﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:05,180




2
00:00:05,210 --> 00:00:12,200




3
00:00:12,240 --> 00:00:14,990
‫مترجم:mar11

4
00:00:15,020 --> 00:00:16,470
‫این یعنی چی؟‬

5
00:00:17,850 --> 00:00:22,480
‫- نمی‌فهمم داری چیکار می‌کنی.‬
‫- منظورم اون ایموجیه. وقتی لبخند می‌زنی و این کار رو می‌کنی.‬

6
00:00:22,480 --> 00:00:23,820
‫قضیه‌ش چیه؟‬

7
00:00:24,480 --> 00:00:27,400
‫- امم... بیخیال.‬
‫- اذیت نکن مامان، بهم بگو دیگه.‬

8
00:00:27,400 --> 00:00:30,600
‫یه چیزی بود که خیلی صادقانه به نظر می‌رسید.‬

9
00:00:30,660 --> 00:00:32,490
‫- کی برات فرستادش؟‬
‫- این یه جورایی معنی رو خنثی می‌کنه.‬

10
00:00:32,490 --> 00:00:34,900
‫یعنی معنیِ پیامو زیرِ سوال می‌بره، درسته؟‬

11
00:00:34,910 --> 00:00:35,600
‫ممکنه.‬

12
00:00:35,910 --> 00:00:39,030
‫یا ممکنه هم‌زمان پیامو قوی‌تر کنه.‬

13
00:00:39,040 --> 00:00:41,620
‫- یا... یه جور مبارزه‌طلبیه.‬
‫- چطور؟‬

14
00:00:41,620 --> 00:00:43,540
‫اگه داری با یکی چت می‌کنی، خب؟‬

15
00:00:43,540 --> 00:00:46,330
‫مثلاً طرف یه بحثی رو باز
‫می‌کنه، ولی بعدش می‌ترسه،‬

16
00:00:46,340 --> 00:00:48,790
‫واسه همین با اون ایموجی زهرشو
‫می‌گیره که اوضاع امن بمونه.‬

17
00:00:48,800 --> 00:00:52,880
‫مثلاً می‌گه: «عاشقتم.
‫خخخ.» انگار که اصلاً حرفی نزده.‬

18
00:00:52,890 --> 00:00:54,760
‫و در نتیجه، توپو می‌ندازه تو زمینِ تو.‬

19
00:00:54,760 --> 00:00:55,880
‫زمینِ من.‬

20
00:00:55,890 --> 00:00:58,430
‫اونوقت نوبتِ توئه که بفهمی
‫واقعاً منظورش همون بوده یا نه.‬

21
00:00:58,430 --> 00:00:59,890
‫آدم‌ها... ترسو شدن.‬

22
00:01:00,560 --> 00:01:01,140
‫اوهوم.‬

23
00:01:03,350 --> 00:01:04,710
‫اوه!‬

24
00:01:04,770 --> 00:01:07,540
‫چرا اینقدر باهام مهربون شدی؟‬

25
00:01:08,030 --> 00:01:09,600
‫داری می‌ری بدوی؟‬

26
00:01:10,200 --> 00:01:11,250
‫تابلوعه دیگه.‬

27
00:01:11,490 --> 00:01:12,010
‫آهان.‬

28
00:01:12,050 --> 00:01:14,360




29
00:01:14,390 --> 00:01:16,930
‫ولادیمیر:
‫به آرومی.

30
00:01:17,880 --> 00:01:20,190
‫خیلی نزدیک...

31
00:01:20,250 --> 00:01:23,490
‫با توجه زیاد به جزئیات...

32
00:01:31,220 --> 00:01:32,820
‫دیوید:
‫توی دفتر من بودی؟

33
00:01:32,840 --> 00:01:33,710
‫اوه لعنتی.‬

34
00:01:40,270 --> 00:01:41,670
‫اون عوضی.‬

35
00:01:42,270 --> 00:01:44,060
‫محضِ احتیاط همه‌چیز رو ضبط کن.‬

36
00:01:44,060 --> 00:01:46,270
‫اوه، سلام. «فلو» بهم گفت که جلسه دارید.‬

37
00:01:46,270 --> 00:01:49,400
‫- دنبالِ من می‌گشتی؟‬
‫- نه راستش، دنبالِ...‬

38
00:01:49,400 --> 00:01:52,150
‫دنبالِ این بودم که وقتِ کارگروهمون رو هماهنگ
‫کنم، چون دیشب مجبور شدیم لغوش کنیم.‬

39
00:01:52,150 --> 00:01:53,070
‫اوه، ببخشید.‬

40
00:01:53,070 --> 00:01:55,690
‫- نوبتِ مشاوره داشتم.‬
‫- اوه.‬

41
00:01:55,700 --> 00:01:58,740
‫آره، ظاهراً بلد نیستم
‫تقویمِ مشترک رو نگاه کنم.‬

42
00:01:58,740 --> 00:02:00,660
‫- امم، بیا حرف بزنیم.‬
‫- ما؟‬

43
00:02:00,660 --> 00:02:01,740
‫- آره.‬
‫- اوه.‬

44
00:02:01,750 --> 00:02:03,740
‫- می‌تونیم با هم در تماس باشیم، باشه؟‬
‫- آره.‬

45
00:02:03,750 --> 00:02:06,050
‫- آره.‬
‫- ممنون، دیوید.‬

46
00:02:06,250 --> 00:02:08,670
‫می‌خوای همین الان
‫تاریخ‌ها رو نهایی کنیم یا...‬

47
00:02:08,670 --> 00:02:09,660
‫امم...‬

48
00:02:18,470 --> 00:02:23,010
‫- بعداً. کی می‌تونم ببینمت؟‬
‫- کلی ایمیل دارم که باید جواب بدم.‬

49
00:02:23,020 --> 00:02:25,010
‫- باشه دیوید.‬
‫- ببخشید.‬

50
00:02:25,020 --> 00:02:25,540
‫باشه.‬

51
00:02:28,520 --> 00:02:31,730
‫فقط باید باهاش تنها بشم،
‫اونوقت می‌فهمم قضیه چیه.‬

52
00:02:31,730 --> 00:02:35,530
‫به قولِ معروف، در بازه؟‬

53
00:02:35,560 --> 00:02:45,630
‫ولادیمیر
‫فصل اول قسمت پنجم:
‫با جریان پیش برو

54
00:02:45,670 --> 00:02:48,580
‫- آره، ببندش.‬
‫- می‌خوای حرف بزنی؟‬

55
00:02:48,880 --> 00:02:49,460
‫اوهوم.‬

56
00:02:52,590 --> 00:02:54,450
‫باید پرونده رو برگردونی.‬

57
00:02:54,670 --> 00:02:57,300
‫- نمی‌دونم داری در موردِ چی حرف می‌زنی.‬
‫- تو توی دفترم بودی.‬

58
00:02:57,300 --> 00:03:00,220
‫یه پرونده از توی جعبه‌ای که
‫قرار بود تحویل بدم غیب شده،‬

59
00:03:00,220 --> 00:03:03,050
‫باید می‌دادمش به هماهنگ‌کننده‌ی
‫عنوان نهم واسه جلسه‌ی دادرسی.‬

60
00:03:03,060 --> 00:03:05,980
‫مربوط به «لیلا گرین» می‌شه.‬

61
00:03:08,150 --> 00:03:10,310
‫اینجا خیلی نامرتبه.‬

62
00:03:10,310 --> 00:03:14,770
‫- تا فردا آخرِ وقت. خواهش می‌کنم.‬
‫- متأسفم که چیزی رو گم کردی.‬

63
00:03:14,780 --> 00:03:19,110
‫این قضیه همین‌طوری تموم نمی‌شه، باشه؟‬
‫منو تو این موقعیت قرار نده.‬

