﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:05,553




2
00:00:11,457 --> 00:00:19,022
‫مترجم:mar11

3
00:00:19,062 --> 00:00:27,608




4
00:00:27,652 --> 00:00:29,274
‫جندهٔ لعنتی!‬

5
00:00:29,279 --> 00:00:30,854
‫سید، منم!‬

6
00:00:30,900 --> 00:00:32,920




7
00:00:32,949 --> 00:00:34,077
‫منم!‬

8
00:00:35,618 --> 00:00:38,996
‫مامان؟ فکر کردم یکی از دانشجوهای بابایی.‬

9
00:00:39,001 --> 00:00:41,321
‫بوی کارخونه‌ی آبجو می‌دی.‬

10
00:00:41,541 --> 00:00:45,261
‫هزار بار بهت زنگ زدم.‬
‫کجا بودی؟‬

11
00:00:47,630 --> 00:00:49,260
‫تمام شب همین‌جا بودم.‬

12
00:00:51,426 --> 00:00:55,269
‫خیلی زشته که یه زن به
‫تنها دخترش بی‌توجهی کنه‬

13
00:00:55,274 --> 00:00:57,510
‫تا بتونه برای یه مرد متأهل غش و ضعف بره‬

14
00:00:57,515 --> 00:01:00,180
‫که به احتمال زیاد،‬
‫فقط داره لطف می‌کنه.‬

15
00:01:00,185 --> 00:01:03,433
‫فکر کنم توی دستشویی
‫قطار با یه مرده سکس کردم.‬

16
00:01:03,438 --> 00:01:04,368
‫فکر می‌کنی؟‬

17
00:01:04,921 --> 00:01:06,385
‫نه، کردم.‬

18
00:01:06,733 --> 00:01:09,761
‫-چی؟ با رضایت خودت؟‬
‫-تقریباً.‬

19
00:01:10,320 --> 00:01:13,666
‫تقریباً؟ عزیزم، چی شده؟‬

20
00:01:15,439 --> 00:01:22,861
‫ولادیمیر
‫فصل اول قسمت سوم:
‫تغییرات بزرگ لحظهٔ آخر

21
00:01:23,333 --> 00:01:25,590
‫طوری نیست. خودم می‌خواستم.‬

22
00:01:25,627 --> 00:01:26,667
‫مواظب بودی؟‬

23
00:01:29,130 --> 00:01:30,940
‫الکسیس منو انداخت بیرون.‬

24
00:01:35,553 --> 00:01:37,003
‫من خیلی بی عرضه‌م.

25
00:01:47,524 --> 00:01:49,624
‫مگه قرار نبود شب بمونی؟‬

26
00:01:49,943 --> 00:01:52,223
‫راستش... حال و حوصله‌شو نداشتم.‬

27
00:01:52,779 --> 00:01:54,472
‫سید طبقه‌ی بالاست.‬

28
00:01:55,406 --> 00:01:57,654
‫-اومده خونه؟‬
‫-اوضاعش خیلی خرابه، جان.‬

29
00:01:57,659 --> 00:01:59,781
‫فکر کرد من یکی از دوست‌دختراتم.‬

30
00:01:59,786 --> 00:02:01,366
‫-نه، مستِ مست بود.‬
‫-چطور؟‬

31
00:02:01,371 --> 00:02:02,951
‫اون و الکسیس از هم جدا شدن.‬

32
00:02:02,956 --> 00:02:05,745
‫تحمل این شرایط‬
‫براش خیلی سخته.‬

33
00:02:05,750 --> 00:02:07,910
‫من... من... باهاش حرف می‌زنم.‬

34
00:02:08,670 --> 00:02:09,943
‫امم...‬

35
00:02:12,382 --> 00:02:15,463
‫توی رمزدیل اتفاقی لین و استیو رو دیدم.‬

36
00:02:15,468 --> 00:02:18,299
‫چی؟ استیو، رئیس دانشکده؟‬

37
00:02:18,304 --> 00:02:18,884
‫اوهوم.‬

38
00:02:19,430 --> 00:02:22,303
‫پس رئیس و زنش تورو با دختره دیدن‬

39
00:02:22,308 --> 00:02:24,180
‫اونم توی تابلوترین میخونهٔ شهر؟‬

40
00:02:24,185 --> 00:02:26,641
‫میخونهٔ هتله.‬
‫منظورم اینه که فقط توریست‌ها می‌رن اونجا.‬

41
00:02:26,646 --> 00:02:28,096
‫توی خیابون اصلیه.‬

42
00:02:29,315 --> 00:02:30,687
‫دلش کوزمو(یه نوع مشروب معروف) می‌خواست.‬

43
00:02:30,692 --> 00:02:34,315
‫من خودمو برات تیکه تیکه کردم، اونوقت
‫تو همه‌چیو به باد دادی چون یه دختر ۲۳ ساله‬

44
00:02:34,320 --> 00:02:36,985
‫می‌خواست فانتزی‌های سریال‬
‫«سکس و سیتی» رو زندگی کنه؟‬

45
00:02:36,990 --> 00:02:37,800
‫۲۸ سالشه.‬

46
00:02:38,616 --> 00:02:42,157
‫معلم دبستانه.‬
‫راستش یه جورایی شبیه «شارلوت»ـه.‬

47
00:02:42,162 --> 00:02:43,658
‫اوه، نکن. با من شوخی نکن.‬

48
00:02:43,663 --> 00:02:47,243
‫می‌خواستم پیش تو بمونم.‬
‫خودت گفتی برم.‬

49
00:02:47,250 --> 00:02:49,330
‫حالا این منم که باید‬
‫بیشتر از همه چوبشو بخورم.‬

50
00:02:49,335 --> 00:02:51,394
‫می‌شه تنها باشم؟‬

51
00:02:51,963 --> 00:02:52,543
‫لطفاً.‬

52
00:03:07,618 --> 00:03:13,653
‫به دیوید:
‫دیوید! میشه امروز صبح تو هتل همدیگه رو ببینیم، لطفا؟

53
00:03:34,422 --> 00:03:35,501
‫-سلام.‬
‫-وای خدا!‬

54
00:03:35,506 --> 00:03:37,587
‫وای خدای من. ببخشید. ببخشید.‬

55
00:03:37,592 --> 00:03:40,215
‫می‌خواستم بپرسم. دارم برای این، امم...‬

56
00:03:40,220 --> 00:03:43,384
‫برنامه‌ی نویسندگی خلاق توی
‫دانشگاه براون اقدام می‌کنم.‬

57
00:03:43,389 --> 00:03:44,302
‫درسته! و...‬

58
00:03:44,307 --> 00:03:48,097
‫و یه توصیه‌نامه می‌خوای، و بله، حتماً.‬

59
00:03:48,102 --> 00:03:49,849
‫اوه، ممنونم. ممنونم!‬

60
00:03:49,854 --> 00:03:52,185
‫من... می‌دونم الان سرت‬
‫خیلی شلوغه.‬

61
00:03:52,190 --> 00:03:55,855
‫اوه. نه بابا. خوش‌حال می‌شم انجامش بدم.‬
‫کدوم... کدوم نمونه کار رو می‌فرستی؟‬

62
00:03:55,860 --> 00:04:00,276
‫یا «سالادِ روی میز»‬
‫یا اون یکی که درباره‌ی پرستاربچه‌های شروره.‬

63
00:04:00,281 --> 00:04:03,780
‫خب، می‌دونی که چقدر اون‬
‫پرستاربچه‌های شرور رو دوست دارم، پس...‬

