﻿1
00:00:08,458 --> 00:00:09,791
‫آقای هلمز…

2
00:00:17,541 --> 00:00:18,684
‫مادر؟

3
00:00:18,708 --> 00:00:20,125
‫از در فاصله بگیر.

4
00:00:22,208 --> 00:00:24,291
‫شرلوک، تو دردسر افتادی عزیزم؟

5
00:00:30,541 --> 00:00:31,726
‫چه ایده خوبی.

6
00:00:31,750 --> 00:00:32,750
‫بشین.

7
00:00:36,000 --> 00:00:37,892
‫«مردی با پنجه پرنده.»

8
00:00:37,916 --> 00:00:40,142
‫- این حرفا رو به کس دیگه‌ای هم زدی؟
‫- نه.

9
00:00:40,166 --> 00:00:42,934
‫به جز من و مایکرافت به کسی نگفتی؟

10
00:00:42,958 --> 00:00:46,416
‫سعی کردم بهت بگم. داره برمی‌گرده سراغم.

11
00:00:47,000 --> 00:00:48,101
‫کیه؟

12
00:00:48,125 --> 00:00:49,791
‫دارن گوش میدن.

13
00:00:51,541 --> 00:00:52,601
‫صدای وِزوِز.

14
00:00:52,625 --> 00:00:54,541
‫همیشه صدای وِزوِز میاد.

15
00:00:56,875 --> 00:00:59,708
‫من... من نمی‌فهمیدم چرا حرفمو باور نمی‌کنی.

16
00:01:10,541 --> 00:01:11,708
‫الان می‌تونی بشنویش؟

17
00:01:22,791 --> 00:01:23,851
‫آره.

18
00:01:23,875 --> 00:01:25,541
‫می‌شنومش.

19
00:01:32,416 --> 00:01:33,708
‫شرلوک.

20
00:01:36,458 --> 00:01:37,958
‫محض رضای خدا...

21
00:01:40,166 --> 00:01:41,250
‫چه بامزه.

22
00:01:55,666 --> 00:01:57,875
‫این چیه؟

23
00:01:59,083 --> 00:02:00,833
‫یه جور دستگاه شنوده.

24
00:02:05,541 --> 00:02:07,250
‫حق با تو بود، مادر.

25
00:02:09,333 --> 00:02:11,625
‫یکی داشته صداتو ضبط می‌کرده.

26
00:02:13,250 --> 00:02:15,041
‫در رو باز کن!

27
00:02:15,500 --> 00:02:17,809
‫وقت رفتنه.

28
00:02:17,833 --> 00:02:19,125
‫باز کن!

29
00:02:23,333 --> 00:02:25,309
‫- آقای هلمز!
‫- وایسا.

30
00:02:33,250 --> 00:02:34,517
‫شرلوک.

31
00:02:48,416 --> 00:02:49,708
‫افتخار میدین؟

32
00:02:54,291 --> 00:02:58,791
‫خب، من هیچ‌وقت تو این کار خیلی
‫خوب نبودم. تو سعی کردی بهم یاد بدی.

33
00:03:00,083 --> 00:03:03,309
‫- تو همیشه دو تا پای چپ داشتی.
‫- هنوزم دارم.

34
00:03:03,333 --> 00:03:05,642
‫- یک، دو، سه. یک، دو، سه.
‫- یک، دو، سه.

35
00:03:05,666 --> 00:03:08,291
‫یک، دو، سه. یک، دو، سه.

36
00:03:08,916 --> 00:03:10,791
‫به من نگاه کن، مادر. فقط خودمون دوتاییم.

37
00:03:11,333 --> 00:03:14,041
‫تو، من و موسیقی.

38
00:03:51,000 --> 00:03:52,416
‫ببین خوشت میاد یا نه.

39
00:03:55,000 --> 00:03:57,125
‫فکر کنم خوشش اومد.

40
00:04:04,833 --> 00:04:07,625
‫داریم فرار می‌کنیم؟

41
00:04:09,291 --> 00:04:10,934
‫آره.

42
00:04:10,958 --> 00:04:12,601
‫وایسا! دزد!

43
00:04:12,700 --> 00:04:19,700


44
00:04:20,030 --> 00:04:25,030


45
00:05:01,500 --> 00:05:05,700
‫« شـــرلـــوک جـــوان »

46
00:05:12,708 --> 00:05:15,750
‫از اینجا برو بیرون!

47
00:05:19,791 --> 00:05:22,250
‫یه قرار ملاقات داری، شاهزاده خانم.

48
00:05:42,916 --> 00:05:44,267
‫حدود هفتاد کیلو.

49
00:05:44,291 --> 00:05:45,517
‫چی؟

50
00:05:45,541 --> 00:05:48,142
‫وزنت. تقریباً.

51
00:05:48,166 --> 00:05:49,375
‫برای سقوط.

52
00:05:50,250 --> 00:05:53,058
‫چون اگه طناب خیلی کوتاه
‫باشه، گردنت نمی‌شکنه،

53
00:05:53,082 --> 00:05:54,642
‫و اون وقت ولت می‌کنن تا آروم آروم خفه بشی.

54
00:05:55,416 --> 00:05:56,976
‫راه خیلی تحقیرآمیزیه

55
00:05:57,000 --> 00:05:59,226
‫برای خلاص شدن از این
‫شر زندگانی، موافق نیستی؟

56
00:05:59,250 --> 00:06:02,541
‫«حدود پنجاه کیلو، حدس می‌زنم.
‫۲ متر و ۴۰ سانت سقوط.»

57
00:06:03,708 --> 00:06:06,726
‫می‌دونستی اولین گزارش اعدام با طناب دار

58
00:06:06,750 --> 00:06:08,017
‫تو ادیسه هومر اومده؟

59
00:06:08,041 --> 00:06:10,184
‫نه، اینو نمی‌دونستم، قربان. جالبه.

60
00:06:10,208 --> 00:06:12,351
‫قراره با این کار منو بترسونی؟

61
00:06:12,375 --> 00:06:13,809
‫نه، قراره با این کار بکشمت.

62
00:06:13,833 --> 00:06:16,101
‫من از عدالت بریتانیا خبر دارم.

63
00:06:16,125 --> 00:06:18,683
‫اجازه نداری هم نقش قاضی
‫رو بازی کنی هم جلاد رو.

64
00:06:18,707 --> 00:06:19,707
‫بدرود.

65
00:06:25,957 --> 00:06:27,041
‫در پنج…

66
00:06:28,416 --> 00:06:30,351
‫- در چهار…
‫- داری شمارش معکوس می‌کنی؟

67
00:06:30,375 --> 00:06:31,957
‫چرا داری دانشمندای منو می‌کشی؟

68
00:06:33,832 --> 00:06:36,332
‫- در سه…
‫- رابط!

69
00:06:37,332 --> 00:06:38,582
‫من از طریق یه رابط کار می‌کنم.

70
00:06:40,375 --> 00:06:41,683
‫و اون برای کی کار می‌کنه؟

71
00:06:41,707 --> 00:06:43,183
‫به من ربطی نداره که بپرسم.

72
00:06:43,207 --> 00:06:45,308
‫فقط به من ربط داره که
‫فتیله رو روشن کنم و برم.

73
00:06:45,332 --> 00:06:46,416
‫در دو…

74
00:06:47,332 --> 00:06:49,267
‫من دستور می‌گیرم.

75
00:06:49,291 --> 00:06:51,207
‫من فقط یه مزدورم، همین.

76
00:06:51,957 --> 00:06:53,808
‫پس دیگه به دردم نمی‌خوری. در یک.

77
00:06:53,832 --> 00:06:55,707
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

78
00:06:56,416 --> 00:06:58,601
‫فکر کنم متوجه شدی که من نباید
‫به تو جواب پس بدم، مایکرافت.

79
00:06:58,625 --> 00:07:00,267
‫ما زندانیا رو شکنجه نمی‌دیم، قربان.

80
00:07:01,916 --> 00:07:03,642
‫قانون داریم. پروتکل داریم.

81
00:07:03,666 --> 00:07:07,392
‫این زن داره سعی می‌کنه منو
‫نابود کنه، و من انتقاممو می‌گیرم.

82
00:07:09,041 --> 00:07:11,392
‫و شما کاملاً حق دارین،
‫قربان. کاملاً حق دارین.

83
00:07:11,416 --> 00:07:13,416
‫ولی اگه میشه به اینم فکر کنین.

84
00:07:14,166 --> 00:07:16,606
‫شما پیش وزیر خارجه از چشم افتادین، مگه نه؟

85
00:07:17,250 --> 00:07:18,976
‫واقعاً می‌خواین با مشورت نکردن
‫باهاش سر یه همچین موضوع حساسی

86
00:07:19,000 --> 00:07:22,125
‫بیشتر از این باهاش درگیر بشین؟

87
00:07:22,875 --> 00:07:25,892
‫یادآوری کنم که این زن تنها سرنخ ماست

88
00:07:25,916 --> 00:07:28,250
‫برای رسیدن به کسی که داره
‫دانشمندای شما رو می‌کشه، قربان.

89
00:07:31,332 --> 00:07:33,142
‫من فقط داشتم سعی می‌کردم زبونشو باز کنم.

90
00:07:33,166 --> 00:07:34,500
‫ولی ما انگلیسی هستیم.