64
00:03:19,120 --> 00:03:20,630
‫یه دکمه‌ت رو نبستی.‬

65
00:03:21,620 --> 00:03:22,320
‫می‌دونم.‬

66
00:03:30,270 --> 00:03:32,210
‫ادوینا، سلام.‬

67
00:03:33,500 --> 00:03:35,240
‫توصیه‌نامه‌ت رو تحویل دادم.‬

68
00:03:42,140 --> 00:03:43,530
‫داری شوخی می‌کنی؟‬

69
00:03:43,720 --> 00:03:45,760
‫خانم، مهلت مهلته دیگه.‬

70
00:03:45,770 --> 00:03:47,570
‫من بیماریِ مزمن دارم.‬

71
00:03:47,600 --> 00:03:51,060
‫متأسفم، ولی این نامه جزوِ
‫پرونده‌ی داوطلب قرار نمی‌گیره.‬

72
00:03:51,060 --> 00:03:55,400
‫می‌خوای آینده‌ی یه دانشجو رو فقط
‫به خاطرِ یه روز تاخیر به خطر بندازی؟‬

73
00:03:55,400 --> 00:03:58,690
‫ما آینده‌ی دانشجو رو به خطر ننداختیم، خانم.‬

74
00:03:58,700 --> 00:04:01,070
‫- امیدوارم بهتر بشی.‬
‫- خب، نمی‌تونم بهتر بشم.‬

75
00:04:01,070 --> 00:04:04,040
‫مگه معنیِ «مزمن» رو نمی‌دونی؟‬

76
00:04:13,960 --> 00:04:16,250
‫ولادیمیر:
‫به آرومی.

77
00:04:16,290 --> 00:04:18,680
‫خیلی نزدیک...

78
00:04:18,720 --> 00:04:21,730
‫با توجه زیاد به جزئیات...

79
00:04:24,890 --> 00:04:26,680
‫ببین، می‌دونم که از پسش برمی‌آی.‬

80
00:04:26,680 --> 00:04:29,010
‫فقط فکر نمی‌کنم کتِ شش‌دکمه بهم بیاد.‬

81
00:04:29,020 --> 00:04:31,560
‫بهت می‌آد. شونه‌های پهنی داری.‬

82
00:04:31,560 --> 00:04:33,610
‫نگرانِ جلوش نیستم.‬

83
00:04:34,370 --> 00:04:35,860
‫اوه، سلام!‬

84
00:04:35,940 --> 00:04:36,460
‫سلام.‬

85
00:04:36,530 --> 00:04:41,150
‫می‌خواستم ببینم می‌تونم واسه هماهنگیِ
‫زیر کارگروهمون با «فلورنس» کمکی بکنم یا نه.‬

86
00:04:41,160 --> 00:04:44,450
‫بله، ببخشید.‬ هر زمانی قبل از
‫ساعتِ پنج که کلاس نداشته باشم.‬

87
00:04:44,450 --> 00:04:46,320
‫وقتمو باز می‌کنم.‬

88
00:04:46,740 --> 00:04:48,140
‫باز.

89
00:04:48,790 --> 00:04:50,950
‫عالیه، منم یه میان‌وعده درست می‌کنم.‬

90
00:04:50,960 --> 00:04:54,210
‫- اوه، میان‌وعده‌های خیلی خوبی درست می‌کنه.‬
‫- خب، منم عاشقِ میان‌وعده‌م.‬

91
00:04:54,210 --> 00:04:55,200
‫بدونِ گلوتن.‬

92
00:04:55,590 --> 00:04:57,230
‫همه‌چیز یادت می‌مونه.‬

93
00:04:58,590 --> 00:05:01,500
‫خب، دیگه شما دوتا رو تنها می‌ذارم تا...‬

94
00:05:01,970 --> 00:05:03,240
‫با هم گپ بزنید.‬

95
00:05:05,050 --> 00:05:07,300
‫- چهارشنبه ساعتِ ۳:۱۵.‬
‫- کلاس دارم.‬

96
00:05:07,310 --> 00:05:09,100
‫- پنج‌شنبه ساعتِ ۱۰:۳۰.‬
‫- کلاس دارم.‬

97
00:05:09,100 --> 00:05:11,760
‫- پنج‌شنبه بعدازظهر؟‬
‫- اون موقع هم کلاس دارم. جمعه صبح چی؟‬

98
00:05:11,770 --> 00:05:14,890
‫اگه نتونی جلسه‌ی اول بیای
‫مشکلی نیست. ما نُت برمی‌داریم.‬

99
00:05:14,900 --> 00:05:17,060
‫- بیا یه زمانی رو پیدا کنیم که مناسب باشه.‬
‫- چیزِ مهمی نیست.‬

100
00:05:17,070 --> 00:05:19,110
‫- دارم سعی می‌کنم بیام.‬
‫- دلم می‌خواد بیای.‬

101
00:05:19,110 --> 00:05:22,310
‫- بعداً دوباره بررسی می‌کنیم.‬
‫- اوه، حتماً.‬

102
00:05:23,440 --> 00:05:28,910
‫به ولادیمیر:
‫جلسهٔ زیرکارگروه: پنجشنبه ساعت ۱۰:۳۰ خوبه؟

103
00:05:32,810 --> 00:05:36,400
‫ولادیمیر:
‫من قهوه رو میارم اگه تو میان‌وعده رو بیاری

104
00:05:37,240 --> 00:05:38,760
‫باشه.

105
00:05:39,970 --> 00:05:42,680
‫دوست داری چطوری باشه؟

106
00:05:42,870 --> 00:05:44,450
‫قهوه‌م رو میگی؟

107
00:05:44,750 --> 00:05:45,870
‫آره.

108
00:05:47,590 --> 00:05:49,080
‫فرقی نمی‌کنه.

109
00:05:49,920 --> 00:05:51,220
‫داغ(جذاب).

110
00:05:55,120 --> 00:05:56,900
‫یا با یخ؟

111
00:05:58,430 --> 00:06:00,130
‫خخخ.

112
00:06:01,290 --> 00:06:03,830
‫اون خخخ طعنه آمیز بود.
‫می‌دونم که استاد ادبیات هستم.

113
00:06:14,080 --> 00:06:15,540
‫همیشه داغ(جذاب).

114
00:06:42,490 --> 00:06:45,480
‫تنها راهی که می‌تونی یه کتاب رو تموم
‫کنی اینه که خودت رو گول بزنی و فکر کنی‬

115
00:06:45,490 --> 00:06:48,170
‫که اون و خودت واقعاً فوق‌العاده‌اید.‬

116
00:06:49,330 --> 00:06:51,190
‫هرچند اینم خیلی خوبه.‬

117
00:06:53,040 --> 00:06:54,590
‫نمی‌تونم ببینمش.‬

118
00:06:54,620 --> 00:06:56,950
‫بیشترشو درآوردم. این فقط یه تیکه‌شه.‬

119
00:06:56,960 --> 00:06:59,460
‫- اینو از کجا آوردی؟‬
‫- از خدا.‬

120
00:06:59,460 --> 00:07:01,080
‫دیشب کجا بودی؟‬

121
00:07:01,090 --> 00:07:02,190
‫پیشِ یه دوست.‬

122
00:07:03,010 --> 00:07:05,590
‫می‌دونی، اون گوزن‌های کثافت‬
‫کل باغم رو داغون کردن.‬