64
00:04:03,785 --> 00:04:05,005
‫-نه...‬
‫-سلام.‬

65
00:04:05,453 --> 00:04:07,733
‫- اوه، سلام، می‌بینمت.‬
‫- باشه.‬

66
00:04:08,998 --> 00:04:10,286
‫کلاسش چطوره؟‬

67
00:04:10,291 --> 00:04:12,288
‫- کلاس استاد تانگ؟‬
‫- استاد نیست.‬

68
00:04:12,293 --> 00:04:14,082
‫بهترین بخشِ هفته‌مه.‬

69
00:04:14,087 --> 00:04:17,627
‫خیلی خاکی و متواضعه‬
‫ولی در عین حال نابغه‌ست.‬

70
00:04:17,632 --> 00:04:18,920
‫- آره.‬
‫- می‌دونی؟‬

71
00:04:18,925 --> 00:04:21,172
‫منظورم اینه که هیچ‌کس
‫با تو قابل مقایسه نیست.‬

72
00:04:21,177 --> 00:04:23,617
‫اوه نه، از شنیدنش خیلی ذوق کردم.‬

73
00:04:24,639 --> 00:04:26,010
‫کجا تشکیل می‌شه؟‬

74
00:04:26,015 --> 00:04:27,875
‫ولی این دفعه، بدون قید.‬

75
00:04:28,726 --> 00:04:30,466
‫گفت: «فقط امتحانش کن».‬

76
00:04:30,728 --> 00:04:32,188
‫با لحنی تشویق‌آمیز.‬

77
00:04:33,856 --> 00:04:37,605
‫معتقدم بهترین راه برای اینکه‬
‫چشمت دنبال شوهر همسایه‌ت نباشه‬

78
00:04:37,610 --> 00:04:40,230
‫اینه که با همسایه‌ت دوست بشی.‬

79
00:04:43,950 --> 00:04:45,488
‫چیزای خوبی می‌شنوم.‬

80
00:04:45,493 --> 00:04:47,803
‫اوه، مطمئنم همه‌ش دروغه.‬

81
00:04:47,818 --> 00:04:48,704
‫اوه، نه.‬

82
00:04:49,747 --> 00:04:51,911
‫این مرد عاشق اینه که آمار منو بگیره.‬
‫(تماس از ولادیمیر)

83
00:04:51,916 --> 00:04:52,496
‫امم...‬

84
00:04:54,252 --> 00:04:57,375
‫می‌خواستم ببینم می‌تونیم
‫با هم یه قهوه بخوریم یا نه.‬

85
00:04:57,380 --> 00:05:01,660
‫لعنتی، کاش می‌شد،‬
‫ولی باید برم یه دانشجو رو ببینم. اه...‬

86
00:05:02,093 --> 00:05:04,424
‫آره، این روزای وسط هفته برق و باد می‌گذرن.‬

87
00:05:04,429 --> 00:05:06,229
‫اوه، شاید این آخر هفته؟‬

88
00:05:07,307 --> 00:05:11,389
‫حس احمقانه‌ای دارم، ولی آخر هفته‌ها‬
‫الان بدترین موقع‌ست.‬

89
00:05:11,394 --> 00:05:13,099
‫ولاد آخر هفته‌ها رو برای نوشتن لازم داره،‬

90
00:05:13,104 --> 00:05:17,217
‫واسه همین... کلاً‬
‫باید حواسم به بچه باشه.‬

91
00:05:17,817 --> 00:05:19,147
‫اصلاً هم خوش نمی‌گذره.‬

92
00:05:19,152 --> 00:05:21,242
‫خب، اگه ولاد باید بنویسه،‬

93
00:05:21,487 --> 00:05:25,028
‫دوست داری با فی این آخر هفته بیاین پیش ما‬
‫و توی استخر شنا کنین؟‬

94
00:05:25,033 --> 00:05:29,043
‫- اوه، واو، آره، فی عاشق...‬
‫- اوه، من میام ببینمت.‬

95
00:05:30,204 --> 00:05:31,451
‫فی عاشق آبه...‬

96
00:05:31,456 --> 00:05:34,702
‫خب، شاید یکشنبه. کباب درست می‌کنم.‬

97
00:05:34,707 --> 00:05:37,302
‫می‌تونم برات یه... شربتی چیزی درست کنم؟‬

98
00:05:38,755 --> 00:05:43,171
‫خیلی لطف داری. فقط اینکه کلی
‫کار داریم که باید انجام بدیم.‬

99
00:05:43,176 --> 00:05:47,592
‫هنوز حتی وسایلمون رو کامل باز نکردیم،‬
‫واسه همین نمی‌تونم حوله‌ها رو پیدا کنم.‬

100
00:05:47,597 --> 00:05:49,287
‫چه برسه به مایوهامون.‬

101
00:05:49,682 --> 00:05:52,532
‫خب، چرا بهش فکر نمی‌کنی و...‬

102
00:05:53,353 --> 00:05:56,803
‫خدایا، واقعاً معذرت می‌خوام،‬
‫ولی یه لحظه من رو می‌بخشید؟‬

103
00:06:06,366 --> 00:06:07,526
‫کمرنگ و شیرین.‬

104
00:06:08,117 --> 00:06:11,317
‫- ممنون.‬
‫- دقیقاً همون‌طوری که دوست داری.‬

105
00:06:12,914 --> 00:06:15,661
‫حدس می‌زنم بدونی‬
‫که جلسه دیگه عقب نمی‌افته.‬

106
00:06:15,666 --> 00:06:17,750
‫یا خدا.

107
00:06:18,061 --> 00:06:19,272
‫لین ناراحت بود.‬

108
00:06:19,277 --> 00:06:21,584
‫جان نباید با کسی‬
‫غیر از زنش دیده بشه؟‬

109
00:06:21,589 --> 00:06:24,587
‫منظورم اینه که بهش فکر کن دیوید.‬
‫یه جورایی شبیه دنیای ۱۹۸۴ شده.‬

110
00:06:24,592 --> 00:06:27,392
‫- نه واقعاً.‬
‫- دیوید اورول‌شناسه.‬

111
00:06:27,512 --> 00:06:29,432
‫از نظرِ لین چندش‌آور بود.‬

112
00:06:29,514 --> 00:06:30,274
‫چندش‌آور؟‬

113
00:06:30,556 --> 00:06:33,476
‫جلسه همین ترم برگزار می‌شه.‬

114
00:06:34,769 --> 00:06:36,641
‫- ممنون بابت کمکت.‬
‫- کمکِ من؟‬

115
00:06:36,646 --> 00:06:39,394
‫در جوابِ باج‌گیریت‬
‫سرِ ایمیل‌های قدیمی‌مون؟‬

116
00:06:39,399 --> 00:06:41,139
‫باج‌گیری براش کلمه‌ی بزرگیه.‬

117
00:06:41,901 --> 00:06:44,487
‫رفتم و دوباره خوندمشون.‬

118
00:06:45,738 --> 00:06:46,378
‫واقعاً؟‬

119
00:06:46,850 --> 00:06:47,540
‫اونا‬

120
00:06:48,699 --> 00:06:49,979
‫خیلی باحال بودن.‬

121
00:06:50,284 --> 00:06:51,154
‫من باحالم.‬

122
00:06:51,369 --> 00:06:56,409
‫ولی من پاکشون کردم و ممنون می‌شم‬
‫اگه تو هم همین کار رو بکنی.‬

123
00:06:57,166 --> 00:06:58,676
‫نمی‌دونم آقا.‬

124
00:07:00,420 --> 00:07:03,835
‫فکر کنم ایده‌ی خوبیه‬
‫که یه چیزی ازت داشته باشم‬

125
00:07:03,840 --> 00:07:05,580
‫تا یه وقت شیطونی نکنی.‬

126
00:07:10,763 --> 00:07:14,483
‫من ده سال پیش اینباکسم رو از ایمیل‌هاش‬
‫پاک کردم.‬