91
00:07:36,041 --> 00:07:38,101
‫- باید یه معنی‌ای بده.
‫- و تو این دنیای در حال تغییر،

92
00:07:38,125 --> 00:07:41,476
‫فکر می‌کنی با این قوانین مسخره‌ت

93
00:07:41,500 --> 00:07:43,291
‫و این حس مسخره‌ترِ بازی
‫جوانمردانه‌ت، قراره به چی برسی؟

94
00:07:48,500 --> 00:07:49,750
‫طنابا رو شل کنین.

95
00:07:54,500 --> 00:07:57,500
‫[ عمارت اپلتون ]

96
00:08:26,000 --> 00:08:28,375
‫افسوس، یوریک بیچاره.

97
00:08:29,791 --> 00:08:31,500
‫من می‌شناختمش، هوراشیو.

98
00:09:00,500 --> 00:09:04,416
‫متاسفانه قراره یه سری
‫تغییرات اینجا انجام بشه.

99
00:09:05,208 --> 00:09:08,601
‫من باید برای یه سفر اکتشافی برم خارج.

100
00:09:08,625 --> 00:09:13,642
‫مایکرافت، برات یه شغل کارمندی
‫تو دولت تو لندن جور کردم.

101
00:09:13,666 --> 00:09:14,666
‫ممنون، پدر.

102
00:09:16,708 --> 00:09:17,875
‫شرلوک…

103
00:09:19,333 --> 00:09:21,416
‫می‌دونم دوست نداری اینو بشنوی، ولی…

104
00:09:22,208 --> 00:09:25,750
‫من و مادرت فکر می‌کنیم بهترین
‫کار اینه که بری مدرسه شبانه‌روزی.

105
00:09:31,250 --> 00:09:33,500
‫نمی‌خوام برم.

106
00:09:36,165 --> 00:09:37,625
‫قوی باش، پسرم.

107
00:09:49,665 --> 00:09:50,750
‫مادر؟

108
00:09:51,583 --> 00:09:52,665
‫رسیدیم.

109
00:10:03,291 --> 00:10:05,375
‫آوردیمت خونه.

110
00:10:12,041 --> 00:10:13,541
‫الان دیگه جات امنه.

111
00:10:24,958 --> 00:10:26,184
‫آره، بیا بشین

112
00:10:26,208 --> 00:10:27,601
‫- تا برات آتیش روشن کنم.
‫- سلام.

113
00:10:27,625 --> 00:10:29,601
‫- کیه؟
‫- نه، نه، مادر، مادر.

114
00:10:29,625 --> 00:10:32,684
‫این جیمزه. جیمز موریارتی. از دوستامه.

115
00:10:32,708 --> 00:10:36,559
‫- سلام.
‫- خیلی خوشحالم، عزیزم.

116
00:10:36,583 --> 00:10:38,891
‫شرلوک هیچ‌وقت دوستی نداشت.

117
00:10:38,915 --> 00:10:41,083
‫واقعاً؟

118
00:10:42,083 --> 00:10:44,165
‫خب، از دیدنتون خوشوقتم، خانم هلمز.

119
00:10:45,208 --> 00:10:47,875
‫عزیزم، صدای اون موسیقی رو می‌شنوی؟

120
00:10:48,540 --> 00:10:49,625
‫اون صدا.

121
00:10:53,083 --> 00:10:54,458
‫تویی!

122
00:11:05,250 --> 00:11:06,684
‫بیا؟

123
00:11:06,708 --> 00:11:08,958
‫بئاتریس!

124
00:11:10,541 --> 00:11:11,916
‫عزیزم.

125
00:11:15,333 --> 00:11:16,583
‫بیا!

126
00:11:22,166 --> 00:11:24,767
‫چقدر خوشگلی.

127
00:11:24,791 --> 00:11:26,684
‫بیا پیدام کن.

128
00:11:29,791 --> 00:11:31,666
‫چرا داری ازم فرار می‌کنی؟

129
00:11:33,583 --> 00:11:36,540
‫بیا! کجا داری فرار می‌کنی؟

130
00:11:38,250 --> 00:11:39,559
‫می‌خوام تاج رو سرت بذارم.

131
00:11:41,833 --> 00:11:44,226
‫می‌خوام تاج رو سرت بذارم. بیا!

132
00:11:47,875 --> 00:11:49,540
‫بیا پیدام کن، مامان.

133
00:11:50,125 --> 00:11:51,976
‫بئاتریس!

134
00:11:52,000 --> 00:11:53,351
‫بیا؟

135
00:11:53,375 --> 00:11:54,375
‫بئاتریس؟

136
00:11:55,625 --> 00:11:56,790
‫شاید…

137
00:11:57,875 --> 00:11:59,875
‫شاید بهتره یه لحظه بشینیم، مادر.

138
00:12:01,000 --> 00:12:03,750
‫خیلی خب، بیا... بیا بشینیم.

139
00:12:14,375 --> 00:12:17,351
‫اون واقعاً خسته شده.

140
00:12:17,375 --> 00:12:20,351
‫میشه یه آتیش روشن کنی؟ نیاز
‫به گرما، استراحت و غذا داره.

141
00:12:20,375 --> 00:12:22,708
‫آره، شرلوک، تو این هیر و ویر پدرت کجاست؟

142
00:12:23,791 --> 00:12:25,601
‫همه اینا نباید رو دوش تو باشه.

143
00:12:25,625 --> 00:12:27,892
‫وینه. مرد سرشلوغیه.

144
00:12:27,916 --> 00:12:32,559
‫اشکالی نداره. من اینجام و خودم حلش می‌کنم.

145
00:12:32,583 --> 00:12:34,625
‫چطوری، با فراری دادنش از تیمارستان؟

146
00:12:36,500 --> 00:12:37,976
‫اونجا داشتن صداشو ضبط می‌کردن، جیمز.

147
00:12:38,000 --> 00:12:40,016
‫داشتن به تک تک کلماتی
‫که می‌گفت گوش می‌دادن.

148
00:12:40,040 --> 00:12:42,601
‫چاره‌ای نداشتم. و شوان هم خبر داشت.

149
00:12:42,625 --> 00:12:46,141
‫یه مرد با پنجه پرنده هست.
‫داره برمی‌گرده سراغم.

150
00:12:46,165 --> 00:12:47,625
‫از کجا می‌دونست؟

151
00:12:50,833 --> 00:12:52,083
‫شرلوک!

152
00:12:54,500 --> 00:12:55,958
‫مادر!

153
00:13:02,166 --> 00:13:03,458
‫مادر!

154
00:13:19,458 --> 00:13:20,666
‫مادر!

155
00:13:27,208 --> 00:13:29,976
‫نه، نه، نه. نه، نه، نه،
‫عزیزم. باید پیداش کنم.

156
00:13:30,000 --> 00:13:32,516
‫- داره غرق میشه. داره غرق میشه.
‫- اینجا نیست، مادر.

157
00:13:32,540 --> 00:13:35,184
‫- داره غرق میشه! داره غرق میشه!
‫- نیست! نه، نیست! رفته!

158
00:13:35,208 --> 00:13:36,101
‫بئاتریس!

159
00:13:36,125 --> 00:13:37,516
‫باید نجاتش بدم!

160
00:13:37,540 --> 00:13:38,809
‫بئاتریس!

161
00:13:38,833 --> 00:13:40,250
‫بیا، مادر.

162
00:13:49,415 --> 00:13:50,851
‫آفرین.

163
00:13:50,875 --> 00:13:53,016
‫خب، بیا گرم و خشکت کنیم.

164
00:13:55,165 --> 00:13:58,684
‫همونجا وایسا. تو اونو نمی‌بری…

165
00:13:58,708 --> 00:14:00,250
‫ارباب هلمز!

166
00:14:01,375 --> 00:14:02,458
‫کرول.

167
00:14:03,291 --> 00:14:05,934
‫- واقعاً معذرت می‌خوام.
‫- صدای سروصدا رو شنیدم.

168
00:14:05,958 --> 00:14:08,309
‫- آره.
‫- خانم هلمز.

169
00:14:08,333 --> 00:14:11,309
‫آقای کرول، از دیدنتون خیلی خوشحالم.

170
00:14:11,333 --> 00:14:13,726
‫منم همینطور، خانم هلمز. منتظرتون نبودیم.

171
00:14:13,750 --> 00:14:16,059
‫وگرنه خونه رو آماده می‌کردیم.

172
00:14:16,083 --> 00:14:19,101
‫بهم بگو، دکتر مالتِبی هنوز
‫تو روستا زندگی می‌کنه؟

173
00:14:19,125 --> 00:14:20,851
‫- بله، همینطوره.
‫- میشه لطفاً بری دنبالش؟

174
00:14:20,875 --> 00:14:23,142
‫- حال خانم کرول چطوره؟
‫- خوبن، ممنون.

175
00:14:23,166 --> 00:14:25,226
‫همین الان، لطفاً، کرول.
‫حسابی به کمکش نیاز دارم.

176
00:14:25,250 --> 00:14:26,250
‫چشم.

177
00:14:32,875 --> 00:14:34,208
‫برای سرت.

178
00:14:40,125 --> 00:14:42,500
‫دردسرش بیشتر از منفعتشه.

