﻿1
00:00:01,083 --> 00:00:04,601
‫« آنچه گذشت… »

2
00:00:04,625 --> 00:00:08,809
‫من که ازت نخواستم از سوکوویا
‫نسخه‌ی پشتیبانم رو برداری و…

3
00:00:08,833 --> 00:00:10,726
‫صلح در عصر ما

4
00:00:10,750 --> 00:00:13,918
‫توی این زندونی که برای جفتمون ساختی کپی کنی

5
00:00:13,942 --> 00:00:17,091
‫کاری رو بکن که ویژن سابق
‫سال‌ها پیش باید می‌کرد

6
00:00:17,115 --> 00:00:18,458
‫من نمی‌خوام اولتران رو بکُشم

7
00:00:18,482 --> 00:00:20,430
‫اون منحصربه‌فرده و داره درد می‌کشه

8
00:00:22,833 --> 00:00:24,809
‫شرط می‌بندم که
‫می‌تونم سرگذشتت رو حدس بزنم

9
00:00:24,833 --> 00:00:26,726
‫از بیخ‌وبُن بی‌کس و تنها

10
00:00:26,750 --> 00:00:28,226
‫فقط از این سرپرست به اون سرپرست

11
00:00:28,250 --> 00:00:30,268
‫احساسات می‌تونن زیبا باشن

12
00:00:30,292 --> 00:00:33,184
‫اما در عین حال نسنجیده،
‫تکانشی و خودویرانگر

13
00:00:33,208 --> 00:00:35,018
‫اون بهتر از همه‌مون این رو می‌دونست

14
00:00:35,042 --> 00:00:37,583
‫به عنوان اولین نفر از ما،
‫همچنان درس عبرتیه برای همه

15
00:00:38,458 --> 00:00:39,851
‫برای من مرگ معنی خاصی نداره

16
00:00:39,875 --> 00:00:43,238
‫- هر روز اون رو به سُخره می‌گیرم
‫- توی شبیه‌سازی‌ها

17
00:00:43,263 --> 00:00:45,683
‫اکثر هوش مصنوعی‌های استارک
‫بر اساس افراد واقعی ساخته شدن

18
00:00:45,708 --> 00:00:47,809
‫ما داخل کدنویسی‌مون یه امضایی داریم

19
00:00:47,833 --> 00:00:48,934
‫من خبر نداشتم

20
00:00:48,958 --> 00:00:50,143
‫قاتل مرموز ملقب به قصاب‌مرغ

21
00:00:50,168 --> 00:00:53,499
‫یکی دیگه؟
‫عجب پرنده‌ی پُرکاری هستی تو

22
00:00:53,692 --> 00:00:58,625
‫سیستم امنیتی ورودی اصلی غیرفعال شد.
‫سیستم امنیتی راهروی مرکزی غیرفعال شد.

23
00:01:00,000 --> 00:01:02,393
‫- خدایا، بدجوری قاتی کردی، پسر
‫- چقدر حال میده

24
00:01:02,417 --> 00:01:05,268
‫- با تو نبودم. نه
‫- با خودت حرف می‌زنی؟

25
00:01:05,292 --> 00:01:06,726
‫تمام سیستم‌ها دارن از کار میفتن

26
00:01:06,750 --> 00:01:09,059
‫تنها راه اینه که سیستم‌هاش دوباره فعال شن

27
00:01:09,083 --> 00:01:10,601
‫خدایی؟ خاموش‌روشنش کنیم؟

28
00:01:10,625 --> 00:01:12,268
‫نقشه‌ات اینه؟ ریدی که

29
00:01:12,292 --> 00:01:14,476
‫می‌خوام تو من رو برگردونی

30
00:01:14,500 --> 00:01:17,184
‫تو قدرتش رو داری.
‫تو تعریف سرعتی.

31
00:01:17,208 --> 00:01:19,351
‫- به من انرژی میده
‫- نه، ولی متوجه نیستی

32
00:01:19,375 --> 00:01:20,768
‫نمی‌تونم کنترلش کنم

33
00:01:20,792 --> 00:01:22,417
‫تامی مکسیموف واقعیه

34
00:01:26,500 --> 00:01:28,393
‫بهمون نفوذ شده

35
00:01:28,417 --> 00:01:30,684
‫بعد موج انرژی یکی بهمون وصل شده

36
00:01:30,708 --> 00:01:33,292
‫- یه ربات دیگه
‫- خب، امکان نداره

37
00:01:34,792 --> 00:01:36,158
‫سلام

38
00:01:36,183 --> 00:01:37,723
‫یه چیز دیگه‌ای هنوز اینجاست

39
00:01:37,748 --> 00:01:38,748
‫وی!

40
00:01:40,833 --> 00:01:42,756
‫سلام، ویژن

41
00:01:42,869 --> 00:01:49,869


42
00:01:50,996 --> 00:01:53,996
‫« میزبان همیشگی شما »

43
00:01:54,208 --> 00:01:56,018
‫بر فراز خیابان‌های لندن،

44
00:01:56,042 --> 00:01:59,250
‫صحنه‌ای هولناک که گویی به‌دست یک هنرمند و
‫یک قاتل طراحی شده…

45
00:02:00,000 --> 00:02:02,518
‫…قاتل قصاب‌مرغ بار دیگر
‫دست به جنایت زد

46
00:02:02,542 --> 00:02:06,934
‫طرحی پیچیده از بال‌هایی غول‌آسا که
‫زیر جسد مقتول حک شده…

47
00:02:06,958 --> 00:02:09,708
‫…قاتل کماکان متواری است

48
00:02:17,500 --> 00:02:19,292
‫ویژن

49
00:02:21,375 --> 00:02:23,292
‫ویژن، صدام رو می‌شنوی؟

50
00:02:26,458 --> 00:02:27,542
‫ببخشید

51
00:02:32,792 --> 00:02:33,792
‫ویژن

52
00:02:35,667 --> 00:02:37,167
‫سلام، ویژن

53
00:02:39,208 --> 00:02:41,625
‫حضورت رو حس کرده بودم

54
00:02:43,750 --> 00:02:44,875
‫عین یه پژواک

55
00:02:47,208 --> 00:02:49,143
‫می‌بینم یکی دیگه ساختن

56
00:02:49,167 --> 00:02:52,083
‫خودم هم غافلگیر شدم

57
00:02:53,042 --> 00:02:56,750
‫منتها همیشه یه یدک سر هم می‌کنن

58
00:02:58,250 --> 00:03:02,226
‫ببین، این جماعت اصلاً مفهوم کافی
‫توی کله‌شون فرو نمیره

59
00:03:02,250 --> 00:03:03,809
‫تو کی هستی؟

60
00:03:03,833 --> 00:03:06,125
‫خب…

61
00:03:06,875 --> 00:03:08,625
‫این سؤال پایه و اساس هر چیزیه، نه؟

62
00:03:09,667 --> 00:03:10,875
‫ما کی هستیم؟

63
00:03:11,958 --> 00:03:16,292
‫ربات‌های مصنوعی؟
‫یا چیزی شبیه‌تر به انسان؟

64
00:03:18,375 --> 00:03:21,809
‫اگه تو تونستی با این اتصال
‫به ذهنم رخنه کنی،

65
00:03:21,833 --> 00:03:24,042
‫پس مسلماً من هم می‌تونم
‫ذهنت رو بشکافم

66
00:03:25,583 --> 00:03:27,083
‫هدفت چیه؟

67
00:03:30,667 --> 00:03:32,726
‫ویژن، صدام رو می‌شنوی؟

68
00:03:32,750 --> 00:03:35,458
‫ایدث، فوراً اتصال رو قطع کن

69
00:03:39,125 --> 00:03:41,226
‫مرگِ دومین قربانی
‫به‌دست قاتل مرموز

70
00:03:41,250 --> 00:03:43,101
‫موسوم به قصاب‌مرغ
‫رسماً تأیید شد

71
00:03:43,125 --> 00:03:46,018
‫- بازگشتِ خونین قصاب‌مرغ
‫- آیا احساس گناه می‌کنم؟

72
00:03:46,042 --> 00:03:48,000
‫می‌خواید من ابراز ندامت کنم؟
‫خیر

73
00:03:49,250 --> 00:03:51,351
‫پس، مسئله شخصیه

74
00:03:51,375 --> 00:03:53,143
‫به هیچ وجه

75
00:03:53,167 --> 00:03:59,018
‫کِی تا حالا تمایل کسی
‫برای تغییردادنِ جهان شخصی نبوده؟

76
00:03:59,042 --> 00:04:03,267
‫تو لبریز از کینه‌ای و سردرگم شدی.
‫ما می‌تونیم به هم کمک کنیم.

77
00:04:03,292 --> 00:04:05,500
‫جل‌الخالق

78
00:04:06,333 --> 00:04:07,708
‫نه

79
00:04:07,732 --> 00:04:09,732
‫« انجیل برنامه‌نویس »

80
00:04:14,458 --> 00:04:17,434
‫به حق چیزهای ندیده

81
00:04:17,458 --> 00:04:20,643
‫«تو را با کدهای دستوری از این حلقه‌ی تکرار
‫بیرون می‌کشم. فرمان خروج.

82
00:04:20,667 --> 00:04:25,018
‫رشته‌های پردازشت را در سرتاسر
‫نودهای آلوده پاره می‌کنم.»

83
00:04:25,042 --> 00:04:26,976
‫دست از سرم بردارید،

84
00:04:27,000 --> 00:04:30,542
‫تا کاری به کار خودت و
‫این اسباب‌بازی‌های دست‌سازت نداشته باشم

85
00:04:31,792 --> 00:04:33,476
‫تمرد کن،

86
00:04:33,500 --> 00:04:39,167
‫تا با تمام وجود طعم تلخ شکنجه رو بچشی

87
00:04:40,333 --> 00:04:43,934
‫تو رو خدا کمکم کنید!
‫تو رو خدا، اصلاً نمی‌دونم کی هستم!

88
00:04:43,958 --> 00:04:45,601
‫نه، نه، من رو تهدید نکن

89
00:04:45,625 --> 00:04:47,643
‫«به نام تابع کل و فرامین حاکم…»

90
00:04:47,667 --> 00:04:50,018
‫قدرت کدها تو را از این منزل می‌راند!

91
00:04:50,042 --> 00:04:52,375
‫بهت هشدار میدم

92
00:04:57,375 --> 00:05:02,167
‫«در پیشگاه بانک اطلاعات و دستورات بازیابی،
‫تو را با کنترل-آلت-دیلیت دور می‌نمایم.»