127
00:07:16,310 --> 00:07:18,290
‫جان، می‌تونی بهم زنگ بزنی؟‬

128
00:07:18,771 --> 00:07:20,391
‫جلسه... هست...‬

129
00:07:20,773 --> 00:07:22,340
‫اوه! عجب.‬

130
00:07:22,775 --> 00:07:26,465
‫بزرگترین امکاناتِ دپارتمانمون رو‬
‫کشف کردی؟‬

131
00:07:26,470 --> 00:07:28,568
‫من از این اتاقک‌ها بدم نمی‌آد.‬

132
00:07:28,573 --> 00:07:29,276
‫اوه.‬

133
00:07:31,909 --> 00:07:34,407
‫خب، این هفته توی...
‫سرفصلِ دروس چی داریم؟‬

134
00:07:34,412 --> 00:07:35,290
‫ربکا.‬
‫(رمان عاشقانه اثر دافنه دو موریه که در سال ۱۹۳۸ منتشر شده)

135
00:07:36,581 --> 00:07:37,535
‫آشنایی داری؟‬

136
00:07:37,540 --> 00:07:40,970
‫«دیشب خواب دیدم‬
‫که دوباره به مندرلی رفتم.»‬

137
00:07:41,752 --> 00:07:42,332
‫عالیه.‬

138
00:07:43,004 --> 00:07:45,042
‫عاشقِ رمان‌های عاشقانه‌ی گوتیکم.‬

139
00:07:45,047 --> 00:07:47,797
‫می‌دونی، اون وسواس، اون حسرت خوردن‌ها.‬

140
00:07:48,509 --> 00:07:50,309
‫زنم همیشه می‌گه که...‬

141
00:07:51,345 --> 00:07:54,605
‫...من یه جورایی از
‫دخترای دیوونه خوشم می‌آد.‬

142
00:08:02,607 --> 00:08:06,314
‫خب، حالا که حرفِ سینتیا شد،‬
‫می‌تونی یه لطفی بهم بکنی؟‬

143
00:08:06,319 --> 00:08:08,858
‫من اون و فی رو واسه یکشنبه دعوت کردم‬
‫بیان شنا...‬

144
00:08:08,863 --> 00:08:11,944
‫- اوه.‬
‫- نه، فکر کنم نگرانه که مزاحم بشه.‬

145
00:08:11,949 --> 00:08:13,579
‫خیلی لطف داری. اوم...‬

146
00:08:14,619 --> 00:08:15,659
‫آره، اون...‬

147
00:08:16,204 --> 00:08:19,418
‫این روزا معاشرت کردن براش سخته.‬

148
00:08:19,582 --> 00:08:21,287
‫می‌دونی،‬
‫باید دایره‌ی روابطش رو خیلی محدود نگه داره.‬

149
00:08:21,292 --> 00:08:24,328
‫اممم. خب، قضیه اینه.‬

150
00:08:24,837 --> 00:08:28,878
‫این آخرین آخرِ هفته‌ی
‫گرمِ ساله و آب هم عالیه،‬

151
00:08:28,883 --> 00:08:30,546
‫و... و... و بهشون غذا هم می‌دیم،‬

152
00:08:30,551 --> 00:08:33,633
‫و من... من فکر می‌کنم‬ بیشتر از اون
‫چیزی که فکر می‌کنه بهش روحیه بده.‬

153
00:08:33,638 --> 00:08:35,510
‫- آره، ما می‌آیم.‬
‫- نه، نه، نه، ببخشید.‬

154
00:08:35,515 --> 00:08:39,055
‫من فقط... من... من... من...
‫من فقط اونو دعوت کردم.‬

155
00:08:39,060 --> 00:08:39,520
‫اوه.‬

156
00:08:40,895 --> 00:08:42,642
‫- چه ضد حال.
‫- اوه، اوه، نه، نه، ببخشید.‬

157
00:08:42,647 --> 00:08:44,936
‫آخه اون گفت‬
‫که تو برای نوشتن به زمان نیاز داری.‬

158
00:08:44,941 --> 00:08:47,271
‫خواهش می‌کنم، خودم می‌فهمم کی منو نمی‌خوان.‬

159
00:08:47,276 --> 00:08:51,150
‫تازه، نباید حواست پرت بشه.‬
‫دنیا منتظرِ رمانِ بعدیته.‬

160
00:08:51,155 --> 00:08:53,027
‫آره، من... من در این مورد مطمئن نیستم.‬

161
00:08:53,032 --> 00:08:55,052
‫- خب، من هستم.‬
‫- ممنون.‬

162
00:08:55,451 --> 00:08:57,657
‫اوم... آره، باهاش صحبت می‌کنم.‬

163
00:08:57,662 --> 00:08:59,617
‫عالیه. ممنون. اوم...‬

164
00:08:59,622 --> 00:09:00,785
‫ببخشید. اوم...‬

165
00:09:00,790 --> 00:09:05,510
‫اوه خدای من. دوست دخترِ دخترمه.‬
‫من... من... من باید اینو جواب بدم.‬

166
00:09:05,836 --> 00:09:07,586
‫اون یه زنِ دوجنس‌گراست.‬

167
00:09:09,590 --> 00:09:10,170
‫عالیه.‬

168
00:09:11,092 --> 00:09:12,842
‫خیلی بهش افتخار می‌کنم.‬

169
00:09:13,302 --> 00:09:13,762
‫هممم.‬

170
00:09:14,847 --> 00:09:16,294
‫الکسیس، سلام.‬

171
00:09:19,642 --> 00:09:21,430
‫بابا، نباید بی‌گدار به آب بزنی.‬

172
00:09:21,435 --> 00:09:23,891
‫چطوری باید آماده بشم؟‬
‫من به مدارک دسترسی ندارم.‬

173
00:09:23,896 --> 00:09:25,518
‫- نداری؟‬
‫- من گزارش رو برات فرستادم.‬

174
00:09:25,523 --> 00:09:27,103
‫- باید داشته باشی.‬
‫- بله، گزارش.‬

175
00:09:27,108 --> 00:09:29,522
‫ولی نه مدارکی که اونا
‫دارن ازش استفاده می‌کنن.‬

176
00:09:29,527 --> 00:09:33,651
‫سید، باید بفهمی،‬
‫کلِ این قضیه یه دادگاهِ فرمایشیه.‬

177
00:09:33,656 --> 00:09:36,737
‫- می‌تونی از سبزی‌خشک‌کن استفاده کنی؟‬
‫- بافتش رو خراب می‌کنه.‬

178
00:09:36,742 --> 00:09:38,948
‫این‌طوری کلی دستمال‌کاغذی مصرف می‌شه.‬

179
00:09:38,953 --> 00:09:40,693
‫این درست به نظر می‌آد؟‬

180
00:09:41,080 --> 00:09:44,662
‫- گزارش خیلی مفصله.‬
‫- برام می‌فرستیش؟‬

181
00:09:44,667 --> 00:09:46,872
‫لازم نیست درگیر بشی.‬
‫خودت به اندازه‌ی کافی مشغله داری.‬

182
00:09:46,877 --> 00:09:48,332
‫من واقعاً یه وکیلم.‬

183
00:09:48,337 --> 00:09:50,418
‫می‌تونم بپرسم چرا سرِ کار نیستی؟‬

184
00:09:50,423 --> 00:09:53,087
‫اوم، نه، چون نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.‬

185
00:09:53,092 --> 00:09:56,462
‫- رازها. آخ جون، عاشقشونم. واقعاً.‬
‫- بس کن.‬