179
00:14:43,040 --> 00:14:46,958
‫شوکی که بهت وارد شده
‫مسلماً مغزتو سوزونده، فیلپات.

180
00:14:47,665 --> 00:14:50,583
‫کوردلیا هلمز نباشه، پولی هم در کار نیست.

181
00:14:51,208 --> 00:14:53,415
‫و منم از پول خیلی خوشم میاد.

182
00:14:55,625 --> 00:14:56,750
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

183
00:15:00,500 --> 00:15:02,333
‫پیداش کن.

184
00:15:03,125 --> 00:15:04,208
‫اونم سریع.

185
00:15:05,833 --> 00:15:06,958
‫هر طور شما بخواین...

186
00:15:08,875 --> 00:15:10,083
‫قربان.

187
00:15:14,708 --> 00:15:17,458
‫پنجه‌های تیز.

188
00:15:18,416 --> 00:15:19,750
‫تیزِ تیز، مثل چاقو.

189
00:15:20,625 --> 00:15:22,208
‫خیلی واضح.

190
00:15:23,958 --> 00:15:27,267
‫عزیزم، هیچ کاری از دستت برنمیاد.

191
00:15:27,291 --> 00:15:29,976
‫اون داره برمی‌گرده سراغم،
‫مردی که پنجه پرنده داره.

192
00:15:30,000 --> 00:15:32,516
‫درباره کی دارین حرف می‌زنین، خانم هلمز؟

193
00:15:34,540 --> 00:15:37,415
‫خیلی خب، لطفاً برین عقب.
‫دور بیمار رو شلوغ نکنین.

194
00:15:40,583 --> 00:15:41,833
‫سلام، کوردلیا.

195
00:15:43,333 --> 00:15:46,790
‫نمی‌تونم بگم چقدر از دیدن دوباره‌ت
‫خوشحالم، حتی تو یه همچین شرایطی.

196
00:15:47,458 --> 00:15:50,208
‫ولی نگران نباش. مثل روز
‫اول حالت رو خوب می‌کنیم.

197
00:15:50,750 --> 00:15:53,809
‫می‌دونی تو تیمارستان براش چی تجویز می‌کردن؟

198
00:15:53,833 --> 00:15:55,559
‫فکر کنم آلکالوئید.

199
00:15:55,583 --> 00:15:58,290
‫آهان، بله. خب، معلومه
‫که داره دردِ خماری می‌کشه.

200
00:15:58,875 --> 00:16:02,392
‫شاید بتونم یه چیز دیگه‌ای بهت
‫بدم، چیزی که یکم ذهنت رو باز کنه.

201
00:16:02,416 --> 00:16:04,142
‫همه چی مرتبه، مادر. این با بقیه فرق داره.

202
00:16:04,166 --> 00:16:05,886
‫- اومده کمکت کنه.
‫- درسته، کوردلیا.

203
00:16:07,166 --> 00:16:10,500
‫ازتون می‌خوام دو تا از اینا
‫رو با یکم آب بخورین، لطفاً.

204
00:16:13,125 --> 00:16:14,767
‫بفرما.

205
00:16:14,791 --> 00:16:15,958
‫نوش جان.

206
00:16:20,833 --> 00:16:22,684
‫مادرت تو دردسر افتاده، شرلوک.

207
00:16:22,708 --> 00:16:23,809
‫حالش بهتر میشه.

208
00:16:23,833 --> 00:16:26,625
‫آره، منم فکر می‌کنم بهتر
‫میشه، ولی منظورم این نبود.

209
00:16:27,250 --> 00:16:28,809
‫شوان از اون شنودها خبر داره.

210
00:16:28,833 --> 00:16:31,059
‫حالا، ما نمی‌دونیم که
‫آیا کارِ اون بوده یا نه،

211
00:16:31,083 --> 00:16:33,923
‫ولی در هر صورت، این قضیه
‫مادرت رو به قتل‌های آکسفورد ربط میده.

212
00:16:35,375 --> 00:16:37,790
‫پس چطور می‌تونیم بگیم که اینجا جاش امنه؟

213
00:16:38,665 --> 00:16:39,726
‫نمی‌تونیم.

214
00:16:39,750 --> 00:16:42,500
‫«مردی با پنجه پرنده.» هیچ
‫ایده‌ای نداری منظورش چیه؟

215
00:16:46,790 --> 00:16:48,125
‫مغزم قفل کرده.

216
00:16:49,208 --> 00:16:51,434
‫خب، پس شاید منظورش یه آدم نباشه؟

217
00:16:51,458 --> 00:16:54,915
‫پنجه پرنده، شاید یه عبارته،
‫یا یه مکان، یا یه چیز دیگه.

218
00:17:02,791 --> 00:17:06,391
‫شاید یه جور نشونه یا نشان
‫خانوادگی باشه. پنجه پرنده.

219
00:17:06,415 --> 00:17:10,290
‫خوبه. خوبه. خب نشانِ کی؟ یکی تو تیمارستان؟

220
00:17:10,875 --> 00:17:12,250
‫یا یکی تو آکسفورد.

221
00:17:16,583 --> 00:17:18,165
‫شرلوک؟

222
00:17:19,750 --> 00:17:21,040
‫هیچی به ذهنم نمی‌رسه.

223
00:17:22,625 --> 00:17:23,976
‫شاید من اشتباه می‌کردم.

224
00:17:24,000 --> 00:17:26,016
‫جمله‌ای که هیچ‌وقت فکر
‫نمی‌کردم از زبونت بشنوم.

225
00:17:26,040 --> 00:17:29,833
‫نه، شاید درباره اون نشان اشتباه
‫می‌کردم. شاید یه جور نمادِ دیگه باشه.

226
00:17:31,083 --> 00:17:34,958
‫جوابِ خیلی از مشکلات
‫زندگی تهِ یه لیوانِ پر پیدا میشه.

227
00:18:21,041 --> 00:18:23,708
‫من اینو یه جا دیدم. کجا دیدمش؟

228
00:18:27,041 --> 00:18:28,291
‫پنجه پرنده.

229
00:18:35,250 --> 00:18:36,601
‫پروفسور مالیکه.

230
00:18:36,625 --> 00:18:37,767
‫خب، ادامه بده.

231
00:18:37,791 --> 00:18:41,101
‫- پروفسور مالیک یه عصا داره.
‫- آره.

232
00:18:41,125 --> 00:18:42,767
‫- و عصاش…
‫- خب؟

233
00:18:42,791 --> 00:18:44,291
‫…یه پنجه پرنده داره.

234
00:18:45,166 --> 00:18:46,875
‫خیلی خب.

235
00:18:47,666 --> 00:18:49,101
‫ایول!

236
00:18:49,125 --> 00:18:51,559
‫پس اگه حدسم درست باشه، اگه کارِ مالیک باشه،

237
00:18:51,583 --> 00:18:55,559
‫چه کارِ واجبی با مادر من داشته؟
‫دلیلش چی بوده؟ انگیزه‌ش چی بوده؟

238
00:18:55,583 --> 00:18:57,666
‫خب، شوان از اون شنودها خبر داره.

239
00:18:58,833 --> 00:19:01,666
‫پس شاید بتونه جواب اینو بده.
‫پس شاید باید از اون بپرسی.

240
00:19:03,708 --> 00:19:08,351
‫اجازه گرفتم یه چیز مختصری
‫سر هم کنم و بیارم، ارباب هلمز.

241
00:19:08,375 --> 00:19:11,309
‫با خودم گفتم بعد از شبی که
‫گذروندین حتماً گرسنه‌تون شده.

242
00:19:11,333 --> 00:19:14,017
‫بله، ممنون، خانم کرول. خیلی خیلی لطف کردین.

243
00:19:14,041 --> 00:19:15,892
‫ولی ما باید چند ساعتی بریم شهر،

244
00:19:15,916 --> 00:19:17,601
‫برای همین ازتون می‌خوام مراقب مادرم باشین.

245
00:19:17,625 --> 00:19:19,750
‫نمی‌ذارم آب تو دلش تکون بخوره، ارباب هلمز.

246
00:19:21,375 --> 00:19:23,809
‫تو اتاق کارِ پدرم مهمات هست.

247
00:19:23,833 --> 00:19:26,434
‫نذارین هیچکس وارد این خونه بشه.

248
00:19:26,458 --> 00:19:27,458
‫مفهوم شد.

249
00:19:28,708 --> 00:19:32,333
‫و اگه خواستین خبری بدین، می‌تونین
‫ما رو تو اداره پلیس آکسفورد پیدا کنین.

250
00:19:32,916 --> 00:19:33,916
‫جیمز؟

251
00:19:34,916 --> 00:19:36,791
‫آدم با شکم گرسنه نمی‌تونه فکر کنه.

252
00:19:38,125 --> 00:19:39,934
‫- ممنون، خانم کرول.
‫- خواهش می‌کنم.

253
00:19:39,958 --> 00:19:41,434
‫ممنون، خانم کرول.

254
00:19:41,458 --> 00:19:43,375
‫دزدیدیش؟

255
00:19:45,083 --> 00:19:46,642
‫قرضش گرفتم.

256
00:19:46,666 --> 00:19:48,142
‫عالیه.

257
00:19:48,166 --> 00:19:49,642
‫از تیمارستان.