123
00:07:05,590 --> 00:07:07,500
‫متأسفم که اینطوری شد.‬

124
00:07:08,850 --> 00:07:09,490
‫ازدواج.‬

125
00:07:10,390 --> 00:07:12,090
‫من... باید از سوزن استفاده کنم.‬

126
00:07:12,100 --> 00:07:14,180
‫نه! نه، نه. خودش بیرون میاد.‬

127
00:07:14,180 --> 00:07:15,560
‫شماها دارید چیکار می‌کنید؟‬

128
00:07:15,560 --> 00:07:17,680
‫اوه، سلام عزیزم. تو داری چیکار می‌کنی؟‬

129
00:07:17,690 --> 00:07:20,600
‫آره، الکسیس یه سری تحقیق برام فرستاد‬
‫درباره‌ی کسی که از بابا شکایت کرده.‬

130
00:07:20,610 --> 00:07:22,770
‫- داری با الکسیس حرف می‌زنی؟‬
‫- اوهوم.‬

131
00:07:22,780 --> 00:07:25,360
‫می‌دونستی لیلا گرین یه ساب‌استک داره؟‬
‫(ساب‌استک: یه سایته که نویسنده‌ها رو روزنامه نگارها
‫مطالبشون رو توش برای مشترکینشون منتشر می‌کنن که می‌تونه رایگان یا پولی باشه)

132
00:07:25,360 --> 00:07:28,190
‫خیلی... مردم واقعاً مشکل دارن.‬

133
00:07:28,200 --> 00:07:30,840
‫آره، آره، همینطوره عزیزم. اممم...‬

134
00:07:31,490 --> 00:07:33,110
‫یه چیزی باید بهت بگم.‬

135
00:07:33,120 --> 00:07:34,530
‫پرونده‌شو سوزوندی؟‬

136
00:07:34,540 --> 00:07:37,790
‫- نمی‌تونم زمان رو به عقب برگردونم، پس چیکار کنم؟‬
‫- دیوونه شدی؟‬

137
00:07:37,790 --> 00:07:40,700
‫سید، من یه راه‌حل رو به جلو می‌خوام، لطفاً.‬

138
00:07:40,710 --> 00:07:41,690
‫این چیه؟‬

139
00:07:42,420 --> 00:07:45,170
‫خب، حالا که این کار رو کردی،‬
‫باید بری باهاش حرف بزنی.‬

140
00:07:45,170 --> 00:07:47,460
‫- راه دیگه‌ای نداری.‬
‫- اون دیگه چه کوفتیه؟‬

141
00:07:47,470 --> 00:07:50,090
‫- یه احتمال دیگه هم دارم.‬
‫- احتمالت چیه؟‬

142
00:07:50,090 --> 00:07:53,220
‫کره نداریم؟ این یخچال انگار‬
‫مالِ یه فیلم ترسناکه.‬

143
00:07:53,220 --> 00:07:56,890
‫می‌تونی بری سوپرمارکت.‬
‫شنیدم به همه اجازه می‌دن اونجا خرید کنن.‬

144
00:07:56,890 --> 00:07:59,810
‫و عزیزم،‬
‫اگه به هر دلیلی درست پیش نرفت،‬

145
00:07:59,810 --> 00:08:01,020
‫فردا باهاش حرف می‌زنیم.‬

146
00:08:01,020 --> 00:08:04,350
‫قول می‌دی؟ احساس می‌کنم‬
‫این روزا توی یه دنیای دیگه‌ای.‬

147
00:08:04,360 --> 00:08:05,980
‫- باهام می‌آی؟‬
‫- آره، قول می‌دم.‬

148
00:08:05,990 --> 00:08:07,900
‫- کدوم یکی می‌ری؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

149
00:08:07,900 --> 00:08:09,400
‫- همونی که توی خیابون نوزدهمه؟‬
‫- نمی‌دونم. چطور؟‬

150
00:08:09,410 --> 00:08:10,680
‫یه کاری دارم.‬

151
00:08:12,660 --> 00:08:13,160
‫سلام.‬

152
00:08:14,080 --> 00:08:17,630
‫دان. متوجه نشدم تویی.‬
‫جان، یادت هست؟‬

153
00:08:18,080 --> 00:08:20,790
‫خب، انگار حق‌التدریسی بودن کفاف نمی‌ده،‬ نه؟‬

154
00:08:20,790 --> 00:08:23,810
‫خب، اینطوری بیمه و مزایا می‌گیرم. این...‬

155
00:08:24,090 --> 00:08:26,890
‫دوسش دارم. ۱۰ درصد تخفیف خرید می‌گیرم.‬

156
00:08:27,260 --> 00:08:29,210
‫ولی سؤال اینجاست که منم دوسش دارم یا نه.‬

157
00:08:29,220 --> 00:08:31,010
‫اوه. ببخشید.‬

158
00:08:32,640 --> 00:08:34,250
‫- تس!‬
‫- اوه، آره.‬
‫(این رمان در مورد اتفاقاتیه که جامعه به سر یه دختر معصوم میارن)

159
00:08:34,510 --> 00:08:36,370
‫این رمانِ موردعلاقه‌مه.‬

160
00:08:36,390 --> 00:08:38,390
‫اون روز داشتم به یه پادکست‬
‫گوش می‌دادم.‬

161
00:08:38,390 --> 00:08:41,430
‫می‌دونستی توماس هاردی‬
‫کتابِ «تس از خانواده‌ی دوربرویل» رو نوشت‬
‫(توماس هاردی: شاعر و نویسنده قرن ۱۹)

162
00:08:41,440 --> 00:08:43,390
‫چون ظاهراً تحریک شده بود‬

163
00:08:43,400 --> 00:08:47,360
‫وقتی داشت اعدامِ یه زن رو‬
‫توی ملأعام تماشا می‌کرد؟‬

164
00:08:47,360 --> 00:08:48,170
‫اوه، وای.‬

165
00:08:48,900 --> 00:08:51,780
‫بعضیا می‌گن کل کتاب رو‬
‫به عنوانِ عذرخواهی نوشت.‬

166
00:08:51,780 --> 00:08:52,830
‫چقدر وحشتناک.‬

167
00:08:53,030 --> 00:08:57,320
‫مطمئن نیستم واقعاً تحریک شده یا نه،‬
‫ولی دوست دارم فکر کنم شده.‬

168
00:08:57,330 --> 00:08:59,670
‫روانِ انسان. خیلی عجیبه، نه؟‬

169
00:08:59,960 --> 00:09:03,210
‫- آره.‬
‫- خب، باید یه کلاسِ دیگه برات جور کنیم.‬

170
00:09:03,950 --> 00:09:04,630
‫آره.‬

171
00:09:05,800 --> 00:09:06,500
‫خداحافظ!‬

172
00:09:15,430 --> 00:09:17,640
‫- این چه حسی داره؟‬
‫- جان، لطفاً.‬

173
00:09:17,640 --> 00:09:18,160
‫چی؟‬

174
00:09:19,560 --> 00:09:20,830
‫اون رو دیدی؟‬

175
00:09:20,980 --> 00:09:22,810
‫- سوارِ ماشین شو.‬
‫- هی.‬

176
00:09:22,810 --> 00:09:25,230
‫- گوشیت رو جا گذاشتی.‬
‫- اوه. ممنون، دان.‬

177
00:09:25,230 --> 00:09:26,100
‫سلام، دان.‬

178
00:09:26,440 --> 00:09:28,660
‫ببخشید. من... دارم کار می‌کنم.‬

179
00:09:38,370 --> 00:09:42,200
‫اوه، بهتون گفته بودم‬
‫که من...استفاده نکردم‬

180
00:09:42,210 --> 00:09:46,580
‫از توافقی که بینِ من و جان بود،‬
‫برای سال‌های سال؟‬