186
00:09:56,721 --> 00:09:59,135
‫گوش کن، این آخرِ هفته مهمون داریم.‬

187
00:09:59,140 --> 00:10:02,050
‫-کی؟‬
‫-سینتیا و دخترش. برای شنا میان.‬

188
00:10:02,226 --> 00:10:04,015
‫- اون کیه؟‬
‫- استاد جدیده.‬

189
00:10:04,020 --> 00:10:06,726
‫- نه، اون استاد نیست.‬
‫- حتماً اینو بهش می‌گم.‬

190
00:10:06,731 --> 00:10:09,729
‫- دخترش چند سالشه؟‬
‫- سه سال. خیلی بانمکه. عاشقش می‌شی.‬

191
00:10:09,734 --> 00:10:11,994
‫اوه نه. من نیستم.‬

192
00:10:12,033 --> 00:10:14,900
‫- داری برمی‌گردی شهر؟‬
‫- نه، فعلاً همین‌جا موندگارم.‬

193
00:10:14,905 --> 00:10:17,570
‫حوصله‌ی خاله‌بازی با یه
‫بچه‌ی سه ساله رو ندارم.‬

194
00:10:17,575 --> 00:10:19,071
‫قدیما که عاشق بچه‌ها بودی.‬

195
00:10:19,076 --> 00:10:21,907
‫یه جورایی اون ذوق و شوقم پرید،‬
‫بعد از اینکه یه گله بچه دیدم‬

196
00:10:21,912 --> 00:10:24,744
‫توی مهمونی‌های دوستای الکسیس،‬
‫اونم هر آخر هفته‌ی سال.‬

197
00:10:24,749 --> 00:10:25,329
‫عزیزم.‬

198
00:10:26,292 --> 00:10:28,444
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.‬

199
00:10:28,586 --> 00:10:31,256
‫می‌دونی چِشه؟‬

200
00:10:31,339 --> 00:10:32,319
‫آره.‬

201
00:10:33,090 --> 00:10:33,790
‫می‌دونم.‬

202
00:10:47,563 --> 00:10:49,133
‫اوه، کی اهمیت می‌ده؟‬

203
00:10:53,527 --> 00:10:54,857
‫من که خوشم اومد.‬

204
00:10:55,363 --> 00:10:58,383
‫این روزا مایوها رو خیلی باز می‌سازن.‬

205
00:10:58,783 --> 00:11:01,364
‫می‌دونی، شنیدم که‬
‫اوا لانگوریا‬(بازیگر زن آمریکایی)

206
00:11:01,369 --> 00:11:05,159
‫بالاخره رفته سراغ وکس برزیلی،‬
‫چون می‌گن بهش اوج لذت جنسی رو می‌ده.‬

207
00:11:05,164 --> 00:11:06,661
‫منظورت چیه؟‬

208
00:11:06,666 --> 00:11:08,176
‫فقط یه پیشنهاد بود.‬

209
00:11:09,085 --> 00:11:10,945
‫قضیه‌ی سید چیه؟‬

210
00:11:11,629 --> 00:11:13,584
‫- خودش بهت می‌گه.‬
‫- چرا تو نمی‌گی؟‬

211
00:11:13,589 --> 00:11:17,789
‫چون به خودش مربوطه.‬
‫هر وقت آمادگی داشت خودش بهت می‌گه.‬

212
00:11:18,636 --> 00:11:20,132
‫شاید من موهای کُست دوست داشته باشم.‬

213
00:11:20,137 --> 00:11:23,469
‫نمی‌خوام پای سید به جلسه‌ی استماع باز بشه.‬
‫شیرفهم شد؟‬

214
00:11:23,474 --> 00:11:25,566
‫فهمیدم، موافقم.‬

215
00:11:26,060 --> 00:11:29,130
‫- می‌تونی فیلتر استخرو روشن کنی؟‬
‫- اه.‬

216
00:11:29,772 --> 00:11:33,020
‫فکر کنم مسائل مهم‌تری از‬
‫مهمون‌داری داریم که بهشون برسیم.‬

217
00:11:33,025 --> 00:11:36,440
‫سینتیا خیلی آدم جالبیه.‬
‫دلم می‌خواد یه دوست جدید پیدا کنم.‬

218
00:11:36,445 --> 00:11:39,735
‫از کی تا حالا؟‬
‫تو از سال ۱۹۹۷ به این طرف با کسی دوست نشدی.‬

219
00:11:39,740 --> 00:11:41,112
‫خب، الان دلم می‌خواد.‬

220
00:11:41,117 --> 00:11:41,577
‫چرا؟‬

221
00:11:43,160 --> 00:11:46,367
‫انگار یه زنِ توسری‌خور‬
‫با یه مردِ سمی ازدواج کرده.‬

222
00:11:46,372 --> 00:11:48,661
‫- اصلاً نمی‌تونم درکش کنم.‬
‫- معلومه که نه.‬

223
00:11:48,666 --> 00:11:50,746
‫می‌دونم این کتاب ضدزنه‬

224
00:11:50,751 --> 00:11:53,666
‫چون هر کتابی که سال ۱۹۳۸ نوشته شده‬
‫ضدزن بوده،‬

225
00:11:53,671 --> 00:11:55,459
‫حتی اگه یه زن نوشته باشدش،‬

226
00:11:55,464 --> 00:11:59,324
‫اما نمی‌تونیم با جنبه‌ی‬
‫جهانیِ داستان ارتباط بگیریم؟‬

227
00:12:00,720 --> 00:12:05,393
‫ربکا درباره‌ی یه‬
‫وسواسِ فکریِ تمام‌عیاره.‬

228
00:12:05,419 --> 00:12:10,710
‫درباره‌ی یه... یه زنِ جوونه که قفل کرده‬
‫رو زنِ سابقِ شوهرش که مرده، اسمش هم...‬

229
00:12:11,689 --> 00:12:14,729
‫- ربکاست.‬
‫- خیلی قابل درکه.‬

230
00:12:14,734 --> 00:12:16,014
‫- چطوری؟‬
‫- خب...‬

231
00:12:16,861 --> 00:12:20,351
‫چیه، یعنی تا حالا اسم دوست دخترِ سابقِ
‫عشقتو گوگل نکردی؟ هوم؟‬

232
00:12:20,614 --> 00:12:26,314
‫تا حالا تو اینستاگرام یا هر کوفتِ دیگه‌ای‬
‫که استفاده می‌کنی، اکانتش رو باز نکردی؟‬

233
00:12:26,328 --> 00:12:30,657
‫هیچ‌وقت خودتو با تیپش،‬
‫یا هیکلش مقایسه نکردی؟‬

234
00:12:30,666 --> 00:12:34,946
‫هیچ‌وقت تو خیالت نخواستی‬
‫از رابطه‌شون سر در بیاری،‬

235
00:12:35,004 --> 00:12:39,420
‫اینکه چطوری با هم حرف می‌زدن،‬
‫شوخی‌های بین خودشون، یا اینکه چطوری،‬

236
00:12:39,425 --> 00:12:42,165
‫روم به دیوار، با هم عشق‌بازی می‌کردن؟‬

237
00:12:42,261 --> 00:12:44,717
‫خب، این داستان دقیقاً درباره‌ی همینه.‬

238
00:12:44,722 --> 00:12:49,057
‫درباره‌ی کششِ اجتناب‌ناپذیرِ‬
‫معشوقه‌ی معشوقتونه.‬

239
00:12:49,301 --> 00:12:50,861
‫من که معشوقی ندارم.‬

240
00:12:50,978 --> 00:12:54,518
‫خب لورن،‬
‫باید یه فکری به حال این موضوع بکنیم.‬

241
00:12:59,570 --> 00:13:01,121
‫- سلام!‬
‫- سلام.‬

242
00:13:06,907 --> 00:13:10,662
‫شاید: چشمهٔ آب گرمِ جونونیا
‫سلام دختر، ما دیدم که داشتی سرک می‌کشیدی!
‫دوستای خوب همدیگه رو فراموش نمی‌کنن.