258
00:19:49,666 --> 00:19:52,392
‫کم‌کم دارم از این اخلاقِ
‫دزدیات خوشم میاد، شرلوک.

259
00:19:52,416 --> 00:19:53,851
‫راه بیفت!

260
00:19:53,875 --> 00:19:56,041
‫خیلی با یه ساعت جیبی فرق داره.

261
00:19:57,000 --> 00:19:59,000
‫[ آکسفورد ]

262
00:20:03,291 --> 00:20:05,583
‫میشه اینقدر مثل جن جلوم سبز نشید؟

263
00:20:06,583 --> 00:20:07,767
‫خب؟

264
00:20:07,791 --> 00:20:08,958
‫چی شده؟

265
00:20:11,958 --> 00:20:13,267
‫چیکار کردی؟

266
00:20:13,291 --> 00:20:16,726
‫اون خونه‌ست و جاشم امنه. خانم
‫کرول داره ازش مراقبت می‌کنه.

267
00:20:16,750 --> 00:20:19,851
‫داشتن صداشو ضبط می‌کردن،
‫مایکرافت. نمی‌دونم انتظار داشتی چیکار کنم.

268
00:20:19,875 --> 00:20:23,101
‫برای شروع چطوره از فراری
‫دادنش از تیمارستان بی‌خیال می‌شدی؟

269
00:20:23,125 --> 00:20:27,059
‫چطوره یه روز رو بدونِ
‫زیر پا گذاشتنِ قانون سر کنی؟

270
00:20:27,083 --> 00:20:28,809
‫به نظر زندگی خیلی کسل‌کننده‌ای میاد.

271
00:20:28,833 --> 00:20:30,267
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم پدر قراره چی بگه.

272
00:20:30,291 --> 00:20:33,351
‫تصور من اینه که خوشحال میشه یکی‌مون
‫بالاخره یه جُربزه‌ای از خودش نشون داده.

273
00:20:33,375 --> 00:20:35,309
‫باید بهش تلگراف بزنیم. می‌تونه
‫این قضیه رو حل و فصل کنه.

274
00:20:35,333 --> 00:20:36,684
‫حالت خوبه؟

275
00:20:36,708 --> 00:20:38,726
‫نکنه افتادی و سرت خورده به یه جای سفت؟

276
00:20:38,750 --> 00:20:40,684
‫پروفسور مالیک تو تیمارستان بوده.

277
00:20:40,708 --> 00:20:44,267
‫حتماً کارِ خودش بوده که صداشو
‫ضبط می‌کرده. مادر مشخصاتشو بهم داد.

278
00:20:44,291 --> 00:20:45,434
‫مشخصات خودش رو؟

279
00:20:45,458 --> 00:20:47,101
‫عصاش رو. مردی با پنجه پرنده.

280
00:20:47,125 --> 00:20:49,351
‫- تو خودت اونجا بودی، مایکرافت.
‫- شرلوک، اون هذیون میگه.

281
00:20:49,375 --> 00:20:50,434
‫همیشه یه احتمالِ خیلی ضعیفی هست

282
00:20:50,458 --> 00:20:53,184
‫که تصادفاً یه حرفِ نسبتاً منطقی بزنه.

283
00:20:53,208 --> 00:20:55,392
‫- آپیس ملیفرا.
‫- نه، نه، نه، نه.

284
00:20:55,416 --> 00:20:57,392
‫زنبورای عسل. آره، مایکرافت. زنبورای عسل.

285
00:20:57,416 --> 00:20:59,176
‫- آره، قضیه زنبورای عسل رو می‌دونم.
‫- من نمی‌دونم.

286
00:21:06,666 --> 00:21:10,142
‫وقتی کوچیک بودیم، یه
‫کندو داشتیم. آپیس ملیفرا.

287
00:21:10,166 --> 00:21:13,476
‫من زنبورا رو تماشا کردم و به
‫مایکرافت گفتم که دیدم دارن می‌رقصن.

288
00:21:13,500 --> 00:21:14,976
‫و تو به من گفتی احمق.

289
00:21:15,000 --> 00:21:16,309
‫«بی‌مغز» کلمه‌ای بود که استفاده کردم.

290
00:21:16,333 --> 00:21:17,726
‫بعد من رفتم و از پدر پرسیدم...

291
00:21:17,750 --> 00:21:21,184
‫و اون گفت که زنبورای عسل یه
‫رقص چرخشی کوچیک انجام میدن

292
00:21:21,208 --> 00:21:23,851
‫- تا با هم ارتباط برقرار کنن.
‫- بهش میگن تارانتِلا.

293
00:21:23,875 --> 00:21:25,559
‫و تو به من گفتی نیمچه‌احمق.

294
00:21:25,583 --> 00:21:27,750
‫«بی‌مغز» کلمه‌ای بود که استفاده کرد.

295
00:21:28,541 --> 00:21:30,767
‫خب، من بی‌مغز نبودم، چون حق با من بود.

296
00:21:30,791 --> 00:21:33,267
‫خوشحالم که می‌بینم کینه‌ای
‫به دل نگرفتی، شرلوک.

297
00:21:33,291 --> 00:21:35,767
‫این دوباره همون قضیه
‫زنبورای عسله، مایکرافت.

298
00:21:35,791 --> 00:21:39,434
‫فقط چون یه چیزی به نظر تصادفی
‫میاد، دلیل نمیشه که واقعاً هم تصادفی باشه.

299
00:21:39,458 --> 00:21:42,476
‫مادر گفت که اونا دارن به حرفاش
‫گوش میدن، و واقعاً هم می‌دادن.

300
00:21:42,500 --> 00:21:44,392
‫اون به مردی با پنجه پرنده اشاره کرده.

301
00:21:44,416 --> 00:21:47,351
‫پروفسور مالیک یه عصا
‫داره که سرش پنجه پرنده‌ست.

302
00:21:47,375 --> 00:21:49,958
‫آره، ولی این به معنیِ بسته
‫شدنِ پرونده نیست، مگه نه؟

303
00:21:50,958 --> 00:21:52,083
‫بهم بگو…

304
00:21:54,041 --> 00:21:55,375
‫الان پروفسور مالیک کجاست؟

305
00:21:58,166 --> 00:21:59,809
‫خب، ما دقیقاً مطمئن نیستیم.

306
00:21:59,833 --> 00:22:03,559
‫به نظر میاد بعد از اتفاقاتِ دیشب غیبش زده.

307
00:22:03,583 --> 00:22:05,166
‫چرا باید غیبش بزنه؟

308
00:22:05,666 --> 00:22:07,166
‫اگه شوان تو سلوله،

309
00:22:08,375 --> 00:22:09,875
‫اگه خطر رفع شده…

310
00:22:11,916 --> 00:22:13,416
‫پس چرا باید غیبش بزنه؟

311
00:22:17,500 --> 00:22:18,708
‫آره.

312
00:22:22,916 --> 00:22:25,166
‫ده دقیقه با شوان.

313
00:22:26,583 --> 00:22:27,684
‫نه.

314
00:22:27,708 --> 00:22:28,833
‫نُه دقیقه.

315
00:22:34,833 --> 00:22:37,059
‫- شرلوک!
‫- آقای پاتون!

316
00:22:37,083 --> 00:22:40,559
‫- این دفعه برای چی اینجایی؟
‫- امروز فقط اومدم ملاقات.

317
00:22:40,583 --> 00:22:43,142
‫یادت باشه، زندان تو ذهنته.

318
00:22:43,166 --> 00:22:47,476
‫اون خیلی… نمی‌دونم، مایکرافت، کلمه‌ش چیه؟

319
00:22:47,500 --> 00:22:49,333
‫آزاردهنده‌ست.

320
00:22:50,208 --> 00:22:51,666
‫رو اعصابه.

321
00:22:52,250 --> 00:22:54,000
‫غیرقابل تحمله.

322
00:22:54,833 --> 00:22:56,059
‫می‌تونم کل دیکشنری رو برات خالی کنم.

323
00:22:56,083 --> 00:23:00,559
‫نه، نه، نه. داشتم فکر
‫می‌کردم اون خیلی… پُرشوره.

324
00:23:03,500 --> 00:23:05,416
‫بچگی‌هاش چطوری بود؟

325
00:23:06,250 --> 00:23:10,142
‫خب، بزرگ شدن تو یه خونه با اون...

326
00:23:12,750 --> 00:23:14,458
‫آره، می‌تونم تصور کنم.

327
00:23:19,208 --> 00:23:20,583
‫نه، راستش نمی‌تونی.

328
00:23:22,541 --> 00:23:24,583
‫- بگو برام.
‫- اینطوری بهت بگم.

329
00:23:25,666 --> 00:23:28,833
‫من برای اینکه زندگی راحت‌تری داشته
‫باشم، رفتم تو وزارت خارجه کار گرفتم.

330
00:23:29,833 --> 00:23:32,958
‫جنگ، قحطی، از این جور چیزا.

331
00:23:36,541 --> 00:23:39,142
‫با خودم می‌گفتم کِی قراره
‫دوباره همدیگه رو ببینیم.

332
00:23:39,166 --> 00:23:44,392
‫باید اعتراف کنم، زندگی بدون
‫تو یه کم بی‌مزه و خسته‌کننده شده.