181
00:09:47,550 --> 00:09:50,030
‫خب، نکردم.‬

182
00:09:51,090 --> 00:09:52,420
‫نه از وقتی که...‬

183
00:09:55,140 --> 00:09:56,040
‫دیوید.‬

184
00:09:58,810 --> 00:10:00,200
‫این ر‌و برات آوردم.‬

185
00:10:04,190 --> 00:10:04,650
‫چرا؟‬

186
00:10:05,350 --> 00:10:09,310
‫می‌شه قبل از اینکه بمیریم‬
‫یه مکالمه‌ی صادقانه داشته باشیم؟‬

187
00:10:09,320 --> 00:10:13,560
‫- من تلاشم رو می‌کنم که زیاد داشته باشیم.‬
‫- خوبه. خب...‬

188
00:10:15,160 --> 00:10:17,450
‫من عاشقت بودم و تو قلبم رو شکستی.‬

189
00:10:17,450 --> 00:10:18,430
‫درسته.‬

190
00:10:18,580 --> 00:10:20,710
‫اوه خدای من. چی؟‬

191
00:10:22,040 --> 00:10:22,440
‫نه.‬

192
00:10:23,540 --> 00:10:25,290
‫باشه. باشه.‬

193
00:10:25,370 --> 00:10:28,250
‫من حاضر بودم‬
‫به خاطرِ تو از شوهرم جدا شم، دیوید.‬

194
00:10:28,250 --> 00:10:31,000
‫توی اون ایستگاهِ قطارِ لعنتی‬
‫منتظرت موندم.‬

195
00:10:31,010 --> 00:10:34,610
‫سه ساعت منتظر موندم‬
‫و تو هیچ‌وقت نیومدی.‬

196
00:10:34,930 --> 00:10:36,460
‫نمی‌تونستم این کار رو با دخترم بکنم.‬

197
00:10:36,470 --> 00:10:39,260
‫چرت نگو. فقط می‌ترسیدی‬
‫که با زنت درگیر بشی.‬

198
00:10:39,260 --> 00:10:40,640
‫بهترین برخورد رو نداشتم.‬

199
00:10:40,640 --> 00:10:44,810
‫بعدش سعی کردم باهات یه قهوه‌ی لعنتی‬
‫یا دمنوش بخورم،‬

200
00:10:44,810 --> 00:10:47,430
‫و تو ده سال ازم فرار کردی.‬

201
00:10:48,310 --> 00:10:48,890
‫نه خیر.

202
00:10:50,190 --> 00:10:51,850
‫- باشه.‬
‫- من دیگه بزرگ شدم.‬

203
00:10:51,860 --> 00:10:55,230
‫می‌دونم که فراموش کردن و کنار اومدن فقط یه
‫افسانه‌ست‬ که زیرِ ۳۰ ساله‌ها باورش دارن،‬

204
00:10:55,240 --> 00:10:57,780
‫ولی من خیلی باهات راه اومدم.‬

205
00:10:58,030 --> 00:10:59,300
‫چی می‌خوای؟‬

206
00:11:00,490 --> 00:11:02,410
‫دیگه اون پرونده رو ندارم.‬

207
00:11:02,410 --> 00:11:04,630
‫این بحث خیلی مزخرفه.‬

208
00:11:05,120 --> 00:11:06,700
‫از این بحث متنفرم.‬

209
00:11:06,710 --> 00:11:08,750
‫دیوید، می‌شه لطفاً هوامو داشته باشی؟‬

210
00:11:08,750 --> 00:11:09,830
‫من...‬

211
00:11:10,170 --> 00:11:12,750
‫ما سه سال با هم سکس داشتیم.‬

212
00:11:12,760 --> 00:11:15,620
‫منظورم اینه که، فکر می‌کردم عاشقِ همیم.‬

213
00:11:15,840 --> 00:11:16,470
‫بودیم.‬

214
00:11:19,640 --> 00:11:22,390
‫می‌دونی، داشتم ایمیل‌های
‫قدیمی‌مون رو دوباره می‌خوندم.‬

215
00:11:23,110 --> 00:11:23,990
‫بازم؟‬

216
00:11:24,850 --> 00:11:26,470
‫فکر کردم پاکشون کردی.‬

217
00:11:26,480 --> 00:11:28,570
‫هنوز اون کلبه رو داری؟‬

218
00:11:33,280 --> 00:11:37,020
‫اجاره‌ش می‌دم، بیشتر تابستون‌ها،‬
‫قبل از اینکه خیلی سرد بشه.‬

219
00:11:37,030 --> 00:11:41,050
‫دارم سعی می‌کنم وام‌های سید رو تسویه کنم.‬
‫منظورت چیه؟‬

220
00:11:41,160 --> 00:11:41,740
‫هیچی.‬

221
00:11:42,200 --> 00:11:43,650
‫فقط یادت می‌افتم.‬

222
00:11:45,540 --> 00:11:46,700
‫دمِ اون درب.‬

223
00:11:47,830 --> 00:11:50,570
‫این تصویریه که هرچی سنم بالاتر می‌ره،‬

224
00:11:51,630 --> 00:11:53,300
‫خوش‌حالم که دارمش.‬

225
00:11:54,880 --> 00:11:55,860
‫و اون پرونده؟‬

226
00:11:56,720 --> 00:11:58,990
‫تو اون مورد نمی‌تونم کمکت کنم.‬

227
00:12:12,300 --> 00:12:12,820
‫باشه.‬

228
00:12:17,650 --> 00:12:20,030
‫خیلی ممنون که اومدی.‬

229
00:12:21,240 --> 00:12:22,290
‫خواهش می‌کنم.‬

230
00:12:22,410 --> 00:12:25,370
‫خب... مامانم می‌خواست باهات حرف بزنه.‬

231
00:12:25,490 --> 00:12:27,690
‫- این دخترمه.‬
‫- می‌دونم.‬

232
00:12:30,040 --> 00:12:32,170
‫مامان، بگو.‬

233
00:12:33,210 --> 00:12:34,200
‫سلام، لیلا.‬

234
00:12:35,450 --> 00:12:35,970
‫خب...‬

235
00:12:37,800 --> 00:12:40,420
‫- می‌خواستم عذرخواهی کنم.‬
‫- بابتِ چی؟‬

236
00:12:40,430 --> 00:12:44,430
‫خیلی متأسفم که حس کردی‬
‫باید دانشگاه رو ترک کنی‬

237
00:12:44,430 --> 00:12:47,010
‫اونم بر اساسِ چیزی که فکر می‌کردی‬
‫کارهای منه.‬

238
00:12:47,020 --> 00:12:47,920
‫واقعاً؟‬

239
00:12:47,980 --> 00:12:49,310
‫- مامان.‬
‫- چیه؟‬

240
00:12:49,310 --> 00:12:51,270
‫این که عذرخواهی نیست.‬

241
00:12:51,270 --> 00:12:53,180
‫خب، این تمامِ چیزیه که از دستم برمی‌آد.‬

242
00:12:53,190 --> 00:12:54,420
‫تو تلافی کردی.‬

243
00:12:54,440 --> 00:12:55,550
‫نه، نکردم.‬

244
00:12:55,570 --> 00:12:58,690
‫لیلا، لیلا، نگرانم که داری
‫کورکورانه واردِ این قضیه می‌شی.‬

245
00:12:58,690 --> 00:13:01,980
‫این جلسه‌ی دادرسی اصلاً
‫تجربه‌ی راحتی نخواهد بود.‬

246
00:13:01,990 --> 00:13:05,320
‫واقعاً می‌خوای خودت رو
‫توی این شرایط قرار بدی؟‬

247
00:13:05,330 --> 00:13:07,320
‫واسه همین منو دعوت کردی اینجا؟‬

248
00:13:07,330 --> 00:13:10,410
‫نگرانم که درست بهش فکر نکرده باشی.‬

249
00:13:10,410 --> 00:13:13,900
‫منم نگرانم که روی لباست ماست ریخته.‬

250
00:13:13,960 --> 00:13:16,920
‫- و اینکه مامانت یه جنده‌ی کینه‌توزه.‬
‫- ببخشید، چی؟‬