243
00:13:10,687 --> 00:13:14,739
‫امروز با ۲۰ درصد تخفیف از جونونیا وقت وکس بگیر.
‫برای یه وکسر حرفه‌ای روی لینک بزنید.

244
00:13:21,362 --> 00:13:22,673
‫س. تانگ

245
00:13:24,193 --> 00:13:26,329
‫برای سفارش سینتیا تانگ به آدرس:
‫ایالت نیویورک، شهر استیل‌کرست، خیابان پاینز، پلاک بی۲

246
00:13:26,347 --> 00:13:27,217
‫سلام آرون.‬

247
00:13:33,646 --> 00:13:35,893
‫می‌دونی، اگه بابا توی جلسهٔ دانشگاه ببازه،‬

248
00:13:35,898 --> 00:13:38,479
‫ممکنه کار به شکایت حقوقی بکشه،‬
‫اون‌وقت روی تو هم تأثیر می‌ذاره.‬

249
00:13:38,484 --> 00:13:39,524
‫وای خدای من.‬

250
00:13:39,819 --> 00:13:44,193
‫۳۶ صفحه فرم باید برای این‬
‫قرارِ احمقانه پر کنم.‬

251
00:13:44,198 --> 00:13:47,530
‫آخه چرا باید بدونن که من‬
‫سابقه‌ی بیماری روانی دارم یا نه؟‬

252
00:13:47,535 --> 00:13:50,366
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬
‫- فقط دارم وقت وکس می‌‌گیرم.‬

253
00:13:50,371 --> 00:13:51,867
‫فکر می‌کردم نمی‌تونی وکس کنی.‬

254
00:13:51,872 --> 00:13:56,162
‫خب، می‌گن این یه مدلِ جدیده،‬
‫حالا ببینیم چی می‌شه.‬

255
00:13:57,711 --> 00:13:59,322
‫اوه، عزیزم.‬

256
00:13:59,338 --> 00:14:00,498
‫فقط یه جداییه.‬

257
00:14:00,824 --> 00:14:02,480
‫واقعاً گند زدم.‬

258
00:14:05,177 --> 00:14:06,107
‫خیانت کردم.‬

259
00:14:06,782 --> 00:14:09,260
‫- به الکسیس.‬
‫- با اون مرده توی قطار؟‬

260
00:14:09,265 --> 00:14:12,445
‫نه. وای... از بابا بپرس چی شده.‬

261
00:14:12,476 --> 00:14:15,140
‫- خودت بهم بگو.‬
‫- نه، چون نمی‌خوام قضاوتم کنی.‬

262
00:14:15,145 --> 00:14:17,825
‫قول می‌دم، قضاوتت نمی‌کنم.‬

263
00:14:18,023 --> 00:14:18,655
‫نه.‬

264
00:14:19,608 --> 00:14:23,691
‫نه، من... من با یه کارآموز توی محل کارم‬
‫به الکسیس خیانت کردم،‬

265
00:14:23,696 --> 00:14:27,403
‫بعدش اون استخدام شد و اوضاع
‫پیچیده شد،‬ واسه همین قبل از
‫اینکه اتفاقی بیفته زدم بیرون.‬

266
00:14:27,408 --> 00:14:30,406
‫به هر حال از اون کار متنفر بودم،‬
‫توی دو سوت هم می‌تونم یه کار جدید پیدا کنم،‬

267
00:14:30,411 --> 00:14:32,408
‫پس دیگه نمی‌خوام بیشتر از این‬
‫درباره‌ش حرف بزنم، باشه؟‬

268
00:14:32,413 --> 00:14:33,743
‫کارتو ول کردی؟‬

269
00:14:33,789 --> 00:14:35,035
‫دیدی؟ داری قضاوتم می‌کنی.‬

270
00:14:35,040 --> 00:14:37,204
‫- نه، نمی‌کنم. اصلاً.‬
‫- دروغ می‌گی.‬

271
00:14:37,209 --> 00:14:39,649
‫نه، خیلی خب. بیا بریم. بیا بریم.‬

272
00:14:42,840 --> 00:14:47,423
‫هیچ‌کدوم از اون آدم‌ها رو نمی‌شناختی.‬
‫دانشجوهای بابا رو می‌گم. درسته؟‬

273
00:14:47,428 --> 00:14:50,885
‫اون خانم‌های باکلاسش؟ اوم، نه شخصاً.‬

274
00:14:50,890 --> 00:14:52,520
‫در حدِ دیدن، نهایتاً.‬

275
00:14:53,183 --> 00:14:55,513
‫- باشه، مطمئنی؟‬
‫- صد در صد.‬

276
00:14:55,644 --> 00:14:58,834
‫هیچ‌کدومشون توی کلاس‌های تو نبودن؟‬

277
00:14:59,315 --> 00:15:00,666
‫اصلاً.‬

278
00:15:06,771 --> 00:15:11,958
‫چشمهٔ‌ آب گرمِ جونونیا:
‫دختر، ساعت ۲ بعد از ظهر وقت داری.
‫۱۰ دقیقه مهلت تأخیر داری وگرنه وقت شما سوخت میشه. وای(Y) رو جهت تایید ارسال کنید.

279
00:15:12,010 --> 00:15:13,437
‫وای(Y)

280
00:15:16,643 --> 00:15:20,527
‫چشمهٔ‌ آب گرمِ جونونیا:
‫آیا از فرایند گرفتن وقت از ما راضی بودید.
‫بازخورد خود را در لینک مقابل با ما به اشتراک بگذارید.

281
00:15:21,337 --> 00:15:21,797
‫چرا.‬

282
00:15:26,300 --> 00:15:28,670
‫یکی‌شون توی کلاس‌های من بود.‬

283
00:15:38,854 --> 00:15:40,954
‫دیگه ناخن‌هاتو نمی‌جوی.‬

284
00:15:48,447 --> 00:15:52,307
‫می‌خواستم بابت اینکه ازت
‫دوری می‌کردم معذرت‌خواهی کنم.‬

285
00:15:53,369 --> 00:15:55,519
‫نباید اون‌قدر عصبانی می‌شدم.‬

286
00:15:55,788 --> 00:15:56,248
‫اوهوم.‬

287
00:15:57,164 --> 00:16:00,064
‫زدی به ماشینم و بهم گفتی جنده.‬

288
00:16:01,807 --> 00:16:02,447
‫ببخشید.‬

289
00:16:03,212 --> 00:16:04,902
‫از روی ناچاری بود.‬

290
00:16:05,255 --> 00:16:06,305
‫اشکالی نداره.‬

291
00:16:06,799 --> 00:16:08,479
‫چی می‌خواستی بگی؟‬

292
00:16:10,010 --> 00:16:10,590
‫اوه...‬

293
00:16:13,055 --> 00:16:15,685
‫خب، آره. همون‌طور که می‌بینی برگشتم.‬

294
00:16:15,766 --> 00:16:17,221
‫هممم... اوه...‬

295
00:16:17,726 --> 00:16:19,765
‫حالا که همه‌چیز درباره‌ی جان‬ لو رفته،‬

296
00:16:19,770 --> 00:16:24,140
‫فقط امیدوار بودم من و تو
‫بتونیم، مثلاً، دوباره درستش کنیم...‬