333
00:23:44,416 --> 00:23:45,476
‫اجازه هست بشینم؟

334
00:23:45,500 --> 00:23:48,125
‫بفرما. رو تخت پادشاهی بشین.

335
00:23:50,833 --> 00:23:53,500
‫ممنون، پرنسس.

336
00:23:57,958 --> 00:23:59,309
‫امروز قراره چه بازی‌ای بکنیم؟

337
00:23:59,333 --> 00:24:02,017
‫- دوست داری چه بازی‌ای بکنیم؟
‫- می‌ذارم تو تصمیم بگیری.

338
00:24:02,041 --> 00:24:05,726
‫چقدر لطف داری. چطوره اول بهم بگی
‫مادر من چطوری قاطی این ماجرا شده؟

339
00:24:05,750 --> 00:24:09,226
‫پسرهای انگلیسی و مادراشون.

340
00:24:09,250 --> 00:24:10,684
‫چقدر احساسی و تأثیرگذار.

341
00:24:10,708 --> 00:24:12,892
‫از کجا می‌دونستی تو تیمارستان به من چی گفت؟

342
00:24:12,916 --> 00:24:16,517
‫محتمل‌ترین دلیل، همیشه
‫همون ساده‌ترین دلیله.

343
00:24:16,541 --> 00:24:19,791
‫محتمل‌ترین دلیلش اینه که
‫خودت شنیدی که اینو گفت.

344
00:24:22,666 --> 00:24:23,833
‫صداهای ضبط‌شده.

345
00:24:25,083 --> 00:24:26,142
‫تو بهشون دسترسی داشتی؟

346
00:24:26,166 --> 00:24:28,583
‫اوه. سرعت عملت مثل برقه.

347
00:24:30,375 --> 00:24:31,541
‫پروفسور مالیک.

348
00:24:32,333 --> 00:24:33,726
‫الان این سؤال بود؟

349
00:24:33,750 --> 00:24:36,226
‫- برای چی رفته بود دیدن مادرم؟
‫- از کجا می‌دونی اون بوده؟

350
00:24:36,250 --> 00:24:40,541
‫«مردی با پنجه پرنده.» کاملاً
‫واضحه که اشاره به عصاش داره.

351
00:24:42,083 --> 00:24:44,041
‫اون مالیک بود.

352
00:24:46,041 --> 00:24:48,184
‫یه جایی هست که من رابطم رو اونجا می‌دیدم.

353
00:24:48,208 --> 00:24:49,767
‫یه خانه امن.

354
00:24:49,791 --> 00:24:51,309
‫اونا دارن به حرفام گوش میدن.

355
00:24:51,333 --> 00:24:53,267
‫همه‌ش یه صدای چرخیدن میاد.

356
00:24:53,291 --> 00:24:57,517
‫یه مردی هست که پنجه پرنده
‫داره. داره برمی‌گرده سراغم.

357
00:24:57,541 --> 00:24:58,791
‫این خانه امن،

358
00:25:00,083 --> 00:25:02,184
‫فکر می‌کنی ممکنه مالیک هنوز اونجا باشه؟

359
00:25:02,208 --> 00:25:05,000
‫فکرشو بکن اگه مهارت‌هامون
‫رو با هم ترکیب کنیم چی میشه.

360
00:25:06,416 --> 00:25:09,041
‫تو مالیک رو می‌خوای. منم می‌خوامش.

361
00:25:09,625 --> 00:25:11,166
‫منتها به دلایل کاملاً متفاوت.

362
00:25:12,666 --> 00:25:15,892
‫من می‌خوام بفهمم برای چی
‫صدای مادرمو ضبط می‌کرده.

363
00:25:15,916 --> 00:25:17,541
‫از اون طرف تو،

364
00:25:18,625 --> 00:25:19,625
‫می‌خوای بکشیش.

365
00:25:21,166 --> 00:25:22,500
‫پس بیا به همدیگه کمک کنیم.

366
00:25:23,958 --> 00:25:25,791
‫سر پرده آخرش بعداً می‌تونیم با هم بحث کنیم.

367
00:25:29,791 --> 00:25:31,000
‫این خانه امن کجاست؟

368
00:25:34,125 --> 00:25:36,291
‫باید تو هم در ازاش یه چیزی بدی.

369
00:25:37,750 --> 00:25:41,791
‫خیلی بعید می‌دونم تا وقتی این کارو
‫نکردی، هاج بذاره از اینجا بری بیرون.

370
00:25:42,458 --> 00:25:45,101
‫ولی این مسخره‌ست. یه تهمتِ محضه.

371
00:25:45,125 --> 00:25:48,267
‫پروفسور مالیک برای من کار می‌کنه.
‫آخه برای چی باید تو این... این...

372
00:25:48,291 --> 00:25:50,000
‫- خانه امن باشه، قربان.
‫- خانه امن.

373
00:25:50,708 --> 00:25:53,875
‫تو پرونده مالیک هیچی نیست که
‫نشون‌دهنده فعالیت‌های خلاف باشه.

374
00:25:54,583 --> 00:25:56,809
‫- من فقط چیزی رو می‌دونم که دیدم.
‫- باید همین امروز صبح اعدامت می‌کردم.

375
00:25:56,833 --> 00:25:58,500
‫- ببرینش بیرون.
‫- صبر کنین.

376
00:26:00,583 --> 00:26:02,642
‫من تو اون مراسم ندیدمش.

377
00:26:02,666 --> 00:26:04,458
‫- کی رو؟
‫- پروفسور مالیک رو.

378
00:26:05,125 --> 00:26:08,017
‫وقتی تو مراسم از دیوار اومدم تو، ندیدمش.

379
00:26:08,041 --> 00:26:11,142
‫همه پروفسورهای دیگه
‫دور میز بودن، به جز اون.

380
00:26:11,166 --> 00:26:12,208
‫آره، ولی...

381
00:26:14,583 --> 00:26:15,583
‫اون رفته بود.

382
00:26:22,083 --> 00:26:23,833
‫...از امپراتوریِ ملکه.

383
00:26:24,500 --> 00:26:26,958
‫امپراتوری رو دست‌کم نگیرین.

384
00:26:27,875 --> 00:26:30,184
‫ممکنه یه روزی از این کارمون پشیمون بشیم.

385
00:26:30,208 --> 00:26:32,142
‫وسط سخنرانیِ شما، قربان.

386
00:26:32,166 --> 00:26:35,458
‫اون موقع به نظرم عجیب اومد. آخه
‫چرا یکی باید وسط سخنرانیِ من پاشه بره؟

387
00:26:36,416 --> 00:26:38,434
‫با خودم گفتم طفلکی حتماً مشکل مثانه داره.

388
00:26:38,458 --> 00:26:40,642
‫زمان دقیقی برای منفجر
‫کردن بمب بهت داده بودن؟

389
00:26:40,666 --> 00:26:42,351
‫ساعت هشت.

390
00:26:42,375 --> 00:26:45,184
‫دستوراتی که بهم دادن در
‫این مورد کاملاً واضح بود.

391
00:26:45,208 --> 00:26:49,851
‫مگه اینکه مالیک دقیقاً همون موقع خیلی اتفاقی
‫و برای نجات جونش دستشویی‌ش گرفته باشه،

392
00:26:49,875 --> 00:26:52,309
‫که به نظرم منطقیه بگیم می‌دونست
‫بمب قراره ساعت ۸ منفجر بشه.

393
00:26:52,333 --> 00:26:54,517
‫اگه تو اون خانه امن باشه، قربان،

394
00:26:54,541 --> 00:26:57,601
‫و اگه واقعاً داره برخلاف
‫منافع شما کار می‌کنه،

395
00:26:57,625 --> 00:26:58,875
‫ترجیح نمیدین که در جریان باشین؟

396
00:27:00,541 --> 00:27:02,059
‫بریم، پاسبان.

397
00:27:02,083 --> 00:27:05,017
‫درهای جلو و عقب با ورقه‌های فلزی پلمپ شدن.

398
00:27:05,041 --> 00:27:06,934
‫میله‌های پنجره‌ها نیم اینچ ضخامت دارن.

399
00:27:06,958 --> 00:27:08,476
‫زیرزمین یه قفل رمزی داره.

400
00:27:08,500 --> 00:27:10,642
‫می‌خوام همیشه یه مأمور کنارش باشه.

401
00:27:10,666 --> 00:27:12,184
‫شرلوک رو با خودم می‌برم.

402
00:27:12,208 --> 00:27:14,458
‫فکر می‌کنی می‌تونه خودش
‫انتخاب کنه کی بادیگاردش باشه؟

403
00:27:15,166 --> 00:27:16,934
‫- نه، قربان.
‫- نه، قربان.

404
00:27:16,958 --> 00:27:18,500
‫یا شرلوک یا هیچکس.

405
00:27:20,166 --> 00:27:21,392
‫وگرنه برم گردونین تو سلولم.

406
00:27:21,416 --> 00:27:24,458
‫خودتونم می‌تونین برین مالیک رو پیدا کنین.

407
00:27:40,625 --> 00:27:42,000
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

408
00:27:42,583 --> 00:27:44,976
‫چون این احتمال هست که منو زنده نگه داره.

409
00:27:45,000 --> 00:27:48,291
‫نه، چرا دنبال مالیکی؟ چرا
‫داری پروفسورا رو می‌کشی؟

410
00:27:49,333 --> 00:27:51,351
‫این همون کاریه که بابتش بهم پول میدن.

