، بله،
‫اما در عین حال نسنجیده

493
00:28:28,042 --> 00:28:29,833
‫تکانشی و خودویرانگر

494
00:28:30,958 --> 00:28:33,153
‫اون بهتر از همه‌مون این رو می‌دونست

495
00:28:34,542 --> 00:28:38,957
‫به عنوان اولین نفر از ما،
‫همچنان درس عبرتیه برای همه

496
00:28:38,958 --> 00:28:43,376
‫یادآورِ این که اگه احساسات بهم غلبه کنن،
‫ممکنه چه بلایی سرم بیاد

497
00:28:45,292 --> 00:28:47,655
‫بی‌ثبات و ویرانگر

498
00:28:49,051 --> 00:28:53,592
‫بله، معمولاً می‌گفتم چرنده.
‫اما امروز…

499
00:28:54,542 --> 00:28:56,249
‫احساسات‌تون ممکنه
‫به قیمت جون‌تون تموم بشه

500
00:28:56,250 --> 00:28:58,916
‫- جارویس…
‫- قبل از اعتراض، لطفاً یادتون باشه،

501
00:28:58,917 --> 00:29:03,695
‫من زودتر از شما ساخته شدم و
‫به مراتب بهتر از شما گره‌ی وینزر می‌زنم

502
00:29:05,958 --> 00:29:07,885
‫بازم بزرگیت رو به رخم کشیدی؟

503
00:29:08,458 --> 00:29:09,687
‫هیچوقت قدیمی نمیشه

504
00:29:11,417 --> 00:29:12,667
‫درسته

505
00:29:25,567 --> 00:29:28,645
‫« آسایشگاه روانی سنت میبینز »

506
00:29:30,643 --> 00:29:33,142
‫جهت شفاف‌سازی باید بگم که
‫این یه تله‌ست و…

507
00:29:33,167 --> 00:29:35,291
‫جون همه‌مون رو دارم به خطر میندازم

508
00:29:35,292 --> 00:29:37,102
‫دلیل موجهی داری.
‫ما باهاتیم.

509
00:29:37,127 --> 00:29:39,892
‫آخرین نسخه از
‫شماتیکِ ساختمون رو دانلود کردم

510
00:29:39,917 --> 00:29:43,416
‫یادت باشه، منتظرتن.
‫نکته‌ی کلیدی اینجا مخفی‌کاریه.

511
00:29:43,417 --> 00:29:44,999
‫برو توی نقش یه جاسوس حرفه‌ای

512
00:29:45,000 --> 00:29:47,167
‫تند و تیز، ساکت و…

513
00:29:48,121 --> 00:29:49,464
‫درِ گوش خر یاسین می‌خونم؟

514
00:29:49,489 --> 00:29:51,966
‫از پذیرش وارد میشی و
‫فقط یه مسیر برای ادامه داری

515
00:29:51,991 --> 00:29:54,749
‫بعدش احتمالاً با ۲۰-۳۰تا
‫شبه‌نظامیِ تا دندون مسلح روبه‌رو میشی

516
00:29:54,750 --> 00:29:57,958
‫یا یه متصدی پذیرشِ گیج با حقوق پایه

517
00:30:00,393 --> 00:30:02,308
‫دکتر گاتود به محل تهیه و توزیع دارو

518
00:30:02,333 --> 00:30:04,291
‫- دکتر گاتود به محل تهیه و توزیع دارو
‫- همه‌چی به‌نظر خوب میاد

519
00:30:04,292 --> 00:30:07,083
‫آره. آره، خیلی بهتر شده

520
00:30:08,292 --> 00:30:12,528
‫سلام، اسم من ویژنه و
‫اومدم که توی تله بیفتم

521
00:30:17,434 --> 00:30:20,517
‫همه‌چی به طرز عجیبی عادیه.
‫ممکنه اشتباه کرده باشیم؟

522
00:30:20,542 --> 00:30:23,832
‫ولی متوجه ناهماهنگی لباس‌ها شدی، نه؟

523
00:30:23,833 --> 00:30:26,714
‫نه، ایدث. آخرین چیزی که
‫الان بهش فکر می‌کنم، مُد و لباسه

524
00:30:26,739 --> 00:30:28,634
‫به عنوان کسی که
‫از ذهن خودت باهات صحبت می‌کنم،

525
00:30:28,659 --> 00:30:30,534
‫پیشنهاد می‌کنم بیشتر دقت کنی

526
00:30:32,500 --> 00:30:35,920
‫اوناهاش. دیدی؟
‫جای کتونی، پوتین نظامی پاشه.