297
00:16:24,191 --> 00:16:25,931
‫...رابطه‌مون رو.‬

298
00:16:28,112 --> 00:16:29,870
‫جالبه.‬

299
00:16:32,616 --> 00:16:34,947
‫مگه تو واردِ... واردِ پرونده نشدی؟‬

300
00:16:34,952 --> 00:16:35,777
‫آره.‬

301
00:16:37,413 --> 00:16:41,829
‫ولی همینو می‌خواستم بهت بگم.‬
‫اینکه اون موضوع هیچ ربطی به تو نداره.‬

302
00:16:41,834 --> 00:16:45,833
‫لیلا، این دقیقاً همون چیزیه‬
‫که من تمام این مدت داشتم می‌گفتم.‬

303
00:16:45,838 --> 00:16:47,408
‫هنوزم می‌نویسی؟‬

304
00:16:48,924 --> 00:16:49,794
‫نه واقعاً.‬

305
00:16:50,517 --> 00:16:54,049
‫باید بنویسی.‬
‫متأسفم که اوضاع این‌قدر سخت بوده.‬

306
00:16:54,054 --> 00:16:56,802
‫اصلاً حس خوبی نداره که ۲۹ سالت باشه‬
‫و دوباره برگردی پیش مامانت زندگی کنی.‬

307
00:16:56,807 --> 00:16:58,561
‫اوم. حتماً همین‌طوره.‬

308
00:16:58,586 --> 00:16:59,505
‫چشمهٔ‌ آب گرمِ جونونیا:
‫نیم ساعت دیگه می‌بینیمت، دختر.
‫بوس بوس.

309
00:16:59,518 --> 00:17:03,017
‫آخه مگه چند بار می‌تونم ببرمش‬
‫که آبِ ورمش رو بکشن...‬

310
00:17:03,022 --> 00:17:04,977
‫تا بفهمه این مسئولیتِ خودشه؟‬

311
00:17:04,982 --> 00:17:05,894
‫آره.‬

312
00:17:05,899 --> 00:17:09,523
‫فکر می‌کنه با خواستن از تروور برای
‫جابه‌جایی،‬ داره لطف بزرگی در حقم می‌کنه...‬

313
00:17:09,528 --> 00:17:10,846
‫برام مهمه.‬

314
00:17:10,862 --> 00:17:13,277
‫لیلا، اصلاً دوست ندارم این کار رو بکنم،‬
‫ولی باید برم.‬

315
00:17:13,282 --> 00:17:15,070
‫من... من... کاش می‌شد
‫تمام روز با هم حرف بزنیم.‬

316
00:17:15,075 --> 00:17:17,614
‫من... خیلی خوش‌حالم که با هم ارتباط گرفتیم،‬

317
00:17:17,619 --> 00:17:20,451
‫و خیلی خوش‌حالم که با هم هم‌عقیده‌ایم.‬

318
00:17:20,456 --> 00:17:20,916
‫آره.‬

319
00:17:22,666 --> 00:17:26,665
‫می‌خواستم بگم بابت اتفاقی که‬
‫برای جان افتاد متأسفم.‬

320
00:17:26,670 --> 00:17:28,530
‫ممنون که اینو گفتی.‬

321
00:17:28,881 --> 00:17:29,401
‫من...‬

322
00:17:31,467 --> 00:17:35,677
‫ازت ممنونم که مسئولیتِ‬
‫کارهات رو به عهده می‌گیری.‬

323
00:17:39,683 --> 00:17:41,353
‫- باید برم.‬
‫- اوه.‬

324
00:17:47,733 --> 00:17:48,433
‫عالیه!‬

325
00:17:53,614 --> 00:17:55,024
‫اوه، خیره‌کننده‌ست.‬

326
00:18:02,352 --> 00:18:06,512
‫ولادیمیر:
‫سینتیا می‌خواست بهت بگم که فی یکم فین‌فین می‌کنه،
‫اگه نمی‌خوای به این خاطر بیان.

327
00:18:12,549 --> 00:18:15,839
‫به یه سنی می‌رسی که
‫اگه یه حوله‌ی خوب پیدا کنی،‬

328
00:18:15,844 --> 00:18:17,824
‫دیگه نمی‌ذاری از دستت بره.‬

329
00:18:18,305 --> 00:18:19,705
‫اینا رو می‌فروشید؟‬

330
00:18:33,278 --> 00:18:36,708
‫کادویی که با دست داده بشه،‬
‫قدرتِ زیادی داره.‬

331
00:18:38,158 --> 00:18:42,366
‫سلام! فقط می‌خواستم یه کادوی کوچیکِ‬
‫خونه‌مبارکی بیارم.‬

332
00:18:42,371 --> 00:18:43,909
‫- سلام.‬
‫- لازم نیست باهام حرف بزنی.‬

333
00:18:43,914 --> 00:18:46,787
‫فقط می‌تونم بدمش بهت‬
‫و از اینجا برم.‬

334
00:18:46,792 --> 00:18:47,774
‫اوه، من...‬

335
00:18:47,793 --> 00:18:52,027
‫اوه... این... این عسلِ زنبورهای خودمه.‬

336
00:18:52,220 --> 00:18:54,711
‫اوه، می‌دونستی که عسل برای بچه‌های کوچیک‬

337
00:18:54,716 --> 00:18:57,106
‫به اندازه‌ی شربت سینه مؤثره؟‬

338
00:18:57,386 --> 00:18:59,408
‫- برای فی‌ـه.‬
‫- اوه!‬

339
00:19:00,556 --> 00:19:01,596
‫وای خدای من.‬

340
00:19:02,141 --> 00:19:04,805
‫خیلی به فکرمی.‬
‫اینا... اینا فوق‌العاده‌ان.‬

341
00:19:04,810 --> 00:19:06,331
‫ببخشید. اممم...‬

342
00:19:07,938 --> 00:19:10,088
‫ولاد آدرسمون رو بهت داد؟‬

343
00:19:10,315 --> 00:19:12,635
‫از توی لیستِ مخاطبین برداشتمش.‬

344
00:19:12,734 --> 00:19:16,191
‫اینجا... اینجا موقتیه.‬
‫یه جورایی... یه خراب‌شده‌ست.‬

345
00:19:16,196 --> 00:19:18,110
‫اوه، نه، نه. این‌طور نیست.‬

346
00:19:18,115 --> 00:19:20,155
‫خب، فقط داخل نیا.‬

347
00:19:20,450 --> 00:19:22,197
‫اوه، حالِ فی خوبه. فقط من...‬

348
00:19:22,202 --> 00:19:24,587
‫یکم... وسواسی شدم‬

349
00:19:24,621 --> 00:19:26,869
‫چون مردم روی سرماخوردگی حساسن،‬

350
00:19:26,874 --> 00:19:28,704
‫با خودم گفتم:‬
‫«نکنه بهشون بربخوره؟»‬

351
00:19:28,709 --> 00:19:30,664
‫خیلی سخت ممکنه به من بربخوره.‬

352
00:19:30,669 --> 00:19:32,129
‫منم همین‌طور. نه...‬

353
00:19:32,838 --> 00:19:36,044
‫خدایا، من... می‌دونم دارم
‫مثل یه آدمِ عوضی رفتار می‌کنم.‬

354
00:19:36,049 --> 00:19:39,923
‫نه، اصلاً! هر کسی که نصفِ چیزایی
‫که تو کشیدی رو تجربه کرده بود‬

355
00:19:39,928 --> 00:19:41,848
‫دو برابرِ تو عوضی می‌شد.‬

356
00:19:43,182 --> 00:19:44,452
‫منظورت چیه؟‬

357
00:19:45,058 --> 00:19:45,638
‫فقط...‬

358
00:19:46,727 --> 00:19:49,691
‫جابه‌جایی، یه... یه بچه‌ی کوچیک.‬

359
00:19:49,730 --> 00:19:50,250
‫من...‬

360
00:19:51,106 --> 00:19:52,361
‫اممم...‬

361
00:19:52,941 --> 00:19:55,574
‫من، دیگه... من، دیگه...‬
‫(جونونیا: سلام دختر. از خدمات ما راضی بودی؟ داخل لینک نظرت رو بگو)