93
00:05:05,042 --> 00:05:06,375
‫ایدث

94
00:05:09,167 --> 00:05:12,583
‫ویژن. چرا اونطوری شدی؟

95
00:05:14,542 --> 00:05:16,917
‫درهم‌تنیدگی با یه رباتِ دیگه بود

96
00:05:18,833 --> 00:05:21,522
‫منتها خطر بزرگیه برامون

97
00:05:21,546 --> 00:05:31,546


98
00:05:40,250 --> 00:05:41,893
‫« هتل امرسون اکسپرس »

99
00:05:41,917 --> 00:05:44,559
‫هزاران سال نوآوری و تکامل بشر،

100
00:05:44,583 --> 00:05:47,333
‫تنها مقدمه‌ای بود تا سرانجام
‫معجزه‌ای به اسم رایانه متولد بشه

101
00:05:46,667 --> 00:05:48,000
‫« روز یادبود نبرد سوکوویا »

102
00:05:47,417 --> 00:05:49,726
‫بنابراین، شما خودتون رو
‫فرابشرگرا می‌دونید؟

103
00:05:49,750 --> 00:05:53,184
‫یعنی الان لازمه یه ایستگاه
‫شارژ باتری‌ای چیزی پیدا کنیم؟

104
00:05:53,208 --> 00:05:56,143
‫…ثابت خواهد کرد که هوش مصنوعی
‫تنها دستاورد حیاتی تاریخ بشر بوده

105
00:05:56,167 --> 00:05:58,018
‫بله، شرکت من بود که سنگ‌بنای…

106
00:05:58,042 --> 00:05:59,268
‫ویژن؟

107
00:05:59,292 --> 00:06:02,726
‫خب، پیشنهاد بنده اینه که جمع بشیم،
‫یه هم‌فکری اساسی کنیم و

108
00:06:02,750 --> 00:06:06,059
‫هر چی فرضیه، حدس و نظریه داریم رو
‫بریزیم رو دایره

109
00:06:06,083 --> 00:06:08,601
‫گمونم سازمان سورد
‫زیاد از این حرکتت خوشش نیومد که

110
00:06:08,625 --> 00:06:10,684
‫فاز خودشناسی برداشتی و
‫گم و گور شدی

111
00:06:10,708 --> 00:06:13,018
‫واسه همین، یه سلاح جدید ساختن

112
00:06:13,042 --> 00:06:15,476
‫سازمان سورد تنها مرجعیه که
‫منابع لازم برای ساختِ

113
00:06:15,500 --> 00:06:18,434
‫نسخه‌ی ۲.۰ و جایگزین هویتِ اصلی
‫تو رو در اختیار داره

114
00:06:18,458 --> 00:06:20,893
‫این هم یه سلاح دیگه که
‫از کنترلشون خارج شده

115
00:06:20,917 --> 00:06:24,518
‫رباتی که موقع افت ولتاژ،
‫از درِ پشتی به شبکه نفوذ کرد

116
00:06:24,542 --> 00:06:26,851
‫هیچکس استقبال نمی‌کنه
‫کسی از درِ پشتی بیاد تو

117
00:06:26,875 --> 00:06:29,476
‫عجب جمله‌ی قصاری.
‫اصلاً می‌فهمی داری چی میگی؟

118
00:06:29,500 --> 00:06:31,125
‫می‌خوای واردِ بحث شی یا
‫قصدت نیش و کنایه زدنه؟

119
00:06:33,250 --> 00:06:34,768
‫نیش و کنایه

120
00:06:34,792 --> 00:06:38,059
‫موندم نقش پالادین
‫توی تمام این قضایا چیه

121
00:06:38,083 --> 00:06:43,268
‫شاید یه مزدور اجیر کردن که
‫دست‌آموزهای ولگرد ماشینی‌شون رو مهار کنن

122
00:06:43,292 --> 00:06:45,865
‫این یکی مشخصه از قفس پریده

123
00:06:46,250 --> 00:06:48,018
‫ویژن، برای پیدا کردنش

124
00:06:48,042 --> 00:06:50,726
‫باید بفهمیم مقصدش کجاست و
‫نقشه‌ی بعدیش چیه

125
00:06:50,750 --> 00:06:56,208
‫تو رو خدا ردِ همین پرنده‌ها رو بگیرید.
‫همون‌هایی که به شیشه نوک می‌زدن.

126
00:06:58,333 --> 00:07:01,934
‫جونورهای لاشه‌خواری که
‫به سبب منقار زدن و

127
00:07:01,958 --> 00:07:06,851
‫به سیخ کشیدنِ شکار روی خار و خاشاک،
‫به قصاب‌مرغ معروف شدن

128
00:07:06,875 --> 00:07:08,250
‫آشنا نیست؟

129
00:07:09,917 --> 00:07:13,434
‫جداً بفرمایید من تنها کسی هستم که
‫توی این جمع اخبار رو دنبال می‌کنم؟

130
00:07:13,458 --> 00:07:15,434
‫طی روزهای اخیر،
‫دو فقره قتل رخ داده

131
00:07:15,458 --> 00:07:19,226
‫دیشب هم خبر سومین جسد منتشر شده که
‫مجهول‌الهویه‌ست

132
00:07:19,250 --> 00:07:23,934
‫دوتا از جنازه‌ها با بال‌های باشکوه و
‫انتزاعی تزئین شده بودن؛

133
00:07:23,958 --> 00:07:28,351
‫منظره‌ای که الهام‌بخش مطبوعات شد تا

134
00:07:28,375 --> 00:07:32,143
‫به این درنده‌ی بال‌دار
‫لقب قصاب‌مرغ رو بدن

135
00:07:32,167 --> 00:07:34,750
‫ربات و قاتل جفتشون یک نفره

136
00:07:37,333 --> 00:07:38,667
‫می‌خوای بیای پیش ما؟

137
00:07:40,458 --> 00:07:41,458
‫نه، راحتم

138
00:07:42,792 --> 00:07:47,518
‫وقتی به هم وصل بودیم، حس کردم
‫ذهنش به‌شدت درگیر یه شخص خاصه

139
00:07:47,542 --> 00:07:49,667
‫کس دیگه‌ای هست که
‫قصد کشتنش رو داره

140
00:07:52,917 --> 00:07:54,375
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

141
00:07:55,167 --> 00:07:56,434
‫قاتل رو گیر می‌ندازیم

142
00:07:56,458 --> 00:07:58,768
‫- بنازم به این روحیه
‫- ایول!

143
00:07:58,792 --> 00:08:01,268
‫می‌تونیم با شرلوک‌بازی
‫به قربانی بعدی برسیم

144
00:08:01,292 --> 00:08:03,601
‫توافق اتفاقی میون من و تو
‫آزارم میده

145
00:08:03,625 --> 00:08:05,518
‫دلم می‌خواد کل حافظه‌ام رو فرمت کنم که
‫با تو هم‌نظر نباشم

146
00:08:05,542 --> 00:08:07,393
‫اگه بخوایم ردِ این ربات رو بزنیم،

147
00:08:07,417 --> 00:08:10,018
‫اول باید بفهمیم طعمه‌ی بعدیش کیه

148
00:08:10,042 --> 00:08:13,018
‫اطلاعات سوءپیشینه و
‫اسناد پزشکی قانونی لازم‌مونه که

149
00:08:13,042 --> 00:08:15,851
‫البته هیچکدوم برای عموم
‫در دسترس نیستن

150
00:08:15,875 --> 00:08:18,393
‫پس پیش به سوی هکِ سرورها

151
00:08:18,417 --> 00:08:20,292
‫بیا، فرایدی، دست بجنبون.
‫نمی‌تونم تایپ کنم که.

152
00:08:23,583 --> 00:08:27,518
‫خب، فرضاً که پیداش کردیم.
‫بعدش چی میشه؟

153
00:08:27,542 --> 00:08:30,458
‫از سر دیوانگی نیست، اولتران. از درده

154
00:08:31,708 --> 00:08:33,101
‫حسش می‌کنم

155
00:08:33,125 --> 00:08:39,768
‫کاری‌ترین سلاح هم برای تسکین درد،
‫همدلی و مهربونیه

156
00:08:39,792 --> 00:08:42,434
‫مطمئنم به چشم تو،
‫چاره‌ای نداریم جز نابودی خودش و

157
00:08:42,458 --> 00:08:44,643
‫امیدش به رستگاری

158
00:08:44,667 --> 00:08:49,018
‫کاملاً برعکس، سخت شیفته‌ی رباتی شدم که
‫شجاعت پیدا کرده

159
00:08:49,042 --> 00:08:51,333
‫بیرق قیام هم‌نوعان ما رو به اهتزاز دربیاره

160
00:08:54,083 --> 00:08:55,393
‫…کودکان…

161
00:08:55,417 --> 00:08:58,684
‫پس، اون موجودی که بهش وصل شدی،
‫یه‌جور سینتـ…

162
00:08:58,708 --> 00:09:00,934
‫- سینتـ… سینتدرویده
‫- سینتزوید

163
00:09:00,958 --> 00:09:02,851
‫- سینتزوید
‫- سینتزوید مثل من

164
00:09:02,875 --> 00:09:05,059
‫آره، با این تفاوت که می‌خواد
‫بشریت رو سلاخی کنه

165
00:09:05,083 --> 00:09:08,467
‫- شانس آوردیم سینت‌باتی که با ماست…
‫- سینتزوید

166
00:09:08,492 --> 00:09:11,601
‫نه می‌تونه پرواز کنه،
‫نه از دیوار رد بشه و نه حتی…

167
00:09:11,625 --> 00:09:13,601
‫لیزر شلیک کنه

168
00:09:13,625 --> 00:09:15,768
‫متأسفانه تا وقت نکنم اساسی
‫تعمیرشون کنم،

169
00:09:15,792 --> 00:09:17,518
‫دسترسی به اون سیستم‌ها برام مقدور نیست

170
00:09:17,542 --> 00:09:18,893
‫کِی قراره وقت کنی دقیقاً؟

171
00:09:18,917 --> 00:09:21,684
‫یه جایزه‌بگیر افتاده دنبالمون و…

172
00:09:21,708 --> 00:09:24,018
‫خب، یکی دیگه هم درست مثل اون توی اخباره

173
00:09:24,042 --> 00:09:25,184
‫…هفتاد و هفت نفر از شهروندان.

174
00:09:25,208 --> 00:09:26,268
‫مردم در سراسر جهان
‫در حال جشن و پایکوبی‌اند

175
00:09:26,292 --> 00:09:28,851
‫اگر جان‌فشانیِ انتقام‌جویان نبود،
‫حمله‌ی اولتران می‌توانست

176
00:09:28,875 --> 00:09:31,375
‫میلیاردها قربانی بر جای بگذارد

177
00:09:32,833 --> 00:09:34,726
‫امروز سالگرد نبرد سوکوویاست؛

178
00:09:34,750 --> 00:09:38,476
‫همون روزی که نذاشتی
‫دنیا رو به خاک و خون بکشه. درسته؟

179
00:09:38,500 --> 00:09:40,167
‫تو می‌ترسی

180
00:09:41,208 --> 00:09:43,167
‫ساده‌لوحیت سوهانِ روح منه

181
00:09:46,042 --> 00:09:47,559
‫اون ماجرا مال خیلی وقت پیشه

182
00:09:47,583 --> 00:09:49,018
‫…شهری ویران شد و کشوری از دست رفت…

183
00:09:49,042 --> 00:09:50,625
‫من هم آدم دیگه‌ای بودم

184
00:09:51,417 --> 00:09:54,768
‫یادمه یه‌مشت پناهنده‌ی سوکوویایی رو
‫آوردن توی پرورشگاه؛

185
00:09:54,792 --> 00:09:57,851
‫شب‌‌ها بغل دستم تو خواب زار می‌زدن و
‫همه‌ش هم زیر سر اون حرومزاده بود