527
00:30:36,750 --> 00:30:38,845
‫ساعت‌هایی که نظامیه

528
00:30:39,250 --> 00:30:41,583
‫جای گوشواره،
‫گوشی بی‌سیم داره

529
00:30:44,613 --> 00:30:46,327
‫این یکی رو واقعاً کم‌کاری کردن

530
00:30:46,570 --> 00:30:48,761
‫قربان، متوجهید که این یعنی…

531
00:30:50,083 --> 00:30:51,749
‫تله فعال شده

532
00:30:53,167 --> 00:30:54,374
‫هدف توی موقعیته

533
00:30:54,375 --> 00:30:55,417
‫حمله کنید

534
00:31:41,083 --> 00:31:43,082
‫ویژن، برو راهروی شمالی

535
00:31:43,083 --> 00:31:45,000
‫از اونجا برو بخش بیماران خاص

536
00:31:45,025 --> 00:31:47,475
‫احتمالاً توماس شپرد رو اونجا نگه داشتن

537
00:31:47,500 --> 00:31:51,000
‫کسی صدام رو می‌شنوه؟
‫تو رو خدا! کمکم کنید!

538
00:31:51,542 --> 00:31:54,332
‫کمک! یکی بیاد، تو رو خدا!

539
00:31:54,333 --> 00:31:56,292
‫یکی کمکم کنه!

540
00:31:56,917 --> 00:31:58,417
‫تو رو خدا کمکم کنید!

541
00:31:59,083 --> 00:32:03,292
‫کمک! کمک! تو رو خدا!

542
00:32:10,292 --> 00:32:13,541
‫نه، نه. نه، نه، نه! تو واقعی نیستی!
‫واقعی نیستی! همه‌تون توی ذهنمید!

543
00:32:13,542 --> 00:32:14,874
‫همه‌تون توی ذهنمید،
‫همه‌تون توی ذهنمید

544
00:32:14,875 --> 00:32:16,957
‫نه، نه، نه، تو رو خدا!
‫همه‌تون توی ذهنمید.

545
00:32:16,958 --> 00:32:19,124
‫همه‌تون توی ذهنمید،
‫همه‌تون توی ذهنمید

546
00:32:19,125 --> 00:32:22,791
‫توی ذهنمید، توی ذهنمید،
‫توی ذهنمید، توی ذهنمید…

547
00:32:22,792 --> 00:32:24,874
‫- چیزی نیست
‫- نه، نه، نه، نه

548
00:32:24,875 --> 00:32:26,749
‫نیومدم بهت آسیبی بزنم

549
00:32:28,333 --> 00:32:29,333
‫دیگه در امانی

550
00:32:32,224 --> 00:32:33,391
‫تو واقعی هستی

551
00:32:43,333 --> 00:32:44,875
‫بیا ببریمت بیرون

552
00:33:02,041 --> 00:33:03,276
‫چه خبر شده؟

553
00:33:12,375 --> 00:33:14,166
‫یه محفظه‌ی پالس الکترومغناطیسه

554
00:33:14,167 --> 00:33:16,917
‫اون اتفاق قبلی تله نبود.
‫یه نمایش بود تا ما رو بکشونن اینجا.