362
00:19:55,611 --> 00:19:57,864
‫تنهات می‌ذارم. اممم...‬

363
00:20:00,782 --> 00:20:04,573
‫شاید دیوانه‌وار به نظر بیاد،‬
‫ولی فکر کنم با هم کنار بیایم.‬

364
00:20:04,578 --> 00:20:06,798
‫من... منم همین‌طور فکر می‌کنم.‬

365
00:20:07,956 --> 00:20:10,396
‫بابت اینا خیلی ممنون. خب دیگه.‬

366
00:20:11,752 --> 00:20:13,552
‫- خداحافظ.‬
‫- خداحافظ.‬

367
00:20:23,228 --> 00:20:27,432
‫ولادیمیر:
‫سینتیا می‌خواست ازت بپرسم که
‫ می‌خوای حوله‌هات رو پس بیاره یا نه؟

368
00:20:27,455 --> 00:20:32,210
‫نه! نمی‌خواد پس چیزی بیاره!
‫می‌تونی شماره من رو هم بهش بدی!

369
00:20:33,649 --> 00:20:37,849
‫موندم چه سیاست‌های خانوادگی‌ای‬
‫پشتِ اون پیام بوده.‬

370
00:20:37,861 --> 00:20:39,469
‫خب، این درباره‌ی چیه؟‬

371
00:20:40,656 --> 00:20:44,238
‫درباره‌ی بزرگ شدن توی فلوریدا‬
‫با پدر و مادرِ مهاجرِ روسیه‌ست.‬

372
00:20:44,243 --> 00:20:45,864
‫پس از اوناییه که فقط به خودشون فکر می‌کنن.‬

373
00:20:45,869 --> 00:20:47,556
‫نه، عالیه.‬

374
00:20:48,038 --> 00:20:49,183
‫من رفتم.‬

375
00:20:49,289 --> 00:20:52,537
‫- کجا می‌ری؟‬
‫- می‌رم دوستم رو توی کورنل(یه دانشگاه) ببینم.‬

376
00:20:52,542 --> 00:20:55,624
‫- فکر کنم شب رو همون‌جا بمونم.‬
‫- اوه. چه جور دوستی؟‬

377
00:20:55,629 --> 00:20:57,376
‫اون متخصصِ عنوان نهم قانونـه.
‫(عنوان نهم: قانونی که در مورد تبعیض جنسی و این طور موارد در دانشگاه‌هاست)‬

378
00:20:57,381 --> 00:20:59,920
‫سید، جدی می‌گم.‬
‫نمی‌خوام درگیر بشی.‬

379
00:20:59,925 --> 00:21:02,130
‫- من ولوو رو برمی‌دارم.‬
‫- مواظب باش.‬

380
00:21:02,135 --> 00:21:04,299
‫چرا کاهو خریدی؟‬
‫من کلی محصول دارم.‬

381
00:21:04,304 --> 00:21:06,574
‫چون برای لقمه کردن لازمش دارم.‬

382
00:21:06,682 --> 00:21:09,888
‫- فکر کردم داریم کباب می‌کنیم.‬
‫- استیک کبابی شده.‬

383
00:21:09,893 --> 00:21:11,014
‫اینا برای چیه؟‬

384
00:21:11,019 --> 00:21:12,140
‫شربت.‬

385
00:21:12,145 --> 00:21:13,310
‫شربت(ماکتل: نوشیدنی که مخلوط چند نوشیدنیه و بدون الکله)؟‬

386
00:21:15,983 --> 00:21:17,396
‫اینجا چه خبره؟‬

387
00:21:17,401 --> 00:21:19,091
‫تقصیر این وکسِ لعنتیه.‬

388
00:21:19,111 --> 00:21:20,391
‫پوستم ملتهب شده.‬

389
00:21:20,696 --> 00:21:22,906
‫اشکال نداره. حقمه.‬

390
00:21:25,075 --> 00:21:26,635
‫چرا این پیشِ توئه؟‬

391
00:21:26,994 --> 00:21:29,014
‫قاطیِ نامه‌های من شده بود.‬

392
00:21:29,162 --> 00:21:30,575
‫شبیه چکِ حقوقه.‬

393
00:21:30,580 --> 00:21:33,578
‫آره، وقتی رسید‬
‫می‌دمش بهش.‬

394
00:21:33,583 --> 00:21:36,456
‫- توریِ محافظِ گوزن‌ها رو برداشتی؟‬
‫- قرار نیست عروسی بگیریم که.‬

395
00:21:36,461 --> 00:21:37,699
‫خیلی دهاتیه.‬

396
00:21:43,593 --> 00:21:44,053
‫اوه.‬

397
00:21:45,846 --> 00:21:46,716
‫سلام سلام!‬

398
00:21:47,264 --> 00:21:49,299
‫- سلام!‬
‫- سلام.‬

399
00:21:50,100 --> 00:21:50,790
‫تویی که!‬

400
00:21:51,935 --> 00:21:54,558
‫تا بابا نباشه نزدیک آب نمی‌ریم، باشه؟‬

401
00:21:54,563 --> 00:21:57,753
‫- از زنبورها هم دوری کن.‬
‫- کدوم زنبورها؟‬

402
00:21:57,941 --> 00:21:59,980
‫- چی، مگه زنبور نگه نمی‌دارین؟‬
‫- نه.‬

403
00:21:59,985 --> 00:22:00,445
‫اوه.‬

404
00:22:01,445 --> 00:22:02,983
‫سینتیا نمی‌آد؟‬

405
00:22:02,988 --> 00:22:05,281
‫اون... میگرن داره.‬

406
00:22:05,449 --> 00:22:07,738
‫پس باید با من سر کنی.‬

407
00:22:07,743 --> 00:22:10,643
‫فی! بهت گفتم دم استخر ندو!‬

408
00:22:26,053 --> 00:22:27,333
‫خب، تلاشمو کردم.‬

409
00:22:44,696 --> 00:22:48,196
‫بهت، بهت، بهت نیاز دارم‬

410
00:22:48,241 --> 00:22:51,488
‫بهت، بهت، بهت نیاز دارم‬

411
00:22:51,523 --> 00:22:54,582
‫بهت، بهت، بهت نیاز‬

412
00:22:54,623 --> 00:22:56,396
‫نیاز دارم، نیاز دارم‬

413
00:22:56,437 --> 00:22:59,249
‫بهت نیاز دارم‬

414
00:23:01,046 --> 00:23:02,602
‫بهت نیاز دارم‬

415
00:23:04,508 --> 00:23:06,797
‫- زود باش، زود باش‬
‫- بهت نیاز دارم‬

416
00:23:06,802 --> 00:23:11,169
‫هیچ‌وقت نگفتم که‬
‫به کسی نمی‌گم‬

417
00:23:11,598 --> 00:23:13,429
‫نه عزیزم...‬

418
00:23:14,434 --> 00:23:16,304
‫خیلی جذابی، ولادیمیر.‬

419
00:23:17,187 --> 00:23:19,101
‫خدایا، می‌دونم.‬

420
00:23:20,399 --> 00:23:21,978
‫چطوری این هیکلو ساختی؟‬

421
00:23:21,983 --> 00:23:23,647
‫اوه! چه سوالِ شخصی‌ای.‬

422
00:23:23,652 --> 00:23:24,815
‫سوالِ خوبیه.‬

423
00:23:24,820 --> 00:23:26,358
‫سوالِ قشنگیه.‬

424
00:23:26,363 --> 00:23:29,486
‫نمی‌دونم. اوم... کشتی
‫گرفتن با حیوونای وحشی؟‬