251
00:13:16,920 --> 00:13:20,040
‫نه، نه، بذار بگه. اشکالی
‫نداره. می‌تونی بگی.‬

252
00:13:20,050 --> 00:13:23,630
‫«دوست داشت آلتش رو توی دستش بگیره،‬

253
00:13:23,640 --> 00:13:26,090
‫و چین‌وچروک‌های بیضه‌ش رو نوازش کنه‬

254
00:13:26,100 --> 00:13:29,010
‫تا وقتی که سفت بشه‬
‫و نشه نادیده‌ش گرفت.»‬

255
00:13:29,020 --> 00:13:29,930
‫- سید!‬
‫- چی؟‬

256
00:13:29,930 --> 00:13:32,310
‫این همون دفترچه‌ی خاطراتِ پورنِ اینترنتیته؟‬

257
00:13:32,310 --> 00:13:33,430
‫داری... داری... چیکار می‌کنی؟‬

258
00:13:33,440 --> 00:13:34,980
‫و حتی اگه پاکش کنی،‬

259
00:13:34,980 --> 00:13:38,270
‫من از تمامِ اون نوشته‌های منحرفانه‌ای‬
‫که نوشتی کپی گرفتم.‬

260
00:13:38,280 --> 00:13:39,690
‫اون‌ها داستانه.‬

261
00:13:39,740 --> 00:13:42,730
‫خواهش می‌کنم. «آرزو داشت
‫کیرش رو توی خودش حس کنه.»‬

262
00:13:42,740 --> 00:13:44,940
‫- گوشیت رو بذار کنار.‬
‫- «یا هر کیرِ دیگه‌ای. فرقی نمی‌کرد.»‬

263
00:13:44,950 --> 00:13:47,450
‫من تمامِ این خط‌ها رو توی جلسه‌ی دادرسی‬
‫با صدای بلند می‌خونم.‬

264
00:13:47,450 --> 00:13:48,360
‫نه، این کار رو نمی‌کنیم.‬

265
00:13:48,370 --> 00:13:51,370
‫نه سیدنی، ما کسی رو به‌خاطرِ‬
‫داستان‌هایی که می‌نویسه محاکمه نمی‌کنیم.‬

266
00:13:51,370 --> 00:13:54,870
‫مامان، انقدر توی خیال زندگی نکن.‬
‫این زن می‌خواد نابودت کنه.‬

267
00:13:54,880 --> 00:13:59,170
‫فکر می‌کنی پدر و مادرت نباید با‬
‫عواقبِ آزار و اذیت‌هاشون روبرو بشن؟‬

268
00:13:59,170 --> 00:14:00,210
‫آزار و اذیت؟‬

269
00:14:00,550 --> 00:14:03,710
‫اجازه نمی‌دم زندگی‌شون رو خراب کنی‬

270
00:14:03,710 --> 00:14:06,970
‫اونم سرِ یه چیزِ احمقانه‌ای که خودت‬
‫ده سال پیش شروعش کردی.‬

271
00:14:06,970 --> 00:14:08,550
‫- من دارم می‌رم.‬
‫- نه، لیلا‬

272
00:14:08,560 --> 00:14:11,140
‫می‌خوای بدونی جنده‌ی کینه‌توز کیه؟‬
‫می‌خوای؟‬

273
00:14:11,140 --> 00:14:15,000
‫- کی؟‬
‫- من. من. من یه جنده‌م! من یه جنده‌م!‬

274
00:14:15,440 --> 00:14:17,600
‫- برو درت رو بذار!‬
‫- چرا این کار رو کردی؟‬

275
00:14:17,610 --> 00:14:19,360
‫چرا عذرخواهی نکردی؟‬

276
00:14:27,030 --> 00:14:27,610
‫سیدنی.‬

277
00:14:28,780 --> 00:14:29,270
‫چیه؟‬

278
00:14:31,620 --> 00:14:32,950
‫تو جنده نیستی.‬

279
00:14:40,250 --> 00:14:43,130
‫اوه نه! قهوه‌ها رو یادم
‫رفت. می‌تونم برم بگیرمشون.‬

280
00:14:43,130 --> 00:14:45,340
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه. خواهش می‌کنم.‬

281
00:14:45,340 --> 00:14:46,710
‫- مطمئنی؟‬
‫- اوهوم.‬

282
00:14:46,720 --> 00:14:47,240
‫باشه.‬

283
00:14:48,930 --> 00:14:50,060
‫این‌ها‬

284
00:14:51,310 --> 00:14:55,350
‫توپک‌های خرماییِ جودوسر،‬
‫بذرِ کتان و کره بادوم‌زمینی‌ان.‬

285
00:14:55,350 --> 00:14:58,200
‫بدونِ گلوتن، بدونِ شکرِ افزوده.‬

286
00:14:58,230 --> 00:14:59,440
‫به‌به.‬

287
00:15:06,360 --> 00:15:07,970
‫خوشمزه‌ست؟‬

288
00:15:09,370 --> 00:15:13,910
‫ولاد، من... من... می‌خوام
‫درباره‌ی یه چیزی باهات حرف بزنم.‬

289
00:15:13,910 --> 00:15:16,620
‫- خودش هم درستشون کرده.‬
‫- فکر کردم داری تدریس می‌کنی.‬

290
00:15:16,620 --> 00:15:20,060
‫بهشون یه پروژه‌ی گروهی
‫دادم. اوه، توپک‌ها! امممم.‬

291
00:15:20,870 --> 00:15:21,530
‫اممم!‬

292
00:15:21,550 --> 00:15:23,670
‫«ما تلاش می‌کنیم تا
‫سلسله‌مراتب رو از بین ببریم‬

293
00:15:23,670 --> 00:15:26,380
‫تا دانشجوها بتونن آزادانه‬
‫ساختارهای قدرت رو به چالش بکشن.»‬

294
00:15:26,380 --> 00:15:30,470
‫در موردِ از بین بردنِ سلسله‌مراتب
‫نمی‌دونم. آموزش خودش سلسله‌مراتبه.‬

295
00:15:30,470 --> 00:15:32,970
‫ولی می‌تونی سعی کنی‬
‫در جایگاه شنونده باشی.‬

296
00:15:32,970 --> 00:15:36,260
‫خب، من قصدم اینه که یه معلم فعال‬
‫و توی رشته‌ی خودم متخصص باشم.‬

297
00:15:36,270 --> 00:15:37,640
‫این چه کمکی به دانشجوها می‌کنه؟‬

298
00:15:37,650 --> 00:15:39,270
‫چون اونا چیزی یاد می‌گیرن‬

299
00:15:39,270 --> 00:15:42,190
‫که باعث می‌شه‬
‫انسان‌های بزرگ‌تر و بهتری بشن.‬

300
00:15:42,190 --> 00:15:44,980
‫منظورم اینه که اگه تسلیم این ایده بشی، فلو،‬
‫این دانش لعنتی...‬

301
00:15:44,990 --> 00:15:46,070
‫نیازی به فحش دادن نیست.‬

302
00:15:46,070 --> 00:15:48,150
‫...این دانش لعنتی، یادگیری، فرهنگ،‬

303
00:15:48,160 --> 00:15:50,360
‫و تحصیلات عالیه اون‌طوری که ما می‌شناسیم‬
‫بی‌فایده می‌شه.‬

304
00:15:50,370 --> 00:15:51,820
‫اون‌وقت تسلیم این ایده می‌شی‬

305
00:15:51,830 --> 00:15:54,660
‫که تمام چیزی که قراره باشیم‬
‫زنبورهای کارگرِ معامله‌گریم‬