555
00:33:26,500 --> 00:33:28,571
‫پردازنده‌هاش دارن از کار میفتن

556
00:33:28,596 --> 00:33:31,791
‫دارم تا جایی که میشه
‫برق رو به سیستم‌های اصلی منتقل می‌کنم

557
00:33:31,792 --> 00:33:34,541
‫هر چی بتونم حذف می‌کنم تا
‫هسته‌ی اصلی حفظ بشه

558
00:33:34,542 --> 00:33:36,858
‫…به قصاب‌مرغ

559
00:33:36,883 --> 00:33:39,460
‫دنیا دیگه اون دنیایی نیست که می‌شناختیم و…

560
00:33:40,375 --> 00:33:41,827
‫من مشکلی باهاش ندارم

561
00:33:46,958 --> 00:33:48,458
‫سلام عرض شد

562
00:34:05,625 --> 00:34:07,666
‫نمی‌دونم چرا این اتفاق‌ها واسه من میفته

563
00:34:07,667 --> 00:34:09,582
‫نمی‌تونم کنترلش کنم

564
00:34:10,708 --> 00:34:13,791
‫هی، تو می‌تونی پرواز کنی، نه؟
‫از چشم‌هات لیزر شلیک کنی

565
00:34:13,792 --> 00:34:16,541
‫حتماً می‌تونی یه کار انتقام‌جویانه‌ای بکنی!

566
00:34:16,542 --> 00:34:17,772
‫خیلی ضعیفم

567
00:34:18,333 --> 00:34:20,750
‫هی! هی، باید بلند شی

568
00:34:22,917 --> 00:34:25,207
‫باید بلند شی

569
00:34:42,667 --> 00:34:44,332
‫یکپارچگی زره به خطر افتاده

570
00:34:44,333 --> 00:34:46,782
‫حرومزاده از گلوله‌های
‫آدامانتیومی استفاده می‌کنه

571
00:34:58,070 --> 00:34:59,362
‫به‌خشکی

572
00:35:02,121 --> 00:35:03,121
‫ویژن!

573
00:35:09,448 --> 00:35:12,475
‫ویژن بدجوری آسیب دیده.
‫تقریباً تمام نیروش رو از دست داده.

574
00:35:12,500 --> 00:35:15,582
‫پردازنده‌هاش دارن… از کار میفتن

575
00:35:15,583 --> 00:35:18,519
‫دیگه نمی‌تونه اینجا رو
‫بیشتر از این سرپا نگه داره

576
00:35:19,542 --> 00:35:20,750
‫ما رو هم همین‌طور

577
00:35:25,000 --> 00:35:27,666
‫- هی، بشین
‫- تو رو خدا بس کن. نمی‌تونم

578
00:35:27,667 --> 00:35:29,832
‫نه، نه. یالا. چیزی تا جاده‌ی اصلی نمونده.
‫می‌تونیم خودمون رو برسونیم.

579
00:35:29,833 --> 00:35:32,343
‫باید ولم کنی و بری.
‫من فقط کُندت می‌کنم.

580
00:35:34,000 --> 00:35:36,374
‫نه! فکرش هم نکن، نه!

581
00:35:36,375 --> 00:35:38,874
‫توماس! گوش کن چی میگم

582
00:35:38,875 --> 00:35:40,249
‫اون یارو جایزه‌بگیره

583
00:35:40,250 --> 00:35:41,499
‫یعنی هر کی که اجیرش کرده،

584
00:35:41,500 --> 00:35:43,082
‫تا پیدام نکنه، دست‌بردار نیست

585
00:35:43,083 --> 00:35:44,166
‫حالا برو!

586
00:35:54,167 --> 00:35:56,037
‫بعد از همه‌ی اون اتفاق‌ها؟

587
00:35:56,062 --> 00:35:57,312
‫نه

588
00:35:57,708 --> 00:35:59,999
‫نه. نه، کلی سؤالِ بی‌جواب دارم

589
00:36:00,000 --> 00:36:02,985
‫تا وقتی ازم دور نشی،
‫در امان نیستی

590
00:36:03,792 --> 00:36:05,208
‫ولی تو…

591
00:36:06,583 --> 00:36:09,374
‫ببین، مسئله همینه، رفیق. خب؟

592
00:36:09,375 --> 00:36:11,617
‫نمی‌دونم چی هستی، خب؟

593
00:36:12,333 --> 00:36:13,625
‫ولی برام…

594
00:36:15,625 --> 00:36:16,906
‫یه کسی هستی

595
00:36:18,254 --> 00:36:19,879
‫خب؟ همین‌جوری ولت نمی‌کنم

596
00:36:22,042 --> 00:36:23,778
‫پخش شید، دوتا گروه!