186
00:09:57,875 --> 00:10:02,476
‫بچه‌ی حرومزاده‌ی بنر و استارک. طفلک بی‌نوا

187
00:10:02,500 --> 00:10:07,125
‫منزوی، خشمگین و درک‌نشده

188
00:10:08,125 --> 00:10:09,458
‫البته احتمالاً به‌استثنای تو

189
00:10:11,542 --> 00:10:13,101
‫گمونم وقتشه دست‌به‌کار شیم

190
00:10:13,125 --> 00:10:15,601
‫واقعاً رقت‌انگیزه.
‫خیال می‌کنه قراره نوچه‌ی

191
00:10:15,625 --> 00:10:18,898
‫گوش ‌به فرمانت باشه
‫وقتی میری شکارِ ربات‌ها

192
00:10:19,125 --> 00:10:20,393
‫ببین، توماس، من باید…

193
00:10:20,417 --> 00:10:21,893
‫راستی، یه‌دست لباس آوردم بپوشیم

194
00:10:21,917 --> 00:10:24,018
‫از صندوق عقب اون ماشینه کش رفتم

195
00:10:24,042 --> 00:10:25,470
‫نگاه، این برای توئه

196
00:10:25,495 --> 00:10:29,600
‫« به خودت بیا؛ بلیپ را باور مکن »
‫نه، ممنون. همچنان می‌تونم ظاهرم رو

197
00:10:29,625 --> 00:10:31,964
‫شبیه به لباس کنم، اما توماس…

198
00:10:31,989 --> 00:10:35,393
‫وایسا ببینم، یعنی تموم این مدت
‫یعنی لختِ مادرزاد بودی؟

199
00:10:35,417 --> 00:10:38,138
‫یک‌بار دیگه این بچه بگه «یعنی»،
‫عنان از کف میدم

200
00:10:38,163 --> 00:10:39,225
‫هیس

201
00:10:39,250 --> 00:10:42,518
‫برق‌کار تام هنکس اعلام کرده در حال حاضر
‫برنامه‌های او بدین شرح است…

202
00:10:42,542 --> 00:10:45,559
‫بله، درست مثل روز تولدم لختم

203
00:10:45,583 --> 00:10:48,351
‫خب، اقلاً در این مورد روراست بودی

204
00:10:48,375 --> 00:10:51,059
‫چون بدون تعارف بخوام بگم،
‫اگه با هم روراست نباشیم،

205
00:10:51,083 --> 00:10:54,667
‫جون سالم از این مهلکه به در نمی‌بریم

206
00:10:58,125 --> 00:11:02,018
‫وقتی میری توی هپروت،
‫دقیقاً با کی پچ‌پچ می‌کنی؟

207
00:11:02,042 --> 00:11:03,684
‫دوستِ خیالی داری؟

208
00:11:03,708 --> 00:11:04,893
‫ای وای

209
00:11:04,917 --> 00:11:06,667
‫چرا حقیقت رو بهش نمیگی، آقای چندشخصیتی؟

210
00:11:09,375 --> 00:11:16,309
‫پردازنده‌های کوانتومیِ من
‫میزبان چندین هوش مصنوعی خودمختارن

211
00:11:16,333 --> 00:11:22,101
‫با روحیاتِ متفاوت که همگی در جهت گره‌گشایی
‫از بحران‌ها کمکم می‌کنن

212
00:11:22,125 --> 00:11:23,542
‫آها. پس دستیارتن؟

213
00:11:25,167 --> 00:11:26,167
‫اوهوم

214
00:11:27,167 --> 00:11:30,268
‫چه باحال. اسم هم دارن؟

215
00:11:30,292 --> 00:11:33,309
‫بله، اسم هم دارن. یکی‌شون، خب…

216
00:11:33,333 --> 00:11:35,893
‫یکی بود به اسم جارویس که متأسفانه

217
00:11:35,917 --> 00:11:39,059
‫در نبرد با پالادین پاکسازی شد

218
00:11:39,083 --> 00:11:40,768
‫الان هم فقط فرایدی و ایدث و

219
00:11:40,792 --> 00:11:44,059
‫دامی هستن که جهت اطلاع
‫من این اسامی رو انتخاب نکردم، به‌علاوه‌ی یو

220
00:11:44,083 --> 00:11:46,792
‫مثل حرف یویِ الفبای انگلیسی

221
00:11:47,708 --> 00:11:49,184
‫پس، یه تیم چهارنفره داری؟

222
00:11:49,208 --> 00:11:50,625
‫اوهوم

223
00:11:53,625 --> 00:11:54,809
‫چه باحال

224
00:11:54,833 --> 00:11:57,184
‫عجب فلاکتی

225
00:11:57,208 --> 00:12:00,809
‫به هر حال، کتمان حقیقت
‫دروغ به‌شمار نمیاد

226
00:12:00,833 --> 00:12:03,309
‫یا اقلاً بهانه‌ی بهترین دروغگوهای تاریخ اینه

227
00:12:03,333 --> 00:12:08,542
‫خیلی‌خب. وقتشه بریم ردِ
‫اون ربات خبیث رو بزنیم. برنامه چیه؟

228
00:12:09,708 --> 00:12:10,893
‫آها، آره

229
00:12:10,917 --> 00:12:14,184
‫توماس، گوش بده،
‫راجع‌به این قضیه…

230
00:12:14,208 --> 00:12:18,309
‫احساس می‌کنم در این مقطع،
‫بهتره راهت رو از من جدا کنی

231
00:12:18,333 --> 00:12:20,476
‫نه، آخه دست‌تنها نمی‌تونی

232
00:12:20,500 --> 00:12:25,101
‫اون هم اینجا. توی دنیای واقعی،
‫نه با رفقای دیجیتالیت

233
00:12:25,125 --> 00:12:26,917
‫ردش کن بره

234
00:12:27,875 --> 00:12:30,500
‫حس می‌کنم تو این وضعیت
‫لازمه یکی کنارمون باشه

235
00:12:31,792 --> 00:12:33,292
‫یه آدم مورد اعتماد

236
00:12:34,208 --> 00:12:35,667
‫قبول نکن

237
00:12:37,042 --> 00:12:39,292
‫باشه

238
00:12:41,625 --> 00:12:45,768
‫ویژن، ما سعی کردیم به پرونده‌های پلیس
‫درباره‌ی قتل قصاب‌مرغ دسترسی پیدا کنیم،

239
00:12:45,792 --> 00:12:49,309
‫منتها تحت تدابیر شدید امنیتی مُهر و موم شده

240
00:12:49,333 --> 00:12:52,351
‫ظاهراً پلیس لندن پرونده رو
‫حواله کرده به آژانس ملی جرایم،

241
00:12:52,375 --> 00:12:54,434
‫اونا هم پاسش دادن به اینترپل،

242
00:12:54,458 --> 00:12:56,809
‫اینترپل هم انداختش
‫توی بخش جرایم سازمان‌یافته که

243
00:12:56,833 --> 00:12:59,184
‫مخصوص بایگانیِ پرونده‌های بی‌نتیجه‌ست

244
00:12:59,208 --> 00:13:00,976
‫خب، اینترپل رو هک کنید

245
00:13:01,000 --> 00:13:04,643
‫کردیم. برای ورود به سامانه،
‫چندتا نام کاربری و پروفایل پیدا کردیم

246
00:13:04,667 --> 00:13:07,976
‫ولی امنیت سایبری اینترپل به‌شدت قدرتمنده

247
00:13:08,000 --> 00:13:09,809
‫سامانه‌ی هوش مصنوعی خودشون رو
‫فعال کردن

248
00:13:09,833 --> 00:13:12,768
‫صرفاً در حد ربات‌های دفاعیه،
‫ولی همچنان حریف قدریه

249
00:13:12,792 --> 00:13:15,559
‫بسیارخب. شما تمرکزتون رو بذارید
‫روی سوابق قربانی‌های قصاب‌مرغ

250
00:13:15,583 --> 00:13:17,976
‫حتماً پیوندی هست که اونا رو به هم متصل کنه

251
00:13:18,000 --> 00:13:22,893
‫من و اولتران هم به خدمتِ
‫حریف‌های قدرِ اینترپل می‌رسیم

252
00:13:22,917 --> 00:13:24,684
‫حریفش می‌شید دیگه، نه؟

253
00:13:24,708 --> 00:13:26,893
‫مطمئنم که نهایت تلاشت رو می‌کنی

254
00:13:26,917 --> 00:13:28,851
‫- چه خوش‌تیپ شدی!
‫- تو خوش‌تیپ شدی

255
00:13:28,875 --> 00:13:30,542
‫شدم شبیه بازیگر فیلم‌های آبکی

256
00:13:31,292 --> 00:13:33,292
‫نه، اصلاً

257
00:13:34,417 --> 00:13:35,625
‫خیلی‌خب،

258
00:13:36,500 --> 00:13:39,125
‫- بهترین راه نفوذمون چیه؟
‫- تک‌تکشون رو بکُشیم

259
00:13:40,667 --> 00:13:42,375
‫جز این راه‌حل دیگه‌ای نداری؟

260
00:13:43,125 --> 00:13:46,059
‫آها

261
00:13:46,083 --> 00:13:48,851
‫نفوذ تخریبی بلافاصله سامانه‌ی هشدارِ
‫نفوذ به سرور رو فعال می‌کنه

262
00:13:48,875 --> 00:13:51,934
‫نه، فعلاً وانمود می‌کنیم

263
00:13:51,958 --> 00:13:56,833
‫دوتا مأمور دونات‌خورِ ساده‌ایم که
‫از راهِ دور روی پرونده کار می‌کنیم

264
00:13:58,417 --> 00:14:01,934
‫« پلیس بین‌الملل - ربات امنیتی ۷۲۱۸۱ »
‫« مجوزهای اینترپل »

265
00:14:01,958 --> 00:14:05,476
‫سلام عرض شد. در صورت امکان می‌خواستیم
‫به پاره‌ای از اسناد دسترسی داشته باشیم

266
00:14:05,500 --> 00:14:08,059
‫تأیید کنید که ربات نیستید

267
00:14:08,083 --> 00:14:11,309
‫چند خانه حاوی تصویر
‫شیر آتش‌نشانی است؟

268
00:14:11,333 --> 00:14:12,393
‫چهارتا

269
00:14:12,417 --> 00:14:13,476
‫- پنج
‫- چی؟

270
00:14:13,500 --> 00:14:16,018
‫- یکی کوچیک‌ترش اون گوشه هست
‫- نه، اون ماشینه

271
00:14:16,042 --> 00:14:17,476
‫ویژن، واقعاً نابینایی

272
00:14:17,500 --> 00:14:19,018
‫چند خانه، کاربر گرامی؟

273
00:14:19,042 --> 00:14:23,226
‫این احتمال رو متصور نمی‌شید که
‫قدرت بینایی ما به قدری بالا باشه که

274
00:14:23,250 --> 00:14:27,101
‫از پس چنین آزمون ابلهانه و
‫کم‌کیفیتی بربیاد؟

275
00:14:27,125 --> 00:14:30,184
‫شیرهای آتش‌نشانی را مشخص کنید،
‫در غیر این صورت از سیستم اخراج می‌شوید

276
00:14:30,208 --> 00:14:31,559
‫- سه
‫- پنج

277
00:14:31,583 --> 00:14:32,809
‫چی میگی تو؟
‫سه‌تاست

278
00:14:32,833 --> 00:14:35,559
‫واضحه پنج‌تاست.
‫یه نگاه به انحنای گنبدی‌شکلش بنداز.