306
00:15:54,660 --> 00:15:57,950
‫که تنها هدفشون روی این زمین‬
‫جمع کردن ثروت یا خوش‌گذرونیه.‬

307
00:15:57,960 --> 00:15:59,950
‫-منظورم اینه که، این خیلی سطحیه‌.‬
‫-بـ...‬

308
00:15:59,960 --> 00:16:01,540
‫خیلی لعنتی سطحیه‌. ببخشید.‬

309
00:16:01,540 --> 00:16:03,870
‫به نظر من،‬
‫دانشگاه بیشتر یه محیطه‌.‬

310
00:16:03,880 --> 00:16:05,540
‫اینه که در معرض چه چیزایی قرار می‌گیری.‬

311
00:16:05,550 --> 00:16:09,380
‫نه، من... من... فکر می‌کنم فراتر از این
‫حرفاست‬ چون ما... راهنمای اونا هستیم.‬

312
00:16:09,390 --> 00:16:11,470
‫ما مسئولِ روحِ اونا هستیم.‬

313
00:16:11,470 --> 00:16:15,200
‫واقعاً؟ ! ببخشید.‬
‫باید اینو به شوهرت بگی.‬

314
00:16:15,350 --> 00:16:18,920
‫یا ابلفضل، فلورنس.‬
‫واقعاً می‌تونی سلیطه باشی.‬

315
00:16:18,940 --> 00:16:20,810
‫- اوه، این حرفت نامناسبه.‬
‫- می‌دونم.‬

316
00:16:20,810 --> 00:16:24,020
‫نه، جفتتون دارید خیلی
‫نامناسب رفتار می‌کنید.‬

317
00:16:25,230 --> 00:16:27,980
‫من همه‌چیزم رو وقفِ دانشجووهام می‌کنم.‬

318
00:16:28,030 --> 00:16:32,450
‫خب، نمی‌دونم،‬
‫شاید باید روی مرزهای اخلاقیت کار کنی.‬

319
00:16:34,120 --> 00:16:36,320
‫شور و اشتیاقِ بینِ خواهرا،‬
‫خیلی عالیه،‬

320
00:16:36,330 --> 00:16:39,990
‫اما فکر می‌کنم فقط باید بیشتر بهش بپردازی.‬
‫علاوه بر اون...‬

321
00:16:40,000 --> 00:16:43,560
‫داشتم فکر می‌کردم که...‬
‫شاید یه پاراگرافِ دیگه.‬

322
00:16:43,840 --> 00:16:45,590
‫می‌تونم باهات حرف بزنم؟‬

323
00:16:46,880 --> 00:16:49,750
‫هی، ما الان وسطِ‬
‫یه کاری هستیم.‬

324
00:16:49,760 --> 00:16:51,340
‫خب، می‌خواستم...‬

325
00:16:52,090 --> 00:16:54,540
‫اوه، واقعاً احساسِ خیلی بدی دارم.‬

326
00:16:54,640 --> 00:16:56,930
‫انگار نامه‌م برگشت خورده.‬

327
00:16:56,930 --> 00:16:59,810
‫یعنی، می‌دونی اصلاً به دستشون رسیده یا نه؟‬

328
00:16:59,810 --> 00:17:03,520
‫من... واقعاً معذرت می‌خوام.‬
‫حس می‌کنم آینده‌ت رو به خطر انداختم.‬

329
00:17:03,520 --> 00:17:04,450
‫مشکلی نیست.‬

330
00:17:04,820 --> 00:17:07,980
‫خب، نه... اصلاً هم اوکی نیست.‬
‫این... این... افتضاحه.‬

331
00:17:07,990 --> 00:17:10,020
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم‬
‫تا برات جبران کنم.‬

332
00:17:10,030 --> 00:17:13,400
‫نه، مشکلی نیست.‬
‫استاد تانگ توصیه نامه‌ش رو تحویل داد.‬

333
00:17:13,910 --> 00:17:16,110
‫اوه، من... من استاد نیستم.‬

334
00:17:16,120 --> 00:17:17,520
‫اوه، کی؟‬

335
00:17:17,540 --> 00:17:19,990
‫همون شبی که مهلتِ آخرش بود. ساعت ۱۱ بود.‬

336
00:17:20,000 --> 00:17:23,870
‫دیدم که هنوز تحویل داده نشده،‬
‫واسه همین به سینتیا پیام دادم.‬

337
00:17:23,880 --> 00:17:26,730
‫چی، تو... تو... همون شب نوشتیش؟‬

338
00:17:26,800 --> 00:17:28,080
‫یه پیش‌نویس براش فرستادم.‬

339
00:17:28,090 --> 00:17:31,210
‫ببخشید، ما الان قرار بود‬
‫درباره‌ی مقاله‌ش با هم صحبت کنیم.‬

340
00:17:31,220 --> 00:17:34,090
‫اوه خدای من، ممنونم، واقعاً.‬
‫خیلی خیالم راحت شد. من...‬

341
00:17:34,090 --> 00:17:37,340
‫اوه خدای من، فکر کردم‬
‫بدبختت کردم، ادوینا. من...‬

342
00:17:37,350 --> 00:17:38,510
‫شما کاری نکردید.‬

343
00:17:38,520 --> 00:17:41,850
‫منظورم اینه که، خودت می‌دونی اخیراً‬
‫چقدر تحتِ فشار و استرس بودم، واسه همین...‬

344
00:17:41,850 --> 00:17:43,470
‫- اممم...‬
‫- تو یه دانشجویی.‬

345
00:17:43,480 --> 00:17:47,130
‫لازم نیست‬
‫استرسِ ما رو به دوش بکشی، باشه؟‬

346
00:17:49,820 --> 00:17:52,960
‫ما وسطِ‬
‫انجامِ یه کاری هستیم.‬

347
00:17:55,740 --> 00:17:58,440
‫من... متأسفم که ناامیدت کردم.‬

348
00:18:07,920 --> 00:18:10,330
‫تا حالا توی زندگیم نشده بود که‬
‫یه مهلت رو از دست بدم،‬

349
00:18:10,340 --> 00:18:12,270
‫اونم واسه یه توصیه‌نامه.‬

350
00:18:14,300 --> 00:18:15,780
‫ولادیمیر:
‫به آرومی.

351
00:18:15,810 --> 00:18:17,140
‫خیلی نزدیک...

352
00:18:17,160 --> 00:18:18,930
‫با توجه زیاد به جزئیات...

353
00:18:19,000 --> 00:18:21,180
‫حذف پیام‌ها.

354
00:18:21,210 --> 00:18:23,680
‫آیا از حذف پیام‌های این مخاطب اطمینان دارید؟
‫حذف ......-لغو

355
00:18:25,190 --> 00:18:28,630
‫لیلی، سلدن، «خانه‌ی شادی».
‫(خانه‌ی شادی: یه رمان قرن ۲۰ام
‫به نویسندگی ادیث وارتون در مورد یه مثلث عشقی)‬

356
00:18:29,400 --> 00:18:31,940
‫اونا عاشقِ همدیگن،‬
‫اما نمی‌تونن با هم باشن‬

357
00:18:31,940 --> 00:18:34,410
‫چون جامعه اجازه نمی‌ده.‬

358
00:18:34,610 --> 00:18:35,660
‫بیاید بخونیم.‬

359
00:18:37,070 --> 00:18:40,320
‫«تنها راهی که می‌تونم بهت کمک کنم‬
‫اینه که عاشقت باشم، »‬

360
00:18:40,330 --> 00:18:42,360
‫«سلدن با صدای آرومی گفت.»‬

361
00:18:42,910 --> 00:18:46,160
‫«اون جوابی نداد،‬
‫اما صورتش رو به سمتِ اون برگردوند»‬