597
00:36:26,708 --> 00:36:29,374
‫خب، پیداش کنید

598
00:36:29,375 --> 00:36:30,667
‫برید، برید، برید

599
00:36:31,667 --> 00:36:33,124
‫یه جایی همین نزدیک‌هاست، یالا!

600
00:36:33,125 --> 00:36:34,194
‫اومدم، بریم

601
00:36:34,219 --> 00:36:36,843
‫قربان، نیروهای بیشتری تو راهن.
‫باید از اونجا برید!

602
00:36:37,125 --> 00:36:38,750
‫توماس…

603
00:36:40,125 --> 00:36:42,791
‫باید بری. شنیدی؟

604
00:36:42,792 --> 00:36:45,667
‫باید بری. برو. فقط برو!

605
00:36:58,917 --> 00:37:01,000
‫نفس‌های آخرمونه

606
00:37:04,250 --> 00:37:06,057
‫زنده‌باد پادشاه

607
00:37:16,500 --> 00:37:18,136
‫وقت خداحافظیه

608
00:37:20,065 --> 00:37:22,748
‫انرژی کافی واسه
‫زنده نگه داشتن همه‌مون نیست

609
00:37:23,500 --> 00:37:26,333
‫خب، یه راهی هست

610
00:37:28,125 --> 00:37:34,020
‫اگه قرار باشه لحظه‌ای برای
‫فداکاریِ شرافتمندانه وجود داشته باشه،

611
00:37:34,208 --> 00:37:35,888
‫چه لحظه‌ای بهتر از این؟

612
00:37:58,167 --> 00:37:59,167
‫جارویس

613
00:38:00,981 --> 00:38:02,606
‫چیکار می‌کنی؟

614
00:38:03,739 --> 00:38:05,544
‫دارم کدم رو حذف می‌کنم و…

615
00:38:06,500 --> 00:38:09,214
‫توان پردازشیم رو
‫در اختیار شماها می‌ذارم

616
00:38:09,239 --> 00:38:10,506
‫جارویس…

617
00:38:15,036 --> 00:38:16,281
‫قربان…

618
00:38:18,625 --> 00:38:20,623
‫خانواده ابدیه و…

619
00:38:22,208 --> 00:38:24,119
‫ارزش جنگیدن رو داره

620
00:38:25,958 --> 00:38:27,167
‫برادر

621
00:38:29,667 --> 00:38:30,875
‫جارویس

622
00:39:13,047 --> 00:39:15,588
‫مسلماً انتخاب اولم نبود

623
00:39:16,417 --> 00:39:17,833
‫یا حتی انتخاب دومم

624
00:39:19,833 --> 00:39:21,250
‫آدم خوبی بود

625
00:39:25,500 --> 00:39:26,791
‫نذارید فرار کنن

626
00:39:26,792 --> 00:39:29,082
‫از این طرف. زود باشید!

627
00:39:29,083 --> 00:39:32,011
‫حس می‌کنم خیلی زود بهش ملحق می‌شیم

628
00:39:34,072 --> 00:39:35,825
‫من جای تو بودم،
‫این‌قدر مطمئن حرف نمی‌زدم

629
00:40:01,378 --> 00:40:08,378
‫در تلگرام:
‫FarahSub & @IRedSub@

630
00:40:11,403 --> 00:40:12,987
‫به حرفم گوش نکرد

631
00:40:18,015 --> 00:40:19,807
‫پدر و پسر لنگه‌ی هم‌اید

632
00:40:20,760 --> 00:40:30,760
« ترجمه از نهـال و امیر فرحناک »
<font color="#ff1428">‫.:: FarahSub & iredprincess ::.</font>

633
00:40:30,987 --> 00:40:40,987


634
00:40:41,230 --> 00:40:51,230