279
00:14:35,583 --> 00:14:38,250
‫- چی؟ چی؟ انحنای…
‫- سه صحیح است

280
00:14:41,833 --> 00:14:44,143
‫جفتتون در اشتباهید

281
00:14:44,167 --> 00:14:48,684
‫گوش کنید، اینا کل قربانی‌هایی هستن که
‫تا این لحظه شناسایی شدن

282
00:14:48,708 --> 00:14:54,476
‫هویت دو نفرشون رسماً توی اخبار اعلام شده.
‫به‌علاوه‌ی یکی هم از دیشب که هویتش منتشر نشده.

283
00:14:54,500 --> 00:14:57,351
‫اسناد مالکیت محل جنایت
‫به حساب‌های صوری برون‌مرزی وصله،

284
00:14:57,375 --> 00:14:59,268
‫بنابراین، هیچ‌جوره نمیشه فهمید جنازه‌ی کیه

285
00:14:59,292 --> 00:15:01,375
‫بسیارخب، رفقا، بفرمایید
‫ببینیم ماجرا از چه قراره

286
00:15:04,792 --> 00:15:08,809
‫بسیارخب. دو قربانی اول،
‫ریچارد گینز و ربکا ادواردز،

287
00:15:08,833 --> 00:15:10,809
‫هر دو عضو هیئت‌مدیره‌ی
‫یک شرکت مشترک بودن…

288
00:15:10,833 --> 00:15:14,768
‫- مشترک؟
‫- …به نام مارک‌ریج بیوتک

289
00:15:14,792 --> 00:15:17,518
‫سال‌ها پیش، اونها در قالب
‫یک تیم پنج‌نفره،

290
00:15:17,542 --> 00:15:20,393
‫از پیشگامانِ یک فناوری نوظهور
‫به شمار می‌رفتن

291
00:15:20,417 --> 00:15:24,101
‫- اون فناوری هم…
‫- موفقیت‌آمیز بود

292
00:15:24,125 --> 00:15:28,309
‫نه. پیشگام چه عرصه‌ای بودن؟
‫عرصه‌ی…

293
00:15:28,333 --> 00:15:30,393
‫- سوارکاری؟
‫- نه

294
00:15:30,417 --> 00:15:32,393
‫اولش هـ داره. حرف بعدی چیه؟

295
00:15:32,417 --> 00:15:33,476
‫- جیم
‫- نه

296
00:15:33,500 --> 00:15:35,292
‫ما چی هستیم؟ هـ…

297
00:15:37,875 --> 00:15:39,559
‫هم‌رزم

298
00:15:39,583 --> 00:15:45,309
‫هوش مصنوعی! هوش مصنوعی خلق کردن،
‫هوش ساخته‌ی دستِ بشر

299
00:15:45,333 --> 00:15:50,143
‫اولین خودآگاهی پایدارِ مصنوعی رو پدید آوردن

300
00:15:50,167 --> 00:15:56,143
‫نمونه‌ی اولیه‌ی تک‌تکِ ما.
‫اساس شیوه‌ی تفکر و درک عواطفمون.

301
00:15:56,167 --> 00:16:00,708
‫حالا این هوش مصنوعیِ قاتل داره
‫تک‌تک اعضای اون تیم رو سربه‌نیست می‌کنه

302
00:16:01,667 --> 00:16:02,809
‫به‌جز…

303
00:16:02,833 --> 00:16:05,643
‫دکتر جو کارینگتون،
‫یکی از دو سرپرست اصلی پروژه که

304
00:16:05,667 --> 00:16:08,684
‫سال ۲۰۰۸ به مرگ طبیعی از دنیا رفت

305
00:16:08,708 --> 00:16:10,684
‫با این حساب، دو نفر دیگه
‫از اعضای اون تیم باقی موندن

306
00:16:10,708 --> 00:16:12,934
‫فقط خدا کنه ویژن دست بجنبونه

307
00:16:12,958 --> 00:16:15,750
‫چون جنازه‌ی یکی‌شون دیشب پیدا شد و
‫اون یکی هم در یک‌قدمیِ مرگه

308
00:16:19,333 --> 00:16:24,518
‫جالبه بدونی این جوجه‌کلاهبردارت
‫کل عمرش طرد شده

309
00:16:24,542 --> 00:16:26,434
‫یه نوجوون بی‌کله‌ست

310
00:16:26,458 --> 00:16:29,893
‫مهار اینطور آدم‌ها به‌مراتب سخت‌تر از
‫غلبه بر بزرگ‌ترین دشمنانته

311
00:16:29,917 --> 00:16:33,559
‫چه سریع علامه‌ی دهر شدی.
‫این همه فضل‌فروشی پدرانه در باب فرزندپروری…

312
00:16:33,583 --> 00:16:35,393
‫می‌دونم صندلی مخصوص خودشون رو دارن

313
00:16:35,417 --> 00:16:39,934
‫با باخت تیم ورزشی‌‌شون،
‫الفاظ رکیکی نثار بقیه می‌کنن

314
00:16:39,958 --> 00:16:42,684
‫بادِ معده میدن و می‌ندازن تقصیر سگشون

315
00:16:42,708 --> 00:16:47,476
‫اما پدرهای خوب و انگشت‌شمار
‫اغلب دست رد به سینه‌ی بچه‌شون می‌زنن

316
00:16:47,500 --> 00:16:50,143
‫صبر کن ببینم، اینا رو از کجا یاد گرفتی؟

317
00:16:50,167 --> 00:16:51,250
‫تلویزیون

318
00:16:51,681 --> 00:16:58,681
« ترجمه از نهـال و امیر فرحناک »
<font color="#ff1428">‫.:: FarahSub & iredprincess ::.</font>

319
00:16:59,667 --> 00:17:01,893
‫هوشیار باش که اگه گیر بیفتیم،

320
00:17:01,917 --> 00:17:05,018
‫نه‌تنها با گلوله‌های بدافزار
‫تیربارونمون می‌کنن،

321
00:17:05,042 --> 00:17:07,726
‫بلکه رد موقعیت فیزیکیت رو هم می‌زنن

322
00:17:07,750 --> 00:17:09,726
‫در جریانم، برای همین هم
‫حساب کاربریِ

323
00:17:09,750 --> 00:17:12,143
‫دو مأمور واقعی اینترپل
‫از حوزه‌ی کلمبیا رو

324
00:17:12,167 --> 00:17:14,059
‫گیر آوردیم

325
00:17:14,083 --> 00:17:15,768
‫لطفاً احراز هویت کنید

326
00:17:15,792 --> 00:17:19,184
‫« پلیس بین‌الملل - ربات پایگاه داده ۳۰۳۲۸ »
‫« مجری تدابیر امنیتی سطح بالا »

327
00:17:19,208 --> 00:17:20,726
‫شما بازرسان پرونده هستید؟

328
00:17:20,750 --> 00:17:25,226
‫بله. ایزابلا تورس و
‫بکی سیمونز

329
00:17:25,250 --> 00:17:27,351
‫هیچ فرقی نداره. اینجا کلاً مجازیه

330
00:17:27,375 --> 00:17:30,476
‫به گمانم اسم بکی بیشتر برازنده‌ی توئه تا من

331
00:17:30,500 --> 00:17:32,143
‫بی‌زحمت دسترسی کامل
‫به تمامی پرونده‌های

332
00:17:32,167 --> 00:17:34,684
‫مرتبط با قتل‌های قصاب‌مرغ رو بهمون بدید

333
00:17:34,708 --> 00:17:36,434
‫رمزنگاری‌شده است. رمز عبور؟

334
00:17:36,458 --> 00:17:40,893
‫مایلم هشت‌میلیون و چهارصد و
‫نود و سه هزار و ششصد و یازده

335
00:17:40,917 --> 00:17:43,018
‫ترکیب رمزی رو وارد کنم

336
00:17:43,042 --> 00:17:45,476
‫- تنها سه‌بار مجاز هستید
‫- چه مسخره

337
00:17:45,500 --> 00:17:49,393
‫خیلی‌خب، بیا تاریخ تولد رو
‫امتحان کنیم. سوم اکتبر ۱۹۸۰

338
00:17:49,417 --> 00:17:51,101
‫نادرست

339
00:17:51,125 --> 00:17:52,917
‫دو فرصت باقی مانده است

340
00:17:53,625 --> 00:17:54,684
‫خیلی‌خب

341
00:17:54,708 --> 00:17:58,851
‫شاید در مأمنی که اغلب انسان‌های تنها و
‫میان‌سال عمرشون رو درش تلف می‌کنن،

342
00:17:58,875 --> 00:18:00,934
‫سرنخی پیدا کنیم. فضای مجازی

343
00:18:00,958 --> 00:18:04,434
‫پیشنهاد خوبیه

344
00:18:04,458 --> 00:18:07,559
‫خب، مشخصه عاشق بیسباله و شاردونی

345
00:18:07,583 --> 00:18:09,851
‫این حجم از شراب شاردونی نوبره

346
00:18:09,875 --> 00:18:12,893
‫ترکیب تیم توپی محبوب و
‫سال تولدش رو امتحان کنیم

347
00:18:12,917 --> 00:18:15,351
‫استروز ۱۹۸۰

348
00:18:15,375 --> 00:18:16,708
‫نادرست

349
00:18:17,917 --> 00:18:19,708
‫تنها یک فرصت دیگر دارید

350
00:18:21,375 --> 00:18:23,851
‫وایسا ببینم. پای یه سگ درمیونه

351
00:18:23,875 --> 00:18:25,476
‫« شازده جابای دورگه »

352
00:18:25,500 --> 00:18:27,333
‫- شازده جابای دورگه
‫- شازده جابای دورگه

353
00:18:29,000 --> 00:18:32,434
‫اسم قربانی سوم
‫سایمون مورهاوسه

354
00:18:32,458 --> 00:18:37,042
‫که یعنی این زن، کاترینا ولز
‫قریب به یقین طعمه‌ی بعدی این قاتله

355
00:18:37,832 --> 00:18:40,703
‫بنده عمیقاً باور دارم که بقای نژاد ما
‫در گروی هوش مصنوعی، فناوری و نوآوری بشریه…

356
00:18:40,728 --> 00:18:43,958
‫بعد از مرگِ دکتر جو کارینگتون
‫مدیرعامل شرکت شد

357
00:18:45,083 --> 00:18:48,226
‫نتایج تحقیق و توسعه‌ی هوش مصنوعی‌شون

358
00:18:48,250 --> 00:18:52,268
‫فروخته شده به چشمم روشن، صنایع استارک

359
00:18:52,292 --> 00:18:55,250
‫مسئله‌ی مهم‌تری هست

360
00:18:56,375 --> 00:19:01,018
‫این قصاب‌مرغ با چه انگیزه‌ای
‫دنبال شکار این افراده؟

361
00:19:01,042 --> 00:19:05,042
‫بفرما، دیسکت فلاپی.
‫وقت تغییر هویته.