362
00:18:46,170 --> 00:18:48,080
‫«با حرکتِ نرمِ یه گل.»‬

363
00:18:48,090 --> 00:18:51,790
‫«نگاهِ خودش هم به آرومی با اون تلاقی کرد،‬
‫و لب‌هاشون به هم خورد.»‬

364
00:18:51,800 --> 00:18:54,990
‫«اون خودش رو عقب کشید و از جاش بلند شد.»‬

365
00:18:55,260 --> 00:18:58,930
‫«سلدن هم بلند شد،‬
‫و اونا روبروی هم ایستادن.»‬

366
00:18:59,050 --> 00:19:03,260
‫«ناگهان، اون دستِ سلدن رو گرفت‬
‫و به گونه‌ش چسبوند.»‬

367
00:19:03,270 --> 00:19:07,350
‫«آه، عاشقم باش، عاشقم باش،‬
‫اما بهم نگو.»‬

368
00:19:11,980 --> 00:19:14,780
‫وارتون توی این صحنه داره چیکار می‌کنه؟‬

369
00:19:15,360 --> 00:19:16,110
‫اون همجنس‌گراس.‬

370
00:19:17,610 --> 00:19:18,640
‫نه.‬

371
00:19:19,910 --> 00:19:21,950
‫اونا می‌خوان عاشقِ هم باشن،‬
‫اما نمی‌تونن.‬

372
00:19:21,950 --> 00:19:25,450
‫بله، منم همینو گفتم،‬
‫اما وارتون توی این صحنه داره چیکار می‌کنه؟‬

373
00:19:25,460 --> 00:19:27,430
‫این چه جور صحنه‌ایه؟‬

374
00:19:29,000 --> 00:19:32,920
‫راهنمایی: این رمان در اوایل‬
‫قرن بیستم نوشته شده.‬

375
00:19:32,920 --> 00:19:36,040
‫ممکنه به خاطرِ نوشتنِ مطالبِ پورنوگرافی‬
‫دستگیر بشی.‬

376
00:19:36,050 --> 00:19:39,250
‫پس این چه جور صحنه‌ایه؟‬

377
00:19:40,970 --> 00:19:43,480
‫ببخشید، این مثلاً یه صحنه‌ی جنسیه؟‬

378
00:19:43,520 --> 00:19:46,270
‫بله، همین‌طوره. ممنون، رز.‬

379
00:19:46,300 --> 00:19:50,980
‫آره، وارتون اینجا داره یه چیزِ‬
‫داغ و محرک بهمون می‌ده، بچه‌ها.‬

380
00:19:50,980 --> 00:19:53,830
‫خب، جنبه‌های جنسی و شهوانی این متن چیه؟‬

381
00:19:54,780 --> 00:19:56,650
‫- اونا همدیگه رو می‌بوسن.‬
‫- داستان رو برام تعریف نکن.‬

382
00:19:56,650 --> 00:19:58,820
‫به کلمات و ساختارِ جملات دقت کن.‬

383
00:19:58,820 --> 00:20:00,690
‫صداش آرومه.‬

384
00:20:00,700 --> 00:20:04,080
‫- این چی می‌تونه باشه؟‬
‫- اون ملایم حرف می‌زنه.‬

385
00:20:04,240 --> 00:20:05,620
‫اون یه آدمِ درون‌گراست.‬

386
00:20:05,620 --> 00:20:07,050
‫اوهوم.‬

387
00:20:10,480 --> 00:20:11,640
‫اون تحریک شده.‬

388
00:20:18,380 --> 00:20:20,270
‫درسته. درسته.‬

389
00:20:21,430 --> 00:20:24,200
‫«صورتش رو به سمتِ اون برگردوند»‬

390
00:20:25,180 --> 00:20:27,390
‫با حرکتِ نرمِ یه گل.»‬

391
00:20:27,390 --> 00:20:30,160
‫خب، حرکتِ نرم.‬

392
00:20:30,980 --> 00:20:32,550
‫مثلِ یه تکونِ ملایم.‬

393
00:20:33,190 --> 00:20:34,230
‫«یه گل.»‬

394
00:20:34,780 --> 00:20:35,710
‫اون داره...‬

395
00:20:36,240 --> 00:20:37,460
‫داره باز می‌شه.‬

396
00:20:38,070 --> 00:20:39,760
‫مثلِ چی باز می‌شه؟‬

397
00:20:40,820 --> 00:20:41,400
‫گل‌ها.‬

398
00:20:42,120 --> 00:20:44,390
‫و گل شبیه چیه؟‬

399
00:20:45,950 --> 00:20:47,290
‫آناتومیِ زنانه.‬

400
00:20:48,910 --> 00:20:50,250
‫«سلدن بلند شد...»‬

401
00:20:51,880 --> 00:20:55,650
‫کدوم بخشِ بدنِ یه مرد‬
‫ممکنه بلند بشه؟‬

402
00:20:56,170 --> 00:20:58,130
‫نمی‌خوام حرفای زشت بزنم.‬

403
00:20:58,130 --> 00:21:01,340
‫دارم می‌گم که،‬
‫توی یه دنیای سرکوب‌شده مثل این،‬

404
00:21:01,340 --> 00:21:05,240
‫تک‌تکِ کلمات‬
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی معنی دارن.‬

405
00:21:16,530 --> 00:21:20,650
‫این نزدیک‌ترین حالتیه که‬
‫می‌تونیم به رابطه‌ی جنسی برسیم.‬

406
00:21:20,650 --> 00:21:23,150
‫اوه! عاشقِ ادیث وارتونم.‬

407
00:21:25,580 --> 00:21:28,150
‫ولی در واقعیت این اتفاق نمی‌افته.‬

408
00:21:29,580 --> 00:21:31,080
‫منظورت چیه، آرون؟‬

409
00:21:31,080 --> 00:21:34,450
‫همه‌ش رو از خودت درآوردی.‬
‫لازم نیست این‌طوری بخونیش.‬

410
00:21:34,460 --> 00:21:37,390
‫خب، آره. معلومه که از خودم درآوردم،‬

411
00:21:37,420 --> 00:21:42,760
‫ولی می‌فهمی منظورم چیه‬
‫وقتی می‌گم همه‌ی ما، آرون، حتی تو،‬

412
00:21:44,930 --> 00:21:46,450
‫بدن داریم؟‬

413
00:21:47,970 --> 00:21:50,180
‫اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.‬

414
00:21:52,140 --> 00:21:54,290
‫- خوش گذشت.‬
‫- اوه!‬

415
00:21:54,810 --> 00:21:57,820
‫- چی شد که...اومدی؟‬
‫- آه...‬

416
00:21:58,280 --> 00:22:00,310
‫بابتِ اون روز حالم بد بود،‬

417
00:22:00,320 --> 00:22:03,570
‫و خب، می‌دونم که شرایطِ سختی داری.‬

418
00:22:03,570 --> 00:22:06,310
‫هممم، خب، خودم هم همین‌طور فکر می‌کنم.‬

419
00:22:06,910 --> 00:22:09,950
‫- جلسه‌ی دادرسیِ جان نزدیکه، نه؟‬
‫- اوهوم.‬

420
00:22:09,950 --> 00:22:11,170
‫نظرت چیه؟‬

421
00:22:12,250 --> 00:22:15,660
‫نظری ندارم.‬
‫فقط می‌خواستم ببینم حالت چطوره.‬

422
00:22:15,670 --> 00:22:18,540
‫راستش ولاد، می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.‬