425
00:23:29,491 --> 00:23:30,612
‫همون‌طور که همیشه می‌کنی.‬

426
00:23:30,617 --> 00:23:33,407
‫- مثل کشتی گرفتن با خرس‌ها؟‬
‫- دقیقاً.‬

427
00:23:33,412 --> 00:23:34,962
‫نه، می‌رم باشگاه.‬

428
00:23:35,163 --> 00:23:37,853
‫تقریباً تنها کاریه که... انجام می‌دم.‬

429
00:23:38,792 --> 00:23:39,955
‫به یه راهِ تخلیه نیاز دارم.‬

430
00:23:39,960 --> 00:23:41,623
‫اوه، راهِ تخلیه‌ی سالمیه.‬

431
00:23:41,628 --> 00:23:42,858
‫حتماً همین‌طوره.‬

432
00:23:42,963 --> 00:23:44,423
‫من آدمِ ساده‌ای‌ام.‬

433
00:23:44,464 --> 00:23:48,675
‫وزنه می‌زنم، می‌نویسم، کار می‌کنم، می‌خورم.‬

434
00:23:49,511 --> 00:23:51,701
‫- و سکس.‬
‫- اون اینو نگفت.‬

435
00:23:51,930 --> 00:23:54,302
‫- جان!‬
‫- خب روندِ طبیعی‌ش همینه دیگه.‬

436
00:23:54,307 --> 00:23:57,055
‫نه، ولی می‌دونی،‬
‫اون همه نویسنده...‬

437
00:23:57,060 --> 00:24:00,090
‫که این‌قدر وقت برای سرگرمی داشتن کی بودن؟‬

438
00:24:00,230 --> 00:24:02,018
‫مثل همین همینگوی و گاوبازی‌هاش.‬

439
00:24:02,023 --> 00:24:03,770
‫اوه، همینگوی که بچه‌داری نمی‌کرد.‬

440
00:24:03,775 --> 00:24:04,755
‫درسته.‬

441
00:24:05,360 --> 00:24:06,773
‫اون این لذت رو از دست داد.‬

442
00:24:06,778 --> 00:24:08,478
‫آخی.‬

443
00:24:12,951 --> 00:24:14,581
‫از لبخندت خوشم می‌آد.‬

444
00:24:19,124 --> 00:24:20,694
‫فقط داره لطف می‌کنه.‬

445
00:24:24,004 --> 00:24:25,914
‫- بفرمایین.‬
‫- ممنون.‬

446
00:24:26,173 --> 00:24:28,404
‫و به سلامتی.‬

447
00:24:28,467 --> 00:24:29,337
‫به سلامتی.‬

448
00:24:32,053 --> 00:24:33,683
‫یه اعترافی باید بکنم.‬

449
00:24:33,847 --> 00:24:34,487
‫واقعاً؟‬

450
00:24:35,891 --> 00:24:36,351
‫آره.‬

451
00:24:38,226 --> 00:24:41,016
‫هنوز خوندنِ کتابت رو شروع نکردم.‬

452
00:24:41,021 --> 00:24:41,841
‫اوه!‬

453
00:24:44,691 --> 00:24:45,621
‫مشکلی نیست.‬

454
00:24:49,446 --> 00:24:49,998
‫هی.‬

455
00:24:51,114 --> 00:24:56,394
‫انگار زنم یکی از نامه‌های‬
‫سینتیا رو پیدا کرده.‬

456
00:24:56,411 --> 00:25:00,744
‫اوه، می‌خواستم بدمش بهت.‬
‫فکر کنم اشتباهی افتاده بود تو صندوقِ من.‬

457
00:25:00,749 --> 00:25:02,954
‫احتمالاً این تنها راهیه که
‫نامه به دستش می‌رسه.‬

458
00:25:02,959 --> 00:25:06,099
‫هیچ‌وقت ندیدم اون زن صندوقِ پست رو بررسی کنه.‬

459
00:25:10,425 --> 00:25:11,005
‫عزیزم.‬

460
00:25:13,220 --> 00:25:15,998
‫- نگرانشم.‬
‫- واقعاً؟‬

461
00:25:17,724 --> 00:25:20,037
‫می‌دونی، سینتیا... اممم...‬

462
00:25:20,101 --> 00:25:22,807
‫بعد از اقدام به خودکشی،‬
‫بستری شد.‬

463
00:25:22,812 --> 00:25:23,568
‫اوه.‬

464
00:25:23,730 --> 00:25:27,062
‫آره، شش ماه تمام،‬
‫فی مادر نداشت.‬

465
00:25:27,067 --> 00:25:29,097
‫فقط من بودم و پرستارِ بچه.‬

466
00:25:30,195 --> 00:25:30,655
‫اوه.‬

467
00:25:32,531 --> 00:25:35,247
‫ولی الان با هم هستین.‬

468
00:25:35,575 --> 00:25:36,035
‫آره.‬

469
00:25:36,493 --> 00:25:38,490
‫و... و حالش خوبه.‬

470
00:25:38,495 --> 00:25:40,535
‫آره، خیلی بهتره، خداروشکر.‬

471
00:25:41,206 --> 00:25:41,666
‫آره.‬

472
00:25:45,252 --> 00:25:47,999
‫سینتیا میگرن نداره.‬

473
00:25:48,004 --> 00:25:48,917
‫اوه.‬

474
00:25:49,089 --> 00:25:51,519
‫- آره، دعوامون شد.‬
‫- سرِ من؟‬

475
00:25:51,758 --> 00:25:53,225
‫اوم... نه.‬

476
00:25:53,385 --> 00:25:55,875
‫نه، من... من یه کارِ بدی کردم.‬

477
00:25:57,597 --> 00:25:59,344
‫دارم بدجنسی می‌کنم.‬

478
00:25:59,349 --> 00:26:01,596
‫- اصلاً فراموش کن چیزی گفتم.‬
‫- نه، بهم بگو.‬

479
00:26:01,601 --> 00:26:04,516
‫نه، نه، نه.‬
‫اون چی بود که مردم می‌گن؟‬

480
00:26:04,521 --> 00:26:05,101
‫اوم...‬

481
00:26:06,439 --> 00:26:07,659
‫ازدواج سخته.‬

482
00:26:08,358 --> 00:26:09,518
‫طلاق سخته.‬

483
00:26:10,860 --> 00:26:12,720
‫سختیِ خودت رو انتخاب کن.‬

484
00:26:20,787 --> 00:26:22,647
‫سختیِ خودت رو انتخاب کن.‬

485
00:26:28,587 --> 00:26:31,187
‫- می‌تونم بدمش بهت؟‬
‫- البته.‬

486
00:26:32,382 --> 00:26:33,312
‫اوه، عزیزم.‬

487
00:26:34,676 --> 00:26:35,076
‫خب.‬

488
00:26:35,123 --> 00:26:41,153




489
00:26:41,182 --> 00:26:43,332
‫اوه، ببخشید. بیا. بفرما.‬

490
00:26:44,436 --> 00:26:45,779
‫بفرما.‬

491
00:26:46,521 --> 00:26:46,921
‫خب.‬

492
00:26:46,956 --> 00:26:51,040
‫مترجم:mar11

493
00:26:51,067 --> 00:26:53,627
‫تموم شد. تا دمِ در همراهیت می‌کنم.‬

494
00:26:55,530 --> 00:26:56,683
‫شب به‌خیر.‬

495
00:26:56,746 --> 00:27:07,483




496
00:27:07,507 --> 00:27:08,427
‫عاشقشی؟‬

497
00:27:08,477 --> 00:30:19,086