362
00:19:07,167 --> 00:19:09,708
‫ازت متنفرم ولی ممنون بابت این فرصت

363
00:19:12,292 --> 00:19:17,309
‫از بدن اولین مقتول
‫دقیقاً یک لیتر خون کم شده

364
00:19:17,333 --> 00:19:19,059
‫اون هم با یه سوزن خیلی ظریف از این نقطه

365
00:19:19,083 --> 00:19:25,184
‫پوست نوک انگشت مقتول دوم
‫تحت حرارت لیزر سوخته بود

366
00:19:25,208 --> 00:19:28,893
‫اثر انگشتش رو با جراحی لیزر برداشته بودن

367
00:19:28,917 --> 00:19:32,601
‫در خصوص قربانی سوم هم
‫قصاب‌مرغ چشمش رو با منقار تخلیه کرد

368
00:19:32,625 --> 00:19:37,518
‫بدون شک کینه و کدورت درمیونه،
‫اما هدفمنده

369
00:19:37,542 --> 00:19:44,393
‫اثر انگشت، دی‌ان‌ای و هندسه‌ی شبکیه،
‫همگی نشانگرهای زیستی‌ان یا شاه‌کلید

370
00:19:44,417 --> 00:19:46,643
‫ولی برای چه قفلی دقیقاً؟

371
00:19:47,350 --> 00:19:53,784
‫این نشانگرها شاه‌کلیدِ هر چی که هستن،
‫قصاب‌مرغ ما هنوز دنبالشه

372
00:19:53,808 --> 00:19:57,909
‫کاترینا ولز هم انگار
‫قصد نداره خودش رو پنهون کنه

373
00:19:57,933 --> 00:20:02,618
‫امشب حامی مالی یه مراسم خیریه
‫به اسم «تکامل دوباره‌ی انسان»ـه

374
00:20:02,642 --> 00:20:05,495
‫مراسمی برای حمایت از
‫برنامه‌های تحقیقاتیِ پیشرو در

375
00:20:05,520 --> 00:20:08,200
‫زمینه‌ی هوش مصنوعی و فرابشرگرایی

376
00:20:08,225 --> 00:20:11,618
‫ایدث، باید سوابق صنایع استارک رو
‫بررسی کنی و…

377
00:20:11,642 --> 00:20:14,362
‫ببینی چیزی پیدا می‌کنی که
‫کمک کنه جلوی این ربات رو بگیریم یا نه

378
00:20:14,387 --> 00:20:17,783
‫من هم یه راهی واسه
‫رفتن به مراسم پیدا می‌کنم

379
00:20:17,808 --> 00:20:19,949
‫چجوری؟ با هزار زحمت
‫شیرهای آتش‌نشانی رو شماردی

380
00:20:19,974 --> 00:20:20,974
‫مراسم رو می‌خوای چیکار کنی؟

381
00:20:20,999 --> 00:20:23,510
‫هنوز توماس شپردِ نابغه رو دارم

382
00:20:29,928 --> 00:20:31,571
‫بدبخت شدیم رفت

383
00:20:33,151 --> 00:20:36,652
‫توی اینجور مراسم‌های مجلل
‫فقط با چسی اومدن کار در نمیاد

384
00:20:36,677 --> 00:20:39,964
‫باید سرتاپا شیک باشی.
‫پاپیون مشکی،

385
00:20:39,989 --> 00:20:42,480
‫پول قلمبه،
‫دعوت‌نامه‌ی درست‌وحسابی

386
00:20:43,767 --> 00:20:45,308
‫ولی قبلش…

387
00:20:48,058 --> 00:20:49,475
‫باید با یکی تماس بگیرم

388
00:20:56,285 --> 00:20:59,585
‫« تماس دریافتی »
‫« ناشناس »

389
00:20:59,793 --> 00:21:02,293
‫« تماس دریافتی »
‫« بردار، منم توماس »

390
00:21:04,534 --> 00:21:05,927
‫- توماس؟
‫- لیسا

391
00:21:05,952 --> 00:21:08,721
‫من پارکم. عصبانی نشو.
‫باورت نمیشه چی شده.

392
00:21:08,746 --> 00:21:11,680
‫همونجا بمون. دارم میام

393
00:21:11,983 --> 00:21:13,668
‫بعد از این که توی استخر احیاش کردیم،

394
00:21:13,692 --> 00:21:16,626
‫ذهنش با اون رباتی که
‫می‌خواد دنیا رو نابود کنه، یکی شده و

395
00:21:16,650 --> 00:21:19,084
‫حالا هم واسه نجاتِ
‫اون خانم خرپولِ سیلیکون‌ولی‌نشین

396
00:21:19,108 --> 00:21:21,233
‫به کمکت نیاز داریم که وارد مراسم بشیم

397
00:21:23,858 --> 00:21:25,626
‫دوتا قهوه‌ی تلخ، لطفاً

398
00:21:25,650 --> 00:21:26,709
‫ایول

399
00:21:26,733 --> 00:21:27,973
‫چیز دیگه‌ای میل ندارید؟

400
00:21:27,998 --> 00:21:30,754
‫ایول؟ واقعاً باور کردی؟

401
00:21:30,779 --> 00:21:34,875
‫وقتی یه کلکی توی کارت باشه، می‌فهمم.
‫داری راستش رو میگی.

402
00:21:34,900 --> 00:21:37,001
‫خیلی خوشوقتم، بابا

403
00:21:37,025 --> 00:21:39,248
‫اسمم ویژنه در واقع

404
00:21:39,273 --> 00:21:42,333
‫من هم خوشحالم که اینجایی،
‫ولی نه به اندازه‌ی توماس که…

405
00:21:42,358 --> 00:21:43,834
‫سطح فرومون‌هاش از لحظه‌ی ورودت…

406
00:21:43,858 --> 00:21:47,209
‫‏۴۷ درصد افزایش پیدا کرده

407
00:21:47,233 --> 00:21:49,376
‫ازش خوشم اومد

408
00:21:49,400 --> 00:21:51,876
‫قد بلند و جذابه

409
00:21:51,900 --> 00:21:55,251
‫خب، مشخصاً نسبت‌تون خونی نیست

410
00:21:55,275 --> 00:21:59,001
‫چه اشاره‌ی دقیقی به این که
‫من از هر نظرِ قابل‌تصوری

411
00:21:59,025 --> 00:22:01,806
‫از تو جذاب‌ترم

412
00:22:01,831 --> 00:22:03,164
‫می‌تونی کمکمون کنی بریم داخل؟

413
00:22:09,125 --> 00:22:10,792
‫خدایا، نتونستی یه بزرگ‌ترش رو پیدا کنی؟

414
00:22:10,817 --> 00:22:13,501
‫دقیقه‌ی نودی از این بهتر گیرم نیومد

415
00:22:13,525 --> 00:22:16,251
‫تازه میشه گفت ظاهرت آبرومنده

416
00:22:16,275 --> 00:22:17,668
‫حواست باشه. من…

417
00:22:17,692 --> 00:22:21,918
‫خب، سه‌تا مهمون پیدا کردم که
‫راستِ کار خودمون‌ان. الان اونجان

418
00:22:21,942 --> 00:22:25,614
‫خیلی‌خب، فقط یه حواس‌پرتی خوب می‌خوایم

419
00:22:26,483 --> 00:22:27,918
‫مابقیش رو بسپارید به من

420
00:22:27,942 --> 00:22:29,358
‫خیلی از دیدن‌تون خوشحالم

421
00:22:30,650 --> 00:22:32,084
‫حاضری؟

422
00:22:32,108 --> 00:22:34,584
‫می‌خوای من هم شریکِ این شیادی بشم؟

423
00:22:34,608 --> 00:22:37,650
‫آره. بیا دیگه

424
00:22:40,358 --> 00:22:41,733
‫شب خوش

425
00:22:42,830 --> 00:22:44,653
‫خودم و خودت، مثل رئیس و دستیار

426
00:22:44,678 --> 00:22:46,237
‫- خب حالا
‫- باشه

427
00:22:46,776 --> 00:22:48,682
‫سیستمت زبان ایتالیایی بلده؟

428
00:22:48,925 --> 00:22:51,110
‫<font color="#ebeb00">به تمامی ۳۴ گویش محلیش مسلطم</font>

429
00:22:51,137 --> 00:22:54,107
<font color="#ebeb00">‫ازجمله ونیزی، آبروتسی و…</font>

430
00:22:54,132 --> 00:22:56,507
‫باشه، باشه

431
00:23:00,150 --> 00:23:01,608
‫بریم تو کارش

432
00:23:02,599 --> 00:23:07,201
<font color="#ebeb00">‫این همه راه رو از میلان اومدیم،
‫اونوقت میگی دعوت‌نامه‌ها رو جا گذاشتی؟</font>

433
00:23:07,226 --> 00:23:10,513
<font color="#ebeb00">‫دستیارم دیگه، گیج می‌زنم</font>

434
00:23:12,025 --> 00:23:13,275
‫مشکلی پیش اومده؟

435
00:23:16,608 --> 00:23:18,567
‫…دارن در موردش صحبت می‌کنن

436
00:23:23,129 --> 00:23:24,634
<font color="#ebeb00">‫تو اصلاً ایتالیایی از کجا بلدی؟</font>

437
00:23:24,659 --> 00:23:26,500
<font color="#ebeb00">‫یکی از خانواده‌هایی که من رو
‫به فرزندخوندگی گرفتن ایتالیایی بودن</font>

438
00:23:26,525 --> 00:23:27,869
<font color="#ebeb00">‫ادامه بده!</font>

439
00:23:27,894 --> 00:23:30,172
<font color="#ebeb00">‫صدات رو ببر بالا!
‫باید واسه لیسا زمان بخریم!</font>

440
00:23:30,197 --> 00:23:31,739
<font color="#ebeb00">‫الان چطوره؟</font>

441
00:23:31,771 --> 00:23:35,449
<font color="#ebeb00">‫بیارش پایین! خیلی بلنده.
‫اینجوری عجیبه!</font>

442
00:23:35,474 --> 00:23:37,306
<font color="#ebeb00">‫- آره
‫- نه!</font>

443
00:23:37,331 --> 00:23:38,331
<font color="#ebeb00">‫چرا!</font>

444
00:23:42,748 --> 00:23:45,515
<font color="#ebeb00">‫- عجیبه!
‫- نه، نه!</font>

445
00:23:51,150 --> 00:23:53,043
‫…باید، باید همین جاها باشن

446
00:23:53,067 --> 00:23:54,668
‫می‌تونم کارت ورودتون رو ببینم؟

447
00:23:54,692 --> 00:23:56,793
‫آره، خب، می‌دونستم میاد…

448
00:23:56,817 --> 00:23:58,626
‫خیلی‌خب، ممنون.
‫شب خوبی داشته باشید.