423
00:22:18,550 --> 00:22:19,120
‫بگو.‬

424
00:22:21,170 --> 00:22:23,380
‫- خب، نه اون‌قدر محکم.‬
‫- اوه.‬

425
00:22:23,380 --> 00:22:24,760
‫- اه، می‌دونی چیه؟‬
‫- شوخی کردم.‬

426
00:22:24,760 --> 00:22:25,570
‫بی‌خیال.‬

427
00:22:27,760 --> 00:22:30,540
‫می‌دونی که شناختنت خیلی سخته.‬

428
00:22:30,560 --> 00:22:32,290
‫آره، خیلیا بهم می‌گن.‬

429
00:22:34,190 --> 00:22:36,310
‫من، اه... کتابت رو تقریباً تموم کردم.‬

430
00:22:36,310 --> 00:22:36,950
‫واقعاً؟‬

431
00:22:37,310 --> 00:22:39,690
‫آره، می‌خواستم ببینم، نمی‌دونم،‬

432
00:22:39,690 --> 00:22:43,070
‫شاید بخوای برای اون
‫ناهارِ متقابل برنامه‌ریزی کنیم.‬

433
00:22:43,070 --> 00:22:45,750
‫اوه، حتماً. حتماً! حتماً. اممم...‬

434
00:22:46,530 --> 00:22:47,750
‫همین آخرِ هفته؟‬

435
00:22:48,200 --> 00:22:51,030
‫ام... آخرِ هفته‌ها... آخرِ هفته‌ها سخته.‬

436
00:22:51,040 --> 00:22:53,110
‫اوه، اوه، باشه، اممم...‬

437
00:22:53,160 --> 00:22:54,980
‫اه... هفته‌ی بعد؟‬

438
00:22:55,420 --> 00:22:58,370
‫دوشنبه‌ی دو هفته‌ی دیگه چطوره؟ روزِ مطالعه.‬

439
00:22:58,380 --> 00:23:00,610
‫دوشنبه، اه، روزِ مطالعه.‬

440
00:23:01,000 --> 00:23:02,530
‫ام... هممم.‬

441
00:23:03,340 --> 00:23:05,480
‫آه، روزِ مطالعه.‬

442
00:23:06,090 --> 00:23:06,960
‫اون، ام...‬

443
00:23:08,100 --> 00:23:10,550
‫- یا بعد از عیدِ شکرگزاری؟‬
‫- نه. نه، نه، نه، نه.‬
‫(دوشنبه: جلسه دادرسیِ جان)

444
00:23:10,560 --> 00:23:12,600
‫نه. همون موقع می‌بینمت.‬

445
00:23:13,640 --> 00:23:14,220
‫عالیه.‬

446
00:23:15,690 --> 00:23:18,060
‫- من از این طرف می‌رم.‬
‫- منم از این طرف.‬

447
00:23:18,060 --> 00:23:20,150
‫- بعداً می‌بینمت.‬
‫- باشه.‬

448
00:23:20,900 --> 00:23:23,980
‫اگه پشتِ سرش رو نگاه کنه، یعنی عاشقم شده.‬

449
00:23:31,870 --> 00:23:33,930
‫اه، بیا تو.‬

450
00:23:35,540 --> 00:23:37,100
‫یه لحظه وقت داری؟‬

451
00:23:41,290 --> 00:23:41,980
‫بیا تو.‬

452
00:23:44,210 --> 00:23:45,540
‫یه مشکلی داریم.‬

453
00:23:49,140 --> 00:23:51,640
‫همممم. بیا تو.‬

454
00:23:54,060 --> 00:23:56,400
‫امــــــــــــــــــــــــــم...‬

455
00:23:56,420 --> 00:24:02,770
‫مترجم:mar11

456
00:24:02,820 --> 00:24:03,340
‫سلام.‬

457
00:24:05,940 --> 00:24:06,800
‫چی شده؟‬

458
00:24:06,840 --> 00:24:12,280




459
00:24:12,330 --> 00:24:12,970
‫بچه‌ها؟‬

460
00:24:13,010 --> 00:24:19,780




461
00:24:19,790 --> 00:24:23,600
‫امروز بعدازظهر،‬
‫اعضای هیئت‌علمیِ رسمی رای‌گیری کردن.‬

462
00:24:23,880 --> 00:24:25,880
‫گفتنش اصلاً راحت نیست.‬

463
00:24:25,880 --> 00:24:28,430
‫فلو، فقط بگو چی شده.‬

464
00:24:28,720 --> 00:24:31,860
‫ازت می‌خوایم که از تدریس کناره‌گیری کنی.‬

465
00:24:33,510 --> 00:24:35,440
‫ اوه-اوه، اوه-اوه، اوه، اوه‬

466
00:24:37,020 --> 00:24:38,950
‫ اوه-اوه، اوه-اوه، اوه، اوه‬

467
00:24:40,480 --> 00:24:42,630
‫ اوه، اوه...‬

468
00:24:42,650 --> 00:24:44,430
‫- چرا؟
‫ - بیزارم‬

469
00:24:44,440 --> 00:24:46,940
‫ اوه، اوه‬

470
00:24:46,940 --> 00:24:49,480
‫ - بیزارم‬
‫ - همه‌مون خیلی خسته و بیزاریم‬

471
00:24:49,490 --> 00:24:51,230
‫ از همه‌ی این احمق‌های عوضی‬

472
00:24:51,240 --> 00:24:54,950
‫ همه‌مون خیلی خسته و بیزاریم‬
‫ از همه‌ی این احمق‌های عوضی‬

473
00:24:54,950 --> 00:24:58,200
‫ همه‌مون خیلی خسته و بیزاریم‬
‫ از همه‌ی این احمق‌های عوضی‬

474
00:24:58,210 --> 00:25:02,290
‫ همه‌مون خیلی خسته و بیزاریم‬
‫ از همه‌ی این احمق‌های عوضی‬

475
00:25:02,960 --> 00:25:05,960
‫ چون زندگی خیلی داغونه‬
‫ و اینجا بهم کلی استرس می‌ده‬

476
00:25:05,960 --> 00:25:09,960
‫ چون زندگی خیلی داغونه‬
‫ و اینجا بهم کلی استرس می‌ده‬

477
00:25:09,970 --> 00:25:12,960
‫ چون زندگی خیلی داغونه‬
‫ و اینجا بهم کلی استرس می‌ده‬

478
00:25:12,970 --> 00:25:14,970
‫ دیگه نمی‌خوام‬
‫ با این آدما سر و کله بزنم‬

479
00:25:14,970 --> 00:25:16,970
‫ دیگه نمی‌خوام‬
‫ با این آدما سر و کله بزنم‬

480
00:25:16,970 --> 00:25:20,470
‫ دارم ناخن‌هام رو می‌جوم‬
‫ بیشتر از همیشه دارم ناخن‌هام رو می‌جوم‬

481
00:25:20,480 --> 00:25:23,980
‫ دارم ناخن‌هام رو می‌جوم‬
‫ بیشتر از همیشه دارم ناخن‌هام رو می‌جوم‬

482
00:25:23,980 --> 00:25:25,480
‫ چون زندگی خیلی داغونه‬

483
00:25:25,480 --> 00:25:27,480
‫ آخه زندگی خیلی به‌هم‌ریخته‌ست‬

484
00:25:27,480 --> 00:25:30,980
‫ آخه زندگی خیلی به‌هم‌ریخته‌ست‬
‫ و اینجا بدجوری بهم استرس می‌ده‬

485
00:25:30,990 --> 00:25:32,980
‫ دیگه نمی‌خوام با این آدما‬
‫ سر و کله بزنم‬

486
00:25:32,990 --> 00:25:35,490
‫ دیگه نمی‌خوام با این آدما‬
‫ سر و کله بزنم‬

487
00:25:35,490 --> 00:25:37,410
‫ - اوه‬
‫ - اوه-اوه-اوه-اوه‬

488
00:25:37,440 --> 00:27:52,270