411
00:27:51,375 --> 00:27:53,166
‫باور نمی‌کنم.

412
00:27:53,750 --> 00:27:54,750
‫بهم اعتماد داری؟

413
00:27:55,333 --> 00:27:57,601
‫معلومه که بهت اعتماد
‫ندارم. خودتم می‌دونی که ندارم.

414
00:27:59,458 --> 00:28:01,458
‫منم به تو اعتماد ندارم.

415
00:28:05,250 --> 00:28:06,500
‫رمزش «هایدرا»ست.

416
00:28:07,666 --> 00:28:09,851
‫هفده تا ستاره تو آسمونِ جنوبی.

417
00:28:48,291 --> 00:28:49,541
‫بفرما، در اختیار خودت.

418
00:28:53,958 --> 00:28:55,166
‫مجبورم نکن کار دستت بدم.

419
00:28:58,000 --> 00:28:59,916
‫خیلی خب، راه بیفت!

420
00:29:01,375 --> 00:29:02,726
‫ممنون.

421
00:29:02,750 --> 00:29:03,809
‫نه، من ازت ممنونم.

422
00:29:06,166 --> 00:29:07,333
‫مالیک.

423
00:29:33,500 --> 00:29:34,750
‫اعلیحضرت.

424
00:29:35,958 --> 00:29:39,541
‫اجازه بدین پرنسس شوانِ
‫واقعی رو بهتون معرفی کنم.

425
00:29:40,875 --> 00:29:42,726
‫اعلیحضرت، ایشون سِر بوسفالوس هاج هستن.

426
00:29:42,750 --> 00:29:47,642
‫فقط ای کاش اولین دیدارمون
‫تو شرایطِ بهتری اتفاق می‌افتاد.

427
00:29:47,666 --> 00:29:51,142
‫حرفمو باور کنین وقتی میگم برای
‫پیدا کردنتون از هیچ خرجی دریغ نکردم.

428
00:29:51,166 --> 00:29:55,041
‫اوشی، همین الان یه تلگراف
‫برای وزیر خارجه بفرست.

429
00:29:55,666 --> 00:29:56,916
‫اوشی...

430
00:29:57,500 --> 00:29:59,642
‫حتماً بهش بگو که من پیداش کردم.

431
00:29:59,666 --> 00:30:00,726
‫چشم، قربان.

432
00:30:00,750 --> 00:30:02,958
‫اینجا همون جاییه که دیدم
‫پروفسور مالیک داره گوش میده.

433
00:30:08,333 --> 00:30:09,541
‫شرلوک؟

434
00:30:10,500 --> 00:30:11,500
‫مادرت.

435
00:30:12,250 --> 00:30:14,000
‫تمامِ صداهای ضبط‌شده‌ش.

436
00:30:26,708 --> 00:30:30,226
‫یه اسبِ پونیِ کوچولو داشتم، اسمش دَپل گرِی بود.

437
00:30:30,250 --> 00:30:32,851
‫قرضش دادم به یه خانومی
‫که باهاش یه مایل سواری کنه.

438
00:30:32,875 --> 00:30:37,851
‫اونم شلاقش زد و با تازیانه به
‫جونش افتاد، و اون... کاری کن...

439
00:30:37,875 --> 00:30:40,666
‫کاری کن قطع شه!

440
00:30:53,083 --> 00:30:54,416
‫خیلی متأسفم.

441
00:30:55,333 --> 00:30:57,125
‫آخه کی دلش میاد یه همچین کاری بکنه؟

442
00:30:58,375 --> 00:31:01,351
‫وقتی توسط این افرادِ شرور بازداشت شده بودین،

443
00:31:01,375 --> 00:31:04,291
‫احیاناً پیش نیومد که...

444
00:31:07,166 --> 00:31:08,333
‫این مرد رو ببینین؟

445
00:31:09,083 --> 00:31:10,309
‫نه.

446
00:31:10,333 --> 00:31:13,142
‫می‌بینی، می‌دونستم اون
‫هیچ‌وقت خودشو قاطیِ...

447
00:31:13,166 --> 00:31:15,059
‫...این کارای کثیف نمی‌کرد، مایکرافت.

448
00:31:15,083 --> 00:31:18,017
‫می‌بینی، برخلاف تو، پروفسور
‫مالیک معنیِ وفاداری رو می‌فهمه.

449
00:31:18,041 --> 00:31:19,851
‫- مالیک؟
‫- بله.

450
00:31:19,875 --> 00:31:22,226
‫- اسمش براتون آشناست؟
‫- بله، اسمشو آوردن.

451
00:31:22,250 --> 00:31:23,726
‫- شاید اشتباه شنیدین.
‫- نه، اشتباه نکردم.

452
00:31:23,750 --> 00:31:26,083
‫همین دیروز داشتن در موردِ
‫رفتن به دیدنش حرف می‌زدن.

453
00:31:26,875 --> 00:31:29,934
‫اعلیحضرت، نگفتن کجا؟

454
00:31:29,958 --> 00:31:32,958
‫«تو اَبدون. پشتِ قفل‌ها.»

455
00:31:34,083 --> 00:31:35,166
‫همینی بود که شنیدم.

456
00:31:40,000 --> 00:31:42,666
‫شرلوک، اینا همه‌شون
‫متنِ پیاده‌شده‌ی اون نواران.

457
00:31:44,916 --> 00:31:47,083
‫کلِ زندگیش اینجا ثبت شده.

458
00:31:48,375 --> 00:31:52,875
‫این لیستِ ملاقات‌کننده‌هاشه.
‫خودم، برادرم، پدرم.

459
00:31:55,583 --> 00:31:58,476
‫یکی به اسمِ «لاوسون جَگرز» هست. یه وکیل.

460
00:31:58,500 --> 00:32:00,601
‫- می‌شناسیش؟
‫- نه.

461
00:32:00,625 --> 00:32:02,767
‫جگرز آخرین بار کِی اومده ملاقات؟

462
00:32:02,791 --> 00:32:05,934
‫جمعه، ۱۱ آگوست. ساعت ۱۰.

463
00:32:05,958 --> 00:32:08,358
‫شرلوک، اون صفحه رو
‫از تو متنا پاره کردن و کندن.

464
00:32:09,833 --> 00:32:12,226
‫۱۱ آگوست، ساعت ۱۰؟

465
00:32:12,250 --> 00:32:13,583
‫آره.

466
00:32:19,750 --> 00:32:23,458
‫آقای جگرز اومدن دیدنتون.

467
00:32:24,666 --> 00:32:28,601
‫خانم هلمز، از دیدنِ دوباره‌تون خیلی خوشحالم.

468
00:32:28,625 --> 00:32:30,166
‫من تنهاتون می‌ذارم تا حرف بزنین.

469
00:32:34,875 --> 00:32:37,375
‫می‌بینم که اتاقتون عوض شده. خیلی قشنگه.

470
00:32:38,500 --> 00:32:42,892
‫خب، شاید بهتر باشه بریم
‫سرِ ادامه بحثِ قبلی‌مون.

471
00:32:52,375 --> 00:32:53,726
‫روش خط انداختن.

472
00:32:53,750 --> 00:32:55,517
‫- استوانه‌ی ضبطِ صدا. این...
‫- خرابش کردن.

473
00:32:55,541 --> 00:32:57,476
‫حتماً یکی خیلی دلش می‌خواسته مطمئن بشه که...

474
00:32:57,500 --> 00:32:59,226
‫...ما نفهمیم تو اینا چیه.

475
00:32:59,250 --> 00:33:01,666
‫شرلوک. اینا دیگه چیه؟

476
00:33:08,958 --> 00:33:12,000
‫اینا صداهای ضبط‌شده‌ی مادرمونه.

477
00:33:13,333 --> 00:33:14,625
‫همه‌شون.

478
00:33:18,291 --> 00:33:21,142
‫آخه چرا یکی باید باهاش
‫همچین کاری بکنه، شرلوک؟

479
00:33:21,166 --> 00:33:22,642
‫داریم ته و توش رو درمیاریم.

480
00:33:22,666 --> 00:33:25,875
‫یه سرنخ از مخفیگاه احتمالیِ
‫پروفسور مالیک پیدا کردیم.

481
00:33:26,916 --> 00:33:30,434
‫مشخصاً، هاج می‌خواد خودش پیگیریش کنه، ولی...

482
00:33:30,458 --> 00:33:32,559
‫- نه، تو پروفسور مالیک رو پیدا کن.
‫- باشه.

483
00:33:32,583 --> 00:33:35,517
‫- تو بفهم چرا داشته این کارو می‌کرده.
‫- بهت قول میدم.

484
00:33:35,541 --> 00:33:38,059
‫و یه سری هم به این یارو،
‫لاوسون جگرز، می‌زنیم

485
00:33:38,083 --> 00:33:39,976
‫تا ببینیم چه کار و باری با مادرمون داشته.

486
00:33:40,000 --> 00:33:41,500
‫- صبر کن، کی...
‫- اون کجاست؟

487
00:33:42,333 --> 00:33:45,916
‫شوان، یا هر اسم کوفتیِ
‫دیگه‌ای که داره. کجاست؟

488
00:33:49,333 --> 00:33:51,892
‫اون... همین یه لحظه پیش اینجا بود.