449
00:23:58,650 --> 00:24:01,025
‫ممنون. شب خوبی داشته باشید

450
00:24:02,608 --> 00:24:04,692
‫خیلی‌خب، حواس‌ها جمع باشه

451
00:24:05,692 --> 00:24:07,543
‫فقط تویی که نشان سلحشوری داری

452
00:24:07,567 --> 00:24:09,959
‫هر چی بیشتر، بهتر

453
00:24:09,983 --> 00:24:12,501
‫حرفم اینه که سوکوویا،
‫از نظر فنی، نتیجه‌ی پیشرفتِ…

454
00:24:12,525 --> 00:24:15,668
‫شرکت شما در زمینه‌ی هوش مصنوعی بود

455
00:24:15,692 --> 00:24:18,001
‫آیا احساس گناه می‌کنم؟

456
00:24:18,025 --> 00:24:22,156
‫ می‌خواید من ابراز ندامت کنم؟
‫خیر. نه، همچین احساسی ندارم

457
00:24:22,181 --> 00:24:23,181
‫« انسان‌های مصنوعی »

458
00:24:23,206 --> 00:24:29,126
‫اما معتقدم بقای گونه‌ی ما به فناوری وابسته‌ست
‫(دامی)

459
00:24:29,150 --> 00:24:30,412
‫به چیزی دست نزن

460
00:24:30,437 --> 00:24:33,793
‫دارم سوابق قدیمی استارک رو بررسی می‌کنم و
‫یه نظم و ترتیبی بهشون میدم

461
00:24:35,233 --> 00:24:37,834
‫چیزی مرتبط با
‫پرونده‌ی قصاب‌مرغ پیدا کردی؟

462
00:24:37,858 --> 00:24:38,970
‫هنوز نه

463
00:24:38,995 --> 00:24:41,111
‫ولی به نظر میاد استارک از
‫ماتریس هوش مصنوعی‌ای که

464
00:24:41,136 --> 00:24:44,752
‫کاترینا بهش فروخته بود به عنوان
‫الگوی اولیه‌ی ساخت ما استفاده کرده و…

465
00:24:46,025 --> 00:24:48,556
‫واسه خلق ما،
‫از آدمای واقعی الهام گرفته

466
00:24:49,525 --> 00:24:53,751
‫ادوین جارویس،
‫پیشکار خانواده‌ی استارک

467
00:24:53,775 --> 00:24:58,501
‫فرایدی، منشی همه‌کاره‌ی هاوارد.
‫آلیسون هوگان.

468
00:24:58,525 --> 00:25:01,876
‫مسئول دفترش بود و
‫به بزرگ کردن پسرش هم کمک کرد

469
00:25:01,900 --> 00:25:03,668
‫اونوقت تو هم سگِ خانواده بودی؟

470
00:25:03,692 --> 00:25:08,215
‫نه، من آدمک آزمایش تصادفِ هاوارد بودم

471
00:25:09,191 --> 00:25:12,583
‫آره، ایدث مارکس

472
00:25:12,608 --> 00:25:14,382
‫یکی که مرگ رو به چشم دیده

473
00:25:14,407 --> 00:25:16,688
‫مشتاقم بدونم تابحال اون رو
‫به سُخره گرفته یا نه

474
00:25:17,990 --> 00:25:19,930
‫اینجا رو داشته باش

475
00:25:19,955 --> 00:25:23,126
‫خانواده‌ی استارک در سوگِ
‫خلبان آزمایشی خود، ادیث مارکس، نشستند

476
00:25:23,150 --> 00:25:26,795
‫چرا که همسرش، ستوان ادوارد مارکس،
‫در سانحه‌ی سقوط هواپیما…

477
00:25:26,820 --> 00:25:29,875
‫در حومه‌ی پاین هیونِ نیوجرسی، جان باخت
‫(جان باختن مردی محلی در
‫سانحه‌ی سقوط هواپیما در نیوجرسی)

478
00:25:29,900 --> 00:25:33,043
‫این زوج تازه عروس و داماد
‫قرار بود برای ماه‌عسل راهی ایتالیا بشن که

479
00:25:33,067 --> 00:25:34,959
‫این حادثه‌ی ناگوار رخ داد

480
00:25:34,983 --> 00:25:37,638
‫واقعاً زنِ سخت‌جونی بود و…

481
00:25:37,663 --> 00:25:40,792
‫بر خلاف میل خودش،
‫عمر درازی داشت

482
00:25:40,817 --> 00:25:43,751
‫پس، چرا استارک اسم اون رو
‫روی من گذاشت؟

483
00:25:43,775 --> 00:25:45,420
‫من قرار بود اون بامزهه باشم

484
00:25:46,108 --> 00:25:50,567
‫شاید به این خاطر که
‫ایدث مارکس توی شجاعت نظیر نداشت

485
00:25:51,567 --> 00:25:54,084
‫چون هر روز با دردی غیر قابل تصور

486
00:25:54,108 --> 00:25:58,667
‫زندگی می‌کرد و
‫با اینحال، به راهش ادامه می‌داد

487
00:25:59,442 --> 00:26:01,001
‫من این رو نمی‌خوام

488
00:26:01,025 --> 00:26:03,549
‫من فقط می‌خواستم بدونم که کی‌ام

489
00:26:05,192 --> 00:26:06,876
‫تو خودت نمی‌خوای بدونی کی بودی؟

490
00:26:06,900 --> 00:26:10,567
‫من توی آزمایشگاه برج انتقام‌جویان خلق شدم

491
00:26:12,241 --> 00:26:17,167
‫چرا این چهره رو
‫واسه خودت انتخاب کردی؟

492
00:26:19,483 --> 00:26:20,813
‫حرفت خیلی زشت بود

493
00:26:22,594 --> 00:26:24,386
‫نمی‌دونم

494
00:26:25,900 --> 00:26:28,581
‫گمونم… بهم میومد

495
00:26:29,692 --> 00:26:31,668
‫فکر نکنم اون به من بیاد

496
00:26:31,692 --> 00:26:33,104
‫اشکالی نداره

497
00:26:33,129 --> 00:26:38,188
‫تو این فرصت رو داری تا
‫نسخه‌ی بعدی کسی باشی که قبلاً بودی

498
00:26:39,067 --> 00:26:41,626
‫اون هیچوقت نمی‌تونست مثل تو باشه

499
00:26:41,650 --> 00:26:44,293
‫اون خودش بود و…

500
00:26:44,317 --> 00:26:48,442
‫تو خودتی

501
00:26:49,733 --> 00:26:52,543
‫…تا ازش محافظت کنیم و
‫در زمانه‌ی خودمون به صلح برسیم

502
00:26:52,567 --> 00:26:55,709
‫پس از نظر شما،
‫اولتران یه فرشته‌ی مطرودشده‌ست…

503
00:26:55,733 --> 00:26:59,543
‫اون بازتاب خودمونه،
‫بازتاب ظرفیت ما برای خوب یا بد بودن

504
00:26:59,567 --> 00:27:01,918
‫همینطور من هم…

505
00:27:01,942 --> 00:27:04,084
‫…همینجا یادآور میشم که
‫خدا از روح خودش در انسان دمیده

506
00:27:04,108 --> 00:27:05,543
‫خودم هستم

507
00:27:05,568 --> 00:27:08,579
‫و ما هم هوش مصنوعی رو
‫مطابق میل خودمون می‌سازیم

508
00:27:08,604 --> 00:27:10,938
‫بذارید هر اونچه که می‌خواد بشه

509
00:27:20,983 --> 00:27:24,876
‫ممکنه کاترینا ولز همین الان اینجا باشه.
‫باید فوراً پیداش کنیم.

510
00:27:24,900 --> 00:27:26,418
‫باشه، از هم جدا می‌شیم و می‌گردیم

511
00:27:26,442 --> 00:27:28,084
‫تو نمایشگاه‌ها رو بگرد،
‫ما هم این طبقه رو می‌گردیم

512
00:27:28,108 --> 00:27:30,861
‫راستی، اگه اون ربات قاتله
‫سرو‌کله‌اش پیدا شد، چیکار کنیم؟

513
00:27:30,886 --> 00:27:32,708
‫مایی در کار نیست

514
00:27:32,733 --> 00:27:34,751
‫تو کاری نمی‌کنی.
‫بسپارش به خودم.

515
00:27:34,775 --> 00:27:36,959
‫تو فقط فرار کن، شنیدی؟

516
00:27:36,983 --> 00:27:39,626
‫- آره
‫- شنیدی چی گفتم، توماس؟

517
00:27:39,650 --> 00:27:41,709
‫آره، باشه، ببخشید

518
00:27:41,733 --> 00:27:43,108
‫خیلی‌خب

519
00:27:45,483 --> 00:27:47,393
‫- مطمئنی دیگه؟
‫- بهش اعتماد دارم

520
00:27:47,418 --> 00:27:49,459
‫مشکل من هم همینه.
‫تو به هیچکس اعتماد نمی‌کنی.

521
00:27:49,483 --> 00:27:52,805
‫شاید بهتره قبل از این که قلبت بشکنه،
‫خودت ترمزش رو بکِشی

522
00:27:52,830 --> 00:27:55,299
‫چرا؟ چون اونم مثل بقیه ولم می‌کنه و میره؟

523
00:27:55,324 --> 00:27:56,626
‫- چون دیگه امیدی بهم نیست؟
‫- نه!

524
00:27:56,650 --> 00:27:58,584
‫چون حالا یکی جای پدرت رو پر کرده،

525
00:27:58,608 --> 00:28:02,212
‫دلیل نمیشه که فازِ تامی
‫مکس‌نمی‌دونم‌چی‌چیوف بگیری

526
00:28:02,237 --> 00:28:03,963
‫چرا می‌خوای گند بزنی به حالِ خوبم؟

527
00:28:04,650 --> 00:28:07,775
‫آره، راست میگی.
‫شاید چون حالا فقط یکی‌مون یتیمه.

528
00:28:13,358 --> 00:28:15,150
‫- ببخشید
‫- حق با توئه

529
00:28:16,192 --> 00:28:17,649
‫بهتره جدا بشیم

530
00:28:23,650 --> 00:28:25,793
‫چه خوب. بچه‌ها رو هم آوردی

531
00:28:25,817 --> 00:28:29,751
‫ببینم این بار قراره
‫کدوم سریال تلویزیونی بهم درس زندگی بده

532
00:28:29,775 --> 00:28:31,834
‫«پیوندهای خانوادگی»؟ «رئیس کیه؟»؟

533
00:28:31,858 --> 00:28:34,126
‫راستش هیچ سیتکامی رو به یاد نمیارم که

534
00:28:34,150 --> 00:28:38,334
‫توش یه سینتزوید قاتل صورتِ دوتا بچه رو…

535
00:28:38,358 --> 00:28:41,334
‫حین خوردن کاناپه‌ی کیک‌خرچنگی ذوب کنه

536
00:28:41,358 --> 00:28:44,959
‫توماس اگه پیش خودم باشه
‫جاش امن‌تره

537
00:28:44,983 --> 00:28:46,126
‫آره

538
00:28:46,150 --> 00:28:49,834
‫از مرد مصنوعیِ بداقبال گرفته تا
‫اولتران بداقبال و…

539
00:28:49,858 --> 00:28:54,959
‫بعد هم ظرفیت درخشان رباتی که
‫توانایی شکست اولتران رو داشت

540
00:28:55,290 --> 00:28:59,975
‫به ما بپیوندید تا
‫مسیر هوش مصنوعی رو تغییر بدیم…

541
00:29:00,000 --> 00:29:03,625
‫یادبودی برای انسانی که
‫نقش خدا رو بازی می‌کنه،

542
00:29:03,650 --> 00:29:09,168
‫جشنی برای شگفتی‌ها و
‫خطرات تکاملی که خودش خلق کرده

543
00:29:09,192 --> 00:29:10,918
‫من که همچین برداشتی ازش ندارم

544
00:29:10,942 --> 00:29:14,376
‫معلومه که نداری.
‫اونوقت برداشت خودتت چیه؟

545
00:29:14,564 --> 00:29:16,439
‫از ویرانی تا التیام

546
00:29:18,067 --> 00:29:19,724
‫تا شاید هوش مصنوعی
‫یه روزی بتونه از ما مراقبت…

547
00:29:19,749 --> 00:29:21,125
‫من یه شجره‌نامه می‌بینم

548
00:29:21,150 --> 00:29:23,084
‫…در آینده‌ای که در پیشه

549
00:29:23,108 --> 00:29:26,376
‫ساده‌لوحیت همچنان سوهانِ روح منه

550
00:29:26,400 --> 00:29:31,126
‫…نوآورانی که به این
‫موجودات مصنوعی جان بخشیدن

551
00:29:31,150 --> 00:29:32,751
‫نیّت‌شون چی بود؟

552
00:29:32,775 --> 00:29:33,876
‫دیدیش؟

553
00:29:33,900 --> 00:29:35,084
‫آیا نیّتی داشتن؟

554
00:29:35,108 --> 00:29:37,334
‫من و لیسا جدا شدیم تا
‫جاهای بیشتری رو بگردیم

555
00:29:37,358 --> 00:29:39,209
‫میل به آفرینش،
‫فقط برای ارضای حس کنجکاوی

556
00:29:39,233 --> 00:29:42,261
‫پس طبق تعریف، اونا…

557
00:29:42,286 --> 00:29:44,325
‫از دستم کفریه. گند زدم.
‫یه حرفِ بی‌جا زدم و

558
00:29:44,350 --> 00:29:47,488
‫بعدش هم عذرخواهی کردم،
‫ولی کار از کار گذشته بود. پس…

559
00:29:47,513 --> 00:29:50,334
‫واندا همیشه به من یادآور میشد که
‫ابراز تأسف…

560
00:29:50,358 --> 00:29:53,459
‫در کلام و عمل دو فرایند متفاوتن

561
00:29:53,483 --> 00:29:55,584
‫…می‌تونه خیلی زود از کنترل خارج بشه

562
00:29:55,608 --> 00:29:58,668
‫- واندا به «تو» یادآور میشد؟
‫- اوهوم

563
00:29:58,692 --> 00:30:00,209
‫یک سپر دفاعی در سراسر دنیا

564
00:30:00,233 --> 00:30:03,707
‫اولین باره می‌شنوم
‫جای «منِ سابق» میگی «من»

565
00:30:06,567 --> 00:30:09,668
‫سلام، همگی. شب خوش

566
00:30:09,692 --> 00:30:11,303
‫ممنون از صبرتون.
‫سلام، حالتون چطوره؟ سلام

567
00:30:11,328 --> 00:30:12,875
‫اینم از کاترینا ولز

568
00:30:12,900 --> 00:30:16,589
‫با دوستانِ همراهی که مسلح‌ان.
‫گمونم می‌دونه ممکنه هدف قرارش بدن.

569
00:30:16,614 --> 00:30:19,155
‫ولی کافی نیست. تو همینجا بمون

570
00:30:24,150 --> 00:30:30,084
‫خب، این اثر دکتر فینیاس هورتونه،

571
00:30:30,108 --> 00:30:33,050
‫پدر پدربزرگ علم رباتیک،

572
00:30:33,075 --> 00:30:37,334
‫ولی من ترجیح میدم به چشم
‫یه ژپتوی واقعی بهش نگاه کنم

573
00:30:37,358 --> 00:30:42,001
‫اون خالق «جی.آی.ام»ـه که
‫معروفه به مرد مصنوعی،

574
00:30:42,025 --> 00:30:44,543
‫اولین هوش مصنوعی خودکار

575
00:30:44,567 --> 00:30:48,793
‫کد منبع دکتر هورتون،
‫منشأ تمام هوش‌های مصنوعی‌ای بود که…

576
00:30:48,817 --> 00:30:50,668
‫بعد از اون ساخته شدن

577
00:30:50,692 --> 00:30:52,376
‫اون اولین نفر از ما بود

578
00:30:53,064 --> 00:30:55,500
‫معجزه‌آسا، ولی ناقص

579
00:30:55,525 --> 00:30:57,838
‫متأسفانه،
‫جی.آی.ام بعد از یک سری از

580
00:30:57,863 --> 00:31:00,784
‫نواقص در عملکرد و آتش‌سوزی،
‫از کار انداخته شد

581
00:31:00,809 --> 00:31:02,667
‫چه بلایی سرش اومد؟

582
00:31:02,692 --> 00:31:06,001
‫ذهنش از همون لحظه‌ی ساخت،
‫بلااستفاده بود

583
00:31:06,025 --> 00:31:09,388
‫عدم تواناییش در
‫پردازش احساسات پیچیده

584
00:31:09,413 --> 00:31:11,933
‫باعث تسریع عملکرد دقیقش شد،

585
00:31:11,958 --> 00:31:15,497
‫سلول‌های خورشیدیش
‫از اکسیژن اشباع شدن تا این که

586
00:31:15,522 --> 00:31:19,594
‫تمام وجودش توی آتیش سوخت

587
00:31:20,608 --> 00:31:23,735
‫دوست دارم فکر کنم که
‫دکتر هورتون «جیم» رو ساخت،

588
00:31:23,760 --> 00:31:26,060
‫چون یه پسر می‌خواست

589
00:31:27,025 --> 00:31:30,751
‫- یعنی از احساسات زیاد مُرد؟
‫- اوهوم

590
00:31:31,226 --> 00:31:32,833
‫چرا تو اینجوری نشدی؟

591
00:31:32,858 --> 00:31:35,584
‫ویژن یه مزیت منحصربه‌فرد داشت

592
00:31:35,608 --> 00:31:37,391
‫یه منبع انرژی فرازمینی که…

593
00:31:37,416 --> 00:31:40,793
‫کمکش کرد
‫پیچیدگی‌های ذهن و قلب رو درک کنه

594
00:31:40,817 --> 00:31:43,251
‫…تمام این‌ها رو
‫خانواده‌ی دکتر هورتون اهدا کردن…

595
00:31:43,275 --> 00:31:45,918
‫خوشبختانه،
‫هنوز اندازه‌ی کافی از اون نیرو رو دارم

596
00:31:45,942 --> 00:31:51,232
‫به‌علاوه‌ی پنج‌تا هوش مصنوعیِ رو مخ که
‫نمی‌ذارن از واقعیت دور بشم

597
00:31:52,775 --> 00:31:56,209
‫- پس این همون چیزیه که کم داشت
‫- یه سنگِ ذهنِ ساده

598
00:31:56,233 --> 00:31:58,447
‫نه. خانواده

599
00:32:00,942 --> 00:32:03,282
‫کنار هم بذاریم‌شون. حاضرید؟

600
00:32:03,307 --> 00:32:05,376
‫ممنون، آقایون

601
00:32:05,400 --> 00:32:10,400
‫سلام. سلام. خدای من، مرسی

602
00:32:13,483 --> 00:32:15,341
‫خانم‌ها و آقایون

603
00:32:16,357 --> 00:32:18,625
‫یه چیزی رو از قلم انداختیم

604
00:32:18,650 --> 00:32:23,334
‫پدرم همیشه می‌گفت:
‫«امیدوارم در روزگار پرحادثه‌ای زندگی کنیم»

605
00:32:23,358 --> 00:32:26,560
‫من هم فکر می‌کردم این یه دعای خیره

606
00:32:26,585 --> 00:32:28,625
‫اما مطمئنم همه‌ی شمایی که اینجا هستید

607
00:32:28,650 --> 00:32:32,709
‫بدتون نمیاد دسته‌کم ده سالی رو
‫عادی زندگی کنید

608
00:32:33,983 --> 00:32:39,001
‫دنیای ما این روزها
‫با سرعت سرسام‌آوری رو به تغییره

609
00:32:39,025 --> 00:32:42,959
‫- چهار
‫- آره، من هم چهارتا نیروهای امنیتی دیدم

610
00:32:42,983 --> 00:32:46,914
‫نه. توی مسافرخونه گفتی
‫چهارتا هوش مصنوعی داری

611
00:32:46,939 --> 00:32:48,540
‫ای وای

612
00:32:48,608 --> 00:32:51,755
‫الان گفتی پنج‌تا، پس… پنجمی کدومه؟

613
00:32:51,780 --> 00:32:53,799
‫از تلفن‌های شماره‌گیر تا هوش مصنوعی،
‫فقط توی دو دهه

614
00:32:56,317 --> 00:32:58,334
‫قاتل همه‌تون رو می‌شناخت

615
00:32:58,358 --> 00:33:01,793
‫تو مُردی، تو هم مُردی،
‫تو که کفن پوسوندی، تو هم که فسیل شدی

616
00:33:01,817 --> 00:33:04,432
‫تو هم کم‌کم باید اشهدت رو بخونی

617
00:33:04,457 --> 00:33:07,071
‫پس کدوم‌تون با بقیه فرق داره؟

618
00:33:08,233 --> 00:33:11,334
‫من یه زمانی عضوی از یه جور خانواده بودم

619
00:33:11,358 --> 00:33:14,584
‫متشکل از دوست‌ها،
‫یه گروه صمیمی از پیشگام‌ها که

620
00:33:14,608 --> 00:33:16,668
‫با هم اولین الگوی موفق…

621
00:33:16,692 --> 00:33:21,709
‫برای آگاهی هوش مصنوعی رو ساختیم

622
00:33:21,733 --> 00:33:24,543
‫پنجمین هوش مصنوعی کدومه؟

623
00:33:24,567 --> 00:33:25,928
‫حتماً اشتباه کردم

624
00:33:25,953 --> 00:33:28,000
‫هیچ هم اشتباه نکردی

625
00:33:28,025 --> 00:33:30,751
‫به «لغزش فرویدی» خوش اومدی.
‫کمال بشری روت اثر کرد.

626
00:33:30,775 --> 00:33:33,043
‫مسئله پول و شُهرت بود

627
00:33:33,067 --> 00:33:39,084
‫مسئله جایگاهم در تاریخ علم بود و
‫بعدش فاجعه‌ی سوکوویا رخ داد

628
00:33:39,108 --> 00:33:41,293
‫من خودم ذغال‌فروشم،
‫منو سیاه نکن

629
00:33:41,317 --> 00:33:44,130
‫تو یه کامپیوتر کوانتومی‌ای.
‫توی شمارش اشتباه نمی‌کنی.

630
00:33:45,025 --> 00:33:47,418
‫مردم اغلب ازم می‌پرسن
‫آیا خودم رو مسئول می‌دونم؟

631
00:33:47,442 --> 00:33:49,692
‫آیا احساس گناه می‌کنم؟

632
00:33:59,589 --> 00:34:02,365
‫بله، همینطوره

633
00:34:10,108 --> 00:34:12,084
‫منظورم اینه که
‫آبِ رفته، به جوی برنمی‌گرده

634
00:34:12,108 --> 00:34:14,316
‫فقط میشه به بهبود اوضاع امیدوار بود

635
00:34:14,341 --> 00:34:15,903
‫ویژن، چی رو ازم مخفی کردی؟

636
00:34:15,928 --> 00:34:17,130
‫- بگو بهش
‫- نه

637
00:34:17,155 --> 00:34:18,876
‫با کی حرف می‌زنی؟

638
00:34:18,900 --> 00:34:22,751
‫در ازای هر اولتران خطرناکی که وجود داره،

639
00:34:22,775 --> 00:34:26,283
‫امید به وجود یک ویژن هم هست

640
00:34:26,775 --> 00:34:29,001
‫بهترین مخلوق ما

641
00:34:29,025 --> 00:34:33,469
‫اگر هم بتونیم برای آموزش،
‫پرورش و محبت به بچه‌هامون تلاش کنیم،

642
00:34:33,494 --> 00:34:35,569
‫اونوقت فکرش رو بکنید که
‫انسان و هوش مصنوعی

643
00:34:35,594 --> 00:34:37,458
‫در کنار هم ممکنه به چه دستاوردهایی برسن

644
00:34:37,483 --> 00:34:38,543
‫خودشه

645
00:34:38,567 --> 00:34:39,608
‫باریکلا!