489
00:33:51,916 --> 00:33:55,226
‫لعنت بهت هلمز، اگه فرار کرده
‫باشه، شخصاً باید جواب پس بدی.

490
00:33:55,250 --> 00:33:58,226
‫من دمِ همه درها آدم گذاشتم.
‫امکان نداره تونسته باشه بره بیرون.

491
00:33:58,250 --> 00:34:00,875
‫- آخه چطوری تونسته جیم بشه...
‫- صبر کن.

492
00:34:01,666 --> 00:34:04,976
‫اوشی، خودتو سگِ شکاریِ من بدون.

493
00:34:05,000 --> 00:34:06,333
‫نمی‌خواد زنده برش گردونی.

494
00:34:22,166 --> 00:34:26,791
‫برای همین ما رو کشوند اینجا.
‫تو یه احمقی، هلمز. گولت زد.

495
00:34:27,750 --> 00:34:29,375
‫برو کنار!

496
00:34:30,958 --> 00:34:32,351
‫صبر کن! وایسا!

497
00:34:35,625 --> 00:34:37,333
‫تکون بخور! برو کنار!

498
00:34:48,791 --> 00:34:49,958
‫همونجا وایسا!

499
00:35:18,958 --> 00:35:20,976
‫هیچ «اَبدون»ی رو نقشه نیست.

500
00:35:21,000 --> 00:35:25,101
‫گفت «پشتِ قفل‌ها». حالا،
‫ممکنه یه جایی رو کانالِ آب باشه؟

501
00:35:25,125 --> 00:35:27,184
‫ممکنه اَبدون اسمِ یه قایق باشه؟

502
00:35:27,208 --> 00:35:29,184
‫ما یه جایی لیستِ ثبتِ
‫قایق‌ها و کشتی‌ها رو داریم.

503
00:35:29,208 --> 00:35:30,642
‫ولی اوشی کجاست؟

504
00:35:30,666 --> 00:35:32,434
‫هنوز گزارشی نداده، قربان.

505
00:35:32,458 --> 00:35:34,351
‫این داره تبدیل به یه افتضاحِ لعنتی میشه!

506
00:35:34,375 --> 00:35:36,726
‫پروفسور مالیک رو پیدا کن، لعنتی!

507
00:35:36,750 --> 00:35:38,976
‫فکر کرده می‌تونه بهم خیانت
‫کنه؟ سرِ لعنتیشو از تنش می‌کنم!

508
00:35:39,000 --> 00:35:41,101
‫میشه بپرسم پرنسس دقیقاً چی گفت، قربان؟

509
00:35:41,125 --> 00:35:45,601
‫گفت اونا دارن پروفسور
‫مالیک رو تو اَبدون می‌بینن.

510
00:35:45,625 --> 00:35:47,000
‫پشتِ قفل‌ها.

511
00:35:47,625 --> 00:35:48,833
‫اَبدون و سِنِن.

512
00:35:49,791 --> 00:35:51,208
‫اونا شهدای کاتولیکِ باستانین.

513
00:35:52,333 --> 00:35:53,541
‫اگه اجازه بدین.

514
00:35:54,500 --> 00:35:56,601
‫یه صومعه‌ی مخروبه‌ی قرون وسطایی
‫نه چندان دور از آکسفورد هست.

515
00:35:56,625 --> 00:35:58,392
‫که یه زمانی وقفِ اونا شده بود.

516
00:35:58,416 --> 00:35:59,500
‫«پشتِ قفل‌ها»؟

517
00:36:00,208 --> 00:36:01,291
‫گیسوانِ ماریان.

518
00:36:03,125 --> 00:36:05,833
‫یه یادگارِ مقدسِ قدیمی که میگن
‫تو اون صومعه نگهداری می‌شده.

519
00:36:06,541 --> 00:36:09,250
‫طبق افسانه‌ها، اون موی
‫مریم، مادر عیسی بوده.

520
00:36:10,083 --> 00:36:12,017
‫عجب، اصلاً فکرشو نمی‌کردم،
‫اِدی. تو از کجا اینو می‌دونستی؟

521
00:36:12,041 --> 00:36:14,416
‫پدرم تشویقم می‌کرد که کتاب بخونم، قربان.

522
00:36:15,000 --> 00:36:18,226
‫تو چرا اینو نمی‌دونی، مایکرافت؟

523
00:36:18,250 --> 00:36:23,041
‫تو زمینه‌ی شهدای گمنامِ
‫مسیحی یه کم لنگ می‌زنم، قربان.

524
00:36:25,541 --> 00:36:27,000
‫این صومعه‌ی مخروبه کجاست؟

525
00:36:27,916 --> 00:36:28,976
‫اونجاست، قربان.

526
00:36:29,000 --> 00:36:31,125
‫شوان خوب یاد گرفته چطوری بهت رو دست بزنه.

527
00:36:31,916 --> 00:36:32,916
‫مزخرفه.

528
00:36:33,458 --> 00:36:37,309
‫در واقع، اگه دقت کنی می‌بینی که
‫من کمکش کردم تا آزادیشو پس بگیره.

529
00:36:37,333 --> 00:36:40,059
‫آهان که اینطور. پس از اون راهرو خبر داشتی؟

530
00:36:40,083 --> 00:36:41,267
‫می‌دونستی که قراره فرار کنه؟

531
00:36:41,291 --> 00:36:45,684
‫من فقط به این نتیجه رسیدم که
‫دنیا با وجودِ اون جای جالب‌تریه.

532
00:36:47,916 --> 00:36:49,166
‫عجب مزخرفاتی.

533
00:36:56,000 --> 00:36:58,666
‫جنابِ لاوسون جگرز، وکیل.

534
00:37:07,208 --> 00:37:09,208
‫قضیه بوی جالبی میده.

535
00:37:21,250 --> 00:37:22,250
‫همگی آماده‌ین؟

536
00:37:27,666 --> 00:37:30,226
‫برای انجام هر کاری بیشتر
‫از یه راه وجود داره، جیمز.

537
00:37:30,250 --> 00:37:33,250
‫خب، من دوست دارم کارامو اینطوری انجام بدم.

538
00:37:52,541 --> 00:37:53,541
‫یا خدا.

539
00:37:55,458 --> 00:37:57,934
‫اینم از پایانِ کارِ جناب جگرز.

540
00:37:57,958 --> 00:38:00,583
‫خانم هلمز، از دیدنِ دوباره‌تون خیلی خوشحالم.

541
00:38:05,125 --> 00:38:06,267
‫اون خونه؟

542
00:38:09,041 --> 00:38:10,125
‫نشونه‌ی درگیری.

543
00:38:11,625 --> 00:38:12,916
‫با یکی دست‌به‌یقه شده.

544
00:38:17,750 --> 00:38:20,851
‫پس یکی مکالماتش با مادر منو پاک می‌کنه.

545
00:38:20,875 --> 00:38:23,642
‫و بعد خودشم خیلی بی‌سروصدا و راحت پاک میشه.

546
00:38:23,666 --> 00:38:25,875
‫یه خودکشیِ خیلی به‌موقع و
‫مشکوک، اینطور فکر نمی‌کنی؟

547
00:38:28,375 --> 00:38:31,934
‫دفترهای یادداشت. شاید بهت بگن
‫چه کار و باری با مادرت داشته.

548
00:38:31,958 --> 00:38:33,601
‫من میرم اینو گزارش بدم.

549
00:38:33,625 --> 00:38:34,726
‫به پلیس؟

550
00:38:34,750 --> 00:38:36,476
‫- آره.
‫- و کارشونو براشون انجام بدی؟

551
00:38:36,500 --> 00:38:39,017
‫چون من قبلاً مظنون به قتل بودم،

552
00:38:39,041 --> 00:38:40,767
‫و ترجیح میدم این اتفاق دوباره نیفته.

553
00:38:40,791 --> 00:38:44,750
‫سِنِکا میگه مشکلِ این
‫زندگی این نیست که کوتاهه.

554
00:38:45,791 --> 00:38:47,871
‫مشکل اینه که ما بخشِ خیلی زیادیشو
‫به مسخره‌بازی و علافی هدر میدیم.

555
00:39:20,416 --> 00:39:22,250
‫می‌خوام یه مرگ رو گزارش بدم.

556
00:39:23,041 --> 00:39:27,726
‫لاوسون جگرز. وکیل. کوچه آلبا، پلاک ۴.

557
00:39:27,750 --> 00:39:28,833
‫و شما؟

558
00:39:30,166 --> 00:39:32,416
‫- شرلوک هلمز.
‫- هلمز؟

559
00:39:33,166 --> 00:39:35,000
‫یه تلگراف براتون داریم.

560
00:39:37,291 --> 00:39:38,333
‫شرلوک؟

561
00:39:47,000 --> 00:39:48,083
‫شرلوک.

562
00:39:52,625 --> 00:39:55,250
‫ولم کن!

563
00:39:55,708 --> 00:39:57,767
‫- مادر؟
‫- شرلوک!

564
00:39:57,791 --> 00:40:00,101
‫مادر! ازش دور شو! ولش کن! همین الان ولش کن!

565
00:40:00,125 --> 00:40:03,017
‫اون به کمک نیاز داره. باید یه
‫جایی باشه که بشه ازش مراقبت کرد.