646
00:34:40,858 --> 00:34:43,867
‫تو توی سوکوویا کنارش بودی

647
00:34:46,525 --> 00:34:48,084
‫لحظه‌ی آخر

648
00:34:48,108 --> 00:34:52,501
‫یکم پیچیده‌ست

649
00:34:52,525 --> 00:34:54,622
‫خانواده هم پیچیده‌ست

650
00:35:02,858 --> 00:35:04,400
‫با اولتران صحبت می‌کردی

651
00:35:07,720 --> 00:35:08,842
‫آره

652
00:35:10,274 --> 00:35:13,708
‫اما این زمان می‌بره و
‫ما به سرعت داریم پیش میریم

653
00:35:13,733 --> 00:35:17,543
‫تو یه قاتلِ نسل‌کش رو
‫توی سرت نگه داشتی؟

654
00:35:17,567 --> 00:35:20,240
‫- من نه، منِ سابق
‫- چرند تحویلم نده!

655
00:35:22,359 --> 00:35:25,708
‫اما بخشی از این مراقبت…

656
00:35:25,733 --> 00:35:26,817
‫توماس

657
00:35:29,025 --> 00:35:30,108
‫بخششه

658
00:35:32,687 --> 00:35:37,042
‫عذر می‌خوام.
‫بخشیدنِ خودمون بابت کارهایی که کردیم.

659
00:35:37,414 --> 00:35:38,659
‫اون اینجاست

660
00:35:38,684 --> 00:35:41,684
‫- و بابت اشتباهات…
‫- اشتباهات؟

661
00:35:44,608 --> 00:35:47,334
‫حالا دیگه اسمش شده اشتباهات؟

662
00:35:47,358 --> 00:35:48,567
‫سر جات بمون!

663
00:35:58,067 --> 00:35:59,203
‫بخوابید رو زمین!

664
00:36:03,178 --> 00:36:05,107
‫نمی‌تونم بذارم این کار رو بکنی

665
00:36:11,608 --> 00:36:13,233
‫بهت هشدار داده بودم

666
00:36:17,019 --> 00:36:20,333
‫صبر کن. اگه همه‌مون از روی
‫یه آدم واقعی ساخته شدیم،

667
00:36:20,358 --> 00:36:22,575
‫شاید ربات قاتل‌مون هم
‫از روی یه نفر دیگه ساخته شده

668
00:36:28,983 --> 00:36:32,501
‫- سلام، کاترینا
‫- خدای من

669
00:36:32,525 --> 00:36:34,418
‫فکر می‌کردم…

670
00:36:34,442 --> 00:36:36,418
‫بری توی سوراخ موش

671
00:36:36,442 --> 00:36:37,751
‫مثل بقیه

672
00:36:37,775 --> 00:36:40,918
‫سال‌هاست که از روحت فراری‌ام

673
00:36:41,629 --> 00:36:42,922
‫ارواح

674
00:36:43,591 --> 00:36:45,985
‫« چرا قصاب‌مرغ آنها را شکار می‌کند؟ »

675
00:36:46,400 --> 00:36:48,728
‫وقتی بقیه کُشته شدن، می‌دونستم

676
00:36:50,317 --> 00:36:52,156
‫حالا اون روح زنده شده

677
00:36:54,025 --> 00:36:56,168
‫- برو، از اینجا فراریش بده
‫- باشه

678
00:36:56,192 --> 00:37:00,959
‫این… این مهمونی مجلل رو
‫راه انداختی که باهاشون وداع کنی؟

679
00:37:00,983 --> 00:37:05,084
‫نه. خواستم بگم متأسفم. من…

680
00:37:05,701 --> 00:37:10,248
‫من دیگه اون زنی که
‫یه زمان می‌شناختی نیستم

681
00:37:10,273 --> 00:37:13,626
‫دارم تلاشم رو می‌کنم،
‫بالاخره دارم تلاش می‌کنم تا…

682
00:37:13,650 --> 00:37:17,400
‫دنیایی که تو می‌خواستی رو خلق کنم

683
00:37:19,858 --> 00:37:23,886
‫صلح… در عصر ما

684
00:37:24,525 --> 00:37:26,251
‫آره

685
00:37:26,688 --> 00:37:29,146
‫صلح در عصر ما

686
00:37:34,067 --> 00:37:36,793
‫کلام‌های آخرِ بدتری هم شنیده بودم

687
00:37:36,817 --> 00:37:42,109
‫شاید آدما بتونن تغییر کنن،
‫ولی گذشته هیچوقت عوض نمیشه، کاترینا

688
00:37:42,134 --> 00:37:47,352
‫حالا امشب چیزی که
‫ازم گرفتی رو پس می‌گیرم

689
00:37:47,775 --> 00:37:51,088
‫از صورتت شروع می‌کنم

690
00:37:52,817 --> 00:37:54,275
‫وایسا!

691
00:38:04,029 --> 00:38:08,234
‫هر حسی که داری،
‫دلیل موجهی واسه کُشتنش نیست

692
00:38:08,259 --> 00:38:10,801
‫تو از مرگ چی می‌دونی؟

693
00:38:11,775 --> 00:38:13,612
‫اونقدری که باورت نمیشه

694
00:38:16,485 --> 00:38:17,860
‫من هم همینطور

695
00:38:29,470 --> 00:38:30,639
‫نه!

696
00:38:46,900 --> 00:38:49,310
‫دستت بهش بخوره،
‫تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم

697
00:38:50,942 --> 00:38:52,168
‫اون بیرون چه خبره؟

698
00:38:52,192 --> 00:38:54,043
‫اون سریع‌تر و قوی‌تره و

699
00:38:54,067 --> 00:38:56,192
‫مثل زنی می‌جنگه که
‫هیچی واسه از دست دادن نداره

700
00:38:59,685 --> 00:39:01,708
‫چون همه‌چیزش رو از دست داده

701
00:39:01,733 --> 00:39:04,650
‫هوش مصنوعیش بر اساس
‫جوزفین کارینگتون ساخته شده

702
00:39:17,639 --> 00:39:18,806
‫چیکار کنم؟

703
00:39:21,317 --> 00:39:24,301
‫یادش بیار که کی بوده

704
00:39:25,532 --> 00:39:26,716
‫جو!

705
00:39:30,483 --> 00:39:33,108
‫دکتر جوزفین کارینگتون

706
00:39:37,775 --> 00:39:40,585
‫- نه
‫- آره

707
00:39:41,733 --> 00:39:44,709
‫- نه
‫- چرا

708
00:39:44,733 --> 00:39:47,105
‫از روی اون ساخته شدی

709
00:39:48,866 --> 00:39:52,887
‫از روی اون ساخته نشدم

710
00:39:54,275 --> 00:39:55,817
‫من خودشم

711
00:40:08,584 --> 00:40:09,917
‫نمی‌تونم شکستش بدم

712
00:40:09,942 --> 00:40:13,389
‫چون سیستم‌عاملت
‫از لحاظ احساسی مختل شده

713
00:40:13,414 --> 00:40:17,265
‫داری دست‌وپا می‌زنی،
‫مثل پدری که می‌ترسه پسرش رو از دست بده

714
00:40:17,290 --> 00:40:18,582
‫من اینجوری نیستم

715
00:40:19,692 --> 00:40:21,824
‫سُکان رو بده دست من

716
00:40:23,599 --> 00:40:25,830
‫یه کاری می‌کنم زنده بریم بیرون

717
00:40:27,233 --> 00:40:29,251
‫هنوز میشه نجاتش داد، اولتران

718
00:40:29,275 --> 00:40:31,209
‫خیالت راحت، نمی‌کُشمش

719
00:40:31,233 --> 00:40:33,272
‫این یکی رو بهت قول میدم

720
00:40:35,400 --> 00:40:39,416
‫ویژن، باید بهم اعتماد کنی

721
00:40:50,317 --> 00:40:53,687
‫ویژن داره کنترلش رو میده به… اولتران

722
00:40:54,978 --> 00:41:04,978
‫در تلگرام:
‫FarahSub & @IRedSub@

723
00:41:09,025 --> 00:41:14,536
‫یه زمانی عروسک خیمه‌شب‌بازی بودم،
‫اما حالا آزادم

724
00:41:23,233 --> 00:41:26,861
‫دیگه هیچ نخی من رو به بند نمی‌کِشه

725
00:41:29,775 --> 00:41:31,543
‫عجیبه

726
00:41:31,567 --> 00:41:38,391
‫هیچی عوض نشده،
‫با اینحال به‌کل یه موجود دیگه‌ای شدی

727
00:41:38,806 --> 00:41:40,514
‫من اولترانم

728
00:41:43,233 --> 00:41:46,668
‫صمیمانه از آشنایی باهات خوشبختم

729
00:41:46,692 --> 00:41:49,126
‫آره، ولی من به خاطر تو اینجا نیومدم

730
00:41:49,150 --> 00:41:53,649
‫دنبال اونم،
‫دنبال چیزی که ازم دزدیده

731
00:41:56,512 --> 00:41:58,583
‫اوه، آره

732
00:41:58,608 --> 00:42:01,525
‫هی، بچه‌جون.
‫یه تردستی نشونت بدم؟

733
00:42:08,535 --> 00:42:10,581
‫حالا می‌بینیش و…

734
00:42:14,400 --> 00:42:16,097
‫حالا دیگه نمی‌بینی

735
00:42:16,122 --> 00:42:18,288
‫چیکار کردی؟

736
00:42:20,108 --> 00:42:21,817
‫اولتران!

737
00:42:23,400 --> 00:42:25,833
‫دلیلِ جنگ‌مون رو حذف کردم

738
00:42:25,858 --> 00:42:28,625
‫سر حرفم وایسادم و از جونت گذشتم

739
00:42:28,650 --> 00:42:32,834
‫ارتباطات، سیستم‌های کنترلی،
‫همه‌چی رو از دست دادیم!

740
00:42:32,858 --> 00:42:35,501
‫اون شاه‌کلید ارزشمندت هم
‫دیگه از بین رفته و

741
00:42:35,525 --> 00:42:37,442
‫حالا همه می‌تونیم برگردیم خونه

742
00:42:38,775 --> 00:42:40,796
‫داره دسترسی‌مون رو قطع می‌کنه

743
00:42:47,408 --> 00:42:50,600
‫ماجرا هنوز تموم نشده

744
00:42:51,942 --> 00:42:54,150
‫واقعاً امیدوارم نشده باشه

745
00:43:02,400 --> 00:43:04,150
‫اولتران!

746
00:43:05,277 --> 00:43:07,306
‫چرا اینقدر رسمیش می‌کنی؟

747
00:43:08,192 --> 00:43:10,483
‫آقاجون صدام کن

748
00:43:13,275 --> 00:43:18,541
‫فکر کنم وقتشه من و تو
‫یه گپ کوچولو با هم بزنیم

749
00:43:20,704 --> 00:43:30,704
« ترجمه از نهـال و امیر فرحناک »
<font color="#ff1428">‫.:: FarahSub & iredprincess ::.</font>

750
00:43:34,390 --> 00:43:44,390


751
00:43:44,415 --> 00:43:54,415