566
00:40:03,041 --> 00:40:05,476
‫خیلی متأسفم شرلوک، من
‫فقط یه لحظه رفتم بیرون.

567
00:40:05,500 --> 00:40:07,267
‫نگران نباش کرول. اونا
‫قرار نیست ببرنش هیچ جا.

568
00:40:07,291 --> 00:40:10,392
‫فکر کنم متوجه بشین که
‫اختیارِ قانونیِ اون دست منه.

569
00:40:11,750 --> 00:40:15,000
‫و منم فکر کنم متوجه بشین
‫که اختیارِ قانونیِ این دستِ منه.

570
00:40:21,375 --> 00:40:24,458
‫یعنی این تفنگِ دولولِ چخماقیِ کالیبر
‫۱۲ براتون به اندازه کافی قانع‌کننده نیست؟

571
00:40:27,250 --> 00:40:28,291
‫- ولش کن.
‫- ممنون.

572
00:40:29,416 --> 00:40:32,125
‫ما فقط داریم خیر و صلاحشو در نظر می‌گیریم.

573
00:40:33,875 --> 00:40:35,416
‫تو می‌دونستی، مگه نه؟

574
00:40:36,333 --> 00:40:38,458
‫در مورد اون صداهای ضبط‌شده
‫می‌دونستی. در مورد پروفسور مالیک.

575
00:40:41,125 --> 00:40:43,083
‫- چرا این کارو می‌کرد؟
‫- اینو باید از خودش بپرسی.

576
00:40:43,666 --> 00:40:45,266
‫به من فقط پول دادن که
‫چشممو رو این قضیه ببندم.

577
00:40:47,916 --> 00:40:49,291
‫خیلی متأسفم، مادر.

578
00:40:50,250 --> 00:40:52,583
‫خیلی متأسفم. اصلاً نباید تنهات می‌ذاشتم.

579
00:40:53,708 --> 00:40:57,583
‫میشه خیلی محترمانه پیشنهاد
‫بدم که همه‌تون گورتونو گم کنین؟

580
00:41:03,000 --> 00:41:05,000
‫[ صومعه عبدون (پشت قفل‌ها) ]

581
00:41:14,000 --> 00:41:15,625
‫خیلی خب، حرکت کنین!

582
00:41:17,875 --> 00:41:20,708
‫- کاملاً مطمئنین که همین جاست؟
‫- کاملاً مطمئنم، قربان.

583
00:41:28,666 --> 00:41:30,059
‫لستراد، می‌خوام این تو پرونده ثبت بشه

584
00:41:30,083 --> 00:41:32,851
‫که من کسی بودم که گرهِ
‫این پرونده رو باز کرد.

585
00:41:32,875 --> 00:41:33,958
‫بله، البته، قربان.

586
00:41:36,583 --> 00:41:39,125
‫فکر کنم یه حرکتی سمتِ کلیسا دیدم، قربان.

587
00:41:46,750 --> 00:41:48,767
‫می‌خوام کسی باشم که دستگیرش می‌کنه.

588
00:41:48,791 --> 00:41:50,125
‫بسیار خب، قربان.

589
00:42:41,875 --> 00:42:43,434
‫روز بخیر، بوسفالوس.

590
00:42:43,458 --> 00:42:44,875
‫کیشور مالیک.

591
00:42:46,458 --> 00:42:49,851
‫پس حقیقته. یهودایِ شخصِ خودم.

592
00:42:49,875 --> 00:42:53,041
‫هیچ چیزی نیست که نشه تو مسیرِ علم فداش کرد.

593
00:42:54,500 --> 00:42:56,517
‫«دانش همون بالی است که با
‫آن به سوی بهشت پرواز می‌کنیم.»

594
00:42:56,541 --> 00:42:59,059
‫برای من از شکسپیر نقل قول نکن، آقا.

595
00:42:59,083 --> 00:43:01,601
‫طمعِ کثیفت رو تو زرورقِ احساساتِ نجیبانه نپیچ.

596
00:43:01,625 --> 00:43:04,041
‫می‌خواستی پروژه‌ی منو
‫به بالاترین قیمت بفروشی.

597
00:43:05,041 --> 00:43:06,708
‫چی بود قضیه، پولی که بهت می‌دادم کم بود؟

598
00:43:07,291 --> 00:43:09,434
‫طمعِ خالص و محض.

599
00:43:09,458 --> 00:43:11,351
‫انگار خودت به چیزِ دیگه‌ای پایبندی.

600
00:43:11,375 --> 00:43:12,916
‫من پایبند به ملکه و کشورم، آقا.

601
00:43:13,583 --> 00:43:15,601
‫انگلیسی بودن یعنی بردنِ لاتاریِ زندگی.

602
00:43:15,625 --> 00:43:18,309
‫چیزی که هر روز و هر
‫روز به خودم یادآوری می‌کنم.

603
00:43:18,333 --> 00:43:20,559
‫دست من که نیست اگه در کنارِ...

604
00:43:20,583 --> 00:43:22,434
‫...این از خودگذشتگیِ خستگی‌ناپذیرم
‫تو این راه، یه پولی هم گیرم میاد؟

605
00:43:22,458 --> 00:43:24,226
‫من به خاطر پول بهتون خیانت نکردم، آقا.

606
00:43:24,250 --> 00:43:27,958
‫بهتون خیانت کردم چون چیزی که
‫کشف کردم می‌تونست کلِ دنیا رو تغییر بده.

607
00:43:29,625 --> 00:43:33,541
‫و نمی‌تونستم تحمل کنم ببینم افتخارِ
‫کشفیاتِ منو به اسم خودتون می‌زنین.

608
00:43:34,208 --> 00:43:36,392
‫- و تاریخ منو فراموش کنه.
‫- ولی فراموشت می‌کنه، آقا.

609
00:43:36,416 --> 00:43:38,351
‫اسم من به عنوان مردی که این
‫امپراتوری رو ساخت تو تاریخ ثبت میشه.

610
00:43:38,375 --> 00:43:41,015
‫ولی تو از اون طرف، حتی
‫مادرت هم فراموشت می‌کنه.

611
00:43:44,000 --> 00:43:47,166
‫فقط یه خواهش دارم، قبل
‫از اینکه باهات خداحافظی کنم.

612
00:43:49,291 --> 00:43:51,916
‫منظورم اینه که، اگه انقدر لطف کنی
‫بگی، به خاطر کی بهم خیانت کردی؟

613
00:43:52,833 --> 00:43:54,226
‫پروسی‌ها؟

614
00:43:54,250 --> 00:43:55,583
‫عثمانی‌ها؟

615
00:43:57,125 --> 00:44:01,500
‫دستتو از تو جیبت دربیار، مرد حسابی.

616
00:44:10,166 --> 00:44:11,392
‫هاج؟

617
00:44:11,416 --> 00:44:12,708
‫هاج!

618
00:44:17,583 --> 00:44:19,833
‫خیلی خب، پخش بشین! مالیک
‫نمی‌تونه زیاد دور شده باشه.

619
00:44:24,041 --> 00:44:25,101
‫تیر خورده؟

620
00:44:27,000 --> 00:44:29,291
‫هیچ... هیچ... هیچ خونی در کار نیست...

621
00:44:30,916 --> 00:44:32,767
‫هیچ جای گلوله‌ای نیست. هیچی.

622
00:44:32,791 --> 00:44:34,041
‫سِر بوسفالوس؟

623
00:44:37,958 --> 00:44:39,958
‫اون... نفس نمی‌کشه.

624
00:44:43,541 --> 00:44:44,958
‫مرده.

625
00:44:50,708 --> 00:44:52,000
‫تفنگ و نوشیدنیِ داغ.

626
00:44:52,583 --> 00:44:54,958
‫خدایا، شما دقیقاً زنِ دلخواهِ منین، خانم کرول.

627
00:44:56,625 --> 00:44:57,708
‫خانم کرول.

628
00:44:58,750 --> 00:44:59,976
‫ممنونم.

629
00:45:00,000 --> 00:45:01,541
‫خواهش می‌کنم.

630
00:45:04,333 --> 00:45:06,934
‫اون سیلیه باید خیلی چسبیده باشه.

631
00:45:06,958 --> 00:45:08,791
‫جیمز.

632
00:45:10,541 --> 00:45:13,333
‫بدجور حالمو جا آورد.

633
00:45:14,125 --> 00:45:15,208
‫خب، حالا چی؟

634
00:45:16,958 --> 00:45:21,166
‫هنوز یه قدمم به فهمیدنِ اینکه چرا شما
‫قاطی این ماجراها بودین نزدیک‌تر نشدیم.

635
00:45:24,166 --> 00:45:26,726
‫محتمل‌ترین توضیح، همیشه ساده‌ترینشه.

636
00:45:29,833 --> 00:45:31,833
‫فقط بهم پول دادن که
‫چشممو رو این قضیه ببندم.

637
00:45:41,375 --> 00:45:42,375
‫عزیزم.

638
00:45:47,958 --> 00:45:49,166
‫شرلوک.

639
00:45:49,958 --> 00:45:53,517
‫پسرم. شنیدم یه کم به دردسر افتادی.

640
00:45:54,000 --> 00:45:57,000


641
00:45:57,030 --> 00:46:04,030


